خانه » خبر و دیدگاه » خشونت آفرینی در اسلام حرام است

خشونت آفرینی در اسلام حرام است

نویسنده: مهرالدین مشید

تندروی و افراطیت در جهان اسلام بحثی بیرون دینی است

پس از واکنش تند مکرون رئیس جمهور فرانسه در برابر آن جوان مسلمان که یک معلم را به خاطر نشان دادن کاریکاتور پیامبر اسلام به قتل رساند. این ماجرا پس از آن آغاز شد که ساموئل پتی، معلم فرانسوی کاریکاتور های پیامبر اسلام را در درس آزادی بیان به دانش آموزان نشان داد و سر او بوسیلۀ بک جوان ۱۸ ساله اسلامگرا بریده شد. عبدالله انزاروف ۱۸ ساله روز ۱۶ اکتبر سر ساموئل پتی را با فریاد الله اکبر بیرون پاریس برید و خودش به ضرب گلوله پولیس کشته شد. این مهاجر چچنی به تازه گی اجازۀ ۱۰ سالۀ فرانسه را گرفته بود. پولیس فرانسه به دنبال این حادثه ده ها خانه را بازجویی کرد و شماری را بازداشت نمود. این قتل با محاکمه عاملان حمله سال ۲۰۱۵ به مجله فکاهی شارلی ابدو که این کاریکاتورها را منتشر کرده بود همزمان بود و باعث بروز اعتراضاتی در سراسر فرانسه شد. آقای مکرون رئیس جمهور فرانسه در مراسم بزرگداشت این معلم، آقای پتی را ستود و قول داد که « به مبارزه برای آزادی، به مبارزه برای دفاع از جمهوری که (پتی) به چهره‌اش تبدیل شده» ادامه دهد. مرگ آقای پتی دو هفته بعد از آن روی داد که رئیس‌جمهوری فرانسه از اسلام به عنوان دینی “بحران‌زده” نام برد و از تمهیدات جدیدی برای برخورد با «اسلام‌گرایان جدایی‌طلب» در فرانسه خبر داد. آقای مکرون در یک سخنرانی گفت خطر ایجاد یک “پاد-جامعه” بخش کوچکی از حدود شش میلیون مسلمان فرانسه را تهدید می‌کند. او گفت “اسلام‌گرایی جدایی‌طلبانه” برای فرانسه خطرناک است، چرا که قوانین خودش را به هر چیز دیگری ارجح می‌دارد و “غالبا به خلق یک پاد-جامعه منجر می‌شود”. آقای مکرون در سخنانش گفت این شکل از فرقه‌گرایی غالبا باعث می‌شود که بچه‌ها به مدرسه فرستاده نشوند و از برنامه‌های ورزشی، فرهنگی و غیره به عنوان “بهانه‌ای برای آموزش اصولی استفاده شود که با قوانین جمهوری (در فرانسه) مطابقت ندارد.” آقای مکرون در عین حال گفت فرانسه باید فرصت بیشتری برای تحرک اجتماعی و اقتصادی در اختیار جوامع مهاجر بگذارد و اضافه کرد که افراطی‌ها اغلب این خلاء را پر کرده‌اند. پس از اعتراضات مکرون در بیانیه ای گفت که از حرف های او تعبیر سؤ شده است . 

مکرون پس از آن اظهارات اش با انتقادات شدید رو به رو شد که واکنش های رئیسان جمهور ترکیه و پاکستان در برابر او شدیدتر بود و در بسیاری کشور ها برضد مکرون تظاهرات شده و خطر آن می رود که این واکنش ها در کشور های اسلامی به خشونت بینجامد. خطر آن می رود که به تدریج خشونت ها برضد فرانسه در جهان اسلام افزایش یابد و فشار ها در اروپا برضد مسلمانان اروپایی نیز افزایش خواهد یافت. احتمال دارد که در صورت افزایش خشونت ها شرایط پذیرش مهاجرین مسلمان دشوار و سبب اخراج آنان نیز از کشور های اروپایی شود. واکنش تند مکرون در برابر این جوان چچنی عکس العمل های گوناگونی را در کشور های اسلامی به دنبال آورده است. در این تردیدی نیست که نشان دادن کاریکاتور پیامبر توهین آشکار و بی حرمتی به احساسات یک و نیم میلیارد مسلمان در سراسر جهان است. بهتر بود تا مکرون با این موضوع برخورد منطقی می کرد تا خشونت ها کاهش می یافتند؛ اما واکنش تند او برعکس خشونت ها را افزایش داد. بنابراین احتمال دارد که این گونه خشونت آفرینی ها گاهی پروژه های استخباراتی هم باشد که به هدف های گوناگون طرح ریزی می شوند. واقعیت این است که خشونت پدیدهء بیرون دینی و امری سیاسی است که بوسیله گروه های سلفی مانند طالبان و داعش و بوکوحرام و القاعده بوجود آمده است. بنابراین آنهایی که میخواهند، بدین بهانه خشونت آفرینی کنند. این رویکرد آنان بیشتر سیاسی و پوپولیستی است تا اسلامی. این درحالی است که تندروی و تروریزم در جهان اسلام یک بحث بیرون دینی بوده و با روحیهء اسلام در تضاد کامل قرار دارد. از این رو گفته می توان که تروریزم ریشه در سیاست های کشور های غربی دارد و عامل اصلی افراطیت در جهان اسلام استبداد و فقر و بیکاری است که مسوءول آن زمامداران اروپا و آمریکا است. حمایت غرب از نظام های مستبد و فاسد، کودتایی و غدار در جهان اسلام سبب شده که آنها به زور و جبر بر گرده های مردمان شان سوار شوند. غرب برای حفظ منافع خود در جهان اسلام تنها از حکومت های منحط شیخی و شاهی پشتیبانی نمیکند؛ بلکه از نظام های به ظاهر جمهوریت نیز حمایت می کنند که در فساد و غارت و تبعیض تا گلو غرب است. آمریکا و غرب به این هم بسنده نکرده و حتا برخلاف فرهنگ مسلط غرب که خود را اساسگذار و حامی دموکراسی می دانند، در بسیاری موارد حتا برای براندازی نظام های مشروع مانند حکومت مرسی در مصر هم آقدام کرده اند. از این رو تندروی در جهان اسلام که به تروریزم انجامیده است، علت اصلی آن تجاوز های بیرحمانهء کشور های اروپایی بویژه فرانسه در الجزایر از جمله حادثه خونین ۱۹۶۱ پاریس و پشتیبانی و دفاع از حکومت های مستبد و فاسد و غاصب و انحصار طلب ناکارا بوسیلهء آمریکا و غرب است که امروز به خشم و نفرت گروه های تندرو اسلامی برضد آمریکا و اروپا بدل شده است. چنانکه امروز شاهد خطرناک ترین حرکت های تندروانه در کشور های اروپایی هستیم و رخداد فرانسه و واکنش مکرون در برابر آن جوان که معلمی را بخاطر نشان دادن کاریکاتور پیامبر به قتل رساند، گویای آشکارآن است. حرکت آن جوان برخاسته از عقده ها و مصیبت های دست و پاگیر است که نه تنها زنده گی او را حالا به چالش برد‌ه؛ بلکه ریشۀ تاریخی دیرینه دارد.

هرگاه صفحه های تاریخ تهاجم و اشغال گری کشور های اروپایی در قرن های هفده، هژده و نوزده ورق زده شود و در میان کشور های مهاجم اروپایی به شرق مانند، هسپانیا، هالند، انگلیس، فرانسه، آلمان و سیار کشورها نام کشور فرانسه باتوجه به سرکوب مردم الجزایر بیشتر توجه را به خود جلب می نماید. درگیری های وحشتناک میان مبارزان آزادی خواۀ الجزایر از سال های ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۲ که به استقلال الجزایر انجامید، مملو از داستان های اندوهبار است که کمتر در تاریخ تکرار شده است. هرچند در انقلاب الجزایر گروه های دیگری نیز نقش داشتند و اما نقش بن بلا در آن بارز بود. بن بلا و دیگر رهبران مهاجر الجزایری مقیم مصر در ۱ نوامبر ۱۹۵۴ پس از یک ملاقات محرمانه در سوئیس با رهبران مخالفی که هنوز در الجزایر ساکن بودند، تشکیل جبهه آزادی‌بخش میهنی را برای فرماندهی مبارزه مسلحانه علیه استعمارگران فرانسوی اعلام کردند. او نقش مهمی در رهبری حزب داشت و همزمان قاچاق سلاح به خاک الجزایر را نیز سازمان‌دهی می‌کرد. بن بلا در سال ۱۹۵۶ از دو ترور ناموفق یکی در قاهره و دیگری در تریپولی جان بدر برد. اما در همین سال در الجزایر توسط نظامیان فرانسوی دستگیر شد و تا ۱۹۶۲ در زندان بود. محمد احمد بن بلا) دسامبر ۱۹۱۶-  آوریل ۲۰۱۲) رهبر سیاسی جنگ استقلال الجزایر، نخستین نخست‌وزیر و نخستین رئیس‌جمهور انتخابی الجزایر بود که کشورش را به سوی یک اقتصاد سوسیالیستی سوق داد. 

گفتنی است که در میان انقلابیون  چپ الجزایر مرضیه اسکویی و جمیله پوپاشای الجزایری نماد زن انقلابی به شمار می‌رفتند که متحمل شکنجه های دردناک ضد بشری شدند و با آنهم هیچ هویت مستقل زنانه‌ای را از خود به نمایش نمی‌گذاشتند. زنان یادشده در رهبری جنبش‌های ضد امپریالیستی، ضد استعماری، ملی و قومی – به دلیل گفتمان غالبا مردانه حاکم بر آنان، نوعی رقابت کلام مردانه خود در برابر کلام مردانه حاکم را نمایندگی می‌کردند که می‌تواند به تهدیدی برای زنان بدل شود. فرایندی که معمولا با به حاشیه راندن خواست‌های زنان و مستحیل کردن آنان در امر “مقدس” رهایی عمومی و ادعای در گرو بودن رهایی زنان به پیروزی “همگانی” همراه است. این رویکرد در عین زمان شهامت و شجاعت زنان را در تاریخ به نمایش می گذارد. جنایات استعماری فرانسه در برابر مردم الجزایر تنها محدود به جغرافیای الجزایر نشد، بلکه تا شهر پاریس نیز رسید. چنانکه کشتار آزادی خواهان الجزایر در ۱۷ اکتوبر ۱۹۶۱ چنان تکاندهنده است که باوجود مخفی نگهداشتن آن، بالاخره رئیس جمهور پیشین فرانسه فرانشوا هولند از آن حادثۀ خونین به گونۀ رسمی یادآور شد. گفته می شود که بیشتر از ۲۰۰ الجزایری در آن شب توسط پولیس فرانسه به شهادت رسیدند و ۲۰۰تن با دست و پای بسته درتاریکی شب در دریا سین پاریس پرتاب گردیدند. گزارش مشهوری زیر عنوان « شبی که پل‌های پاریس از خون مسلمانان الجزایری سرخ شد » گویای آشکار این جنایت است.  در سال ۱۹۹۱ میلادی ، ژان لوک انودی کتاب «نبرد پاریس ، ۱۷ اکتبر ۱۹۶۱» را نوشت. این کتاب موجب بیدار شدن وجدان افکار عمومی شد.

در این تردیدی نیست که حملهء جوان چچنی بر آن معلم در واقع ابراز خشم و انزجار او نسبت به سیاست های جهانخوارانه و ضد انسانی حکام کشور های غربی است که واکنش ها و حوادث خونینی را در جهان به بار آورده است و هزاران جوان را از کشور های اصلی آنان ناگزیرانه به اروپا سرازیر نموده است. این خشم و نفرت ا‌کنون در برابر مکرون رئیس جمهور فرانسه به قوت عظیمی در حال بدل شدن است. حمایت مکرون از آن معلم در واقع بازی او با احساسات یک ونیم میلیون مسلمان در سراسر جهان است و خاطرات جنگ صلیبی و تئوری های استعماری جنگ تمدن های هونتینگتون را در خاطره ها تداعی می کند. اکنون می بینیم که بازهم چنین موجی تاره در حالت کنونی در حال وزیدن است. شگفت آور این که این حرکت ها ابزاری در دست دیگران برضد کشور های شان می شوند که تمامی گروه های تروریستی در این زمینه از شرق میانه تا جنوب آسیا ویژه گی مشترک دارند. این ویژه گی مشترک سبب شده تا مکرون بیشتر مورد خشم و نفرت اردوغان و عمران خان قرار بگیرد. یکی در پرورش و صدور و تمویل داعش و دیگری هم در تجهیز و تمویل و صدور طالبان به افغانستان ریشه دارد. یکی هوای حضور در آذربایجان و دیگری هوای حضور در افغانستان را دارند تا به منافع سیاسی و اقتصادی شان نائل آیند. حال بر مسلمانان است تا در برابر همچو حوادث هشیارانه عمل کنند و بخاطر شبش پوستین را نسوزانند و بخاطر اعتراض در برابر سخنان مکرون دست به خشونتی نزنند که سبب ویرانی و بربادی و تباهی کشور شان شود. تا بازیچه دست حادثه آفرینان تاریخ نشوند. 

گفتنی است که اردغان با بازی با دو کارت تباری و اسلامی می خواهد از این رویداد بیشتر سود ببرد. زیرا هوای تشکیل امپراتوری عثمانی در سرش موج می زند و دخالت هایش در آذربایجان و شماری کشور های دیگر ریشه درآن دارد. شماری این را اشتباۀ استراتیژیک اردوغان می خوانند. اکنون شصت فیصدصادرات نفتی آذربایجان از طریق بنادر ترکیه به اسراییل صادرمیشود و درعوض اسراییل تسلیحات به آذربایجان میفروشد. حکام مستبد و خودخواه در جهان اسلام با تحریک احساسات مسلمانان از این رویداد ها برای بقای قدرت استفاده می کنند. در این میان این را نباید از نظر انداخت که فقر و استبداد در کشور های اسلامی بویژه عربی عامل اصلی تندروی و اعتراض منفی است. در آن سو هم عمران خان که حامی ۷۰ گروه تروریستی در پاکستان است و استخبارات این کشور سردمدار خشونت آفرینی زیر نام اسلام است و هر روز صدها تروریست را به کشور های جهان صادر می کند. این به معنای آن نیست که اسلام زمانیکه با خشونت رو به رو شود، در برابر آن به دفاع برنخیزد، چنین نیست؛ بلکه حق دفاع مشروع را دارد. البته به شرط آنکه عاری ازخشونت بوده و مسالمت آمیز باشد تا مبادا اسلام دینی خشونت آفرین معرفی شود. در حالیکه خشونت و انتحار بر بنیاد ایت « لَا تُلْقُوا بِایدیکمْ اِلَی التّهْلکهِ » در اسلام حرام و خشونت آفرینی با روح اسلام سازگار نیست. زیرا به گواهی قرآن اسلام دین رحمت و شفقت و محبت نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای تمام بشریت است و اسلام مخالف هر نوع حرکت های خشونت آمیز است و خشونت آفرینی در اسلام حرام پنداشته شده است. پیامبر در زمان حیاتش ۶۱ بار وادار به دفاع از حریم جغرافیایی شد که بر بنیاد میثاق مدینه میان مسلمانان و یهویان و عیسویان امضا شد که در تاریخ ممثل بهترین نظام مردم سالار و جمهوریت است.  دینی که پیامبرش به عیادت زنی می رود که هر روز بر سرش خاک می ریخت، زمانیکه چند او روز خاک نریخت، پیامبر به عیادتش رفت. پس چنین دینی چگونه می تواند با خشونت سازگار باشد. در حقیقت در عقب این خشونت ها دستان شبکه استخباراتی است تا بر پیکر اسلام ضربۀ جبران ناپذیر وارد کنند و اسلام راستین را بدنام نمایند. بویژه اکنون که اسلام در اروپا به گونۀ بی پیشینه ای در حال گسترش است. یاهو

 

 

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com