خبر و دیدگاه

رشد آزادی اندیشه در پرتو دین

تفکر بر مبنای اجتهاد

انسانها همواره می کوشیده اند،از گذشته بار علمی اش و اندیشه اش پویا تر و پر بار تر باشدواز بار علمی وفکری بهتری بر خوردار باشند.زیرا اگر انسانها در یک چرخۀٖ محدود فکری توقف نماید،نمیتواند خود را از نقایص مصون بدارد.چنانچه در موارد تحقیقات و رهیابی دین  که در نتیجه آن دانشمندی، به اجتهاد دست می یازد،اگر راه اشتباه بپوید نتیجه آن می شود که یک کتلۀ بزرگی را به گمراهی سوق خواهد داد.

آورده اند که روزی امام اعظم نعمان بن ثابت(ابوحنیفه) از کوچۀ تنگ ،چقور و پر لای و لغزنده می گذشت. در برابر او طفلی که بیش از ده سال نداشت از همان باریکه پر لای تیر می شد.امام متوجه او شد و گفت پسرم!هوش کنی که نیفتی که هم صدمه جسمی می بینی و هم لباس هایت کثیف می شود.طفل  که امام را می شناخت جواب داد:اگر من بیفتم فرقی نمیکند کالایم خیس خواهد شد و یک کمی افگار خواهم شد ،اما امام شما متوجه خود باشید که نیفتید اگر شما بیفتید  دیوار محکم اسلام سقوط خواهد کرد.امام از همان جا متوجه کیاست طفل شد و گفته او چراغی را در ژرفای قلب امام روشن کرد که تا آخر زندگیش خاموش  نشد.زیرا که انسانها جایز الخطا است و هر آن امکان دارد  از اثر یک اشتباه کوچک بلغزد و همه تجربیاتش صفر شود.

اجتهاد از اندیشه در هر شرایطی بر گرفته از اندیشه آدمی است.این است که همه محتاج به تحقیق دوباره و چند باره وپذیرش انتقاد دیگران هستیم .گاه در میان انتقاد نقادان  دانشمند که راه اصلی را بما می کشایند از دانش پیچیده تر و عمق اندیشه ژرف تری بر خوردار می شویم و در هر زمان و مکان حرف تازه ای برای گفتن و شنیدن میداشته باشیم که ما را با زمان مان  پیوست میدارد.معهذا وحدت اندیشه و اندیشه واحد،اتفاق نظردر اصول و رعایت اجتهاد که حق همه میباشد نیست ،بلکه گوی سبقت را کسانی در این معامله می برند که زیاده تر ریاضت کشیده و زحمات طاقت فرسا را متحمل شده باشند.و این شخص که در بالا از ریاضت وپر دلی او حرف زدیم کسی است که برای اولین مرتبه کتاب خدا (قرآن) به او نازل شد. که موجب تحرک و تکاپوی فکری جامعه بدوی  حجاز وسپس تمام جهان اسلام شد.

 

تحرک و تکاپوی فکری جامعه:

اندیشه با اندیشه نابود می شودو این شیوۀ قرآن با تفکرات رقیب است. وواقعیتی دیگری نیز وجود دارد که اندیشه با اندیشه رشد می کند.اندیشه یی که در تنهایی و بدور از هر گونه رقیب و پرسشی براه خود ادامه دهد،اندیشه واپس گرا  ومرتجع خواهد بود وهر گز نخواهد توانست خود را در شرایط روزگار سازگاری دهد.

چنانچه حضرت علی می کوید :«کسی که بتو هوشدار میدهد،مثل کسی است که به تو مژدۀ رهایی میدهد.»(آبتین. بیان مباحث آزادی در قرآن.ص۱۰۶)

قرآن کریم نیزعقاید و نوشته های انسانی را پر از نقص واشتباه میداند  قسمیکه گفته اند انسان جایز  الخطا است.و قرآن آگاهی مطلق را تنها در حیطۀ قدرت پروردگار قلمداد می کند.چنانچه در آیه۸۲ سوره نساء می فرماید:

{أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیرا}ً۸۲

ترجمه:

آیا در [ معانی ] قرآن نمی اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیاری می یافتند.

یعنی که قرآن از سوی غیر خدا آمده بود،در آن تناقضات و اشتباهات فراوان می یافتید.

بدین ترتیب هرگونه تفکر و عمل آدمی قابل نقدو بررسی است و هیچ کس نمیتواند ادعا نماید که طرز فکر و اندیشه اش عاری از نقصان است.

در محیط زندگی ما کسانی هستند که وظیفه یافتند  اشتباهات و کژتابی های عقیده وایده ی مردمان را اصلاح نمایند. آنان در قدم اول پیامبران الهی هستند نظیرنوح وابراهیم و هود و موسی و عیسی و پیامبر  آخر الزمان  محمد (صلی الله علیه وسلم)و سایر پیامبرانیکه در طول ازمنه ها بخاطر ره یابی  آدم ها مبعوث شده اند که قرآن اذعان میدارد که به تمام فرستادگان الهی و آثارفرستاده شده برای شان باید ایمان داشت.اما قبول و پیروی از قرآن کتابیکه به محمد (نازل)شده و ناسخ وباطل کننده سایر  کتابها میباشد.البته پامبران الهی هم دارای یاران و حواریونی بودند که در طول دعوت پیغامبرانه آنها دوشادوش شان به ایمان و علم وهمت شان رزمیده اندو هر گز فروگذاشت ننموده اند.

همان طور که در مقدمه اظهار نمودیم خداوند در هر عصر وزمانی مطابق به ذکاوت و دانش مردمان آن عصر کتاب فرستاده است واین می رساند که بشر نیز با گذشت زمان در مفکوره خود مسایل عالی را بجای مسایل پیش پا افتاده و مبتزل  پذیرا شده اند، و مغز انسانها هر روز در گذار از دیروز به امروز است.عقایدی مختلفی که در جامعه وجود دارد نقص و اشتباهات یکدیگر را بر ملا می سازد وآنها را به تحقیق وبر رسی وا میدارد . ابن اثیر در امکامل ، و طبری درتاریخ بزرگش با اتفاق سایر تاریخ نویسان دوره اسلامی این موضوع را یاد آورشده اند که بخاطر استقلال و اعتدال فکری مسلمانان مکتبی در دارالخلافه مامون تأسیس شد که در هفته یکبار تمام ملل و نحل اهم از ملل اسلامی،مجوس (گبرگان)،وپیروان سایرادیان در مجلسی که مأمون شخصاَ آن را نظارت می کرد دایر و روی مسایل مهم فقهی و کلامی بحث می گردید.دانشمندان اسلامی مکلف ساخته شدند تا در این مجلس با وقارکامل ودانش سر شار از قرآن و حدیث از اسلام با اسناد قرانی ودلایل عقلانی در برابر سایر ادیان از دین شان دفاع نمایند که در نتیجه مکتب های فکری عقیدتی و فقه های بیشماری رشد نمودند و نتیجه این شد که هزاران جلد کتاب توسط دانشمندان اسلامی در همه گونه شئون مختلف اعم ازعقاید،فلسفه و تاریخ هیئت و طب وعلوم جدل و کلام تالیف گردید و یا از عربی به زبانهای دیگر واز زبانهای دیگر به عربی برگردانده شود که در تعاطی انتقال فکر و فرهنگ و مذهب مسلمانان آن دوره نقش بسیار مهمی را در رشد جامعه فکری انجام داده و دانش اسلامی در دانشگاه های اندلس، مصر و حلب پا گرفت و مجتهدین مذاهب شان را ایجاد و از آن با منطق دفاع نمودند و اهل حدیث رشد نمود و گفتار های پیامبرانه حضرت محمد (ص) را درج کتابهای صحاح نمودند و در طب و منطق و فلسفه و الهیات  سر آمد روز گار شدند و این چراغ حدود  یکهزار واندی سال از شرق تا عرب هر گز خاموش نگردید.

نتیجه آن شد تا مسلمانان برای پاسخ گویی به سوالات وایرادات ملل و نحل مختلف،به خود تکان داده وبدین ترتیب بطور خود آگاه گامهایی در جهت تعالی و پیشرفت فکری برداشتند..زیرا رقابت است که مردمان سره را از ناسره جدا می نماید.

بر عکس در جامعه تک بٍعدی و تک صدایی که در ان تنها یکنوع تفمر حاکم استو آن تفکرخود را از هر گونه پرسش و نقدی بی نیاز میداند،مکتبی ایست ایستا و عقب مانده که به مردم تحمیل خواهد شد،مکتبی که از پاسخ گویی به پرسش های روز عاجر استو بدین ترتیب تلاش می کند با تقدس بخشیدن به خودوافزایش تعصبدر میان مردم،به خود مقبولیت و مشروعیۤت ببخشد.در واقع هیج مذهبی به تنهایی نمیتواندبار دین را بدوش بکشد ودین عبارت از مذاهب مختلف.(بیان آزادیبیانم از دیدگاه قران ،پیشین.ص۱۰۷)

مکتبی که هر گونه سؤالوانتقاد را به حساب توهین و دشمنی می نویسدو خود را از هر گونه دانش اندوزیو واقعیت بینی و شناخت عصرجدید بی نیاز میداند،مسلماَ هیچ تلاشی برای تکامل خود انجام نخواهد داد وبدینترتیباز فقدان آگاهی برای رویا روییبا سایر اندیشه ها را نخواهد داشت واز مقابله با آنها بیم دارندواجازه نخواهند داد فرمان قرآن برای ایجاد فضایی که در آن آرائ مختلف حضور داشته باشدو انسانها بهترین ان را انتخاب کنند.

قرآن آیه۱۸ سوره زمر مشعر است:۳۳

{الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب}ِ۱۸

ترجمه:
آنهایی که سخنان را گوش فرا می دهند و از بهترین آنها پیروی می کنند ، آنها(کسانی) هستند که خدا هدایتشان کرده  که صاحبان خرد نابند.

و بدین طریق با کشتن روح حقیقت طلبی در میان مردم پای انها به بازی تعصب  کشانده خواهد شد و در نتیحه این مکاتب قادر نیستند اندیشه را با اندیشه پاسخ دهندو این ها از هر گونه پرسش وانتقاد وحشت دارند.

همچنان مرگ یک مکتب فکری زمانی فرا می رسدکه ان مکتب گمان کند،به مرحلۀ از رشد وآگاهی رسیده  که از هر گوونه انتقاد و تکلیف وتحقیق و بررسیبی نیاز استو احتیاجی به علم جدید نداردو این  در حقیقت بر خلاف این فرموده قران است. قرآن در آیه۱۱۴ سوره طه می فرماید:

{فَتَعالَی اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضی‏ إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنی‏ عِلْماً}۱۱۴

ترجمه:

پس پاک و برتر است خدایی که مالک مطلق هستی و حق و ثابت است. و در ( فراگیری یا خواندن ) قرآن پیش از آنکه وحی آن تمام شود شتاب مکن و بگو: پروردگارا ، بر علم من بیفزای.

واما تفکری کهبجای برخورد فزیکیبا حملات وانتقادات فکریسایر مکاتب،به پاسخ گویی به ایراداتواراده اقدام می نماید،که همان شیوۀ قرآن برای رویارویی با سایر تفکرات است.در صورت وجود نقص و عیب در خود به تحقیق وبررسی می پردازدوممکن است به اشتباه فکری خود پی بردهو در ان تجدید نظر کندو بدین طریق تکامل خود و رشد اندیشه را نسبت به گذشته سبب شود.این است که اجتهاد های مختلف تکاپو و حیات روشن مکاتب را به همراه خواهد داشت.

اندیشه ها نقایص یکدیگر را بر ملا می سازد وهمدگر را وادار مینماید که برای جبران این کمبود ها به تحقیق وبررسی تجدید نظردر شیوۀ تفکرات واعتقادات روی اورند.وبه عنوان نمودن این حقیقت که علم آدمی نسبی استواز خطا و نقص مبۤرا نمیباشد،از پدید امدن روحیه تقدس گرایی،که تنها شایستۀ احکام الهی و آسمانی است،توسط برداشتهاو ذهنیتهای انسانی،جلو گیری بعمل می آورند.و به این ترتیباجتهادی متولد می شود که پویا است و رهکشایدرد ها و مشکلات جامعه است،نه اجتهادی کهبا برنامه های ارتجاعیسبب حدایی مردم از دین می شود…

برخیاز افرادبرین گمان اندکه با اعلام آزادی اندیشه وبیان،موقعیت مبانی فکری اسلام در جامعهبه خطر می افتدواصول آن به زیر سؤال می رود.این اندیشه از کسانی سر می زند که شناخت دقیقی از اسلام نداردندو برداشت آنها از این دین در حد تعصب و تقلید کورکورانه می باشد.زیرا با رواج آزادی وروحیۀ انتقاد،مبانی فکری اسلاماز حالت یک نواختی برای مردم خارج شدهو اجتهاد جایگاه اصلی خود را بدست آوردهو سبب پیوند دین و مردم می شود و چون اصول این دینبر گرفته از اندیشۀ الهی است نه انسانی،گذشت زمان دیر یا زود صحت انرا ثابت خواهد کردوباعث جذب افکار عمومیبسوی آن خواهد شد که زمان آنرا به همت دانش ورزی در قرآن بستگی داردوقرآندر آیه ۷۱  سوره ص می فرماید :

{إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طینٍ}۷۱

ترجمه:

آن گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گِل خواهم آفرید.

پس قاعدتاَآزادی وافزایش شعور انسانیبه حقارت اسلام ختم نخواهد  شد،بلکه حقانیت و عظمت آنرابرای همگان مشخص می کند .

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا