Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

عرض تبریکی دسته‌جمعی ما بمناسبت روز ملی اوزبیکی


تاریخ ۲۹ میزان‌ ۱۴۰۴ برابر با ۱۷ اکتوبر ۲۰۲۶- روز ملی اوزبیکی مبارک باد.

پیش‌نوشت!
جنرال‌صاحب فرید احمدی، فرمانده عمومی پیشین نیروهای کماندوی ارتش کشور لطف کرده، کارت دعوتی برای اشتراک جناب معراج‌الدین حامدی رئیس محترم عمومی پیشین دادگاه استیناف استان کابل، محترم حاجی صاحب ذبیح‌الله کبیری و من در مجلس بزرگ‌داشت از روز ملی اوزبیکی فرستادند.‌ کارت‌ها در فرصت مناسبی رسیدند که مجال چند روزه‌ی نفس‌کشیدن را داشتیم.
با آگاهی از موضوع، هوش ناخودآگاه‌ بیدار شد و من را به شروع سال‌های شصت و سپس ادامه‌ی آن در هم‌راهی و هم‌گامی با برادران اوزبیک‌تبار تورک‌تبار ما انداخت. این داستان درازی‌ست و من آن را سال‌ها پیش نوشته و منتشر کرده ام.
تازه‌ آگاه شده بودم که زبیر جان حامدی، فرزند رئیس صاحب دادگاه، هم‌صنف فرزندم‌،‌ زمان آگاه شدن از بودن مَن در شهر و تقریباً ناحیه‌ی مشترک، گفته برای دیدن من،‌ خودش موتر خود را راننده‌گی کرده و میزبان حمل‌ونقل ما از رفت تا برگشت می‌شود.
برای منی که در همین ماه‌ اکتوبر وارد رنج دوری دوازدهمین سال از فرزندم هستم، احساسی دست داد که بویی از بدن فرزندم را در وجود هم‌صنفش استشمام کنم و به‌جای فرزندم او را در آغوش بفشارم. این بزرگ‌ترین خوشی من پیشا اشتراک در خوشی برادران ‌و هم‌وطنان اوزبیک‌تبار من بود که با‌ زحمات زیاد، محفل پرشکوهی را در کشور شاهی هالند تدویر و برگزار کردند.
مقدمه‌یی برای ورود گزارش احتفال عالی روز اوزبیکی!
انسان‌ها در به‌ترین حالاتِ خودکفایی و خودآگاهی، گاهی هم نقال‌ست و حمالِ آن نقل‌ها برای خودش و دگران. به سخن دگر انسان اگر بخواهد دانا باشد و دانا شود.‌ مزید بر آموزش و پرورش خودی، مدرسه‌یی، جمعی، دانش‌گاهی و پایان و بالاتر از آن ما ناگزیریم سری به داشته‌‌های بای‌گانی هوشی دوستان، استادان و دانش‌مندان زده و یا از جهان انسانی، به جهان روایی و کتابی سفر کنیم. سفر در مسیری که آن را تاریخ و گاه‌نامه‌ می‌خوانند. گاه‌نامه‌ نه می‌‌تواند پسینه‌حالی داشته باشد، مگر می‌تواند پیشینه‌حالی با حال‌وهوای خوب‌وبد را به سفره‌ی نه‌ترس خود پیش چشمان میزبان متجسس بگذارد. مشروط بر آن که انباشت‌های گاه‌نامه مشحون بوده باشد از راستی‌‌نویسی برایش. نه‌می‌شود در تنور نان‌پزی، سرب‌ را مذاب کرده و به نام نان برای حالینه‌ها بدهیم که فردا پشینیان می‌شوند. بیش‌ترین تاریخ‌های بشری نوشته شده از گذشته اگر به طور کل نه، اما به صورت پراکنده و بیش‌تر سازوبرگی از گرم‌سازی تنوردروغ‌باف‌عا دارند تا سردساختن عطش تشنه‌کامان دریافت راستی.
تاریخ‌نگاری یا همان گاه‌نامه‌نویسی در کشور ما از دسته‌ی اول است. دسته‌‌یی که تاریخ‌نویسی احمدشاه تا داودشاه، ۹۹ درصد دروغ دارد. آن‌چه نیمه‌عریان است و نه‌توانستند جعل را بالای مردم تحمیل کنند، بر می‌گردد به انکشاف شیوه‌های اطلاع‌رسانی جهانی و کشوری و آگاهی‌های تحصیل‌کرده‌های مردم ما که تا درصدی خیلی بالا جوانان پرتپش‌ و مبارز بودند. نسلی که آهنگ بیدار شو و بیدار باش را پسا شکوه‌براندازی حکومت‌انحصاری قبیله‌وی توسط امیرحبیب‌الله، خادم دین‌رسول‌الله به گوش مردم زمزمه‌کرد. از آن‌جاست که دگر تاریخ را نه می‌توانند جعل‌‌کنند.
تاریخ برای یک تاریخ‌نگار، برای یک مفسر، برای یک پژوهش‌گر ‌و برای یک پیر یا برنا، متناسب به رشته یا نیازش، رفتن به گذشته حتمی‌ست. به ویژه اگر بحث هویت‌شناسی مطرح باشد.

پیشینه‌ی زیستاری و تاریخی سیاسی اوزبیکان در سرزمین مشترک مان

بخش دوم نگاهی به تاریخ اوزبیکان
زنده‌گی اوزبیکان (تورک‌ها) در افغانستان، پیشینه و ریشه‌ی بسیار عمیق، چندین صد ساله و متصل به تمدن‌های بزرگ آسیای مرکزی دارد. برخلاف برخی تصورات خود‌عرضانه و آمیخته با جنون تعصب که حضور این ملت شریف را به سده‌های اخیر محدود می‌کنند، منابع معتبر تاریخی نشان می‌دهند که شمال هندوکش (بدخشان تا فاریاب و بادغیس) از دوران باستان زیست‌گاه اقوام تورک‌تبار بوده است. روایت تاریخ‌نگاران برجسته، از جمله مرحوم استاد میرغلام‌محمد غبار «افغانستان در مسیر تاریخ » و شواهد باستان‌شناسی، پیشینه‌ی زنده‌گی اوزبیکان در افغانستان را در چهار دوره کلیدی زیر تبیین می‌کند:
۱. دوران باستان و مهاجرت‌های نخستین (کوشانیان و یفتلیان)
پیش از شکل‌گیری نام “اوزبیک” به عنوان یک هویت مستقل سیاسی-قومی، اجداد تورک‌تبار آن‌ها در قالب قبایل مختلف به افغانستان ام‌روز حضور داشتند.
• کوشانیان و یفتلیان:
بسیاری از مورخان ریشه‌ی اقوام تورک شمال افغانستان را به امپراتوری‌های بزرگ کوشانیان و به‌ویژه یفتلیان (هفتالیان) در سده‌های پنجم و ششم میلادی می‌رسانند که پای‌تخت‌های‌شان در تخارستان (قندوز و بلخ) و بامیان بود.
• تورک‌های غربی: در دوره‌ی ساسانیان، نفوذ و جابه‌جایی قبایل تورک در شمال هندوکش به اوج خود رسید و آن‌ها حکومت‌های محلی قدرت‌مندی را در شهرهایی چون بلخ، میمنه و جوزجان تأسیس کردند.
۲. عصر طلایی تمدن‌های اسلامی (غزنویان، سلجوقیان و تیموریان)
با ورود اسلام، این منطقه شاهد فرمان‌روایی سلسله‌های بزرگ تورک‌تبار بود که جابه‌جایی‌های وسیع جمعیتی و تحکیم موقعیت اوزبیکان در افغانستان ام‌روزی را هم‌راه داشت:
• غزنویان و خوارزم‌شاهیان: این دوران با استقرار وسیع قبایل غُز و دیگر گروه‌های تورک در سراسر افغانستان هم‌راه بود.
• دوره‌ی تیموریان (رنسانس هرات): در این دوره (سده‌ی ۱۵ میلادی)، هویت فرهنگی و زبانی این مردم شکوفا شد. امیر علی‌شیر نوایی*، وزیر دانش‌مند و شاعر بزرگ، زبان ترکی چغتایی (که زبان اوزبیکی ام‌روز شکل تکامل‌یافته آن است) را به اوج ادبی و دیوانی خود رساند. هرات و بلخ در این زمان کانون فرهنگی این تمدن بودند.
۳. ظهور نام “اوزبیک” و دوران خانات محلی (از شیبانیان تا درانی‌ها شکل‌گیری هویت اوزبیک در شکل ام‌روزی آن، به قرن شانزدهم میلادی و دوران سلسله شیبانیان بازمی‌گردد.
• دوران خانات (امارات محلی): پس از سقوط شیبانیان، شمال افغانستان به منطقه خانات یا ولایات خودمختار اوزبیک تبدیل شد. این ساحه که در تاریخ به نام “تورکستان افغانستان” یاد می‌شد، شامل امارات مستقل یا نیمه‌مستقلی مانند خانات میمنه، اندخوی، شبرغان، سرپل، بلخ، قندوز و خلم (تاشقرغان) بود.
• این خانات اوزبیک برای سده‌ها دارای ارتش، سکه و ساختار سیاسی مستقل بودند و همان‌طور که در پیام قبلی اشاره شد، در زمان احمدشاه درانی، با حفظ خودمختاری خود، متحد استراتژیک دولت مرکزی قندهار شدند.

۴. ادغام در ساختار سیاسی معاصر افغانستان (اواخر سده‌ی ۱۹ تا امروز)

تغییر بزرگ اجباری به وضعیت سیاسی اوزبیکان در اواخر قرن نوزدهم رخ داد.
• دوران امیر عبدالرحمان خان سفاک: در دهه‌ی ۱۸۸۰ میلادی، عبدالرحمان با حمایت بریتانیا و استفاده از سیاست سرکوب و تمرکزگرایی شدید، لشکرکشی‌های گسترده‌‌یی را به شمال انجام و خانات خودمختار اوزبیک (مانند میمنه و قندوز) را یکی پس از دیگری سقوط داده و این مناطق را به صورت مستقیم با خاک افغانستان ام‌روزی ضمیمه کرد.
• تغییرات دموگرافیک: مانند راندن تاجیکان و جابه‌جایی افاغنه، در همین این دوره‌ی شوم و‌ مستبد عبدالرحمانی، سیاست‌های اسکان اجباری ناقلین از جنوب به شمال آغاز شد که ترکیب جمعیتی سنتی این مناطق را تغییر داد، اما اوزبیکان هم‌چنان به عنوان جمعیت اصلی و بومی این ولایات باقی ماندن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا