خبر و دیدگاه

میرزا شکورزاده، نویسنده، مؤرخ و پژوهشگر برجسته‌ی فرارودان از جهان ما رخت سفر بربسته‌است

  1. از شمار دوچشم یک‌تن کم
    وزشمار خرد هزاران بیش
    متأسفانه هم‌اکنون مطلع شدم که میرزا شکورزاده؛ نویسنده، مؤرخ و پژوهشگر برجسته‌ی فرارودان از جهان ما رخت سفر بربسته‌است.
    با شادروان میرزا شکور زاده برای نخستین بار در نیمه‌ی دوم دههٔ شصت هجری شمسی، در بنیاد نیشابور تهران آشنا شدم.
    نشست های ماهانه‌ی«شب های فرهنگی تاجیکستان، ایران و افغانستان»به همت دکتور فریدون جنیدی در بنیاد نیشابور برگزار می گردید و شادروان شکور زاده یکی از شرکت کنندگان دایمی مجلس ما بود.
    میرزا شکور زاده شخصیت صریح اللهجة، پرنشاط، منتقد، مؤدب و اهل تحقیق و پژوهش بود.
    به دلیل برخی از مشابهت های رفتاری در مجالس حین تعاطی آرا و تضارب اندیشه؛ من او را بر سبیل مطایبه دانشیار فرارودان خطاب می کردم.
    در نشست سیاسی هریوا با هماهنگی شهید علاوالدین خان، در کنار برخی از شخصیت های سیاسی ایران از میرزا شکور زاده نیز دعوت نمودم و او همراه ما به هرات سفر نمود.
    شادروان میرزا شکور زاده به محض ورود به پایتخت فرهنگی خراسان( شهر هرات) و دیدار از آثار باستانی هریوا، سرمست از حس نوستالوژیک عصر اقتدار سلطان سامانی و ابیات معروف استاد ابوعبدالله رودکی سمرقندی افتاد و عاشقانه و پرنشاط بار‌ها داستان « بوی جوی مولیان آید همی» را زمزمه کرد؛ آنقدر زمزمه نمود که شهید دانشیار عزیز فتوا به عدم تکرار داد اما انگار گوش شکور زاده بدهکار نبود.
    شادروان شکور زاده به امر صاحب مسعود عاشقانه عشق می ورزید و او را خلف صالح امیر اسماعیل سامانی و سپهسالار کل اقلیم خراسان بزرگ، فرارودان و فلات ایرانشهر تمدنی می دانست؛ او بار های در نشست های خودمانی بنیاد نشابور این نظر خود را بیان داشت.
    میرزا شکور زاده، استاد ربانی را به عنوان زعیم و پیشوای معنوی کل فرارودان و خراسان عاشقانه دوست می داشت؛ اما از فقدان قاطعیت در زمامداری و مداراء استاد در زعامت سخت گله داشت و باری در تهران در منتهی ادب و اوج احترام نقد خود را متهورانه با استاد درمیان گذاشت.
    شادروان شکور زاده، مؤرخ نام آشنا، نویسندهٔ متبحر و شخصیت فرهنگی برجسته‌ بود که آثار متعدد و ارزشمندی از خود به‌یادگار گذاشته است.
    یکی از معروف ترین تألیفات او «تاجیکان در مسیر تاریخ» می باشد.
    آخرین تماس ما حدود یک ماه قبل از طریق شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک بود که ایشان تازه کمی فعالتر حضور یافته بودند.
    قرار بود در یک فرصت مناسب در باره خاطرات گذشته، اوضاع و احوال حال و چشم انداز آینده گپ بزنیم اما متأسفانه زمان و زمانه اجازه نداد و او از جهان ما رخت سفر بربست.
    به‌تحقیق چه استاددانه سروده است شیخ اجل:
    بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران
    کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
    سعدي به روزگاران مهري نشسته در دل
    بيرون نمي توان کرد الا به روزگاران
    نوت: شرح تصاویر
    عکس نخست از چپ به راست:
    شادروان شکورزداه، شادروان دانشیار، استاد طوره جانزاده و نگارنده.
    عکس دوم از چپ به راست:
    دکتور چنگیز پهلوان
    شادروان شکور زاده
    نماینده نهضت اسلامی تاجیکستان در تهران
    نگارنده
    Facebook

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا