خانه » خبر و دیدگاه » هوشدار، که منشور راهبردی و چشم انداز استراتیژیک ما، از گورستانهای خراسان بزرگ می گذرد

هوشدار، که منشور راهبردی و چشم انداز استراتیژیک ما، از گورستانهای خراسان بزرگ می گذرد

بازخوانی نوستالوژی اساطیری و تکرار و تکرار هژمونی تمدنی، بسان خورشید درخشانی است که تمام پرده های جعل و جهل را فرو می ریزد؛
پوتانسیل تجدید قدرت ذهنی و فکری را فراهم می آورد؛
اعتماد به نفس و انرژی لازم را برای کسب علم فراهم می سازد؛
جوانان را به استراتیژی احیاء عظمت و اقتدار گذشته خود وا می دارد و سرانجام بستر تحقق آرمانشهر و رویاء مقدس را هموار می سازد.
اگر در نصاب درسی معارف و متون دانشگاه های افغانستان، در باره ادیان گذشته‌ی سرزمین های ما، امثال: زردشت و مانی و مزدک مطالبی وجود می داشت، یک پیش نماز معروف تاجیک پایتخت نمی آمد در کمال بی خبری حضرت زردشت را آتش پرست بگوید و یک معاون تاجیک رئیس جمهور جمهوریت کذایی؛ نهضت احیاء تمدن خراسان را یک خواب و افسانه بخواند.
جوانان باید بدانند که قرنها قبل از آنکه عرب و اروپایی معنی و مفهوم تقوا را بدانند؛ شخصیتی در بلخ تقوا را چنین تعریف می کند:
گفتارت، کردارت و حتی پندارت باید نیک و پاک و انسانی و اخلاقی باشد.
جوانان ما باید بدانند که تاریخ تمدن عصر روشنگری و عصر طلایی از فرارودان ظهور نمود و در هرات به اوج کمال رسید و متأسفانه افول کرد.
جوانان ما باید بدانند: که عرفان ما هزار سال قبل از اروپا بستر قانون اساسی سیکولار را فراهم نمود و ظاهر گرایان را اندرز داد و با فربه نمودن مکتب عرفان خشیت و خشونت فقیهان و شریعتمداران را ؛ توازن و تعادل بخشید.
جوانان ما باید بدانند که حافظ، جنگ و کشتار و تکفیر مذاهب را در معجزهٔ غزل « جنگ هفتادو ملت…الخ» خواند و خرقانی سیلی محکمی بر صورت ملایان تکفیری زد و فرمود:« هر کی نزد خدای به جانی ارزیده است، نزد خرقانی به نانی بیارزد.»
این جمله در شرایط قرن بیست و یک شاید چندان مهم به نظر نیاید، اما در شرایطی که حلال و حرام مذاهب علیه همدیگر طوفان به پا نموده بود، خود سخن پیامبرانه و الهی می باشد.
جوانان ما باید بدانند که شخصیتی همچون دقیقی بلخی در بستر روشن تفکر و مکتب امام ابوحنیفه، طرح کاخ بلند شاهنامه را پی افکند تا زبان پارسی از شر دشمنانش برای ابد در امان بماند و حکیم طوس آنرا به پایان رسانید.
جوانان ما باید بدانند که نخستین انتقاد ها و پژوهش های روشنگری و روشنفکری دینی در باره قرآن و خدا و پیامبر و اسلام از فرزندان نام آور و دانشمندان بزرگ خراسان و فلات ایران، امثال: ابن راوندی، ابن رازی، ابن سینا و …شروع شد.
دوستان فرهیخته‌ی ما نباید در دام توطئه‌ی مثلث دشمنان تمدن، هویت و فرهنگ باستانی ما بیافتند و ناخواسته آب به آسیاب دشمنان فرهنگ ، هویت و تمدن خراسان بریزند.
جوانان ما نباید از وضعیت فعلی که محصول عدم اشراف و فهم تمدن و فرهنگ و هویت ما می باشد، نا امید و مأیوس و افسرده باشند و گذشته را به این بهانه، که چه نفع و فایده به حال امروز ما می نماید؛ فراموش کنند.
ما باید به نسل جوان ما با روایت درست گذشته، غرور مثبت و ظرفیت لازم را برای حرکت به سوی فراگیری علم و دانش و پایان دادن به فصل قطور جهل و جعل فراهم آوریم.
سیاست منحط ناسیونالیسم قومی با قرائت تکفیری سلفی و تحریف مهندسی شده و ساختارمند کشور های همسایه، سبب شده است که مردم ما از هویت و تمدن و تاریخ درخشان باستانی خود بی خبر باشند.
جوانان متوجه باشند یک توطئه‌ی عظیم در جهت انحراف اذهان در حال شکل گیری است تا جوانان ما را همچنان در جهل و جعل مطلق از تاریخ تمدن خود نگهدارد.
دشمنان فرهنگ و تمدن ما ظاهراً با دلایل عوام پسند این شگرد شیطانی را مطرح می نمایند که افتخارات گذشته چه دردی از ما را دوا می کند و شعر چه به درد ما می خورد و حتی اذهان فرزانگان را گاهی مشغول می سازند.
شعر زبان فارسى فقط بدایع و صنایع و استعاره و تشبیه و قریب و بعید و عروض و وزن و ردیف و قافیه نیست ، که تمام هست و بودش را در وصف خال و خط ماهرویان و سمین تنان محدود و منحصرش بدانیم !
شعر زبان فارسى تنها در سپهر حماسه و غزل و قصیده در توصیف بهار و پائیز خلاصه نمى شود ، بلکه تاریخ و فلسفه و کلام و ادب و اخلاق و هنر است !
مثنوى اش نردبان آسمان است که انسان را به سوى سپهر هاى ناشناخته رهنمون مى شود و از بند تحجر و تعصب منفى و جهل و خرافات آزاد مى سازد و شاهنامه اش خرد نامه ى انسانیت است که خواننده اش را از حصر و زندان و قید و بند تفکر جاهلانه مى رهاند.
زبان فارسى ؛ یعنى زبان ابن سینا و بیرونى و خوارزمى و امام ابوحنیفه و خیام و حافظ و سعدى و رودکى و…
زبان فر و فرهنگ و علم و فلسفه …
متون ادب و فرهنگ زبان فارسى درب عرفان و دایره المعارف انسانیت است که اوج معرفت انسان را به نمایش مى گذارد و از سنایى غزنوى و عطار و خواجه عبدالله انصارى تا خرقانى و بسطامى و مولوى، عصاره فضائل ثمره تفکر اولاد بشر را به نمایش مى گذارد.
باید بدانیم که زبان فارسى زبان ملى و علمى بیش از یکصد قوم و خرده هویت تمام این سرزمین هاى پهناور از کرد و بلوچ و ازبیک و ترک زبان، افغان ( پشتون ) شیرازى و أصفهانی و سمرقندى و بخارایى و تاجیک و بدخشانى و پنجابى (لاهورى ) و هندى ( دهلى ) چینى ( کاشغر) مى باشد و تمام این اقوام در غنامندى و فربه شدن این زبان تمدن و هویت ما ، نقشى بسزایى داشته اند.
ما برای عبور از برزخ تاریک و تیرهٔ امروز مان به فهم تاریخ باستانی و تمدنی خود سخت نیازمندیم تا در روشنی چراغ تمدنی خود، چشم انداز راهبردی منشور آینده را ترسیم و تدوین نماییم.

۱ دیدگاه

  1. زرینه خوژیانى@جىمیل.کام

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com