درامه اي كه پايانش معلوم نيست

اظهارات اخير حامد كرزي با واكنش هاي داخلي و بين المللي همراه بود. در افغانستان، داكتر عبدالله عبدالله و گروپ هاي پارلماني، رسانه ها و شخصيت هاي سياسي به انتقاد از اين موضع گيري پرداختند. در خارج از افغانستان نيز اين اظهارات واكنش هايي را در پي داشت. بيشتر رسانه ها از اين كه حامد كرزي از متحدين خود با چنين صراحتي انتقاد مي كند، به تعجب افتاده اند. اما سوال اساسي اين است كه آيا واقعا آقاي كرزي به آن چه مي گويد باورمند است يا اين كه اين همه هياهو درامه سياسي اي بيش نيست؟
سفر آقاي كرزي به قندهار بعد از اظهارات تندش، نشان مي دهد كه اين سفر با اظهارات چند روز قبل وي عليه متحدين غربي، بي ارتباط نيست. آقاي كرزي به منظور جلب اعتماد و فضا سازي در ميان مردماني كه از طالبان متاثر اند، ضرورت به چنين موضع گيري داشت. آقاي كرزي احساس مي كند كه با چنين اظهاراتي، مي تواند نظر بزرگان قومي در جنوب را بيشتر جلب نمايد. اما نكته جالب اين است كه آقاي كرزي نه براي خارجي ها و نه براي مردمان جنوب، يك چهره كاريزماتيك و با وجاهت ميهني نمي باشد. غربي ها مي دانند كه اگر كرزي در ميان اقوام ساكن در جنوب از پايگاه وسيع مردمي برخوردار مي بود، چرا اين همه مشكل در اين منطقه تراكم كرده است.
متحدين كرزي دريافته اند كه بستگان وي حتا در زادگاه خود به بخشي از مشكل بدل شده اند. بنابراين اعتماد و سرمايه گذاري اي كه بر اساس توافق بر روي كرزي صورت گرفت و اميدهاي را خلق كرد، اكنون به ياس بدل شده است.
مردم جنوب نيز آرزوهاي خود را با حضور آقاي كرزي در قدرت، برآورده ناشده مي بينند. آنان دريافته اند كه در نه سال گذشته حامد كرزي در حل مشكلات ناكام بوده و اعتماد اقوام مطرح در جنوب را به دست نياورده است. اين مردمان اكنون مي دانند كه حامد كرزي نمي تواند به عنوان يك رهبر قومي، سياسي و محوريت مناسب حداقل براي پشتون ها به شمار آيد. حضور كمرنگ مردمان جنوب در اردو، پوليس و ميزان مشاركت اندك آنان در پاي صندوق هاي راي، بيانگر اين واقعيت مي باشد. با اين وصف مي توان گفت كه خارجي ستيزي آقاي كرزي ادامه همان درامه اي است كه با هدف معيني به اجرا در مي آيد.
متحدين غربي آقاي كرزي از اين درامه دقيقا سود مي برند. آنان با اجراي اين درامه اپوزيسيون سياسي به رهبري عبدالله را امروز در موضعي قرار داده اند كه به صداي حامي غرب در افغانستان بدل شده است. چيزي كه غربي ها هميشه در پي آن بودند. داكتر عبدالله، با اين باور كه با موضع گيري در مخالفت آقاي كرزي، مي تواند توجه خارجي ها را بيشتر جلب نمايد، خواسته يا ناخواسته جزو بازيگران اين درامه شد. اكنون كرزي به قندهار رفته است و با موضع ضد خارجي سعي دارد كه با مخالفين خود به يك همسويي دست يابد. اما همه مي دانند كه اگر واقعا آقاي كرزي به اين درك رسيده است، چرا در برابر پارلمان افغانستان اين خطابه را ايراد نكرد و چرا همچنان به قدرت دل بسته است و استعفا نمي دهد؟ آقاي كرزي اگر واقعا به اين نتيجه رسيده بود كه در انتخابات خارجي ها تقلب كرده اند، چرا اين مسووليت را با نبود مشروعيت آن پذيرفت و هيچ انتقادي را در آن زمان مطرح نكرد؟ هرچند معلوم نيست كه پايان اين درامه تلخ است يا شيرين، اما تماشاگران بازي را به شدت نگران و مضطرب ساخته است.



