خبر و دیدگاه

گزارش سیمینار پروپاگندای مثبت ومنفی

 

 

سیمینار علمی چالش های پروپاگندای مثبت ومنفی

گزارش سیمینار علمی تحت عنوان ( چالش های پروپاگندای  مثبت و منفی)

تهیه‌کننده: عبیره کریمی دانشجوی دانشکده آنلاین ژورنالیزم

تاریخ برگزاری:  دوشنبه ۶ شام به وقت کابل جان ۱۴۰۵/۱/۳۱ مطابق 20 آپریل 2026

در دنیای امروز که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نقش اساسی در شکل‌دهی افکار عمومی دارند، پدیده‌ای به نام پروپاگندا بیش از هر زمان دیگر مورد توجه قرار گرفته است. پروپاگندا به‌عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر ذهن و رفتار مخاطبان، گاه در راستای آگاهی‌دهی و منافع عمومی به‌کار می‌رود و گاهی وسیله‌ای برای تحریف واقعیت و فریب افکار تبدیل می‌شود. در همین راستا،  چالش‌های پروپاگندای مثبت و منفی توسط دانشجویان دانشکده ژورنالیزم مورد توجه بحث و تحلیل قرار گرفته است.

برنامه با ترجمه آیت از قرآن مجید با صدای بانو زهرا میرزاد آغاز شد. پس از آن، بخش سرود ملی دوران مجاهدین بخش گردید.

در ادامه دکتر شکرالله کهگدای رئیس دانشکده ژورنالیزم سخنان ارزشمند شان را پیرامون چالش های پروپاگندا چنین بیان کردند:

 بیاییدیک نگاه گذرا از چند دهه پیش پیرامون استفاده ابزاری از پروپاگندا به نفع و بزرگنمایی رهبران کشور افغانستان داشته باشیم که درمحور کیش شخصیت خود می چرخیدند وبا احساسات و ذهن مردم چنان بازی می کردند که گویی هیچ کسی به پای دانایی و هوشیاری و توانایی آنها رسیده نمی تواند. در چهل سال پادشاهی اعلیحضرت محمدظاهر که تنها یک رادیو افغانستان و روزنامه های انیس, اصلاح , کابل تایمز و هیواد و در دهه قانون اساسی رسانه های چاپی وجود داشت,  هیچگاهی دیده نمی شد که از پادشاه یک بت قابل تقدیس ساخته باشند و در ستایش او اغراق پیشه نمایند که در کل کشور تنها او است که همه چیز را می داند, نه چنین نبود. واما کیش شخصیت پرستی وبزرگنمایی آنگاهی آغاز به اوج گرفتن کرد که کودتای شوم وبدبخت ساز 26 سرطان 1352 خورشیدی به بوسیله داود خان به همدستی حزب پرچم براه افتاد وبساط پادشاهی را با همه ساز وبرگ دموکراسی و آزادی های مدنی آن که درقانون اساسی 1343 خورشیدی به رسمیت شناخته شده بود, برچید ویک حکومت خود کامه وخود خواه ویکه تاز را وارد میدان سیاسی کشورکرد که روزنامه نو جمهوریت به ریاست دکتر آصف سهیل غیر از پروپاگندای بزرگنمایی و دروغین برای داود خان دیگر هچ کار دیگری نداشت وحتی خبرهای رادیو افغانستان در 8:30 شب ها از گزارش های خارجی شروع می شد وهیچ گزارش وخبر داخلی نداشت که نشر وپخش نماید. پروپاگندای رادیو و روزنامه جمهوریت گاهی داود خان را رهبر انقلاب وگاهی رئیس دولت وگاهی رئیس جمهور منتخب می نامید درحالی در جرگه قلابی  سال 1355 خورشیدی به ریاست عزیزالله واصفی, داود خان یگانه چهرۀ بود که رئیس جمهور خوانده شد و وای به حال کسی که شوق ریاست جمهوری میکرد. کودتای خاینانه وبرباد کن 7 ثور 1357 خورشیدی بوسیله خلقی ها وپرچمی های کمونیست, پا را از آن گلیم چرکین پروپاگندای منفی فراتر گذاشته, نورمحمدتره کی راکه یک دایم الخمر کم سواد وبی مایه بود, نابغه شرق, رهبر تواناو چنان در ستایش او به ویژه در شب سالگره آن پیره مرد بنگ مسافر(یک کتاب را روس های به همین عنوان به نام او جعل کردند) که خودش خودرا بنگ زدۀ مسافر می خواند, اغراق کردند که فکر می کرد همه امور کشورداری به کشتار های گروهی ونابودی همه مردمان دگر اندیش خلاصه می شود. حفیظ الله امین که با کشتن نورمحمدتره کی , خودرا رئیس جمهور نامید وپس از آن در تجاوز روسیه بلشویک در 6 جدی سال 1358 خورشیدی که امین را  روس ها کشتند و سلطان حسین ببرک کارمل را به قدرت بالاکردند و  به دنبال آن روس ها با اعلام پروستیریسکای گرباچف, ببرک کارمل را پس زده نجیب رئیس سازمان جهنمی خاد رابه ریاست جمهوری گماشتند همان آش بود وهمان کاسه وتعریف وتمجید وپروپاگندا برای بزرگنمایی رئیس جمهور . این رسم زشت پروپاگندای بزرگ جلوه دادن نابخردان, به ویژه درحکومت 20 ساله حامد کرزی واشرف غنی  به اوج خود تا  آنجا رسید که هردوی شان خودرا بابا خواندند و اشر ف غنی یک گام جلو تر هم گذاشت وخودرا مغز متفکر دوم کل جهان نامید و آن تفکر خودرا با واژه های بی ادبانه بچه خر گفتن وقهقهه خندیدن های بیجا ونداستن مراسم نماز, به نمایش گذاشت.  واما جان سخن دراین جا است که خوشبختانه نسل جوان امروز افغانستان, توانایی تفکیک راست و دروغ را پیدا کرده اند.

در ادامه برنامه، بانو گلالی حسنی درباره پروپاگندا در عصر اطلاعات چنین سخنرانی کردند:

امروز درباره موضوعی صحبت می‌کنم که در دنیای امروز بسیار مهم است، و آن «پروپاگندا در عصر اطلاعات: قدرت پنهان در شکل‌دهی افکار عمومی» می‌باشد.

 

ما در زمانی زندگی می‌کنیم که هر روز با حجم زیادی از معلومات از طریق اینترنت و شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو هستیم. اما همه این معلومات واقعی و بی‌طرف نیستند. بسیاری از آن‌ها به‌صورت هدفمند ساخته می‌شوند تا بر افکار، احساسات و تصمیم‌های ما تأثیر بگزارند. به همین دلیل، شناخت پروپاگندا در عصر اطلاعات اهمیت زیادی دارد.

پروپاگندا به نشر هدفمند معلومات گفته می‌شود که هدف آن تأثیرگذاری بر افکار و رفتار مردم است. این معلومات ممکن است کاملاً درست، تحریف‌شده یا حتی نادرست باشد. در واقع، پروپاگندا بیشتر از اینکه بر حقیقت تکیه کند، بر تأثیرگزاری تمرکز دارد.

در گذشته، پروپاگندا بیشتر از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها پخش می‌شد. اما امروز با پیشرفت تکنالوژی، شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت‌ها و پیام‌رسان‌ها به ابزارهای اصلی انتشار آن تبدیل شده‌اند. در عصر اطلاعات، هر فرد می‌تواند به‌سادگی یک پیام را به هزاران نفر منتقل کند، بدون اینکه صحت آن بررسی شود.

پروپاگندا یک قدرت پنهان دارد. این قدرت می‌تواند افکار عمومی را شکل دهد و دیدگاه مردم را نسبت به موضوعات مختلف تغییر دهد. همچنین، پروپاگندا بیشتر بر احساسات مردم مانند ترس، خشم یا امید تأثیر می‌گذارد. وقتی یک پیام به‌طور مکرر تکرار شود، احتمال باور کردن آن توسط مردم بیشتر می‌شود، حتی اگر آن پیام دقیق نباشد.

در عصر اطلاعات، چالش‌های زیادی در برابر ما قرار دارد. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، انتشار سریع معلومات نادرست است. خبرهای غلط معمولاً سریع‌تر از خبرهای درست پخش می‌شوند. همچنین، تشخیص حقیقت از دروغ برای بسیاری از مردم دشوار شده است، زیرا منابع معلومات بسیار زیاد شده‌اند.

از سوی دیگر، شبکه‌های اجتماعی با استفاده از الگوریتم‌ها، محتواهایی را به ما نشان می‌دهند که بیشتر توجه ما را جلب کند، نه لزوماً محتواهای درست و دقیق. این موضوع باعث می‌شود که افراد بیشتر در معرض معلومات یک‌طرفه قرار بگیرند. همچنان، بعضی منابع از اعتماد مردم سوءاستفاده می‌کنند و معلومات نادرست را به‌عنوان حقیقت نشر می‌کنند. نبود سواد رسانه‌ای نیز یکی دیگر از چالش‌های مهم است.

برای مقابله با این وضعیت، ما باید آگاهانه عمل کنیم. بررسی منبع خبر، مقایسه معلومات از چند منبع مختلف، داشتن تفکر انتقادی و اعتماد نکردن به هر چیزی که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، از مهم‌ترین راه‌ها برای جلوگیری از فریب است.

در پایان می‌توان گفت که پروپاگندا در عصر اطلاعات یک قدرت پنهان اما بسیار تأثیرگذار است. این قدرت می‌تواند هم مفید باشد و هم خطرناک، اما مهم‌ترین مسئله این است که ما چگونه با آن برخورد می‌کنیم. آگاهی و تفکر درست، بهترین راه برای جلوگیری از تأثیرات منفی آن است.

سپس، بانو مروه ضیا در مورد آزادی بیان ویدیو را تنظیم کرده بودند به نشر گذاشته شد.

در ادامه بانو عبیره کریمی در مورد پروپاگندا در میان آگاهی و فریب سخنان ارزشمند شان را بیان کردند:

 پروپاگندا؛ میان آگاهی و فریب

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سلام و احترام خدمت استادان گرامی و دوستان عزیز!

امروز می‌خواهم درباره موضوعی صحبت کنم که شاید هر روز با آن روبه‌رو هستیم، اما کمتر به آن توجه می‌کنیم؛

موضوعی به نام پروپاگندا.

وقتی این کلمه را می‌شنویم، معمولاً ذهن ما به سمت فریب، دروغ و گمراهی می‌رود.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند پروپاگندا یعنی بازی با ذهن مردم برای رسیدن به منافع شخصی.

اما آیا واقعاً پروپاگندا همیشه همین است؟

اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که پروپاگندا در اصل به معنای

تلاش هدفمند برای تأثیرگذاری بر افکار، احساسات و رفتار مردم است.

یعنی هر پیامی که به‌گونه‌ای طراحی شده باشد تا ذهن ما را تغییر دهد،

می‌تواند نوعی پروپاگندا باشد.

دوستان عزیز!

پروپاگندا دو چهره دارد:

یک چهره روشن و یک چهره تاریک.

چهره روشن آن زمانی است که از آن برای آگاهی‌دهی و منفعت جامعه استفاده شود.

مثلاً وقتی رسانه‌ها مردم را تشویق می‌کنند که به تعلیم و تربیه اهمیت بدهند،

یا به صحت و پاکی توجه کنند،

یا مردم را از خطرات یک بیماری آگاه می‌سازند—

این‌ها نمونه‌های پروپاگندای مثبت است.

اما چهره تاریک پروپاگندا زمانی ظاهر می‌شود که از آن برای فریب، اغراق و گمراه‌سازی استفاده گردد.

مثلاً وقتی یک خبر به‌گونه‌ای نشر می‌شود که فقط یک طرف قضیه را نشان دهد،

یا واقعیت‌ها پنهان شود،

یا احساسات مردم تحریک گردد تا بدون فکر تصمیم بگیرند—

این می‌شود پروپاگندای منفی.

در چنین حالت، مردم ممکن است چیزی را باور کنند که واقعیت ندارد،

و تصمیم‌هایی بگیرند که به ضرر خودشان و جامعه باشد.

نکته مهم این است که

پروپاگندا همیشه آشکار و واضح نیست.

گاهی بسیار نرم، آرام و حتی جذاب وارد ذهن ما می‌شود.

ممکن است یک جمله کوتاه، یک تصویر، یک ویدیو یا حتی یک آهنگ،

به‌گونه‌ای ساخته شده باشد که روی فکر ما تأثیر بگذارد.

امروز، در عصر رسانه و شبکه‌های اجتماعی،

پروپاگندا بسیار قوی‌تر از گذشته شده است.

ما هر روز ده‌ها خبر، پیام و ویدیو می‌بینیم،

اما آیا همه آن‌ها حقیقت دارند؟

آیا ما وقت می‌گیریم که فکر کنیم،

یا فقط آنچه را می‌بینیم، باور می‌کنیم؟

دوستان عزیز!

اینجاست که نقش آگاهی و تفکر بسیار مهم می‌شود.

ما باید یاد بگیریم که:

هر پیامی را بدون بررسی نپذیریم،

به منابع مختلف نگاه کنیم،

و تلاش کنیم حقیقت را از میان اطلاعات پیدا کنیم.

اگر ما آگاه نباشیم،

به‌راحتی تحت تأثیر پروپاگندای منفی قرار می‌گیریم.

اما اگر آگاه و هوشیار باشیم،

می‌توانیم از پروپاگندا به‌عنوان یک ابزار مثبت استفاده کنیم.

در حقیقت،

پروپاگندا یک ابزار است—

این ما و دیگران هستیم که تعیین می‌کنیم این ابزار در راه خیر استفاده شود یا در راه فریب.

در پایان می‌خواهم بگویم:

پروپاگندا نه کاملاً خوب است و نه کاملاً بد،

بلکه بستگی به هدف و شیوه استفاده از آن دارد.

پس بیایید تلاش کنیم انسان‌های آگاه،

با تفکر و تحلیل باشیم،

تا بتوانیم حقیقت را از فریب تشخیص دهیم.

تشکر از توجه شما

بعد از آن بانو بصیره عظیمیار درباره چالش های پروپاگندا در عصر مدرن صحبت های شان را بیان کردند:

موضوع را که من میخواهم درباره اش صحبت کنم. بررسی چالش‌های پروپاگاندا در دنیای مدرن است. پروپاگاندا به‌طور کلی به انتشار هدفمند اطلاعات جهت‌دار، شایعات یا روایت‌های یک‌سویه گفته می‌شود که هدف آن تأثیرگذاری بر افکار عمومی و هدایت رفتار مخاطبان می‌باشد،این پدیده به‌ویژه در بسترهای سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای نقش قابل توجهی ایفا می‌کند.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های پروپاگاندا، دستکاری آگاهانه‌ی اطلاعات و تحریف واقعیت است. در این فرایند، داده‌ها و رویدادها به‌گونه‌ای بازنمایی می‌شوند که در خدمت یک دیدگاه یا ایدئولوژی خاص قرار گیرند و در نتیجه، تمایز میان حقیقت و اطلاعات نادرست برای مخاطبان دشوار می‌شود.

چالش دیگر که وجود دارد، اتکای گسترده بر تحریک احساسات به جای استدلال منطقی است. پروپاگاندا اغلب با برانگیختن احساساتی مانند ترس، خشم یا غرور جمعی، تلاش می‌کند بر تصمیم‌گیری مخاطبان تأثیر بگذارد و قدرت تحلیل عقلانی را کاهش دهد.

همچنین، این پدیده نقش مهمی در تشدید دوقطبی‌سازی و شکاف‌های اجتماعی ایفا می‌کند. با تقویت روایت‌های «ما در برابر آنها»، پروپاگاندا می‌تواند به افزایش تنش‌های سیاسی و اجتماعی و تضعیف همبستگی جمعی منجر شود.

از سوی دیگر، نفوذ در ساختارهای رسانه‌ای و شکل‌دهی به افکار عمومی از طریق تکنیک‌های ارتباطی، یکی دیگر از چالش‌های اساسی است. در این چارچوب، برخی دیدگاه‌ها به‌گونه‌ای بازنمایی می‌شوند که گویی بیانگر نظر اکثریت جامعه هستند.

در عصر دیجیتال، استفاده از فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، بُعد تازه‌ای به پروپاگاندا بخشیده است. تولید محتوای جعلی، از جمله ویدیوهای دستکاری‌شده یا به‌اصطلاح «دیپ‌فیک»، امکان گمراه‌سازی گسترده‌تر و پیچیده‌تر مخاطبان را فراهم کرده است.

مجموع این عوامل در نهایت به فرسایش اعتماد عمومی نسبت به رسانه‌ها و نهادهای رسمی می‌انجامد، که خود پیامدهای عمیقی برای ثبات اجتماعی و سیاسی دارد.

در مواجهه با این چالش‌ها، تقویت سواد رسانه‌ای، ارزیابی انتقادی منابع اطلاعاتی و پرورش تفکر انتقادی از جمله راهکارهای اساسی به شمار می‌روند. این رویکردها به مخاطبان کمک می‌کنند تا در برابر اطلاعات جهت‌دار، آگاهانه‌تر و مسئولانه‌تر عمل کنند.

در پایان، باید تأکید کرد که پروپاگاندا به‌ویژه در شرایط بحران، جنگ و رقابت‌های سیاسی به ابزاری بسیار قدرتمند تبدیل می‌شود؛ از این‌رو، ارتقای سطح آگاهی و تحلیل انتقادی در جامعه اهمیت اساسی دارد.

سپاس از توجه شما.

سپس، بانو گیتی صدیقی در مورد تشخیص پروپاگندا در زندگی روزمره ما دیدگاه شان را ارایه کردند:

پروپاگندا فقط مربوط به سیاست یا جنگ نیست، بلکه در زندگی روزمره‌ی ما هم حضور دارد.

از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا پست‌های شبکه‌های اجتماعی، همه می‌توانند نوعی از پروپاگندا باشند.

اما سوال مهم اینجاست:

چطور بفهمیم که داریم آگاه می‌شویم یا فریب می‌خوریم؟

اولین نشانه، بازی با احساسات است.

وقتی یک پیام بیش از حد روی ترس، خشم یا هیجان ما تمرکز می‌کند، باید کمی شک کنیم.

برای مثال:

در زمان شیوع COVID-19، در شبکه‌های اجتماعی شایعات زیادی پخش شد.

بعضی پُست‌ها ادعا می‌کردند که نوشیدن یک نوع خاص نوشیدنی یا استفاده از یک داروی خانگی می‌تواند این بیماری را کاملاً درمان کند.

خیلی از مردم بدون تحقیق این پیام‌ها را باور کردند و حتی با دیگران شریک ساختند.

چرا؟ چون این پیام‌ها روی ترس و امید مردم بازی می‌کردند—ترس از مریضی و امید به درمان سریع.

اما بعداً مشخص شد که بسیاری از این اطلاعات نادرست بوده و حتی در بعضی موارد باعث آسیب به مردم شده است.

دومین نشانه، ارائه‌ی یک‌طرفه‌ی اطلاعات است.

اگر فقط یک دیدگاه نشان داده شود و هیچ نظر مخالفی وجود نداشته باشد، احتمال دارد هدف، هدایت ذهن ما باشد نه آگاهی دادن.

سومین نشانه، تکرار زیاد یک پیام است.

وقتی یک موضوع بارها تکرار می‌شود، کم‌کم در ذهن ما به عنوان حقیقت جا می‌گیرد، گاهی اگر واقعاً درست نباشد.

در دنیای امروز که شبکه‌های اجتماعی نقش بزرگی در زندگی ما دارند، تشخیص پروپاگندا از همیشه مهم‌تر شده است.

گاهی یک خبر نادرست در چند دقیقه هزاران بار پخش می‌شود و ذهن بسیاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بنابراین، ما باید یاد بگیریم که هر چیزی را بدون فکر نپذیریم.

قبل از باور کردن یک پیام، از خود بپرسیم:

منبع این اطلاعات چیست؟

آیا دیدگاه‌های دیگر هم وجود دارد؟

آیا این پیام بیشتر احساسات مرا تحریک می‌کند یا به من اطلاعات واقعی می‌دهد؟

در پایان،

می‌خواهم بگویم که آگاهی، بهترین دفاع در برابر فریب است.

اگر ما دقیق‌تر ببینیم، عمیق‌تر فکر کنیم و سوال بپرسیم، دیگر به‌راحتی تحت تأثیر پروپاگندا قرار نمی‌گیریم.

در ادامه برنامه، بانو هدیه امانی در مورد این که آیا پروپاگندا مثبت آیا واقعیت مثبت است چنین سخنرانی داشتند:

سخنرانی هدیه امانی

بسم‌الله الرحمن الرحیم، با عرض سلام خدمت استادان گرامی, مهمانان و هم‌صنفی‌های عزیز؛ امروز می‌خواهم در مورد یک موضوع مهم و قابل تأمل صحبت کنم: «آیا پروپاگندای مثبت واقعاً مثبت است؟» ما معمولاً وقتی نام پروپاگندا را می‌شنویم، به فریب و اطلاعات نادرست فکر می‌کنیم، اما گاهی همین ابزار برای اهداف به‌ظاهر خوب مانند ترویج آموزش، صلح یا آگاهی‌دهی نیز استفاده می‌شود؛ در اینجا این سوال مطرح می‌شود که اگر هدف خوب باشد، آیا استفاده از روش‌های جهت‌دهی ذهن و احساسات مردم هم قابل قبول است؟ پروپاگندای مثبت معمولاً با انتخاب بخشی از حقیقت، بزرگ‌نمایی یا تحریک احساسات تلاش می‌کند ما را به یک فکر خاص سوق بدهد، و در چنین حالتی ما دیگر کاملاً آزادانه تصمیم نمی‌گیریم، بلکه به‌گونه‌ای هدایت می‌شویم؛ اینجاست که مرز میان هدایت و فریب بسیار باریک می‌شود، زیرا حتی یک پیام خوب اگر با اغراق، ترساندن یا پنهان‌کاری همراه باشد، می‌تواند قدرت تحلیل و آزادی فکر ما را تضعیف کند؛ در دنیای امروز که هر روز با سیل اطلاعات روبه‌رو هستیم، مسئولیت ما این است که هر پیام را بدون فکر نپذیریم، بلکه سوال کنیم، بررسی کنیم و دیدگاه‌های مختلف را در نظر بگیریم؛ در نهایت باید گفت که نیت خوب همیشه کافی نیست، بلکه روش نیز اهمیت دارد، زیرا حقیقت زمانی ارزشمند است که بدون تحریف و فشار ارائه شود؛ پس بیایید این سوال را با خود داشته باشیم: آیا رسیدن به یک هدف خوب، استفاده از هر روشی فریب کوچ را توجیه می‌کند یا نه؟ تشکر از توجه شما.

سیمینار علمی با موفقیت به پایان رسید. سپاسگزارم از همه شما خوانند گان گرامی.

با احترام عبیره کریمی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا