انتشار مجموعه سهجلدی «یارمن»
از درون من نجست اسرار من
در روزگاری که بازخوانی میراث فکری و فرهنگی بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است، انتشار مجموعه سهجلدی «یارمن» را میتوان گامی ارزشمند در جهت بازشناسی یکی از بزرگترین چهرههای عرفان و ادب زبان فارسی و تصوف اسلامی، یعنی مولانا جلالالدین محمد بلخی، دانست. این مجموعه با نگاهی پژوهشی، انتقادی و مستند، به بررسی اندیشهها، آثار و هویت تاریخی این شخصیت برجسته میپردازد .نویسنده این اثر، مهندس نور احمد سلطانی، از یک پرسش بنیادین آغاز میکند؛ پرسشی که ریشه در بیتی مشهور از نورالدین عبدالرحمن جامی دارد:
هست قرآن در زبان پهلویاین پرسش که آیا مثنوی معنوی را میتوان «قرآن به زبان فارسی» دانست، نقطه آغاز سفری طولانی در مسیر تحقیق و جستجوی حقیقت برای نویسنده بوده است. سفری که از تردید و جستجو آغاز شده و به پژوهشی چندینساله در حوزه تصوف، عرفان و مولونا پژوهی انجامیده است .
در این مسیر، نویسنده با رویکردی نقادانه به بررسی منابع سنتی همچون «مناقب العارفین» و «نفحات الانس» پرداخته و نشان داده است که چگونه افسانه پردازیها و روایتهای اغراقآمیز، در طول زمان، چهرهای غیرواقعی از مولانا ترسیم کردهاند. «یارمن» تلاش میکند تا این لایههای افزوده را کنار زده و خواننده را به درک اصیلتری از اندیشه و شخصیت مولانا رهنمون سازد.یکی از محورهای اساسی این مجموعه، بررسی گفتمانهای مختلف پیرامون مولانا است؛ از گفتمان پژوهشی و عرفانی گرفته تا گفتمان تجارتی و عوامپسند. در این میان، نویسنده با استناد به دیدگاههای پژوهشگرانی چون فرانکلین لوئیس، تلاش میکند تا مرز میان شناخت علمی و برداشتهای سطحی و تحریفشده را روشن سازد.
در همین راستا، این اثر بهطور ویژه به مسئله هویت تاریخی و تباری مولانا میپردازد. با استناد به منابع معتبر، نشان داده میشود که مولانا از سرزمین بلخ برخاسته و با ریشه خراسانی تاجیک تبار میباشد. از این منظر، اطلاق عنوان «رومی» که ناشی از اقامت او در سرزمین روم است ، نباید موجب کمرنگ شدن هویت اصیل و تاریخی او گردد.«یارمن» بر این نکته تأکید دارد که معرفی مولانا با عنوان «بلخی»، نهتنها محدودکننده اندیشه جهانشمول او نیست، بلکه بازگرداندن او به بستر واقعی تاریخی و فرهنگیو تباری اش میباشد. البته اندیشه و تفکر و دانش مولانا، بیتردید فراتر از مرزهاست و به تمامی بشریت تعلق دارد؛ اما پاسداشت امانت تاریخی ایجاب میکند که این چهره بزرگ را با هویت اصیل و ریشههای واقعیاش به آیندگان معرفی کرد .از دیگر مباحث مهم این مجموعه، نقد نحوه معرفی مولانا در جهان معاصر، بهویژه در غرب، است. در برخی موارد، ترجمهها و بازخوانیهایی از آثار مولانا ارائه شده که نهتنها با روح اندیشه او همخوانی ندارند، بلکه گاه تصویری تحریفشده و سطحی از این عارف بزرگ ارائه میدهند. نویسنده با بررسی این جریانها، خواننده را به تمایز میان «شناخت اصیل» و «بازسازی سلیقهای» فرا میخواند .
ویژگی ممتاز این مجموعه، نگرش قرآنی آن به مثنوی معنوی ( مثنوی شریف) است. در «یارمن»، با رویکردی تحلیلی و مستند، پیوند عمیق میان مثنوی و مفاهیم قرآنی مورد بررسی قرار گرفته و این ارتباط بر پایه استنباط و استناد به بیش از یکهزار و ششصد آیه قرآن کریم تبیین شده است. این رویکرد، افق تازهای در فهم مثنوی میگشاید و آن را در بستر اندیشه توحیدی و قرآنی معنا میکند.
در نهایت، «یارمن» تلاشی است برای بازگشت به متن، به اندیشه و به حقیقت؛ تلاشی برای آنکه مولانا را نه از خلال افسانهها و ظنها، بلکه از درون آثار خودش بشناسید .
«هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من»




