خبر و دیدگاه

زادروز پیشوای خرد و آیین رستگاری، آشو زرتشت فرخنده و مبارک‌باد.

به نام آنکه در شأنش کتاب است
چراغ راه دینش آفتاب است
در آن سپیدهٔ سحر، سکوت و سکون سهمگین بر سلسله جبال البرز حاکم بود، هیچکس نمی‌دانست که این آرامش و هیبت و ابهت؛ نوید بخش میلاد مبارک و فرخندهٔ پیامبر نور و خرد است.
آنگاه که شبنم صبحگاهی، سرزمین بلخ را با عطر مهر و معنویت سماوات آراسته و معطر نموده بود؛ یزدان فرمان داد تا نماد «احسن التقویم» چشم به جهان ما بگشاید و اینگونه بود که فرزند پاکنهاد بلخ با معجزه نور و روشنایی متولد شد.
بدین‌سان فرزندی در دامن بلخ زاده شد که نامش را زرتشت گذاشتند و هزاران سال بعد نیچه به عظمت او پی برد و ابرانسانش خواند.
آری، امروز ششم حمل/ فروردین، زادروز فرزند فرزانهٔ بلخ زرتشت عزیز است؛ کسی که سده هاست در زادگاه و آرامگاه خود مهجور و غریب افتاده است.
آنگاه که فرمان الهی رسید، زرتشت با معجزه نور و پیام خرد و تقوا دعوت خود را آغاز نمود.
بهتراست ادامه این داستان را از خامه‌ی توانای خداوندگار شاهنامه، حکیم طوس بشنویم:
چو یک چند گاهی بر آمد بر این
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسب تا پیش کاخ
درختی کشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
کسی کز خرد برخورد کی مرد
خجسته پی ای نام او زرتشت
که اهریمن بد کنش را بکشت
بشاه جهان گفت پیغمبرم
ترا سوی یزدان همی رهبرم
حکیم ابوالقاسم فردوسی
رزتشت با این گفتار پیام خود را به مردم آغاز کرد:
«ای اهورا مزدا (خداوند) هنگامی که تورا با نیروی خرد و اندیشه ژرف جستجو کردم و با دیدهٔ دل به تو نگریستم، دریافتم که تویی سرآغاز و سرانجام همه چیز، تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی پاکی و داور و دادگر همه کردارهای مردمان»
زردشت -گاتاها
پیشوای خرد به پیروانش گفت:
«سخن ها را بشنوید و با اندیشه روشن درآنها بنگرید و راهی را که باید در پیش گیرید، برای خود برگزینید.»
گاتا ها زردشت
راستى ما چقدر در باره ى او مى دانیم، دشمنى و دوستى ما با او از دانش و تسلط ما بر مکتب فکرى او سرچشمه مى گیرد یا برخاسته از جهل و خرافات نسبت به او و آیین اوست ؟
آیا تا به حال حد اقل یک بار با تفکر و تأمل و تحقیق، گاتاها کتاب سروده های زردشت را مطالعه نموده ایم؟
متأسفانه در این روزها بر این فرزند فرزانه وپاکنهاد بلخ، تیر ستم و جفا از هر سو شتابان به‌سوی او رها مى شود …
انگار در سرزمین جهل و نفرت و انتحار و تعصب و تحجر و ترور و وحشت؛ کوتاه تر از دیوار زردشت دیواری پیدا نمی شود؟
وقتی که مى بینم حتى تحصیل یافتگان جامعه هنوز نمى دانند که در آئین زردشت هیچ کسى آتش را نمى پرستد و آتش به عنوان منبع نور و روشنایى مورد احترام است و نه پرستش‌؛ به جهل عمومى جامعه نسبت به تمدن، فرهنگ و تفکر تمدنی خود اشک می ریزم.
هیچ مصیبتى بالاتر و فاجعه‌یى عظیم تر از این نیست که مردم یک سرزمین تاریخ و تمدن شان را فراموش کنند و ندانند که داراى چه هویت و تمدنى بوده اند .
مفهوم بهشت و دوزخ، روز قیامت و بشارت نهایی جهان، فرشتگان، شیطان همه از آموزه های زرتشت سرچشمه و الهام گرفته اند.
در حقیقت تمام آئین زرتشتی براساس جدال بین نیکی و بدی و نیروهای نور و اهریمن که رهبری نیروهای تاریکی و شیطانی را برعهده دارد؛ استوار شده است.
در حالیکه بشر باید انتخاب کند که به کدام اردو می پیوندد؛ دین به او آموزش می دهد که در نهایت پروردگار پیروز خواهد شد و حتی آنهاییکه به آتش دوزخ محکوم شده اند از موهبت بهشت (یا پردیس در زبان پارسی کهن که کلمه بهشت در زبان لاتین و انگلیسی از آن برگرفته شده است) محروم نخواهند شد.
در عصری که از در و دیوار بی‌مهری و نامهربانی می‌بارید؛ خداوندگار غزل فریاد برآورد و سرود:
در «خرابات مغان» نور خدا می‌بینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم
هردم از روى تو نقشى زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه ها مى بینم
قرنهاست که دشمنان فرهنگ و تمدن ما، انواع تهمت و بهتان را از او دریغ نه‌کرده اند و با غدر و خدعه و نفاق و شرارت سعی نموده اند؛ چهرهٔ پاک و منزهٔ او را تخطئه نمایند و از او در جغرافیای خودش تابو بسازند!
متأسفانه امروز اسلام با تعصب هژمونى عربى در هم آمیخته و خصومت عصر جاهلى عرب برعلیه تمدن (خراسانى ) تا به حدی خصمانه است؛ که حتى فقیه خرد گرا و آزادهٔ خراسان امام اعظم ابوحنیفه را هم بر نمى تابند؛ چه برسد به زرتشت عزیز؟
اکنون زمان نواندیشى و بازبینى معرفت دینى ما فرارسیده است و بایست ما با فهم فلسفه و پیام اصلى دین اسلام رسوبات جاهلى عربیت را براى همیشه طرد کنیم و قرائت ما باید قرائت اعتدال و پلورالیزم دینی باشد.
یادداشتم را با خوانش اندرز زرتشت به پسرش به‌پایان می برم.
«کسی که بر قلب خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.
چنان رفتار کن با دیگران همانطوری که توقع داری که دیگران با تو رفتار کنند.
آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر.
کسی را فریب مده تا دردمندنشوی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
دوستدار دین باش تا پاک و راست
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوى
روح خود را به خشم و کین آلوده مساز و هرگز ترشرو و بدخو مباش
ای پسر من نیکوکار باش نه بدکارزیرا زندگانی انسان جاوران نیست و هیچ چیز از کردار نیک جاویدانه نیست .
همیشه در همه حال و همه جا توکل به یزدان داشته باش.
قبل از جواب دادن تفکر کن.
با فرومایه و ترسو و خشمگین و حسود مشورت نکن .
با مست و نادان و ابله و بد کار و بد دهن و حسود و بخیل مهمان و هم خوراک مشو.»
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود
مولانا
درود و سلام بر او بادا.
ممکن است تصویر ‏۱ نفر‏ باشد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا