خانه » خبر و دیدگاه » از افتخار تا توجیه گرى !

از افتخار تا توجیه گرى !

قانونى که زمانى به نقش آفرینى در توافقات بن افتخار مى نمود، حالا در پى توجیه اشتباهاتى است که بطور عمدى یا غیر عمدى مرتکب شده است.
در سیزدهم دسامبر سال ۲۰۰۱ میلادی به دنبال ۹ روز بحث و مشاجره میان نماینده گان حکومت مجاهدین برهبرى محمد یونس قانونى، شوراى روم برهبرى عبدالستار سیرت، شوراى قبرس برهبرى همایون جریر و شوراى پشاور برهبرى سید حامد گیلانى زیر نظر سازمان ملل متحد و با حضور داشت نماینده گان کشور هاى بزرگ ذینفوذ و ذیدخل و شش کشور همسایه افغانستان در شهر بن المان که به توافقات بن مسمىٰ گردید، ، یک توافقنامه دو مرحله ى را امضا کردند که سنگ بنای ایجاد نظام جدید را پس از بیست سال جنگ داخلی در افغانستان گذاشت.
براساس این توافقنامه، چهره ها و گروه های کلیدی درگیر در مسایل افغانستان روی ایجاد یک حکومت موقت شش ماهه توافق کردند و همچنین پذیرفتند که برای کمک به تامین امنیت در افغانستان، پس از سالها بی ثباتی، نیروهای بین المللی حافظ صلح در افغانستان مستقر شوند.
توافقنامه بن، توانست به یکی از جنجالی ترین معضل سیاسی افغانستان در سه دهه گذشته که تقسیم قدرت سیاسی بود پایان دهد و با انتخاب حامد کرزی، از چهره های غربگراى پشتون تبار به عنوان رئیس اداره موقت، روند جدیدی را در افغانستان آغاز کند.
توافقات بن در اوضاع آشقته و ملتهب سیاسى افغانستان و ایالات متحده امریکا دایر گردید. افغانستان بدلیل از دست دادن فرمانده فقید جهاد و مقاومت شهید احمد شاه مسعود که تا آن زمان یک تنه در برابر تروریزم و افراطیت ایستاده گى نموده بود و امریکا در اثر حادثه ١١ سپتامبر در بحران عمیقى بسر مى بردند.
در نتیجه توافقات بن، حکومت مجاهدین از هم پاشید و شهید برهان الدین ربانى رئیس جمهور وقت از قدرت کنار زده شد. در تداوم حکومت هاى برآمده از توافقات بن، مجاهدین نیز برنامه ریزى شده، بتدریج و مرحله وار از ساختار سیاسى و نظامى قدرت کنار زده به حاشیه سوق شدند. خانواده ى جهاد و مقاومت، یونس قانونى رئیس هیئت حکومت مجاهدین را مقصر اصلى این سیر نزولى و زوال شان مى دانند.
سئوال اینست که آیا او واقعاً مقصر است و نتوانسته نماینده گى شایسته و بایسته ى از مجاهدین در بن  نماید؟ یا اینکه حقیقت غیر آنست .
قانونى در حالى بسوى بن رفت که ترور احمد شاه مسعود خلاء بزرگى را در اردوگاه مقاومت ایجاد نموده بود، جناح هاى مختلف مقاومت بطور متفرق با بیرون در تماس بودند، استاد ربانى خواهان هر نوع توافقى در داخل بود، استاد سیاف به مذاکرات با غرب خوش بین نبود و طرح ماجراجویانه ى داشت، ایران، روسیه و هند سیاست چند پهلو داشتند. از یک سو دولت مجاهدین را به مقاومت در برابر بیرون ترغیب مى نمودند و از سوى دیگر خود شان در مذاکره با امریکا و سازمان ملل بودند.
غرب و سازمان ملل که عرصه را براى جولان شان در افغانستان مساعد مى دیدند، در فکر تطبیق طرحى بودند که یک دهه قبل، بنین سیوان در پیاده نمودن آن ناکام مانده بود. امریکا تصمیم خود را گرفته بود و صرفاً به اقدامات نمایشى و سمبولیکى نیاز داشت تا لباس دوخته اش را بتن افغانستان نماید. توافقات بن یک خیمه شب بازیى بود که غیر از قانونى هر کس دیگرى هم که مى رفت، بروى تحمیل مى شد. پر واضح بود که بى تجربه گان عرصه سیاست با گرگان باران دیده و مجربى مواجه بودند که نتیجه از قبل معلوم و مشخص بود.
و اما اینها به هیچوجه دلیل برائت قانونى شده نمى تواند. قانونى با عدم درایت و ناپختگى سیاسى و با ذوقزده گى خوشباورانه، تن به معامله ناصواب و نسنجیده ى داد. به او چنان تلقین کاذب شده بود که گویا راه صد ساله را یک شبه رفته و کشتى توفان زده ى بحران پیچیده ى کشور را با تدبیرى حل نموده. که نامش را در تاریخ افغانستان ماندگار خواهد ساخت. چنانچه چند ماه بعد از توافقات بن، شخصاً از زبانش شنیدم که با مباهات مى گفت: افتخار بن براى من و نسلهاى بعد از من کافیست. اما حالا با سرخورده گى و توجیه گرى در پى برائت خود از اتهام معامله در بن است.
و اما اینکه این روز ها، عده ى بى خبر و یا مغرض تمام کوزه و کاسه ها را صرفاً بسر وى شکستانده و به بهانه ى او، به سنگر مستحکم جهاد و مقاومت پنجشیر مى تازند و دهنکجى مى کنند، لازم است شیر فهم نمود که بدون شک و شبهه همه، بشمول استاد شهید، به این توافقات راضى شدند و بسیارى از دریایى که از بن سرچشمه گرفت به نان و نوا رسیدند. فراموش نکنیم که بعد از مطرح شدن فشار هاى نامعقول از سوى امریکا و سازمان ملل بر هیئت مجاهدین و در ادامه بن بست ایجاد شده در روند مذاکرات، استاد ربانى بعد از دیدار با پوتین و مشوره با ایران و هند در یک کنفرانس مطبوعاتى نارضایتى خود را از واگذارى زعامت به تیم روم، با این جمله که : بازگشت حکومت شاهى، چون نسل دایناسور ها منقرض گردیده، ابراز نمود. در خلال این بن بست، هیئتى از بن بکابل آمد و با استاد ربانى به تفاهم رسیده، جریان توافقات را دو باره از سر گرفتند.
اینکه عده ى با توجیهات از خود ساخته، استاد را ناگزیر از پذیرفتن فیصله هاى بن معرفى مى کنند، صحت و واقعیت ندارد. زیرا علاوه بر توافق قبلى استاد ربانى با معماران بن، حضور وى در مراسم تسلیمدهى قدرت حجت محکمى بر این مدعاست. مضافاً امریکایى ها و سازمان ملل براى مشروعیت بخشیدن مراسم تسلیمدهى قدرت از استاد ربانى به کرزى تمام رهبران مطرح سیاسى کشور را در آن محفل جمع نمودند. خلیلى را که بدلیل مسدود بودن شبر در بامیان بود با طیاره اختصاصى نظامى بکابل منتقل نمودند و امیر اسماعیل را که میل نداشت در آنجا باشد، با یک ساعت تأخیر احضار نمودند. که همه با حضور و بودن شان، رضایت و موافقت خود را با تصامیم بن ابراز نمودند.
واقعیت آنست که همه ى رهبران مجاهدین با عدم درایت و دور اندیشى، تن به معامله نسنجیده ى با غرب و سازمان ملل دادند. و این معامله محدود به بن نیز نمیشود. بلکه با ورود اولین دسته هاى مذاکره کننده و هسته هاى نظامى امریکایى و انگلیسى به دوشنبه و تاشکند آغاز یافت که بقول امرالله صالح، دو روز بعد از حوادث ١١ سپتامبر شروع شد تا اینکه بعد از چند ماه منجر به توافقات نهایى بن و انتقال کامل قدرت به حکومت ساخته و پرداخته ى غرب در افغانستان شد.
حالا که بعد از گذشت ١٧ سال از توافقات بن، رهبران مجاهدین، دستپرورده گان غرب را در کرسى هاى رهبرى نظام و خود را منزوى و حاشیه نشین و دست خالى مى بینند. در یک بگو مگوى خاله زنک بازى، به همدیگر اتهام وارد مى کنند و تقصیر را بدوش یکدیگر مى اندازند. واقعیت همانست که همه مسئول این خطاى بزرگ و معامله ى ننگین  اند که ظاهراً در سیماى قانونى انعکاس یافته است .

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com