اکثریت جعلی
تیوری «اکثریت» در افغانستان نه بر دادههای علمی استوار است و نه بر اصول دموکراتیک؛ بلکه یک جعل سیاسی است که برای مشروعیتبخشی به حاکمیت تکقومی ساخته شده است. در کشوری که در تمام تاریخ معاصر آن حتی یک سرشماری سراسری، شفاف و علمی انجام نشده، ادعای اکثریتبودن یک قوم، واقعیت آماری نیست، بلکه ابزار قدرت است. این جعل، سالهاست برای اسارت ساختاری اقوام دیگر و حذف آنان از قدرت، تاریخ و هویت سیاسی بهکار میرود.
نظریهپردازان پشتونیسم، برای طبیعیسازی این سلطه، مفهومی بهنام «برادر بزرگ» را تبلیغ کردهاند؛ برادری که گویا حق ذاتی رهبری، قیمومیت و تصمیمگیری بهجای دیگران را دارد. اما این «برادر بزرگ» نه حامی، که ناظر، مهارکننده و سرکوبگر است؛ تصویری که با دقت هولناک، به «Big Brother» در رمان 1984 جورج اورول شباهت دارد. همانگونه که در جهان اورولی، برادر بزرگ به نام امنیت و نظم، آزادی را میبلعد، در افغانستان نیز «برادر بزرگ قومی» به نام وحدت و اکثریت، کرامت انسانی، برابری و حق انتخاب اقوام دیگر را نابود کرده است.
پشتونها، برخلاف تاجیکان که عمدتاً در بستر شهرنشینی، فرهنگ مدنی و نظام اداری رشد یافتهاند، در ساختار قبیلهای، مناسبات بستهی خونی و فرهنگ تهاجمی قدرت پرورش یافتهاند. این ساختار، در سه قرن گذشته، در تبانی با قدرتهای استعماری، به ابزار سلطه بر دیگر اقوام بدل شده است. سلطهای که نه بر رضایت عمومی، بلکه بر زور، حذف سیاسی، جعل تاریخ و مصادرهی دولت استوار بوده است. از همینرو، حکومتهای پشتونمحور همواره حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق اقلیتها را تهدیدی برای اقتدار «برادر بزرگ» تلقی کردهاند، نه ارزشهای انسانی.
تناقض بنیادین اینجاست: همان حکومتهایی که میدانند در نبود سرشماری، ادعای اکثریت فاقد هرگونه اعتبار علمی است، و حتی از نظر شواهد اجتماعی و تخمینهای مستقل، از لحاظ کمیت نفوس در برابر تاجیکان در موقعیت اقلیت قرار دارند، با زور اسلحه و ایدئولوژی قبیلهای، خود را «اکثریت» و «برادر بزرگ» معرفی میکنند. این اکثریتسازی جعلی، سپس به تیوری سیاسی بدل شده و بهانهای برای حکومت تکقومی، حذف سیستماتیک اقوام دیگر و تحمیل زبان، فرهنگ و هویت قبیلهای بر یک جامعهی چندقومیتی میشود.
در نتیجه، «تیوری اکثریت پشتون» و «اسطورهی برادر بزرگ» دو روی یک پروژهاند: پروژهی کنترل، نظارت و سلطه. پروژهای که دهههاست کمر اقوام دیگر افغانستان را خم کرده و امکان شکلگیری دولت-ملت عادلانه، دموکراتیک و مبتنی بر برابری را از میان برده است. تا زمانی که این مفاهیم جعلی ــ اکثریت و برادر بزرگ ــ بهطور علمی و انتقادی افشا نشوند، سخن گفتن از وحدت ملی، عدالت و صلح، چیزی جز بازتولید زبان سلطه نخواهد بود.


