خبر و دیدگاه

مردم در آتش صلح درون قبیله یی میسوزند

پس از آغاز نشست قطر میان جاسوسان دوسره ی امریکا وپاکستان، جنگ برای تصفیه های قومی، زبانی، مذهبی به گونه ای بسیار خونین تشدید شد و مردم را در سوگ خون بهترین فرزندان وجوانان شان نشاند. کشور به حمام خون مردم آن تبدیل شده است. نخبه ترین فرزندان مردم که در درون نیروهای امنیتی ودفاعی حیثیت اندرها و غیر خودیهارا دارند در صف نخست نبرد از دوسو مورد حملات خونین انتقامجویانه قرار گرفته وکشته شدند. دانشگاه ها، دبیرستانها، موسسات آموزشی، فرهنگی وصحی به اهداف تروریستی مدعیان دین وشریعت پناه طالبان بدل شده اند و در بیرون ودرون حاکمیت وابسته ی امریکایی عده ای در تلاش اند از طالبان قباحت زدایی کنند و بلاگردان برای آنان داعش را قرار دهند. قتل عام دانش اموزان موعود، کوثر و اخیراً دانشگاه کابل به دلایل مذهبی، اجتماعی وقومی مظهر روشن تصفیه های قومی ومذهبی پیشا صلح با طالبان است.
بدون هیچ شک وتردیدی در پشت سر این حملات بزدلانه ای تروریستی، امریکا، پاکستان، عربستان سعودی، قطر وتعداد دیگر دخیل بوده و به نیابت از آنها خلیلزاد، کرزی، احمدزی، گلبدین و… در هماهنگی با طالبان وحلقه های فاشیستی وتروریستی همسو با آنها جنگ ترور، انفجار وانتحار را شدت بخشیده اند، تا با تولید وحشت، رعب وترس ودهشت افگنی روحیه ی مردم را برای دفاع از آزادی، حق ابراز آزاد اندیشه وبیان، عدالت خواهی، برابری طلبی و دفاع از ارزشهای انسانی تضعیف کنند وهمه را ناگزیر به پذیرش الیگارشی فدراسیون قبایل زیر نام معجون ومرکبی امارت طالبان با فشار نظامی بسازند و پس از آن به دور دیگری از سرکوبهای اجتماعی، مذهبی و سلب مالکیت از مردم پرداخته وموانع را از سر راه یک قومی ساختن تمام نماد ها ونمود های ملی برای تحمیل اداره وحاکمیت یکقومی بردارند.
درین میان عده ای از مزدوران حاکمیت فاشیستی، غلام بچه ها دربار وریزه خواران دور دسترخوان احمدزی مردم را فرا میخوانند، که از جمهوریت در برابر امارت به دفاع برخیزند؟! از « دموکراسی افغانی» واز ارزشها ی که غنی آفریده است، دفاع کنند! در حالیکه حکومت فاشیستی غنی نه به جمهوریت تعلق دارد ونه چیزی به نام دموکراسی را می پذیرد. جمهوریت غنی همان نظام استبدادی توتالیتر است، که در تاریخ به نام رژیمهای یکنفره معروف بوده است. قدرت، سیاست، قضا، قانون گذاری، توزیع پول، گزینش مسئولان، اداره ورهبری تنها در دست یک تن متمرکز شده است. در دربار امپراتورها وپادشاهان هم مولفه های باز دارندگی از استبداد یکنفره وجود داشت، که در رژیم غنی مفقود شده است. نظام طراز فاشیستی احمدزی چی چیزی از جمهوریت ودموکراسی را در خود دارد؟
دموکراسی وجمهوریت به معنی این نیست که شما پشت سر یک آدمی که نتنها چیزی از هیتلر کم ندارد، بلکه در بسیاری موارد دستهای اورا از پشت بسته است، ایستاده شوید. جمهوریت غنی هیچ فرقی با امارت تروریستی وفاشیستی طالبان ندارد، تنها فرقی که وجود دارد اینست، که تعدادی در جمهوریت برای فیشن قبیله گرایی به حیث آدمهای کرایی مصروف اند و وظیفه ی بلی قربان گویی را به عهده گرفته اند. آنچه که از آزادی زن در جمهوریت گوش فلک را کر کرده است، در واقع آزادی زن هم بیشتر بستگی به فضلی گروپ دارد و تعدادی از زنان در کرسی های حکومت، پارلمان و دپلمات شدن و… از آن طریق راه پیموده اند. دموکراسی غنی در عرصه اقتصادی این است که همه ثروت جامعه را در میان گله دزدان و مافیای اقتصادی قبیله یی اش توزیع کند و پولها هم دوباره دربانکهای امریکایی واریز شود. تمام منابع مالی، پولی و ارگانهای که کار شان مساله پول و جمع آوری عواید ملی در کشور است به دست هم تیمی های قبیله یی احمدزی قرار دارد. کرزی واحمدزی حتی تولید وتجارت مواد مخدر را قومی ساختند. فاشیزم تباری احمدزی کمتر از طالبان نیست. وقتی فرهنگ، اقتصاد، سیاست، قدرت، هویت و ارزشهای فرهنگی واجتماعی در انحصار یک گروه قبیله یی است. دم زدن از دموکراسی وراجی وهرزه گویی بیش نیست.
غنی احمدزی در حکومت داری « فصل ناتمام » مردم را به جایی میبرد که طالبان برده بودند وخواهند برد. وضیعت موجود ودست بالا بودن طالبان به لحاظ نظامی پیامد کار مشترک خلیل زاد، کرزی واحمدزی است. مگر احمدزی وکرزی، طالبان را بر نگشتاندند؟ مگر همین غنی برای بیشتر کردن فشار نظامی بر دیگران، تروریستان طالب را به شکل گروهی رها نکرد؟ حضرات که دعوا دارند، مذاکره بر پایه تفاهم نامه امریکا وطالبان را نمی پذیرند، مگر بر پایه همین تفاهم نامه صلح امریکایی بیش از پنج هزار تروریست طالب را رها نکردند؟ کجا بودند دوستان جمهوریخواه، مدافع دموکراسی وحقوق زن، که در جرگه قبیله ای به اتفاق آرا رهایی طالبان را فیصله کردند ویخن پاره کردید که باقی تروریستان هم آزاد شوند! این رهایی بر مبنای همان جنگ زرگری امریکا وطالبان نبود؟ مگر تشدید جنگ فعلی در این سطح به رهایی دستجمعی تروریستهای طالب ارتباط ندارد؟ حال برای کدام جمهوریت سینه چاک ویخن پاره میکنید؟ در اصل درد تان جمهوریت ودموکراسی نیست! حرمان و نوستالوژی جمهوریتی است که حافظ پولهای دزدی شده در بیرون وداخل کشور باشد؛ جمهوریتی که حافظ بلند منزلها ، مارکیتها ، هوتلها، ثروت های افسانه ی وآسایشگاه ها در دوبی، دهلی، دوشنبه، استانبول و… باشد؛ جمهوریت که حامی زمین خواران بزرگ است؛ جمهوریت که فحشا و مافیای اقتصادی وسیاسی را حمایت میکند وهمین. اینکه ۹۰ درصد مردم زیر خط فقر قرار دارد، اینکه لشکر بیکاران به بیگار در کشورهای همسایه مصروف اند، اینکه لشکر معتادان در زیر پل وپلچک لمیده اند، اینکه روزانه هزاران تن به بیوه ها، یتیم ها، آورارگان وبیجا شدگان داخلی افزوده میشود، به شما چی؟
حد اقل گام برداشتن به سوی جمهوریت ودموکراسی اینست، که مردم از شر دو هیولای اهریمن صفت غنی وطالب رها شوند. آقایان ! راه حل حفظ جمهوریت، درآمدن در زیر قتیفه غنی وچپن کرزی نیست. به جای اینکه روزانه ده ها تن از بهترین فرزندان مردم در دفاع از رژیمی کشته شوند، که در دشمنی با هست وبود تان قرار دارد، بهتر است دفاع بومی را سازمان بدهید، از مناطق، عزت وشرف مردم دفاع کیند. چاره ی اساسی برای فاشیزم وتمامیت خواهی باندیشید، خود بتوانید مذاکرات مستقل را برای ایجاد یک اداره مستقل، نامتمرکز، دموکراتیک وحامی ارزشهای متعالی انسانی به پیش ببرید. اگر همه نیروهای ضد طالبان متحد شوند، نه طالب ونه کس دیگر میتواند امارت وجمهوریت فاشیستی را بر شما تحمیل کند. اگر همه بتوانند سنگرهای دفاع از مردم را در محلات سامان بدهند، طالبان نمیتوانند به این تعداد آدم بکشند، آموزشگاه، دانشگاه، دبیرستان ومراکز خدمات صحی را منفجر کنند. جنازه کشی ها و تابوت کشی های پیوسته نشان میدهد، که در سنگر دفاع از جمهوریت فاشیستی وتروریستی غنی غیر خودیها قرار داشته ودارند. اگر همین شمشیر را برای دفاع ازخود و منافع خویش بزنید، پاره ای از مسایل سیاسی و جنگ وصلح حل میشود. به جای اینکه در زیر چتر جمهوریت قلابی بخزید که مسئول این وضع است، برای منافع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شمولیت متوازن در قدرت تلاش سیاسی را متمرکز کنید. در این رژیم هیچ چیزی بهتر از طالب وجود ندارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا