Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

مسعود و ما

روح بلند مسعود به سدره‌المنتهی عشق پرواز کرد و ما در کنار آرامگاه او متوقف شدیم.
گفتم آهن‌دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
سعدیا دور نیک‌نامی رفت
نوبت عاشقی است یک چندی
بگذارید بی‌پرده و روشن، نکاتی را بنویسم که برای تاریخ و آینده باشد:
۱. ما بر مزار و آرامگاه مسعود اشک ریختیم، مرثیه خواندیم، مثنوی سرودیم و برای هر کسی که در چهار سوق جهان درباره او سخنی گفته بود، کف زدیم و مرحبا گفتیم.
در واقع، در بهترین توصیف، مجاورنشین آرامگاه او شدیم؛ در مرگ او متوقف ماندیم و حقیقت این است که این ما بودیم که مردیم، نه مسعود.
ما به دنبال هر سخن پخته و ناپخته رفتیم و از گفته‌های دیگران کشکول ساختیم، جز از تفکر و اندیشه خود مسعود.
۲. ما خاطرات و نوشته‌های مسعود را مثله کردیم و برای منافع قدرت و ثروت دوران جمهوریت کذایی، دست به گزینش زدیم و برای رعایت خاطر رقیبان و دشمنان او، از بیان واقعیت‌هایی که بر او گذشته بود، چشم پوشیدیم.
اما دیگران چنین نکردند؛ آنان با بهتان، دروغ، تهمت و افترا، با تمام ظرفیت به جعل و تحریف چهره حقیقی مسعود پرداختند.
مثله کردن خاطرات مسعود، نه تنها خیانت به مکتب و اندیشه اوست، بلکه خیانت به تاریخ و تحریف فصل‌های درخشان عصر جهاد و مقاومت ملی مردم افغانستان نیز هست.
مسعود هم جاذبه داشت و هم دافعه، اتفاقا تا زمانی که مؤلفه‌های اصلی جاذبه و دافعه او را نشناسیم، نمی‌توانیم جهان‌بینی و سیاست راهبردی او را تعریف کنیم.
انگار فراموش کرده ایم که ما در باره کسی سخن می گوییم: که بعد از اسماعیل سامانی، امپراطور بخارا، تنها سپه سالاری است که از سپهر پهناور خراسان ظهور می کند و شکست بزرگ‌ترین امپراطوری شر را رقم می زند.
۳. ما روح و روان مسعود را که بسان خورشید در منظومه‌ی خراسان پهناور می‌درخشد، در کوزه تنگ و تاریک قومیت، عصبیت و جزمیت زندانی کرده‌ایم و در واقع از اعتبار او در خدمت اهداف سیاسی خود بهره می‌بریم.
مسعود در همه ادوار پنج‌گانه زندگی خویش، برای رستگاری، آزادی، استقلال، دموکراسی، رفاه و پیشرفت سراسر افغانستان و برای زن و مرد این جغرافیا مبارزه کرد و هرگز خود را از بحر خروشان و پهناور خراسان در کوزه تنگ، تاریک و متعفن قومیت نینداخت.
۴. مسعود نه اخوانی بود و نه وابسته به مکتب و قرائت افراط‌گرایانهٔ برآمده از ماورای نیل و دیوبند.
تفکر و جهان‌بینی او محصول سنت فکری خراسان پهناور و در معنای تمدنی آن، ایرانشهری بود.
اینکه مسعود در جوانی کتاب‌های برخی نظریه‌پردازان افراط‌گرا را خوانده باشد، هرگز دلیل بر تبعیت یا مرید بودن او نیست.
او «شهریار» ماکیاولی، «هنر جنگ» و استراتژی بزرگ را نیز با جدیت و علاقه مطالعه کرده بود.
صرف خواندن یک کتاب، برهان قاطع برای اثبات پیروی خواننده از نویسنده نیست.
تفکر و جهان‌بینی مسعود برآمده از اسلام سنتی مکتب بخارا، عرفان خراسانی، فقه معتدل و عقل‌گرای حنفی و اندیشه کلامی ماتریدی بود.
اخوانی خواندن مسعود، بزرگ‌ترین اهانت به هویت، مکتب و تفکر مسعود می باشد.
۵. ما در این بیست‌وپنج سال، همچون مجاورنشینان و زیارت‌نامه‌خوانان آرامگاه‌های مقدس، برای او مرثیه خواندیم و با تکرار مرثیه‌ها تنها به تشفی خاطر خود پرداختیم.
بیایید بر این تکرار خسته‌کننده نقطه پایان بگذاریم و از سطح‌نگری و ظاهرگرایی به سوی تدوین استراتژی و راهکار گام برداریم و با قاطعیت، منشور خود را بر بنیاد اندیشه و جهان‌بینی مسعود بنا کنیم.
۶. نگاه تک‌بعدی به مسعود و فراموش کردن کانتکست زمان در تحلیل رویدادهای تاریخی، بزرگ‌ترین آفت شناخت اوست.
برای دلخوشی دیگران و جلب رضایت موقت آنان، نباید به جعل، تحریف یا حذف اندیشه‌های مسعود تن داد.
مسعود را باید همان‌گونه که بود شناخت؛ نه کمتر و نه بیشتر.
آن‌گاه که از مهر، عاطفه و مهربانی او سخن می‌گوییم، باید از قاطعیت، صلابت، سیاست‌ورزی و تعصب مثبت او نیز سخن بگوییم.
یادمان باشد که در برابر ما یک نقال شعر یا راوی ادبیات عامیانه نیست؛ بلکه سپهسالار فاتح جهاد و پیشوای پر صلابت عصر مقاومت ایستاده است.
۷. نخستین گام
نخستین اقدام، خارج ساختن همه نوشته‌ها، خاطرات، فیلم‌ها و مصاحبه‌های مسعود از انحصار افراد و شخصیت‌های حقیقی است.
این گنجینه‌ها میراث ملی‌اند، نه دارایی شخصی هیچ فردی که بتواند آنها را بر اساس مصلحت‌ها و مناسبت‌های سیاسی، با گزینش‌های سلیقه‌ای و به صورت جسته و گریخته منتشر کند و تصویری ناقص از شخصیت مسعود به نمایش بگذارد.
هیچ‌یک از آدرس‌ها و اشخاصی که این آثار را در اختیار دارند، صلاحیت حقوقی و اخلاقی برای انحصار آنها ندارند و این وضعیت آشفته نباید بیش از این ادامه یابد.
ایده تاسیس بنیاد مسعود را نخستین بار در مراسم فاتحه شهید مسعود در مسجد ارگ تهران مطرح کردم.
هدف اصلی من از همان روز، گردآوری، تدوین و انتشار کامل آثار مسعود و تبیین استراتژی و جهان‌بینی او بود؛ نه تاسیس نهادی که خود به بستری برای تحریف شخصیت و اندیشه او تبدیل شود.
نوت

تصویر از مراسم رسمی فاتحه‌ی شهادت آمرصاحب مسعود در مسجد معروف سیاسی ارگ تهران می‌باشد.

دیدن موارد کمتر
ممکن است تصویر ‏‏‏یک یا چند نفر‏، ‏شلوغ‏‏ و ‏نوشتار‏‏ باشد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا