خبر و دیدگاه
اغبر صاحب – افغانستان به ادارهچیان قاطع و با دیسپلین نیاز دارد
در کشورهای جهان سوم و بهویژه در کشوری چون افغانستان، یکی از اساسیترین نیازهای حکومتداری، وجود مدیران و ادارهچیانی است که در برابر دشواریها و بحرانها از خود شهامت، قاطعیت، جرأت و مسؤولیتپذیری نشان دهند. جامعهای که سالها با جنگ، بیثباتی، فقر، مهاجرت، مداخلات بیرونی و بحرانهای سیاسی و اجتماعی دستوپنجه نرم کرده است، بیش از هر چیز به انسانهایی نیاز دارد که در لحظات دشوار، از تصمیمگیری هراس نداشته باشند و بتوانند با نظم، دیسپلین و احساس مسؤولیت، امور را به پیش ببرند.
در چنین شرایطی، گاهی لازم است از شخصیتهایی یاد شود که در عرصههای مختلف اداری، نظامی و دیپلماتیک، نمونهای از این ویژگیها را از خود نشان دادهاند. از جمله این شخصیتها میتوان از دگرجنرال محمد ظاهر اغبر، سفیر افغانستان در تاجیکستان، نام برد؛ شخصیتی که در کنار پیشینه نظامی، تجربههای اداری و سیاسی، از ظرفیت و تجربه دیپلماتیک نیز برخوردار است.
دگرجنرال اغبر را انسانی قاطع، بُرشدار و در عین حال نظامیِ کارکشته و دیپلماتِ ورزیده یافتهام. ویژگی دیگری که در رفتار و برخورد او برایم قابل توجه بوده، توانایی حفظ موضع و ادامه کار در شرایط دشوار است. با وجود مخالفتهای فراوان، توانسته است مقام خود را حفظ کند و، آنگونه که من از نزدیک مشاهده کردهام، بیشتر مصدر خدمت باشد.
او از حال و احوال هموطنان مقیم تاجیکستان آگاهی دارد و تا زمانی که توان و صلاحیت در اختیارش باشد، در خدمت آنان قرار میگیرد. برای یک مسؤول، همین احساس مسؤولیت در برابر مردم و بیتفاوت نبودن نسبت به مشکلات آنان، خود ارزش بزرگی است؛ زیرا مقام و مسؤولیت زمانی معنا پیدا میکند که دارنده آن، خود را در برابر مردم مسؤول بداند، نه برتر از مردم.
آنچه در مورد این شخصیت برای من اهمیت ویژه دارد، دوری او از تعصبات است. در برخوردهایش تلاش میکند سنجیده سخن بگوید، با تأمل تصمیم بگیرد و آهستهآهسته و معقول گام بردارد. در محیطی که گاهی سخنان شتابزده و تصمیمهای عجولانه میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد، این نوع برخورد میتواند برای یک مسؤول و دیپلمات اهمیت فراوان داشته باشد.
از سوی دیگر، آنچه برای من جالب و قابل توجه بود، این است که او در تاجیکستان از مفهوم «افغانستان بزرگ» سخن میگوید و در حد توان خود کوشیده است از سفارت و محیط کاری خویش، «افغانستان کوچک» بسازد؛ افغانستانی که در آن همه اقوام و ملیتها خود را بیگانه احساس نکنند و هرکس بتواند سهم و جایگاه خود را در کنار دیگران ببیند.
افغانستان سرزمین اقوام و فرهنگهای گوناگون است و آینده آن نیز بدون پذیرش و احترام متقابل میان مردم این سرزمین قابل تصور نیست. هرگاه یک مسؤول بتواند در رفتار و عملکرد خود تصویری از افغانستانی ارائه کند که در آن تفاوتهای قومی و زبانی سبب جدایی و دشمنی نباشد، بلکه بخشی از تنوع اجتماعی کشور دانسته شود، این خود گامی در جهت نزدیک شدن مردم به یکدیگر است.
من در طول سالهای گذشته سه بار فرصت ملاقات و گفتوگو با ایشان را داشتهام. نخستین بار در سال ۲۰۰۳ میلادی با ایشان ملاقات کردم؛ زمانی که مسؤولیت ریاست امنیت نظامی را بر عهده داشتند. بار دوم در مارچ ۲۰۲۵ میلادی دیداری با ایشان داشتم و بار سوم چند روز قبل، هنگامی که برای اشتراک در همایش بزرگ سیوپنجمین سالگرد استرداد استقلال تاجیکستان به شهر دوشنبه رفته بودم.
این سه دیدار، در فاصله سالهای طولانی، برای من فرصتی بود تا رفتار و دیدگاه ایشان را در دورههای مختلف مشاهده کنم. آنچه در تمام این دیدارها برایم برجسته بود، نوع گفتوگو و نگاه ایشان به افغانستان بود.
در تمام مدت این دید و بازدیدها، سخنان ایشان برایم منطقی، سنجیده، افغانستانشمول و خوشآیند بود. صحبتهایی که نه از دریچه تعصب و تنگنظری، بلکه با نگاهی وسیعتر به افغانستان و مردم آن بیان میشد.
من باور دارم که افغانستان، با همه دشواریهایی که امروز با آن روبهرو است، هنوز هم از داشتن کادرهای باتجربه، جوان و توانمند خالی نیست. در میان نسلهای مختلف، انسانهایی وجود دارند که سالها تجربه اندوختهاند، با دشواریهای کشور آشنا هستند و میتوانند در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، در اداره و بازسازی کشور نقش مؤثر ایفا کنند.
مشکل افغانستان تنها کمبود انسانهای بااستعداد نیست؛ یکی از مشکلات اساسی این است که چگونه از ظرفیتهای موجود به شکل درست و ملی استفاده شود. کشور زمانی میتواند از بحرانهای پیدرپی عبور کند که شایستگی، تجربه، مسؤولیتپذیری، نظم و دیسپلین جای تعصب، خودخواهی، بینظمی و انحصار را بگیرد.
به همین دلیل، هرگاه با شخصیتی روبهرو میشوم که در رفتار و گفتارش نشانههایی از قاطعیت، تجربه، نظم و نگاه افغانستانشمول میبینم، وظیفه خود میدانم آن را یادآوری کنم.
در آخرین دیدارم در دوشنبه، بار دیگر به این باور رسیدم که هنوز هم در میان کادرهای افغانستان، کسانی وجود دارند که برای افغانستان میاندیشند، از افغانستان سخن میگویند و در حد توان خود برای مردم افغانستان حرکت میکنند.
شاید راه افغانستان هنوز طولانی، دشوار و پر از سنگلاخ باشد؛ اما هیچ کشوری بدون داشتن انسانهای مسؤول، با دیسپلین و با احساس مسؤولیت نمیتواند از دشواریهای تاریخی خود عبور کند.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به ادارهچیانی نیاز دارد که قاطع باشند، اما مستبد نباشند؛ شجاع باشند، اما بیمحابا عمل نکنند؛ دیسپلین داشته باشند، اما مردم را فراموش نکنند؛ و پیش از هر وابستگی و تعلق دیگری، افغانستان و منافع مردم افغانستان را در نظر داشته باشند.
من از آخرین دیدار خود با دگرجنرال اغبر، بیش از هر چیز، همین احساس را با خود آوردم که هنوز هم چراغهایی در میان کادرهای افغانستان روشن است؛ چراغهایی که اگر فرصت و زمینه مناسب برای خدمت پیدا کنند، میتوانند برای آینده این سرزمین مفید واقع شوند.
امیدوارم روزی افغانستان به جایی برسد که تجربه، تخصص، صداقت، شایستگی و احساس مسؤولیت، معیار اصلی سپردن مسؤولیتهای دولتی باشد؛ نه تعلقات قومی، شخصی، گروهی و سیاسی.
آن روز، افغانستان نه تنها به ادارهچیان قاطع و با دیسپلین، بلکه به یک نظام ادارهداری مسؤول، پاسخگو و افغانستانشمول
دست خواهد یافت



