خبر و دیدگاه

بازی کنترل‌شده در سایه بی‌ثباتی: راهبرد روسیه در افغانستان

 

ضمیر کابلوف نماینده ویژه ی رییس جمهورروسیه گفته است که کشورش اجازه نمی دهد که امریکا پایگاه نظامی بگرام را دوباره در کنترل گیرد. از سوی دیگر، وی از طالبان و پاکستان می خواهد که در مبارزه تروریسم همکاری کنند. در عین زمان، آقای کابلوف  نگرانی خود را از حضور گروه های تروریستی در افغانستان، ابراز کرده است

این اظهارات، نشان دهنده یک بازی چند لایه و پیچیده روسیه در افغانستان است.  شاید به نظر برسد که روس ها در میدان افغانستان، سردرگم هستند. اما تحلیل های عمیق نشان می دهند که  راهبرد روسیه در افغانستان نه ناشی از ضعف اطلاعاتی است و نه حاصل سردرگمی؛ بلکه بازتاب یک بازی پیچیده، چندلایه و حساب‌شده در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. مسکو آگاهانه در مسیری حرکت می‌کند که برای دیگر بازیگران مبهم، متناقض و حتی اغفال‌کننده به نظر برسد، اما در واقع این ابهام بخشی از طراحی راهبردی آن است. تعامل همزمان با طالبان و پاکستان در چارچوب مبارزه با تروریسم، بیش از آن‌که نشانه یک انتخاب ساده باشد، بیانگر تکیه تاکتیکی بر بازیگران غیرقابل اعتماد برای حفظ اشراف اطلاعاتی و حضور مؤثر در میدان افغانستان است.

در مرکز این رویکرد، حفظ «حیاط استراتیژیک» روسیه در آسیای مرکزی قرار دارد؛ حوزه‌ای که در دکترین امنیتی اورآسیا جایگاه محوری دارد. روسیه با برجسته‌سازی تهدیدهای ناشی از افغانستان تحت حاکمیت طالبان، در واقع زمینه را برای تقویت حضور امنیتی خود در آسیای مرکزی فراهم می‌سازد و این حضور را توجیه می‌کند. این بزرگ‌نمایی تهدید، نه صرفاً واکنشی به خطرات واقعی، بلکه بخشی از یک راهبرد فعال برای تثبیت نفوذ منطقه‌ای است.

روسیه با بهره‌گیری از روابط پیچیده میان طالبان، پاکستان و ایالات متحده، فضای مانور خود را گسترش می‌دهد. این کشور به‌خوبی آگاه است که روابط میان این بازیگران همواره با بی‌اعتمادی، شکاف و رقابت همراه بوده و دقیقاً از همین نقاط ضعف برای پیشبرد اهداف عملیاتی خود استفاده می‌کند. برخلاف دوران جنگ سرد، سیاست خارجی روسیه امروز کمتر ایدئولوژیک و به‌مراتب پراگماتیک‌تر و انعطاف‌پذیرتر است؛ به‌گونه‌ای که به‌جای تکیه بر اتحادهای ثابت، بر ائتلاف‌های موقت و منافع مقطعی تمرکز دارد.

در این چارچوب، مسکو سناریوهای مختلف را همزمان در نظر دارد. اگر پاکستان در ادامه مسیر به سمت بازیگران دیگر متمایل شود یا طالبان تحت فشارهای بیرونی تغییر رفتار دهد، روسیه نباید غافلگیر شود. به همین دلیل، حفظ رابطه با طالبان برای روسیه بیشتر یک ضرورت اطلاعاتی و تاکتیکی است تا یک انتخاب استراتژیک بلندمدت. طالبان نه شریک نهایی، بلکه یکی از ابزارهای موقت در یک بازی پیچیده‌تر است؛ همان‌گونه که برای سایر قدرت‌ها نیز چنین نقشی دارد.

روسیه در این بازی، از طرح موضوعاتی مانند پایگاه بگرام نیز به‌صورت هدفمند استفاده می‌کند. مطرح‌سازی این مسئله، حتی بدون نشانه‌های قطعی از اقدام امریکا، نوعی «شوک اطلاعاتی» ایجاد می‌کند که می‌تواند واکنش بازیگران مختلف را برانگیزد و در عین حال، زمینه‌ساز ایجاد یک سپر دفاعی در برابر سناریوهای احتمالی باشد. این رویکرد، بخشی از یک بازی اطلاعاتی پیش‌دستانه است که هدف آن خرید زمان، افزایش حساسیت منطقه‌ای و جلوگیری از غافلگیری است.

در این میان، آنچه در ظاهر به‌عنوان تناقض در سیاست‌های روسیه دیده می‌شود، در واقع ابزاری برای مدیریت همزمان چندین ریسک و فرصت است. مسکو نه به‌دنبال پیروزی کامل در افغانستان است و نه خواهان ثبات مطلق در این کشور؛ بلکه هدف اصلی آن جلوگیری از شکل‌گیری یک نظم باثبات تحت نفوذ رقبایی چون امریکا است. از نگاه روسیه، یک افغانستان بی‌ثبات اما قابل‌کنترل، مزایای چندوجهی دارد: توجیه حضور امنیتی در آسیای مرکزی، حفظ کانال‌های اطلاعاتی فعال، انتقال هزینه‌های بحران به دیگران و جلوگیری از تثبیت نفوذ قدرت‌های رقیب.

در نهایت، راهبرد روسیه بر این اصل استوار است که در میدان افغانستان نباید تنها ماند. حضور همزمان بازیگران متعدد،  به‌صورت مبهم و رقابتی برای مسکو قابل‌تحمل‌تر و حتی مطلوب‌تر از یک صحنه خالی است که در آن یک قدرت بتواند بدون مزاحمت دست بالا را بگیرد. از این منظر، روسیه ترجیح می‌دهد بازی پیچیده، پرهزینه و چندجانبه ادامه یابد، تا اینکه شاهد یک نظم ساده اما به‌نفع رقبایش باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا