خبر و دیدگاه

چهار عنصر مهم منشور جهان بینی‌ سپهسالار جهاد و زعیم مقاومت ملی

چهار عنصر مهم منشور جهان بینی‌ سپهسالار جهاد و زعیم مقاومت ملی مردم افغانستان؛ شهید احمدشاه مسعود.
الف
مسعود در بعد هویت فرهنگی یک خراسانی تمام عیار بود، در حافظه‌ی ناخودآگاه او عشق به هژمونی تمدن خراسان موج می زد.
جغرافیای هویتی او به پهنای زبان و فرهنگ پارسی بود، در افق تفکر بلند او معجزه های غزل حافظ، معادلات پیچیدهٔ اشعار بیدل، نردبان آسمان مولانا و شاهنامه‌ی حکیم طوس؛ مرزهای جغرافیای سرزمین یی او را ترسیم می نمودند.
او متعلق به سپهر بلند و افتخار آفرین فرهنگ زبان فارسی/دری بود، شیراز، سمرقند، هرات، نیشابور، بلخ، خوازم، بخارا ، کابل ، کاشغر و سرتاسر این فلات پهناور جغرافیای او بود.
ب
مسعود در بعد تفکر دینی و فقهی، پیرو کامل و صادق مکتب فقهی و قرائت اعتدالی امام اعظم ابوحنیفه بود.
او را می توان نماد و مظهر کامل مکتب اعتدالی حنفی و امام ماتریدیه سمرقندی برشمرد.
در التزام عملی به شریعت سخت ملتزم بود و در انجام شعائر‌ دینی خود را ملزم و موظف می دانست، حتی مستحبات را ترک نمی کرد و سنت های نیک اجتماعی را به تمام و کمال رعایت می نمود.
در اصول و اعتقادات مذهبی در دایره شخصی خود انعطاف ناپذیر و قاطع بود، اما در بعد اجتماعی تظاهر نمی نمود و بسیار فروتنانه و با مدارا برخورد می کرد.
به عبارت دیگر او مانند رهبران کاریزماتیک تاریخ دارای جاذبه و دافعه بود.
ج
مسعود همانطوریکه صلابت خود را از مکتب فقهی ( امام اعظم ابوحنیفه ) می گرفت، معنویت خود را مدیون عرفان اسلامی بود.
او یک شریعتمدار و عارف تمام عیار مکتب خراسانی بود،
از هفت شهر عطار آموخته بود که انسانیت اولی ترست ،
و با دوچشم سنایی عظمت و قله ی رفیع عشق را در سپهر تفکر آسمانی مولانا درک نموده بود.
شعاع آرامش ایکه از عطر حضور او احساس می شد، همان تأثیر معنویت عارفانه بود که به مخاطب احساس اطمئنان و امنیت و آرامش می بخشید.
د
مسعود انتخابات آزاد و عادلانه را برای تعیین زمامدار و حاکم کشور تنها راه ممکن و مشروع می دانست و خواهان مشارکت تمام شهروندان افغانستان بر مبناء حقوق بنیادین شهروند محوری در سیاست بود.
مسعود خواستار انتخابات آزاد، نظام جمهوریت غیر متمرکز، تقسیم افقی قدرت سیاسی، تقسیم عادلانه ثروت ملی، توسعه متوازن در سرتاسر کشور، آزادی بیان، رعایت حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی و احیاء مجد و عظمت تمدنی و تاریخی کشور بود.
او به جغرافیای موجود افغانستان عشق می ورزید و برای رفاه و سعادت و استقلال و عظمت همین آب و خاک رزمید و جان به جان آفرین تسلیم نمود.
مسعود برای خود نقش فراتر از جغرافیای افغانستان قایل بود، همانطوری که عملاً در رابطه با استقلال تاجیکستان از خود نشان داد.
او بدرستی می دانست که به عنوان یک سپهسالار سرزمین خراسان به تمام فلات ایرانشهر تعلق دارد و تاریخ و تمدن مشترک ما همان فرهنگ و زبان فارسی است.
عنصر اساسی منشور تفکر مسعود؛ بدون تردید همان استقلال خواهی و مناعت طبع بلند او بود،که نه اشتراکات مذهبی و نه مشترکات فرهنگی قدرت نفوذ و ترلزل در اراده‌ قاطع او را هرگز نداشتند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا