خبر و دیدگاه

هشتم مارچ ۲۰۲۳ به زنان شجاع ، حق طلب و آزادی خواه افغانستان خجسته باد

هشتم مارچ روز همبستگی زنان دنیا می باشد. این روز که درسال ۱۹۷۸ از طرف ملل متحد بنام روز بین المللی زنان به رسمیت شناخته شد. بخاطر این بود که مبارزه و مقاومت زنان را در برابر بیعدالتی ها منحیث حادثه بزرگ افتخارآمیز تاریخی در حافظه تاریخ ثبت نماید و الهام بخش زنان برای تلاش و مبارزه در راه حق طلبی و ازادی خواهی در آینده باشد. درحالیکه در انوقت (درسال ۱۹۰۸) زنان اجازه کار و اجازه تحصیل و شرکت در پیشبرد کارهای دولتی و اجتماعی را داشتند. اما کارفرمایان به زنان کارگر معاش مطابق حاصل کارشان قایل نبودند و زیاده از وقت معمول زنان را وامیداشتند که کارنمایند، زنان بخاطر تقلیل ساعات کار و پرداخت عادلانه دستمزد شان به مبارزه و مقاومت دست زدند. که بعد از قبول تلفات و تحمل رنج زیاد به پیروزی رسیدند. دیده میشود که حقوق و آزادی زنان به سادگی داده نشده است بلکه در اثر مبارزه و تلاش و با قبول فداکاری گرفته شده است. مسلم است که هیچ وقت حق و آزادی بکسی داده نمیشود و حق فقط با مبارزه و کاربرد عقل و تدبیر و قبول فداکاری گرفته شده میتواند و بس.
توجه نمائید که حدود بیش از یکصد و پانزده سال از  مارش زنان کارگران فابریکات نساجی شهر نیویارک میگذرد، و آنها یکصدو پانزده سال قبل از امروز مصروف کار تولیدی و اجتماعی بودند، ولی  اکنون در عصر حاضر زیر سلطه نیروی عقبگرا و بر بر و وحشیِ طالبان به زنان افغانستان حتی اجازه تحصیل و حق کارکردن داده نمیشود. این فاجعه در عصر حاضر از یکطرف خیلی تعجب اور و از طرف دیگر خیلی استخوان سوز و مایوس کننده میباشد. اگرچه زنان شجاع و مبارز افغانستان با مقاومت و مبارزه بی امان خود باوجود تحمل رنج فراوان و درد و شکنجه و حتی قربانی جان های عزیز خود دست از مقاومت و مبارزه بر نداشته اند . اما دیده میشود که ساحه مبارزه به زنان افغانستان در اثر ظلم و شکنجه و زندانی ساختن و قتل زنان توسط رژیم اجیر و منفور طالبان محدود گردیده است.
مبارزه قهرمانانه زنان افغانستان بخاطر آزادی و حق طلبی در تاریخ افغانستان بینظیر میباشد و همیش به خط طلائی ثبت افتخارات زنان افغانستان در ج تاریخ خواهد گردید. ولی برخلافِ زنان مردان افغانستان بجز از مقاومتگران اندراب و پنجشیر و خوست و بدخشان و دیگر ولایات افغانستان، همه دست به الاشه نشسته و نظاره گر مرگ تدریجی خویش بوده انتظار معجزه ای از آسمان و یا منتظر کمک و فرمان کشور های خارجی اند. که این خود نمایانگر جبن و سازش و تسلیم طلبی میباشد. کسیکه به قومانده کشور های خارجی سلاح بدست گیرد و علیه طالب برزمد. رزم آن سودی بحال مردم افغانستان نخواهد داشت. این نوع سلاح گرفتن و مبارزه نه بخاطر عزت و سربلندی مردم افغانستان بلکه بنفع برنامه های کشور های خارجی مداخله گر خواهد باشد. مبارزه باید با امکانات دست داشته و شکم گرسنه و با روحیه استقلال خواهی و حق طلبی و عدالت خواهی باشد. بالای این نوع مقاومت و مبارزه میتوان حساب کرد و مقاومتگران را چون مردمک چشم عزیز دانست .
مردم بچشمان خود ظلم و وحشت و عقبگرائی طالبان را می بینند، از همه بدتر اینکه میدانند که تحت اداره و رهبری این نیروی اجیر و متحجر قادر نخواهند شد حتی نان خشکِ ضرورتِ شکم خود و فامیل خودرا تامین نمایند.، یعنی اکثریت مطلق ( حدود ۸۰ فیصد نفوس) به مرگ تدریجی روبرو اند. و آینده هم زیر اداره این نیروی اجیر تاریک و بد تر خواهد بود. ولی بازهم مرگ تدریجی را قبول و دست به الاشه نشسته و درد و رنج خود و هموطنان خودرا با رنگ زردی تماشا مینمایند. این وضعیت اسفبار میتواند دو دلیل داشته باشد:
۱_ دلیل اول همانا ظلم و وحشت طالبان میباشد. که طالبان به هیچ یک از قوانین و حقوق انسانی تثبیت شده بین المللی ارزش قایل نمیباشند. اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر میثاقهای ملل متحد نزد شان حتی به اندازه کاغذ تشناب هم ارزش ندارد. با اخلاق و رعایت اصول اخلاقی هم بیگانه اند. معلومدار که از اینطور نیروی وحشی و بر بر هر انسان میترسد. بدلیل اینکه، بمجرد تشخیص و شناسائی شخص عدالت پسند و ترقی خواه فورا” طالبان وحشی به دستگیری او پرداخته و چنان شکنجه و عذاب میدهند که یا زیر شکنجه میمیرد و یا اگر از شکنجه زنده براید حتما” معلول ومعیوب خواهد بود. واضح باد که در چنین وضعیت و احوال مبارزه جداگانه فردی و یا گروهی و اعتصاب نتیجه مطلوب بدست نمیدهد. در اینجا فقط خیزش عمومی علیه طالب در کار است که زن و مرد و طفل همه با چوب و داس و کارد و سنگ و کلوخ به جان طالب به حمله و قیام عمومی بپردازند. تلفات را بپذیرند که در بدل آن کشور خودرا آزاد و در وازه های امید و خوشبختی را به روی مردم خود باز خواهند کرد. باید این قیام عمومی زیر رهبری سازمان یافته صورت گیرد. در غیر آن نتیچه مطلوب را نمیتوان از قیام بدون سازمان و رهبری بدست آورد.
از طریق رسانه ها نام های زیادی از مقاومت و جبهات شنیده میشود، اما در عمل که دیده میشود فقط یک جبه مقاومت تحت رهبری احمد مسعود وجود دارد که مسلحانه برای آزادی افغانستان مبارزه مینمایند و در این راه بهترین فرزندان این سر زمین و قوماندانان شجاع خودرا قربان ساخته اند. مثل افتاب روشن است و تجربه سی ساله بوضوح نشان داده است که افغانستان راه حل سیاسی ندارد، و مسئول آن خود طالبان اجیر و متحجر می باشند که میخواهند سلطه و اقتدار خودرا به کمک اجانب و به زور سلاح و خشونت تحمیل نمایند. در این صورت علامتِ مشخصه خائنین به استقلال و سعادت و آزادی افغانستان نمایان میشود. طوریکه هرگاه از دهان هرکسیکه مذاکره و مفاهمه و تشکیل حکومت وسیع البنیاد شنیده میشود، بدانید که او وطنفروش و دین فروش و خائن به افغانستان میباشد. فورا”مهر خیانت ملی را بر پیشانی او بچسپانید و نفرین و لعنت را نثار او سازید.
به تمام جبهات مقاومت که در عمل وجود فزیکی ندارند و کدام سنگر و سنگر دار مسلح مشخص ندارند، ندا میشود که از طریق مجازی با جبه مقاومت ملی که عملا در کوهای پنجشیر و اندراب و خوست فرنگ و بدخشان و دیگر نقاط افغانستان قهرمانانه و فداکارانه میرزمند و دارای سنگر های داغ و سنگر داران پرافتخار میباشند در تماس شوید و طرح قیام عمومی علیه طالب را بریزند. شما ها فقط وظیفه دارید در هرولایت صرف سه نفر را مشخص سازید که قیام عمومی را براه اندازند. دیگر مربوط آن سه نفر خواهد باشد که با ابتکار خود سازمانهای مخفی خودرا در سطح ولایت و شهر و ولسوالی و ناحیه و قریه و مساجد تشکیل دهند و رهبری نمایند. البته این سه نفر را منحیث رهبری کننده قیام معرفی میدارید، از شما فقط یک چیز را تقاضا خواهند کرد. و آن صداقت و وطندوستی بی شایبه شما خواهد باشد. نه از شما پول خواهند خواست و نه سلاح. قیام کننده ای که پول و سلاح بخواهد بدرد نمی خورد. فقط انهارا میتوانید در امر اطلاع رسانی کمک شوید.
.۲_ و دلیل دوم استیلای فرهنگِ تقدیر و دعا و سجده و رضای الله و چشم به آسمان و احمیت ندادن به نقش زن در اجتماع میباشد. این فرهنگ تسلیم طلبی و بردگی ناشی از استعمار فرهنگی تازیان میباشد، که توسط اجیران فرهنگ فروش و خود فروش شان در افغانستان و ایران نهادینه شده است. این ترس از ترور و تفنگ و شمشیر و اعدام و سر بریدن است که این فرهنگ بیماراستعماری تازیان، تا هنوز هم که ۱۴۰۰ سال از آغاز آن میگذرد باز هم در افغانستان و ایران جاری میباشد. بطور مثال مشت نمونۀ خروار من چند جمله ای از صفحه ۳۱۰ کتاب کیمیای سعادت امام محمد غزالی را که در افغانستان زیاد و در ایران نسبت سنی بودش کمتر مورد احترام می باشد نقل میکنم : … اماحق مرد عظیم تر است بر زن که وی به حقیقت بنده ی مرد است. و در خبر است که اگر سجده جز خدای را روا بودی، زنان را سجود فرمودندی برای مردان. و در صفحه ۳۱۱ چنین مینویسد: … که رسول صلی الله و علیه وسلم می گوید: ” در دوزخ نگریستم، بیشتر زنان را دیدم. گفتم چرا چنین است؟ گفتند زیرا که لعنت بسیار کنند و از شوی خویش ناسپاس و گله کنند.”.
در اینصورت دیده میشود که طالبان بدون در نظر گرفتن زمان و تحولات جبری علمی، احکام اسلام ۱۴۰۰ سال قبل را تطبیق مینمایند. احمد مسعود رهبر جبه مقاومت ملی برای نجات افغانستان بجا خواستار اسلام معتدل میباشد یعنی اسلامی که با اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر میثاقهای جهانی سر سازش و آشتی داشته باشد. و خوش بختی دنیا و عقبی در آن متصور باشد.
اما در واقعیت خوش بختی واقعی مردم افغانستان در صورتی میسر خواهد شود که در افغانستان دین از دولت جدا گردد. کار دولت و دولت داری به متخصصین و کاردانان زن و مرد داده شود و کار دین به مساجد برگردانده شود و ملا ها و آخندها و شیخ ها هرچه میدانند در مساجد موعظه و مردم را رهنمائی نمایند.
زنان افغانستان فقط در صورت برقراری دولتِ به انتخاب مردم که دین را از دولت جدا سازد میتوانند به حق و آزادی خود برسند. در غیر آن زیر رهبری دولت اجیر طالبی نه تنها زنان بلکه تمام هست و بود افغانستان به تباهی و بربادی دچار میگردد و خواهد گردید.
سرنگون و نابود باد اقتدار دولت اجیر طالبانی
زنده و الهام بخش باد هشتم مارچ روز زنان جهان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا