خبر و دیدگاه

افغانستان در بازی های منطقه ای

 

بازشناسی موقعیت و جایگاۀ افغانستان در بازی های فعلی، مستلزم شناخت چند موردی است که باید به آنها به گونۀ مجرد پرداخته شود. آنچه که واضح است، یک بازی چند طرفه، بی قاعده و به دور از منافع افغانستان است که باعث تشدید بحران در این کشور شده است. این وضعیت به نفع طالبان تمام شده و هر روز موجب استحکام پایه های قدرت شان می گردد.

چون درک اشتباه از وضعیت فعلی افغانستان، به وجود آمده بنا باید بدانیم که افغانستان حوزه تقسیم منافع نیست که قدرت های بزرگ به اساس منافع خاص شان در آن تصمیم بگیرند. در عوض این کشور حوزه تقابل منافع امنیتی، سیاسی و اقتصادی ای است که منجر به شاخ به شاخ شدن قدرت های محور و فرامنطقه در آن شده است. علت آن این است که این جغرافیا خصوصیت جور آمدن برای قدرت های درگیر را ندارد. بنا تقابل و تصادم به ماهیت واقعی بحران میان آنها، مبدل شده است. برعلاوه برخلاف تصور عام، افغانستان جغرافیای حاصلخیز برای قدرت های منطقه و جهان ندارد. بل این کشور همانند کود کیمیاوی برای حاصلخیزی سایر جغرافیا و پیرامون خود، کارایی مثبت  خود را تثبیت کرده است.

بعد امنیتی قضیه افغانستان، نقش اساسی را در تعاملات امنیتی وسیاسی منطقه بازی می کند. بنا تلاش های صلح جویانه از طرف هیچ یک از کشور ها و عوامل دخیل، برای حل معضل افغانستان، موثر و مفید نخواهد بود. چون بعد امنیتی بر مسایل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سایه ی سنگینی انداخته است، پس تعامل پیرامون افغانستان که بر منطقه تاثیر دارد، بیشتر امنیتی است تا تعامل فعال سیاسی و همگرایی در سطح منطقه. این خصوصیت امنیتی، باعث شده تا بازی گران قدرتمندی، وارد بازی شوند و افغانستان کماکان در محور رقابت آنها باقی بماند. این رویارویی بیشتر جنبه نظامی و امنیتی دارد تا رویکرد های سیاسی و دیپلماتیک.

برخلاف فهم متعارف که معضل افغانستان را به منابع زیر زمینی این کشور ربط می دهند و تصور می کنند که قدرت های دخیل در قضیه افغانستان، طمع معادن افغانستان را در سر دارند، موقعیت جغرافیایی افغانستان و به اصطلاح منابع سرزمینی، عناصر ژئوپولیتیک و ژئواستراتیژیک، عامل تعیین کننده در این طمع زدگی این قدرت های است که بی دلیل در قضیه افغانستان، شریک اند و به بازی چند طرفه امنیتی ساز ادامه می دهند. به این اساس کشور های قدرتمندی منطقه و فرامنطقه، هیچگاه به نیت خیرخواهانه در افغانستان، حضور نداشته اند، بل حضور آنها استفاده سرزمینی از موقعیت افغانستان است تا برنده میدان رقابت های امنیتی باشند.

عامل دیگر در تشدید بحران در افغانستان، استعداد عجیب این کشور در پرورش تندرویی، حرکت های انقلابی و سیاست زدگی و عناصری است که می توانند باعث ایجاد شبکه های جنگی و پدید آوری نیابتی ها در این کشور شوند. این استعداد، ظرفیت و زمینه مناسب برای تندرویی مذهبی، سیاسی و امنیتی، در افغانستان را فراهم آورده و باعث شده تا این کشور را بیشتر شامل بازی های امنیتی می سازد. بنا همانطوریکه قبلا ذکر شد، مولفه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و همگرایی منطقه ای در آن نقش کمرنگ تری در تحولات افغانستان دارند و به همین اساس است که علی رغم موقعیت افغانستان که می تواند منحیث یک عبورگاه مهم برای اقتصادی، صلح و ثبات منطقه بازی کند، جنوب را با شمال و غرب را با شرق ( آسیا) پیوند بزند، این نقش به میدان رقابت های منفی امنیتی، رخ بدل کرده است.

در ادامه، محصور ماندن افغانستان در میان نظام های امنیتی منطقه، بازخورد بسیار وحشتناکی داشته است. هنوز هم هیچکدام روزنه ی امید برای بیرون شدن افغانستان از این مخمصه عجیب امنیتی، سراغ نیست. کشور های شامل در این نظام های امنیتی، هیچکدام حاضر نیستند از منافع امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود به نفع صلح و ثبات در افغانستان، استفاده کنند. این عدم علاقمندی برای تامین صلح و ثبات در افغانستان، این کشور را به میدان رقابت مبدل ساخته و کشور های پیرامونی، ناگزیر برای حفظ منافع شان، به گزینه های امنیتی و جنگی، روی آورده اند. 

برای بیرون شدن از وضعیت فعلی، لازم است تا ابتدا یک اجماع امنیتی، سیاسی و اقتصادی منطقه ای روی افغانستان شکل گیرد. در قدم بعدی تبدیل نقش امنیتی کشور ها به نقش صلح آمیز تر و با توسل به مولفه های رقابت های اقتصادی، می تواند به بهبود وضعیت کمک کند. توافق روی نقش محوری افغانستان به عنوان عبورگاۀ اقتصادی و پیوند زننده ی اقتصاد منطقه ای، می تواند به صلح و ثبات افغانستان و منطقه کمک فراوانی کند. درک نادرست ناشی از نقش معادن افغانستان در بحران کنونی، تا حد زیادی توجه اصلی به ماهیت واقعی بحران را به سمت نامطلوبی از تحلیل به انحراف کشانده است. ماهیت اصلی بحران و وجه رقابت میان قدرت های منطقه و فرامنطقه، موقعیت سرزمینی افغانستان است تا طمع ناچیز به معادن افغانستان، که منافع اقتصادی و مالی آن به مراتب کمتر از ضرر های آن است. بی طرف ساختن افغانستان در شرایط کنونی، ممکن نیست، الی اینکه افغانستان جزوی از یکی از نظام های امنیتی منطقه شود و تعهد استوار آن را برای تامین ثبات و صلح داشته باشد؛ الی اینکه کشور های منطقه برای صلح و ثبات افغانستان، تصمیم بگیرند و این کشور را جمع منطقه حایل و عاری از رقابت منفی، حساب کنند. 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا