خانه » خبر و دیدگاه » دولت باید خود را خدمتگار بداند نه بادار

دولت باید خود را خدمتگار بداند نه بادار

 

انسان یک موجود مدنی و اجتماعی است و بالطبع زنـدگـى انـسـان نیز یـک زنـدگـى اجتماعى است و حیات و معیشت او در سایه اجتماع ، تعامل، تعاون و مبادلات ، امکان پذیر است . ایجاد اصطکاک ها و برخوردها بین منافع افراد جامعه وجود دارد ؛ یعنى وقتى مردم بخواهند در زندگى اجتماعى با یکدیگر همکارى کرده و دستاورد هاى این همکارى را میان خـود تقسیم و توزیع کنند، بین منافع آنان برخورد های صورت مى گیرد؛ زیـرا، کسانى مى خواهند سهم بیشترى ببرند و از امکانات و مواهب طبیعى و اجتماعى به صورت بیشتری بهره بردارى کنند؛ به ناچار کشمکش هایى در صحنه اجتماع رخ مى دهد که سبب تزلزل زندگى اجتماعى و فروپاشى آن می شود بنابراین براى آن که جامعه انسانى بتواند به زندگى اجتماعى خویش ادامه دهد و دچار چالش های ذکر شده نگردد و همچنین به هدف هاى والاى انسانى دست یابد، دو امر مهم باید انجام گیرد:

 الف – وجود قانون عادلانه و مترقى، که پاسخ ‌گوى همه نیازهاى مادى و معنوى اوباشد.

ب – وجـود نظام حکومتى قدرتمند، که عهده دار اجراى قانون و هدایت عمومى گردیده ، بین مردم به عدالت، حکومت کند.

روی این اصل  تشکیل حکومت (دولت) براى جامعه انسانى امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است و زندگى آدمى در تمام ادوار ابتدایى و پیشرفته حیات اجتماعى هیچ گاه خالى از حکومت(دولت) نبوده است در این مقاله تلاش مینمایم تا مسئولیت های حکومت وحدت ملی را در مقابل مردم و وظایف مردم را در مقابل دولت بررسی نمایم  .

در مقدمه باید  چنین گفت :

حکومت به عنوان نهاد اجتماعی در برابر اجتماع مسئولیت ها و وظایفی دارد که برخاسته از انگیزه ها و علل غایی برپایی حکومت هاست. به این معنا که وظایف و مسئولیت های هر حکومتی با توجه به علل ایجادی و غایی آن است. بنابراین به نظر می رسد که هر جامعه با توجه به علل و انگیزه ها ایجادی و غایی خواسته ها و مطالبات مختلف و متفاوتی از حکومت ها انتظار دارند. به این عنوان که هر جامعه ای برای دست یابی و پاسخ گویی به نیازها و خواسته های ویژه اقدام به ایجاد نهادهایی می کند که از آن به دولت و یا حکومت یاد می شود. این نهاد در حقیقت نماینده مردم جامعه است تا آنان را به مقاصد و غایات خاصی برساند و نیازها و مطالبات خاصی را پاسخ دهد.


از آن جایی که مطالبات و خواسته ها و نیازهای مردم هر جامعه با توجه به نیازهای روزانه با در نظرداشت تحولات جهانی متغیر است و با گذشت هر روز تغیر مینماید به نظر می رسد که وظایف و مسئولیت های دولت وحکومت نیز تغییر می کند و کم تر از عنصر ثابت و پایداری برخوردار می باشد تا بتوان درباره آن بحث و گفت و گو کرد از این رو می توان گفت که وظایف و مسئولیت ها برای دولت ها همانند مساله راهبردهای کشورها در عرصه جهانی است؛ زیرا راهبردهای هر دولتی با توجه به بازیگران عرصه جهانی و منطقه ای تغییر می کند و همیشه شکل ثابت و پایداری ندارد. زمانی امری به عنوان راهبرد نخست و کلی و اولویت اول دولتی مطرح و همه توان و ظرفیت های ملی و فراملی دولتی برای دست یابی به آن بسیج می شود و در زمانی دیگر نه تنها در اولویت های راهبردی قرار نمی گیرد بلکه از حوزه مسائل راهبردی دولت ملتی بیرون می رود.

با این همه می توان برای مسئولیت های دولت و وظایف آن مجموعه اهداف و وظایفی را در نظر گرفت که به نظر می رسد از اهداف و مسئولیت کلیدی و اساسی و ثابت باشد به گونه ای که نه تنها از دولتی تا دولتی بلکه از زمانی تا زمانی دیگر تغییر نکند و همواره به عنوان اهداف و در نتیجه مسئولیت ها و وظایف دولت ها قلمداد شود. این مجموعه را می بایست در نیازهای دایمی و همیشگی انسان ها و جوامع بشری جست.

وظایف دولت در حکومت وحدت ملی :

 هر کشوری دارای قانون اساسی می باشد که براساس آن چارچوبی برای تمام اقدامات خود تعیین می کنند دولت نیز که یک نهاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی  می باشد طبق این قوانین دارای مسئولیت و وظایفی می باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان  نیز چارچوب و وظایفی را برای دولت معین کرده است که از آن جمله می توان موارد زیر را به صورت مختصر نام برد:

  1. ایجاد امنیت و آسایش همگانی بدون تبعیض و امتیاز برای اتباع افغانستان
  2. جلوگیری از هرگونه زور گویی، استبداد، خود کامگی، و انحصار طلبی در تمام نهاد های دولتی و شخصی
  3. از سوی دیگر دولت وظیفه دارد تا آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را در حدود قانون برای تمام مردم تأمین کند.
  4. مشارکت عامه‌ی مردم را در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی امنیتی مساعد سازد.
  5. تبعیضات ناروا را در جامعه رفع و برای همه امکانات عادلانه‌ای در تمام زمینه‌های مادی و معنوی فراهم شود.
  6. بنیه‌ی دفاعی کشور را از طریق آموزش نظامی عمومی تقویت نموده تا استقلال و تمامیت ارضی کشور حفظ شود.
  7. حکومت مکلف است برادری تفاهم و تعاون عمومی بین همه‌ی مردم را توسعه و تحکیم بخشد.

حفظ آزادی و استقلال و وحدت و تمایت ارضی سراسری کشور

اما در مورد وظایف متقابل دولت و ملت

دولت و ملت لازم و ملزوم یکدیگر اند یکی بدون دیگری معنی ندارد هر چه همکاری دولت و ملت بیشتر باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت، بنابراین هم دولت باید واقعاً ملت را قبول داشته باشد و ارزش، اهمیت و توانایی های مردم را به‌درستی بپذیرد، و هم ملت باید به معنای واقعی کلمه به دولت اعتماد کند متاسفانه درحاکمیت موجود این اصل خیلی خدشه دار شده است همکاری دولت و ملت رمز پیشرفت هر کشوری است، هر چه دولت با ملت پیوند و ارتباط بیشتری داشته باشد، دستیابی به تعالی و پیشرفت زودتر حاصل می شود.بر همین اساس می توان برخی از مهمترین عرصه هایی که سبب افزایش همدلی و همزبانی میان دولت و ملت می گردد را به شرح زیر بیان نمود:

۱- عرصه های دولت: دولت برای آنکه بتواند آحاد مردم را نسبت به فعالیت ها، برنامه ها و اقداماتش با خود همدل و همزبان سازد می بایست در عرصه های زیر اقدامات قابل توجهی انجام دهد:

الف – افزایش مشارکت اجتماعی و واگذاری امور به مردم: یکی از مهمترین وظایف دولت برای ایجاد همدلی و همزبانی توسعه مشارکت های اجتماعی و واگذاری امور به مردم است. چنین نگاهی مستلزم این است که مسئولین بدانند تکیه گاه اصلی آنها مردم و صاحب اصلی کشور مردم هستند نه زمامداران .

ب – تحکیم نظام امنیتی و مقابله با فقر، فساد و تبعیض: یکی از مهمترین عرصه های افزایش اعتماد عمومی و ایجاد همدلی و همزبانی بین دولت و ملت مقابله با فساد اداری و برچیده شدن رشوت و ارتشا، پارتی بازی، توصیه پذیری، تبعیض و هرگونه فسادی در بدنه دولت و وزارت خانه‌های مربوطه است.

ج -ارتقای سطح رفاهی و بهبود معیشت مردم: دولت و دولتمردان باید طعم تلخ ناداری و فقر مردم را حس کرده و تمامی توان خود را برای بهبود معیشت و کاهش تورم و فقر در جامعه به کار بندند. اگر در اوضاع نامساعد اقتصادی عده زیادی از مردم تحت فشار بوده و مسئولین دولتی بدون احساس مسئولیت کافی زندگی مرفهی داشته باشند نه تنها همدلی و همزبانی رخ نمی‌دهد بلکه بیشتر سبب ناامیدی و دلسردی مردم نسبت به دولت می گردد.

د – صداقت، شفاف سازی در عملکرد و پاسخگویی در مسئولیت: مردم زمانی می توانند به دولت اعتماد نمایند که دولت مسائل کشور را صادقانه و شفاف با آنها در میان گذاشته و ضمن ارائه مستمر گزارش عملکرد خود برای مردم، به اصل مهم “پاسخگویی در مسئولیت” به عنوان پیش نیاز نظم اجتماعی اعتقاد راسخ و عملی داشته باشد.

ذ – قانون مداری و حراست از حقوق مردم: زمانی که مردم مشاهده نمایند دولتمردان در قول و عمل آنها را صاحب کشور و ولی نعمت خود دانسته و از حقوق آن ها بر اساس قانون اساسی به نحو احسن حمایت و حراست می نمایند نسبت به دولت دلگرم شده و در توسعه کشور با برنامه های دولت همدل و همزبان می شوند. البته رعایت قانون به خودى خود حقوق مردم را تأمین نمى کند. ممکن است قانونى ظالمانه یا اساساً با هدف پایمال کردن حقوق همه یا بخشى از مردم در مواردى موجود باشد. اما قانون اگر در جهت عدالت و تأمین حقوق مردم باشد باز هم به خودى خود به رعایت و تأمین این حقوق نمى انجامد. اینجاست که رعایت قانون یا قانون مدارى نقش خود را در تأمین حقوق مردم نشان مى دهد. پس حقوق مردم وقتى تأمین مى شود که اوّلاً قانون، عادلانه باشد و ثانیاً سازمان ادارۀ دولت ـ کشور بر مدار آن عمل کند.

ر – پرداخت منظم مالیات و حقوق دولت: آنچه مسلم است دولت در قبال خدماتی که به مردم ارائه می دهد از حقوقی نیز برخورداراست. متأسفانه فرار مالیاتی خصوصاً توسط افرادی که درآمدهای سرشاری دارند آسیب جدی در مسیر تحقق این هدف دولت است که می تواند عرصه مناسبی برای توسعه همراهی ملت با دولت باشد اما بی اعتمادی مردم افغانستان در پرداخت مالیه زمانی آغاز شد که ۱۰ فیصد پول از کردیدت کارت ها حیف و میل گردیده و دولت جوابی ندارد.

ز- اعتماد به دولت:  هرچه بین ملت و دولت صمیمیت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمیت و توانایی‌های ملت را به درستی بپذیرد، هم ملت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند متاسفانه دولت موجود از این اصل برخوردار نیست.

س – پرهیز از گزارشات میانتهی: متأسفانه رسم غلطی در جامعه افغانستان بخصوص در سخنگویان دولت وجود دارد که عده ای فارغ از اینکه دولت چه کاری را انجام داده و چه کاری را انجام نداده همیشه به دنبال بزرگ نمایی دولت مردان اند، و حقایق را به مردم وارونه جلوه میدهند.

نتیجه و سخن آخر :

بنابراین همدلی و هم زبانی دولت و ملت اولا سبب می شود واقع نگری در میان عموم مردم و سیاستمداران و سیاستگذاران جاری و ساری شود؛ واقع نگری برای رصد و تصمیم گیری برای هدفگذاری و برنامه ریزی لازمه هر کاری است. ثانیا با نزدیکی دولت و ملت نیاز‌های واقعی بهتر رصد می شود و در این میان هم دولت می تواند در جهت برنامه ریزی منابع محدود بهتر عمل کند و هم ملت افغانستان می توانند دولت را درجهت رسیدن به مقصود یاری دهند و همین موضوع سبب جلوگیری از اتلاف سرمایه ملی می شود و از سوی دیگر نزدیکی هرچه بیشتر دولت و ملت سبب می شود خلاء ای در جامعه ایجاد نگردد تا دشمنان از آن سوء استفاده کنند.

در نهایت اینکه همدلی و همزبانی با خود پیام اتحاد، مهربانی، جانفشانی و تشریک مساعی جهت نیل به توسعه و پیشرفت کشور به همراه دارد. اگر می خواهیم به این نعمت بزرگ نایل شویم باید رویکرد و نیت دولت و ملت نسبت به یکدیگر خدمتگزاری، مجاهدت، بصیرت و خدمت باشد. اگر سبک زندگی دولتمردان همانند آحاد جامعه افغانی باشد و مردم با چشمان خود ملاحظه نمایند که مسئول دولتی شیفته خدمت است و نه تشنه قدرت، با او همدل و همزبان می شوند، محدودیت ها و مشکلاتش را درک می کنند و صبورانه و مجاهدانه او را در راه تحقق اهدافش همراهی می نمایند. همدلی و همزبانی دولت و ملت در چارچوب ارزش های اسلامی و انسانی در راه اهداف متعالی نظام در واقع همان نسخه شفابخشی است که سیاستمداران هوشیار عاقبت اندیش میدانند وقتی ملت و دولت به ریسمان محکم ارزش های اخلاقی و انسانی بخاطر منافع ملی چنگ زده و به دور از منفعت طلبی و خودبینی باشند همدلی و همزبانی در یک سخن معنا خواهد گردید در غیر آن خود کامگی بی اعتنایی در مقابل خواسته های مردم هم مسئولین را ذلیل میسازد و هم کشور را بطرف بربادی میکشاند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com