Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

بحث هرات

پیوست به گذشته

اگر چند سالی به پیش گام بگذاریم، خواهیم دید که یک سپاه دیگر صفوی تا به میدان آمده و به همین منظور به کندهار اعزام شده بود. نیز منهدم گردیده، در جریان شش سال بعدی اوضاع از ریشه تغییر کرد و دربار اصفهان کوشش نمود با رهبری جدید قندهار که راس ان محمود خان قرار داشت به بازی شروع کند .

در سال ۱۷۱۹، محمود خان لشکرکشی‌اش را به طرف غرب آغاز نمود. در اکتوبر سال ۱۷۲۲ م وارد اصفهان شد و سلطان حسین شاه صفوی را مجبور ساخت تا تاج و تخت پادشاهی را به محمود واگذار کند.

گسترش رخداد های کندهار اثرش را بالای ولایت هرات نیز گذاشت. در هرات نیز نفوذ افراد برجسته و معروف قوم ابدالی در حال زیاد شدن بود. ناگفته نماند که قوم ابدالی که یکی از قبایل اصلی کندهار می‌باشد، قبلاً در اثر خصومت با غلجایی‌ها ناکام و از کندهار فرار کرده بودند در نواحی اطراف هرات مسکن‌گزین شده بودند. در اواخر سده شانزدهم، در سال‌های ۱۵۹۶-۹۷ م، شاه عباس یکم شخصی را به نام سدو خان به حیث سرکرده قوم ابدالی برگزید و برایش امتیازها و برتری داد تا به کمک آن‌ها با حریف‌شان، قوم غلجایی مبارزه کنند. ابدالی‌ها در محاصره کند هار در سال ۱۶۲۲ م از سپاه شاه حمایت کردند و سدو خان از طرف شاه لقب سلطان را به دست آورد. در مرزهای سده‌های هفدهم و هژدهم شمار جمعیت ابدالی‌ها زیاد شد. با ازدیاد جمعیت، نارضایتی‌ها نسبت به حکومت صفوی ایران میان آن‌ها روزبه‌روز زیاد شده و نهضت رهایی‌ از یوغ شاه ایران نیز گسترش پیدا می‌کرد.

تبلیغ‌های عبدالله‌خان یکی از اخلاف سدوخان در میان این نهضت نقش بسزایی داشتند، زیرا او با داشتن ثروت و آزمودگی نظامی، انعطاف‌پذیری و هم‌چنان تعلقیت به خانواده‌ای سدو خان به‌راستی در بین مردم خود یک شخصیت با اعتبار شناخته می‌شد. عبدالله‌ همراه با پسرش اسدالله در سال‌های آغازین سده هژدهم با استفاده از بی‌ثباتی اوضاع هرات پس از مرگ محمدزمان‌خان شاملو بیگلربیگ هرات، برای گرفتن قدرت در هرات اقدام کرد. کودتای موفق نشد، زیرا عباس‌قلی‌خان شاملو بیگلربیگ جدید هرات، توانست نیروهایش را در مبارزه با ابدالی ها متحد ساخته و کودتاچیان را سرکوب و عبدالله‌و اسدالله را به زندان بیندازد.

کودتا سرکوب گردید ولی اوضاع هرات متشنج باقی ماند. چنین معلوم می‌شد که عبدالله‌طرفداران و حامیان زیادی داشت. سیاست داخلی عباس‌قلی‌خان به اندازه کافی انعطاف‌پذیر نبود. به همین علت موجب شده بود تا گارنیزیون هرات که از ۱۲ قوم یعنی ترک‌های قزلباش تشکیل شده بودند، برای قیام تحریک شوند. گارنیزیون هرات قدرت را با دست گرفت. مجلس عباس قلی خان را به اصفهان فرستاد و از شاه تقاضای یک حاکم دیگر برای هرات نمود.

عبدالله با پسرش اسد الله از این حالت فوق‌العاده استفاده کرده از زندان گریختند و از نیروهای خود دسته‌های را تشکیل داده و اشخاص ناراضی از حکومت را در زیر پرچم جمع نمودند. گروهی که تحت فرماندهی اسد الله قرار داشتند، توانستند نیروهای جعفر خان اوستاجلو را که از اصفهان به هرات فرستاده شده بودند، سرکوب و بعد از آن سپاهیان مشهد را که جهت مقابله با آن‌ها فرستاده شده بودند، در حومه غوریان شکست بدهند. (۲۱، ص ۴۰۵).

در سال ۱۷۱۶ م. به منظور مقابله با نیروهای در حال تقویه ابدالی‌ها، حاکم جدید به نام فتح‌علی خان ترکمان تعیین گردید. سپاه چندین هزار نفری علی‌خان در ۸۰ کیلومتری هرات در منطقه کوهسای با ملیشه‌های اسد الله خان درگیر شدند. در مرحله نخست جریان جنگ به نفع فتح‌علی‌خان بود. او از اسد الله خان خواست که فرار کند. فتح‌علی‌خان که به فکر تعقیب حریف خود بود، با یک دسته سپاهیان از بدنه اساسی نیروهایش جدا گردید. در این لحظه اسد الله برگشت و بر گروه فتح‌علی‌خان حمله نمود. فتح‌علی‌خان با یک هزار نفر از سپاهیانش کشته شدند. حالت روانی سپاهیان خراب شد و سردرگمی و سراسیمه‌گی در همه جا میان آن‌ها حکم‌فرما گردید. بخش زیاد اسلحه و توپ‌های صفوی‌ها به دست ابدالی‌ها افتاد. ابدالی‌ها برای گسترش ساحه نفوذ خود باقی‌مانده نیروهای فتح‌علی‌خان را تا مشهد دنبال کرده و مشهد را محاصره گرفتند، اما بعد از دو ماه از محاصره دست کشیده به هرات بازگشتند.

دربار شاه صفوی به آخرین تلاش خود برای پیشگیری از گسترش نفوذ ابدالی‌ها در سرکوب آن‌ها اقدام کرد. در برخی از منابع تاریخی این اقدامات سال ۱۷۱۹ م. ذکر شده است. برای رسیدن به این هدف یک سپاه ۳۵ هزار نفری آزموده و مجهز با نیروهای توپخانه به سرکردگی صفی‌قلی‌خان رهسپار خراسان شد. در حومه نیشابور به خاطر سرکوب نمودن ترکمن‌های که از شمال به آنجا آمده بودند، ناگزیر متوقف شدند. صفی‌قلی‌خان با نیروهایش بعد از سرکوب ترکمن‌ها وارد مشهد و پس از استراحت کوتاه جانب هرات حرکت کرد. اسد الله که از حرکت سپاه صفوی خبر شده بود، تصمیم گرفت تا در این جنگ ابتکار عمل را به دست گیرد. برای این منظور، در شهرک کافر قلعه (اسلام‌قلعهٔ امروز) که در غرب هرات سر راه میان هرات و مشهد موقعیت دارد، در مقابل حریفش سنگر گرفت. او سنگرها و استحکامات پایداری را در پشت دیوارهای گِلی باغ‌های اطراف قلعه موضع گرفتند.

نیروهای صفوی در ساحهٔ دشت‌سرخ، مقابل تفنگ‌چی‌های سربازان اسدالله قرار گرفتند و با آتش‌باری، جنگ را شروع کردند. این حملهٔ ناگهانی که برای قزلباشان کاملاً غیرمنتظره بود، آن‌ها را سراسیمه ساخته‌و بدون هدف، به هر طرف می‌دواند. این اشفتگی و سراسیمگی به حدی بود که توپ‌های آن‌ها بالای نیروهای خودی انداخت و در نتیجه، سرنوشت جنگ را به نفع ابدالی‌ها تمام کردند. صفی‌قلی‌خان ترکمان نیز که از این شکست سنگین تاب نیاورد، دست به خودکشی زد و خود را در بشکهٔ باروت انداخت و انفجار  داد (۲۳۱ ص ۹۹).

آرتیم وِلینسکی، سفیر روسیه در ایران، در گزارش خود در سال ۱۷۱۵م، هنگامی که دربارهٔ خسارات صفوی‌های هرات می‌نویسد، هدفش خسارات اقتصادی بوده و می‌گوید که از همان روز دولت ایران، از مالیهٔ ولایت هرات محروم گردید اما ابدالی‌ها خود شهر هرات را دو سال بعد، در ماه سپتامبر سال ۱۷۱۷م، تصرف نمودند.

با تصرف شهر هرات، نفوذ ابدالی‌ها به شهرهای کوچک و محلات مسکونی این ولایت، مانند بادغیس، غوریان، کوهسای و غیره گسترش پیدا کرد. ابدالی‌ها حاکمان خود را در این شهرک‌ها تعیین و نماینده‌های حکومت صفوی ایران زیر فشار قرار گرفتند، شماری کشته و شمار دیگر فرار کردند. ابدالی‌ها جریمه های بزرگی را بالای زمین‌داران و ثروت‌مندان تحمیل کرده و پول‌های زیادی از آن‌ها گرفتند. به گونهٔ مثال، نظربهٔ معلوماتی که در «تذکرهٔ » آمده است، ابوطالب در آن زمان خان‌های برنا بادی  را رهبری می‌کرد. در میان اسنادش یک قبضه پول تحویلی به مبلغ یک هزار تومان برای اسدالله وجود دارد که تاریخ آن ماه جولای سال ۱۷۱۸م درج شده است (۱، ورق ۲۳ ب).

واضح است که اسدالله‌خان برای امور نظامی‌اش به مقصد عقب‌زدن صفوی‌ها و همچنان تصفیه‌حساب با غلجایی‌های کندهار به پول ضرورت داشت که می‌بایست از یک طریقی به دست می‌آورد. در رابطه به انتقام‌گیری از غلجایی‌ها می‌توان گفت که بعد از آن‌که دولت صفوی از حمله به متصرفات سابق خود دست کشید و عبدالله‌خان از آن طرف مطمئن شد، پسرش اسدالله را به حیث حاکم قراه تعیین نمود. اسدالله در فراه‌برای

گسترش ساحه حاکمیت خود به سمت قندهار چشم دوخته بود. جنگ میان غلزاییان به رهبری محمود هوتکی و اسدالله خان ابدالی در منطقه دلارام به فاصله ۱۲۰ کیلومتر فراه درگرفت که در نتیجه نیروهای ابدالی مغلوب و اسدالله خان کشته شد (۲۳۱،ص. ۱۰۰).

باید خاطرنشان ساخت که این جنگ یک سال پیش از حمله محمود به ایران، یعنی در سال ۱۷۲۰ م. به وقوع پیوست. محمود که در آن زمان هنوز در سایه حکومت شاه حسین صفوی زنده‌گی و حکومت می‌کرد، کوشش می‌نمود تا به هرگونه‌ای ممکن شک و سوءظن شاه حسین را نسبت به خود دور نموده و کاری کند که شاه به وفاداری‌اش اطمینان حاصل کند. برای این منظور محمود غلزایی وقتی در جنگ با ابدالی‌ها غالب شد و اسدالله خان را کشت. سرش را به شاه حسین فرستاد. ضمن اقدامات نظامی و تدارکات جنگی خود می‌خواست برای شاه نشان دهد که این‌ها به هدف سرکوب ابدالی‌ها می‌باشد. شاه به حرف‌های محمود باور کرد و رفتار و کردار وی را نشانی از صداقت و وفاداری نسبت به دربار صفوی‌ها تلقی کرد. شاه حسین رسماً محمود را به حیث حاکم کندهار تعیین و لقب افتخاری «حسین‌قلی‌خان» (بنده شاه حسین) را با یک خلعت مخصوص برایش جایزه داد .

در سال‌های ۲۰ سده هژدهم، ولایت هرات به میدان اختلافات میانتباری ابدالی‌ها تبدیل شد. عبدالله‌خان سدوزایی توسط دوست و هم‌تبارش محمد زمان‌خان سدوزایی کشته شد. خود محمد زمان‌خان به انتقام‌گیری یک هم‌تبار دیگر خود به نام محمدخان افغان نماینده‌ای سدوزایی‌ها مواجه شد و به قتل رسید. محمدخان افغان لشکرکشی سپاهیان ابدالی را به طرف مشهد رهبری می‌کرد. در مشهد اوضاع به هم ریخته بود، نظم و نسق دولتی به هم خورده بود. شخصی به نام ملک محمود سیستانی از این شرایط استفاده کرده، خود را حاکم شهر تونا معرفی و استقلال خود را از حکومت صفوی اعلام کرده بود. محمدخان افغان که تمام زمستان سال ۱۷۲۲/۱۷۲۳ م. را در پشت دیوارهای مشهد سپری کرده بود، ناگزیر شد از محاصره بیشتر مشهد صرف‌نظر نموده و به سمت هرات حرکت نماید. محمدخان افغان را نیزگاه نویسان یک شخص مستبد و ظالم نسبت به مردم تباری‌اش توصیف می‌کنند. به همین سبب خاندان ابدالی ترجیح می‌دادند که ذوالفقارخان پسر بزرگ زمان‌خان در رهبری آن‌ها قرار داشته باشد. چون پدر ذوالفقارخان عبدالله‌خان معروف را کشته بود، پسرش رحمان‌خان در سال ۱۷۲۵ م. برای گرفتن انتقام خون پدرش از ذوالفقارخان وارد هرات شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا