خبر و دیدگاه

آرایش نیروها، برنامه ها ودیدگاه ها

بخش نخست
نشست ویانا در سپتامبر۲۰۲۲ به ناراحتی تعدادی از گروه ها، چهره ها وحتی مهره های استخباراتی برای عدم حضور در این نشست از جبهۀ مقاومت افزود. تعدادی هم از تریبیونهای استخباراتی خود از سازمان ملل ومجامع بین المللی خواستند که آنها را بخواهد تا برنامۀ خود را برای حل ارایه دهند. نقد شان بر احمد مسعود اینست که در زیر پرچم قبیله با معامله گران نشست و هیچ برنامۀ ارایه نداد. اوباید تجزیه کشور را پیش میکشید ودیگربرنامۀ قابل قبول نیست. در حالیکه دعوت از احمد مسعود در واقع از واقعیت حضور نیروهای سیاسی بر میخیزد که در جنگ با طالبان اند. همه میدانیم ومیدانند که سرهم بندی چنین نشستهای به جاهای باریکی پیوند دارد وسازمانهای جاسوسی از پشت پرده حضور افراد و وابستگان شان را در این نوع گرد همایی ها فراهم میکنند. بیشتر دعوت شده ها کار همین سازمانها بود. نه کار احمد مسعود. یکی از کمبود های جلسۀ ویانا بر خلاف جلسه های پیهم پاکستان و ماسکو این بود که جاسوسان پاکستان درآن حضور نیافتند.
جبهۀ مقاومت چی در برنامه وچی در نشستها اهداف خود را فورمول بندی کرده است ( تشکیل دولت ملی نامتمرکز با ایجاد خودگردانی های محلی، ایجاد ساختار های دموکراتیک از دهکده تا مرکز قدرت، تقسیم افقی وعمودی قدرت، مشارکت عادلانۀ جوامع واقوام در تمامی عرصه ها ، مشارکت زنان در تمامی بخشها به گونۀ برابر با مردان، ایجاد حاکمیت ونهاد های انتخابی …). نیروهای مقاومت نه در شعار، بلکه در میدان برای تحقق این برنامه می جنگند و هزینۀ این مبارزه را با خون شان می پردازند.
اما دوستان رادیکال! میفرمایند که جبهۀ مقاومت بدیل طالبان نیست، برای اینکه کنفدریشن، فدریشن وتجزیه را عنوان نکرد ودر این مورد هم دو موضع گیری وجود دارد: تعدادی که به روسیه ورژیم ولادیمیر پوتین نزدیکی سیاسی ویا پیوندهای استخباراتی دارند، نقد شان این است که چرا جبهه خودرا به روسیه پیوند نداده وبه مهرۀ استخباراتی روسیه تبدیل نشده است. این در حالی است که خود دوستان هم میدانند که روسیه، چین وتعداد دیگر از دولتها در کنار پاکستان ازطالبان حمایت کردند وحمایت میکنند. موضع روسیه نه در عرصۀ سیاسی ونه در عرف دپلوماتیک تا کنون در حمایت از طالبان تغییری نکرده است. تعدادی برخلاف از آن سو میفرمایند باید سیاست روشن باشد وجبهه باید آذان بدهد که طرفدار امریکا است تا امریکایی ها از آن حمایت کنند. یعنی اینکه مردم ما نه منافع سیاسی دارند، نه منافع اقتصادی ونه هم منافع ملی. باید جبهه دراین کشمکشها به افزار دیگران تبدیل شود. مبارزۀ سیاسی یعنی اینکه از یک پاچه و… آویزان باشی!
به نگر این هیچمدان، جبهۀ مقاومت تا اکنون بدیل حاکمیت طالبان است. برطبق نتیجه گیری فلسفی، یک پدیدۀ که بدیل قرار می گیرد، در برابر ضد خود سه مرحله را باید بگذراند: مرحله انتقاد واعتراض؛ مرحلۀ رویا رویی ومرحلۀ پیروزی. جبهه از آن مرحلۀ نخستین عبور کرده است ودر مرحله دوم قرار دارد واگر بتواند آرایش نیروهای سیاسی واجتماعی را به سود اهداف نظامی وسیاسی خود بسیج کند قطعاً پیروز میشود. بدیل یعنی این که به طور مصمم برای اهداف وبرنامه ات در صف پیکار بایستی وبه طورعملی برای تغییر بجنگی و وضع را تغییر بدهی. پیش از تحویل دهی قدرت، همه از مخالفت با طالبان حرف میزدند ورادیکال ها حتی نقشه های واهی را برای فدرالی، کنفدرالی وتجزیه کشیده بودند وسالها مردم را به حمایت آی.اس.آی. از این برنامه ها امیدوار نگه داشته و حتی آخرین روزهای سقوط در دهلیزهای آی.اس.آی. بستره انداخته بودند؛ اما پاکستان برنامه خودش را به پیش برد واز صداهایی کرایی تنها استفاده ابزاری وتبلیغاتی به سودش کرد.( ادامه دارد)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا