خبر و دیدگاه

رازآلودی استخباراتی مرگ و زنده گی ملاهبت الله

 

مرگ و زنده گی ملاهبت الله رهبر طالبان پس از برگزاری نشست علما در کابل بیشتر برای مردم افغانستان رازآلود شد و پرسش های زیادی را در افکار مردم افغانستان برانگیخته است. صدای صوتی منسوب به ملاهبت الله در این نشست پخش شد و شخصی در حال سخنرانی به نمایش گذاشته شد که پشت خود را به طرف اشتراک کننده گان دور داده بود. این برای همه شگفت آور است که چگونه او در مقابل ۳۵۰۰ نفری پشت داد که به او بیعت کردند. این بیعت در واقع می تواند، نمادی از بیعت کورکورانه در سراسر تاریخ باشد. از جمع اشتراک کننده گان تنها ملاانصاری در گفت و گو با شبکهء اِقْرَأْ حضور هبت الله را در تالار تایید کرد که تایید او برای مردم افغانستان پرسش برانگیز است و شک و تردید ها را در این زمینه نمی تواند، از بین ببرد؛ زیرا غیابت رهبر طالبان به دغدغهء ذهنی هر شهروند افغانستان بدل شده و در ذهن هر فرد این پرسش خطور می کند که چگونه طالبان مرگ و زنده گی ملاهبت الله رهبر شان را رازآلود ساخته اند. این پرسش هر روز در افکار مردم افغانستان جان تازه می یابد که چه زمانی ملاهبت الله از مخفی گاهء خود بیرون خواهد شد و با سیمای تازه ای ظهور خواهد کرد. شاید هم او آنگاه از سکوی ملکوت و آستان آسمانیان پله به پله فرود آید و با رهایی از دل مشغولی و مباشرت با حوران زیبا روی و غلمان های مقبول و قشنگ خلوتگاهء عیش و عشرتگاهء شوق و مراد را ترک و به آستان زمینیان قدم رنجه نماید و با خدم و حشم گلاویز شود و دست بیعت گران ساده اندیش خویش را در زمین بفشرد که کار از کار گذشته و بازار مریدان و بیعت گران به سردی گراییده و هیچ زنی حضور نداشته باشد تا مبادا او تحریک شود. درست آن زمانی خواهد بود که کرنیل امام تازه ای خروج کرده و با ظهور دوباره به سلام ملاهبت الله را هم علیک نگوید.

این در حالی است که روزنامهء ۸ صبح در شمارهء ۲۶ دلو ۱۳۹۹ به نقل از منابع موثق از انفجاری در “کوچلاغ” در نزدیک شهر کویته خبر داد که رهبر گروه طالبان و رییس استخبارات این گروه در همان لحظات اول انفجار کشته شد و حافظ عبدالمجید، مسوول مالی طالبان پس از دو سه روز در یکی از شفاخانه‌های مربوط به ارتش پاکستان جان دادند. این انفجار ماه‌ها پیش در یک خانه حفاظت‌شده مربوط به حافظ عبدالمجید در ساحه «چالو باولی» شهر کویته رخ داده بود. پیش از این نیز رویترز از انفجاری در ۲۵ اسد ۱۳۹۸ در شهر کویته پاکستان خبر داده بود. رویترز در آن زمان گزارش داد که مولوی احمدالله، برادر ملا هبت‌الله، در نتیجه این انفجار کشته و یک پسر رهبر گروه طالبان زخمی شده است. پولیس پاکستان نیز انفجار، یادشده را تایید و از کشته شدن ۴ تن به شمول ملا امام مسجد و زخمی شدن ۲۵ تن خبر داده بود. در بیستم حمل سال ۱۳۹۹، نیز خبرهایی از یک انفجار در خانه حافظ عبدالمجید در کویته نشر شد که منجر به کشته شدن شماری از رهبران طالبان گردید. رسانه‌های پاکستانی در آن زمان گزارش داده بودند که یک نشست سران و فرماندهان گروه طالبان هدف انفجار بوده است. از سویی هم فارین پالیسی نیز در ماه جوزای سال ۱۳۹۹ گزارش داد که رهبر گروه طالبان به دلیل ابتلا به ویروس کرونا جان باخته است.
مولوی محمدعلی احمدجان، یک فرمانده این گروه نیز در آن زمان خبر ابتلای ملا هبت‌الله به کرونا را تایید کرده بود. روزنامه صبح کابل نیز در آن زمان نوشت که یک عضو ارشد گروه طالبان که نامش ذکر نشده ، به سی ان ان گفته بود، ملاهبت الله سال گذشته در یک حمله انتحاری در پاکستان کشته شده است. درز خبرهای متناقض از درون گروه طالبان در آن زمان، گمانه‌زنی‌ها در مورد مرگ رهبر این گروه را تقویت کرد. در ادامه و در پیام‌های مناسبتی چون عید فطر و قربان در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ پیام رهبر گروه طالبان به گونه کتبی نشر شد. در آخرین پیام منسوب به رهبر گروه طالبان که در سی‌ویکم ثور سال روان نشر شد، از امریکا خواسته شده بود که اجازه ندهد کسی توافق‌نامه صلح دوحه را با مانع، تاخیر یا ناکامی روبه‌رو کند. بدین ترتیب ملا هبت‌الله آخوندزاده از آغاز سال ۱۳۹۸ تا کنون هیچ گونه پیام صوتی نشر نکرده است. گفتنی است که ملا هبت‌الله آخوندزاده از قندهار بود و در پنجم جوزای ۱۳۹۵ جایگزین اخترمحمد منصور، رهبر پیشین این گروه شد که در همان سال حین برگشت از ایران به پاکستان در نتیجه حمله پهباد نیروهایی امریکایی در پاکستان کشته شده بود. گروه طالبان پیش از این نیز مرگ ملا محمدعمر و ملا اخترمحمد منصور، رهبران پیشین این گروه را برای مدتی پنهان کرده بودند. این اقدامات گروه طالبان در آن زمان سبب شد که شماری از افراد بلند پایهء این گروه به دلیل پنهان کردن خبر مرگ رهبران‌شان واکنش نشان دهند.
در این میان آنچه برای مردم افغانستان شگفت آور است؛ آن فریب های آفتابی طالبان بررغم ادعا های بلند و بالای اسلامی آنان است که تا کنون به آن عمل کرده اند. طالبان تنها در عرصه های سیاست داخلی و خارجی و در رویکرد های شان با مردم افغانستان فریب آلود عمل نمی کنند؛ بلکه بدتر از آن حتا از فریب با خود و با حزب و رهبر خود نیز خودداری نمی کنند. طالبان چنان در نشهء قدرت غرق اند و در خمار پیروزی از خود بیگانه شده اند که حتا متوجه پس‌لرزه های عملکرد های دروغین و فریب آلود خود نیز نیستند. این در حالی است که عدم حضور رهبر شان در نشست عالمان بررغم انتظار های فراوان سبب نگرانی ها در میان طالبان شده است و احتمال دارد که پس لرزه های نشست بی معنا و بدون دست‌آورد عالمان در کابل تبعات خطرناکی در میان طالبان داشته باشد و بر چند دستگی شکنندهء آنان بیشتر بافزاید.
مردم افغانستان علت پنهان کردن و دلیل راز آلود شدن مرگ ملاهبت الله را یک دسیسه برضد مردم افغانستان از سوی آی اس آی تلقی می کنند. از این رو آنان فکر می کنند که در عقب این توطئه دست آی اس آی است و اگر دست آی اس آی در پشت این توطیه است و پس چه هدفی از این پنهان کاری و راز آلود نمودن مرگ و زنده گی رهبر طالبان دارد. در این میان آنچه مهم است، اینکه هرگاه در عقب این توطئه دست پاکستان است و پس چگونه طالبان در برابر این دسیسهء آی اس آی سکوت اختیار کرده اند. سکوت طالبان در این مورد دلایل مختلفی دارد؛ احتمال دارد که ملاهبت الله در انفجار کویته کشته نشده و پس از حادثه به شفاخانه منتقل گردیده و اکنون در یکی از مهمانخانه های آی اس آی زنده گی می کند و در ظاهر نزد نظامیان پاکستان اسیر و گروگان است. اکنون آی اس آی با استفاده از آن از طالبان باجگیری می کند. آی اس آی رهبران طالبان را در حالتی نگاه کرده که مرگ و زنده گی رهبر شان رازآلود باقی بماند. این رازآلود طالبان را به نوعی سکوت واداشته است که از یک سو قادر به افشای موضوع نیستند و از سویی هم نمی توانند، رهبر جدید خود را انتخاب ‌کنند.
این حادثه تازه نیست و ملاعمر نخستین رهبر طالبان نزد آی اس آی اسیر بود و تا آنکه در شفاخانه آی در کراچی جان داد و دلیل مرگ او تبرکلوز ذکر شد. آی اس آی در حدود دو سال مرگ ملاعمر را پنهان نگاه کرد و فرمان ها و اعلامیه ها را از آدرس او صادر می کرد. طالبان بنا بر مشکلاتی که داشتند؛ در این مورد سکوت اختیار کردند. طالبان زمانی مرگ ملاعمر را افشا کردند که آی اس آی از مرگ او سخن گفت. این شیوه به روش همیشگی آی اس آی بدل شده است. چنانکه شاهد هستیم که چگونه ملابرادر را به زندان افگند و تصویر های او را در زنجیر و زولانه منتشر کرد. هرگاه خلیل زاد او را رها نمی کرد و او نیز تا کنون در اسارت آی اس آی قرار می داشت.
ممکن برای طالبان دلیل این رازآلودی مرگ و زنده گی رهبر شان موضوع امنیتی گفته شده باشد؛ هرچند نام های شماری از رهبران طالبان شامل فهرست تحریم های شورای امنیت است؛ اما این نمی تواند برای رهبر طالبان قابل توجیهء باشد. آنهم رهبری که فرمان های انتحاری را صادر می کرد، حالا یک حکومت را رهبری می کند و دعوای امارت جهانی دارد. گفتنی است که خلیفهء انتحاری طالبان ( سراج الدین حقانی)هم پیشتر از این زمانی‌که در برابر کمره ظاهر می شد، روی خود را می پوشاند. ممکن او رویای رهبری طالبان را در سر داشت و از سوی شبکه های استخباراتی برای او طوری تلقین شده بود که رهبر طالبان باید مردی مرموز و افسانه ای باشد؛ اما او بدون اینکه دلیل آن را بگوید حالا این توصیهء استخباراتی را رعایت نمی کند.
به گمان قوی هدف اصلی از پنهان کردن و راز آلود نمودن مرگ طالبان انحراف افکار عامه از اصل مسایل بنیادی در افغانستان و مصروف ساختن مردم است و گفته می توان که در عقب این پنهان کاری دسیسهء استخباراتی نهفته است. مرگ و زنده گی رهبر طالبان برای مردم آنقدر مهم نیست و آنچه برای آنان مهم است؛ تغییر در رویکرد های سیاسی و نظامی و نظامی و فرهنگی طالبان است. این تغییر زمانی ممکن است که نخست از همه رهبر طالبان در پیوند به تغییر های یادشده تصمیم بنیادی و راهبردی بگیرد. غیابت رهبر این گونه تصمیم ها را مهمیز می کند. حال زمان آن رسیده است که طالبان هرچه زودتر پرده از روی این راز بردارند و قصهء مرگ و زنده گی رهبر شان را آفتابی نمایند. طالبان یقین داشته باشند که هنوز شبکه های استخباراتی قصد نابودی رهبر آنان را ندارد. در صورتی که سخنان ملا انصاری مبنی بر اینکه ملاهبت الله وارد تالار گردید و او مدتی در آخر تالار نشست و بعد به تالار آورده شد؛ درست باشد. در این صورت شبکه های خارجی بنا بر نبود جانشین او بیشتر به حفاظت او می پردازند؛ زیرا خدمات بزرگی را که او در راستای نابودی فرهنگ و عظمت و تاریخ اسلام به شبکه های استخباراتی و بویژه به غرب انجام می دهد؛ کس دیگری قادر به انجام آن نیست. بنابراین طالبان نباید نگران افشای سیمای رهبر شان باشند. در صورتی که ملاهبت‌الله کشته شده باشد، ممکن بیشترین دغدغه را در این زمینه شبکه های استخباراتی بویژه آی اس آی برای پیدا کردن بدیل یا جانشین او داشته باشد. وسوسه ایکه افکار طالبان را نیز به گروگان گرفته است. از همین رو است که آی اس آی در رابطه به مرگ و زنده گی ملاهبت الله سکوت اختیار کرده و طالبان را به بازی گرفته است.
مردم افغانستان پیش از نشست عالمان در کابل بدین باور بودند که ملاهبت الله در انفجاری در کویته کشته شده و اما پس از حضور مردی باچهره پوشیده در تالار و بیانیهء رهنمودی برای مردم، این باور ها در افکار مردم جان گرفت که اگر خودش نیست و جانشینی دارد؛ اما پس از اعلامیهٔ عیدی از سوی ملاهبت الله باور دیگری در افکار مردم پیدا شد که تنها یک و شاید چندین ملاهبت الله وجود دارد. هرچند که باشد و تا کنون دو نفر از یخن ملاهبت الله سر بیرون کرده که شخص اولی که در نشست عالمان صحبت کرد، این شخص دشمن آشتی ناپذیر با امریکا است و پروای هیچ کسی را ندارد و اما هلت الله دوم که اعلامیه عید را صادر کرد، برعکس شخص متمایل به آمریکا و خواهان دوستی با این کشور است. حال این پرسش در افکار مردم افغانستان جان گرفته که کارفرما و گردانندهء سناریو کس دیگر است و تنها بیانیه ها و اعلامیه ها را از آدرس ملاهبت الله پخش و نشر می کند. این راز آلودی مردم را گیچ و گمانه زنی ها در این مورد را بیش از افزون کرده است.
بالاخره اینکه آیا این راز برای همیش سر به مهر خواهد ماند که چه کسی به نام ملاهبت الله با سر و روی پوشانده و چنان آراییده با هفتاد ترفند استخباراتی وارد تالار شد که هیچ کس سیمای او را ندید و هیچ کس او را نشناخت‌ یا اینکه روزی پرده از این راز سر به مهر گشوده خواهد شد که به دلیل کهولت سن تفاوت میان چهرهء اصلی و جعلی ملاهبت الله تقرب به صفر کند و آنگاه آی اس آی فرصت نشان دادن بدیل او را پیدا خواهد کرد. یا اینکه آی اس آی روزی از این راز سر به مهر پرده بیرون خواهد کرد و افشا خواهد نمود که این مرد نقابدار کرنیل امام و نصرالله بابر و یا کدام کاردار استخباراتی دیگری در زیر نقاب توماس ادورا لارنس مشهور به حاجی پیرکرم شاه، یکی از چهره های مرموز سیاسی انگلیس خواهد بود. وی با عبا و قبای دروغین روحانیت توانست، چندین سال امام مسجد پلخشتی باشد و با شعبده بازیها از خود کرامات نشان میداد و مردم را بر علیه دولت وقت به شورش می کشاند؛ همین لارنس بود که هزاران قطعه عکس جعلی ملکه ثریا را در بین مردم توزیع کرد.
در حالیکه او گم مصروف توطئه درآسیای میانه بود تا با مرزبندی های شیعه و سنی کشور های آسیای میانه را به جنگ های داخلی مصروف نگهدارد. طالبان و رهبران شان اگر فکر می کنند که با این گونه معما سازی و رازآلودی به ملاهبت شخصیت ساختگی می دهند و بدون تردید راهء خطا را پیموده اند. آنان غافل از این اند که رازآلودی مرگ و زنده گی ملاهبت پرده از رازآلودی استخباراتی گروه طالبان برمی دارد و گواه بر این است که طالبان یک گروهء استخباراتی ساخته و پرداختهء آی اس آی و ابزاری در دست این شبکهء جهنمی است. سکوت طالبان در این باره نه تنها مصلحت نیست و حیثیت دینی و سیاسی آنان را زیر پرسش می برد؛ بلکه این سکوت مغایر اسلام و عنعنهء افغانیت طالبان است. یاهو

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا