خانه » خبر و دیدگاه » سفر کوتاهی با والی علی احمد خان

سفر کوتاهی با والی علی احمد خان

 

                   ( شخصی که دوبار اعلان امارت نمود)

    

             قسمت ششم

علی احمد خان و “شگون بد”

 

سعی وتلاش علی احمد خان برای بیعت دادن، تا آنجا همراه با شتاب است که “درابتدای کار در وقت بیعت نمودن،” کلاه امیر نصرالله خان بر زمین افتاده بود. نتیجه اش،”شگون وفال بد دیگر برای امارت او( نصرالله خان) در قلوب حاضرین پدید آورد.” (۲۳)

کاتب از شگون وفال بدِ دیگر یاد میکند. نخستین اش آنگاه بود که”نوبت امضأ به سردار محمدآصف خان مصاحب خاص رسید، قطرۀ بزرگی از رنگ اندرون خامۀ او بر بیعت نامه ریخته، روی آنرا کثیف وسیاه ساخت”(۲۴)

باید به یاد داشته باشیم که بدون تردید این نوع تلاشهای امیرسازانه و مردم فریبانه، که حاکی از علاقۀ شدید علی احمد خان به مقام و جاه بود، از نظر شبکۀ بسیار فعال وموجود امان الله خان در جلال آباد نمیتوانست پنهان بماند.

 

  علی احمد خان از جلال آباد به کابل رفت

 

پیشتر از نوشتۀ کاتب فیض محمد خواندیم که علی احمد خان از جلال آباد گریخت وسوی کابل رفت. اما به زودی می بینیم که پس از رسیدن به کابل، یکی از سران و کارمندان بالارتبۀ حکومت امانی شد. نه از دیدن جزا ازطرف امان الله خان خبری بود و نه در حاشیه راندن او.

مهارت ها و زیرکی های شخصی وهمۀ زمینه های موجود در وجود او و عوامل مساعد خانواده گی وقبیله یی اش را که جمع نمائیم، جزا ندیدن و دسترسی اش به چنان موقعیت وچند مقام بعدی موجه به نظر می آید.

این بود که پس از آمدن به کابل، هنگام  تشکیل کابینۀ امانی، علی احمدخان مقام وزارت داخله را به دست آورد.

با این همه فدا کاری هایی که ایشک آغاسی به نفع نصرالله خان نشان داد، از طرف امان الله خان جزایی ندید . زیرا پای محکم در درون حرم و نزدیکی با امان الله خان داشت.

عبدالحی حبیبی با تمام علایق ویژۀ قومی که برکار تاریخنگاری واستعداداش نیز سایۀ آن آسیب رسانید، در اواخرعمر خویش سخنان ره یابنده یی را گفته است که امتیاز یابی احمد علی خان را نیز آشکارمیکند.

اندکی ازآنچه حبیبی دربارۀ فراز آمدن اشخاص فاسد و کارمندانی را که به زیان نظام امانی عمل نمودند، نوشت در پایان می آوریم، قسمت دیگر را در بحث عوامل فروپاشی نظام امانی میخوانید.

“. . .بنای این عمل (منظور حبیبی نبود استعداد سالاری است) هم بر رشته های تعارفات شخصی  وخاندانی وقبیلوی بود که با عهد امیر حبیب الله خان واعتبار محمد زایی بودن در آن عصر فرقی نداشت.

اگر بت محمد زایی شکستانده شده بود، بجای آن درینوقت بت بارکزایی ایستاده بود. مثلاً در آنوقت کابل در دست والی محمود یاور وشاه غاسی علی احمد وقندهار در دست عبدالعزیز وزیر ومحمد سرور نائب الحکومه وعبدالکریم نائب الحکومه ونیک محمد فرقه مشر ومزار وهرات در دست محمد ابراهیم نائب الحکومه و عبدالرحمن فرقه مشر قرار داشت که همۀ آنها بارکزائی و مربوط به خاندان سراج الخواتین مادرشاه بودند. . .”(۲۵)  

این سخنان حبیبی را اگر کس دیگری بیاورد، ارباب تابوسازِ تاریخ جعلی – فرمایشی و پذیرفته گان آن، پنجه های خویش را سوی چشمانش می برند ویا در خلوت، بار تهمتی را برشانه هایش می نهند.

ادامه دارد

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com