خانه » خبر و دیدگاه » تاریخ انتخابات را هر چه زودتر اعلان کنید

تاریخ انتخابات را هر چه زودتر اعلان کنید

 

 

اعلان تاریخ انتخابات در افغانستان میتواند بحران فراگیر بی اعتمادی ملی را در مقابل حکومت و نهاد های انتخاباتی حد اقل کاهش دهد انتخابات یک اصل قبول شده ای ملی و بین المللی است بدون آرای مردم هیچ حکومتی نمیتواند ماموریتش را آبرومندانه تا آخر خط ادامه دهد تقلبات گسترده و ساختن حکومت بنام وحدت ملی که در قانون اساسی افغانستان جایگاه و تفسیر حقوقی نداشت و تا هنوز ندارد مشکلات موجود را ببار آورده تا زمانیکه حکومت از طریق انتخابات قانونمند نشود مهار کردن این همه بحران ها کار ساده و آسانی نیست طوریکه از وضعیت دیده می شود متاسفانه دولت نه برای انتخابات پارلمانی و نه برای انتخابات ریاست جمهوری هیچ عزم و اراده ای سیاسی ندارد یکی از تشکیل شورای حل و عقد سخن میگوید دیگری از حکومت موقت و دیگری از زور آزمایی ها و چالش های غیر قابل پیشبینی بدبختانه با در نظرداشت تصامیم غیر عقلانی با گذشت هر روز فرصت‌ها برای آماده‌سازی شرایط  انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری از دست می‌رود. چون در راه تحقق این ماموریت ملی هیچ نوع تصمیم سیاسی صادقانه ای وجود ندارد این امر نشان می‌دهد که کشورهایی که به افغانستان کمک می‌کنند، نگران بلاتکلیف ماندن قوانین مربوط به انتخابات هستند. و میدانند که حکومت خود در این راه تعلل مینماید.
احزاب، اپوزیسیون، جامعه مدنی، جامعه جهانی، برخی از سران حکومتی، نیز برگزاری انتخابات را در زمان معین به دیده شک مینگرند نه تنها مردم افغانستان بلکه جامعه جهانی نیز معتقد به این امر است  رییس‌جمهور بدون رفتن به پای صندوق های رای دیگر چاره ای ندارد با گذشت هر روز  دروازه های زور گویی و ماجرا جویی یکی پی دیگری بسته می شوند. از طرف دیگر با در نظرداشت تماس های که داشته ایم کشور های خارجی بعد از این  هر نوع کمک اقتصادی و سیاسی و نظامی خویش را مشروط و منود به این حقیقت میدانند که در راس دولت، رییس باشد که برمبنای آرای مردم روی کار آمده باشد. از طرف دیگر سوال مطرح می شود که چرا انتخابات در شرایط موجود یک ضرورت عینی و ذهنی است به عقیده من چون انتخابات برای آن است که مردم در یک کشور دموکراتیک بتوانند حق و تمایل سیاسی خود را در چارچوب مکانیزم تعریف شده ای که همه بر آن متفق هستند ابراز کنند. انتخابات برای آگاهی از تمایلات مردم و جلوگیری از یکنواختی و نیز ایجاد تغییر در ریاست و بدنه دولت است. انتخابات برای توجه به مطالبات و تمایلات جدید مردم است. به عقیده من  مردم تنها زمانی می توانند وجود خود را اثبات کنند که از قدرت خود برای تعیین دولتمردان بهره گیرند. در واقع، حقوق شهروندی ایجاب می کند که مردم برای نحوه مدیریت کشور و نوع آن تصمیم گیری نمایند. انتخاب مردم بر روی تغییر سیاستهای دولت بعدی بدون شک تاثیر خواهد گذاشت، سیاستهایی که با وضعیت امنیتی معیشتی، تفاهم و همگرایی ملی ارتباط مستقیم داشته باشد. همه میدانند انتخابات در هرسیستم سیاسی، نقطه عطفی برای مردم و آینده آن کشور است.

پس با این اهمیت فوق العاده، چرا شهروندان از قدرت رای خود برای انتخاب صالحترین فرد برای آینده سرنوشت خویش استفاده نکنند. انتخابات پارلمانی یا ریاست جمهوری همان دموکراسی مستقیم است. انتخابات وسیله امتحان مشروعیت دولت و آیینه تمام نمای تمایل مردم به نوع اداره کشور است.

در تمام کشورهای دنیا برای نامزدهای انتخابات پارلمانی یا ریاست جمهوری شرایط خاص و سختی وضع کرده اند. وظیفه صلاحیت نامزدها را معمولا نهادی ویژه بررسی می کند. در افغانستان حضور و قانونمند بودن این نهاد ها به درستی دیده نمی شود به گونه مثال کسی که خود را به عضویت پارلمان کاندید مینماید برایش درجه تحصیل و سن و سال معینی مشخص گردیده اما برای کاندید شدن در مقام ریاست جمهوری نه درجه تحصیلی مطرح است و نه صحت و سلامت جسمی و روحی اگر به قانون اساسی نگاه شود یک فرد بی سواد می تواند کاندید ریاست جمهوری شود به هر صورت باید شرایط برای انتخاب شدن سخت گیرانه تر و قانونمند تر گردد تا بعد از این در این راستا هرکسی نتواند مردم را فریب دهد و بر مسند قدرت تکیه زند.

انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری خود گویای اشتراک آراء و علایق مردم به گرایشهای مختلف سیاسی اقتصادی سیاسی و فرهنگی است. مردم  بعد از این باید به فردی یا افرادی رای دهند که آن فرد یا افراد که در پارلمان می روند یا ریاست جمهوری خواسته های آنها را بهتر و جامعتر نمایندگی کنند. خوشبختانه بعلت پویایی جامعه، افغانستان خواسته های امروز مردم با دیروز متفاوت است، و لذا رییس جمهور بعدی باید شخصیتی باشد که بتواند ضمن داشتن نقاط قوت مدیریت و رهبری در کشور توانایی های که حکومت قبلی انکشاف دهد و ناکامی های حکومت قبلی را دوباره تکرار ننماید شخص توانمندی بخاطر برآوردن نیازهای جدید مردم باشد.

در واقع، مردم هستند که شایستگی و عدم شایستگی دولتها را با رای خود تعیین می کنند و این عین دموکراسی است. زیرا با انتخابات، مردم این فرصت را دارند که خشنودی و رضایت و یا عدم رضایت خود را از عملکرد دولتها ابراز کنند. مردم اجازه انتخاب دولتمردان خود را دارند اگر دولتی در برآورده کردن خشنودی و رضایت عمومی شکست خورده باشد نتیجه عمل خود را در انتخابات  آینده خواهد دید. اگر رئیس جمهور موجود میخواهد برای بار دوم انتخاب شود باید در راستای افزایش رضایت عمومی مردم که در حال بی اعتمادی ها به حکومت فراگیر است تلاش نماید. ملی و مردمی فکر کند خود را نزد همه مردم افغانستان مسئول بداند با نفاق و شقاق خط بطلان بکشد و در عمل ثابت کند که شخصیتی است باور مند بر منافع ملی لذا، تصور نمایید که دولت بعد از سه ماه دیگر با آرا ء بسیار بالا و مشارکت مردمی گسترده بر سر کار بیاید. چه اتفاقی می افتد؟ در این صورت آن دولت با اعتماد به نفس بیشتری می تواند اقدام به سیاستگذاری در امور اساسی کشور و اجرای آن سیاستها بکند. زیرا دولت منتخب آگاه هست که افکار عمومی به چه دلیل چنین فردی را برای ریاست دولت انتخاب کرده اند.

در سیاست خارجی نیز دولت منتخب که با آرای بالایی قدرت اجرایی کشور را در دست می گیرد نوکر و مزدور این کشور و آن کشور نخواهد بود در مذاکرات دیپلماتیک بر سر میز مذاکره با طرف خارجی از اعتماد به نفس و قدرت چانه زنی بالاتری برخوردار است. لذا هرچه رییس جمهور نخبه تر باشد در انجام وظایف خویش و نیز انتخاب بهترین ها در تیم کاری خود موفقتر است. به این دلیل است که بنا بر نظر افلاطون رییس دولت باید خود، دارای شایستگی های خاص و نیز از جمله نخبگان باشد.

یکی از مهمترین جنبه های انتخابات، بویژه انتخابات آینده افغانستان این است که یک مسئله داخلی به یک پدیده بین المللی تبدیل شده است. البته این به معنای فرصت دادن به دخالت خارجی در انتخابات نیست. بلکه بدلیل اهمیت انتخابات و تاثیر آن بر روابط جهانی افغانستان و معادلات منطقه ای است. گستره بازتاب بین المللی انتخابات آینده کشور ما تا به آنجاست که فلان مقام دولتی درآنسوی دنیا نسبت به احراز صلاحیت نامزدهای انتخاباتی دیدگاه آقای جان کری دوم را نداشته باشد متاسفانه بعد از ایجاد حکومت وحدت ملی مسئولین دولتی عوض اینکه گزارش کاری خود را به مردم افغانستان ارایه نمایند به سفرا و نماینده گی های سیاسی گزارش کاری میدهند .

بنابراین، انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری در سال آینده در کشور ما دو پیام مهم را باید داشته باشد. تایید مشروعیت دولت و یا تایید استمرار مشروعیت آن. در واقع در یک نظام دموکراتیک، انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی موضوع تعیین نظام نیست بلکه انتخاب نوع مدیریت آن است. ملت افغانستان با تصویب قانون اساسی با اعتبار خویش از مرحله مشروعیت و تثبیت نظام فراتر رفته اند. لذا زمان انتخابات در نظامهای دموکرات از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

در برخی کشورها حتی واجدین شرایط رای دادن قبل از انتخابات برطبق قانون می بایست ابتدا ثبت نام کنند و در صورت عدم ثبت نام با جریمه های سنگینی روبرو می شوند. یکی از دلایل این کار ایجاد نوعی اجبار در مردم و البته جلوگیری از اقدامات غیر قانونی در روند انتخابات است.

اینکه مردم افغانستان بخصوص آنان که قلب شان بخاطر وطن و مردم می تپد بر اهمیت انتخابات تاکید و عدم تاخیر آن را حتی یکروز خیانت ملی دانسته جایز نمی شمارد، خود گویای وجود دموکراسی و توجه به رای مردم است. بدون انتخابات و رای مردم، دولتها، سیاستها و قوانین آنها اصلا مشروعیت ندارند، بر این اساس، می توانیم به مردم افغانستان بگویم اگر شما در انتخاب دولتمردان خود نقش نداشته باشید، نه خواسته های شما مورد توجه دولتمردان قرار میگیرد و نه دولتمردان و سیاست های آنها مشروعیت دارد. نظام های دیکتاتوری بشمول حاکمیت موجود تمایل زیادی به تاخیر انتخابات و بهانه تراشی برای برگزار نکردن آن دارند.

انتخابات از این جهت یگانه و زمان آن ویژه است – البته هر چند کوتاه – که دولت مسلط و دارای قدرت فقط مجری برگزاری انتخابات است و بس! و نمی تواند بگوید که نتیجه انتخابات چه خواهد شد. این بهترین و منطقی ترین روند اعمال قدرت مردم در تعیین سرنوشتشان است . هیچکس تا زمانی که آرا شمرده نشود نمی تواند به قطع بگوید که منتخب مردم کیست؟ این مسئله ما را به این نکته مهم رهنمون می کند که رای و مشارکت مردم در انتخابات اهمیت بسیاری دارد.

نوت :

 در اخیر مطلبی را که نهایت در شرایط موجود ضروری میدانم یک بحث جنجالی خواهد بود که من در این یاداشت گره آنرا باز میکنم.اینکه صِرفِ رای اکثریت مردم برای حقانیتِ یک انتخاب کافی نیست. نمونه‌ی آن هم انتخابِ حکومت نازی‌ها در آلمان و حکومت های نام نهاد اسلامی در کشور های عربی یا بعضی از نقاط دیگر جهان چون در هر انتخاب مردم ممکن است در مقاطعی مرتکب اشتباهی شوند یا بیانیات پر شور و وعده های دروغین کاندیدان موجب فریب رای دهندگان گردد یا شخصیت های فریبکار با امکانات زور و زر مردم را مجبور سازند که به خواست آنها آگاهانه یا نا آگاهانه تن دهند از همین لحظه باید هم گفت و هم نوشت تقلب بد است، حکومت ایدئولوژیک و قومی و زبانی بد است. فریبکاری و بازی به اعتماد مردم بد است دیگر در این کوچه های گندیده و کثیف که نتایج نا مطلوب را بخود داشته رفتن هم خیانت است و هم جنایت .

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com