خبر و دیدگاه

دختران پیامبر قربانیان عُرف جاهلیت عرب

 

مسلمان بر این تصورند وقتی سوره‌ی ” تبت ” برای نابودی ابولهب بر مبنای تنفر نازل گشت ۱ آن باعث طلاق دختران ۱۴ و ۱۲ ساله‌ی پیامبر شد ، امّا هرگز چنین نبود ، راویان به سن دختران اشاره نکرده‌اند و همچنین علت بیزاری خداوند از ابولهب و زنش هم با عناوین گوناگون طفره رفته‌اند و بعضی از تاریخ نویسان حتی رقیه و اُم کلثوم را به عنوان دختر پیامبر معرفی نمی‌کنند ! اما با کنکاش در مستندات کتابهای تاریخی معتبر و دقیق شدن در رفتارهای پیامبر ص تا حدود زیادی می‌توان به ماهیت واقعی آن پی بُرد .

عبدالعزی پسر عبدالمطلب با لقب ابولهب،  عموی پیامبر ص است که فقط از ابوطالب کوچکتر بود که بنا بر اصل و عُرف خانوادگی بعد از ابوطالب او بزرگ طایفه و پرده‌ دار کعبه می‌شد .

عروة بن زبیر می‌گوید هنگامی ثویبه کنیز ابولهب بشارت تولد محمد را به او داد ، ابولهب برای این بشارت ثویبه را آزاد کرد و جشن به پا کرد ۲.

 – هیچ اطلاع موثقی از اصل و نسب و شوهر ثویبه نیافتم  – .

زمانی که پیامبر به دنیا آمد مادرش فقط پنج روز به او شیر داد ، ثویبه به مدت چهار ماه به پیامبر شیر داد ۳ ثویبه نخستین دایه محمد چند روزه بود که به او و به پسرش مسروح  شیر داده است آنهم به درخواست ابولهب ۴ ثویبه پیش از رسول خدا به حمزه هم شیر داده بود از این رو هنگامی که دختر حمزه را برای تزویج به پیامبر پیشنهاد کردند ایشان او را بر خود حلال ندانست .۵ و برادران رضاعی پیامبر از ثوبیه ؛ حمزه ، جعفر طیار و عبدالله بن جحش پسر عموی پیامبر است ۶ . ثویبه همواره مورد احترام پیامبر ص و خدیجه بود ، رسول خدا تا هنگامی که در مکه بود ثویبه را یاری می‌کرد ۷ پس از هجرت نیز برای او هدیه و صلّه مانند لباس می‌فرستاد .۸ 

ابولهب منتظر بود پس از ابوطالب ریاست بر بنی‌ هاشم را بدست گیرد و حتی خودش را مستحق تر می‌دانست ۹ از یک جهت سرمایه‌ی زیادی داشت و از جهت دیگر احترامش در بین بزرگان مکه بیشتر بود و همسرش عواء با لقب ام جمیل دختر حرب بن امیه ، خواهر ابوسفیان بود ۱۰ .

هنگامی که محمد ۲۵ ساله با خدیجه ی ۴۰ ساله ازدواج کرد صاحب چهار دختر به ترتیب به نام‌های زینب ، رقیه ، ام کلثوم و فاطمه شدند و سه پسر که هیچکدام زنده نماندند ۱۱ زینب در سن ۹ سالگی بر طبق سنت عرب به عقد ابوالعاص بن ربیع خواهر زاده‌ی خدیجه در می‌آید که از بازرگانان مکه بود و هنگامی رقیه هم  به ۹ سالگی می‌ رسد به عقد عتبه پسر ابولهب در می‌آید و به علت دوستی زیاد بین دو خانواده‌ی پیامبر و ابولهب ، اُم کلثوم هم در ۹ سالگی به عقد عتیبه پسر دیگر ابولهب در می‌آید اما شانس با فاطمه دختر کوچک پیامبر یار بود که تا بعثت هنوز پنج سال داشت و قربانی عُرف عرب در ازدواج نشد و به سرنوشت آنها دچار نگردید .

ازدواج دادن دو دختر بچه به یک خانواده جدا از تبعیت عُرف اجتماعی ، نشانه‌ی عمیق بودن روابط دوستی آن دو خانواده است که اگر به تاریخ بعثت و هنگام اعلام نبوت هم نگاهی بیاندازیم این دوستی را آشکارتر خواهیم دید .

ابولهب در اوایل بعثت پشتیبان پیامبر بود اغلب مورخان اذعان نموده‌ اند که چند بار پیامبر در نقشه‌ ی ترور سران مکه قرار گرفت اما از ترس انتقام بزرگان بنی‌ هاشم منصرف شده‌اند که این بزرگان فقط ابوطالب و ابولهب بودند البته حمزه هم بعد از مسلمان شدنش جزو حامیان شد ، کلینی در الکافی آورده است  هنگامی که سران مشرکین تصمیم به قتل پیامبر ص گرفتند از ترس مخالفت ابولهب ، به او اطلاع ندادند ، روزی که قرار بود نقشه اجرا شود ابوطالب فرزندش علی  را نزد ابولهب فرستاد و نقشه قتل پیامبر را به او اطلاع داد ، ابولهب با عصبانیت نزد مشرکین رفت و آنان را از اجرای نقشه‌ی قتل نهی کرد و به لات و عزی سوگند یاد کرد که مسلمان خواهد شد ، در نتیجه سران از او عذر خواهی کردند و از این کار منصرف شدند ۱۲. از ابوطالب هم در مقابل قریشیان حمایت می‌کرد ۱۳.

پس از فوت ابوطالب و خدیجه ، قریش به صورت بی سابقه‌ ای پیامبر را مورد آزار و اذیت قرار دادند ، وقتی خبر به ابولهب دادند او اعلام کرد از محمد – فرزند برادرش – حمایت می‌کند .۱۴ 

در مقابل کافران ابولهب می‌گفت اگر عزی ( نام بُت ) پیروز شود من خادمش هستم و اگر محمد پیروز شود ، پسر برادر من است ۱۵. 

ابولهب هیچ مسلمانی را آزار نداد برعکس مانع عملی شدن نقشه‌ ی قتل پیامبر به دست اُمیه بن خلف و ابن مغیره و یا ابوجهل و عتبه و شیبه  و دیگر سران مکه می‌شد . و هیچگاه زنش هم مانند زنِ ابوسفیان ، هند جگر خوار مشتاق در ریختن خون مسلمانان نبود ، هند با همه‌ ی گستاخی هایش بخشیده می‌شود ۱۶ اما زن ابولهب نمی‌تواند بخشش بخواهد !

 ابولهب و زنش در جنگ بدر هم شرکت نکردند و بر ضد مسلمانان نجنگیدند ۱۷ . اما نشان‌ از زجری  در خود می‌ بینند که امیدی به توبه در آن وجود ندارد !  چرا خداوند برای نابودی او و زنش شعار می‌دهد ؟  و پیامبر هم پسرانش را نفرین می‌کند ؟! برای جواب به این سؤال ابتدا به معرفی دشمنان اصلی پیامبر و عاقبت آنها می‌ پردازم .

ابوالحکم بن هشام مخزومی مشهور به ابوجهل ، از مخالفین سر سخت پیامبر و اسلام بود . مسلمانان را شکنجه می‌کرد و بارها طراح قتل پیامبر بود ، عامل اصلی جنگ بدر که جمع آوری لشکر برای جنگ با مسلمانان در بدر به امر او بود و سوگند به لات و عزی می‌خورد که اسلام را نابود می‌کند تا بدان جا پیامبر را زجر داده بود که خبر کشته شدن او شعف بزرگی بود ۱۸.

 ولید بن مغیره پدر خالد بن ولید از دشمنان قسم خورده پیامبر بود که به آن حضرت لقب ساحر ، کذاب ، شاعر و مجنون می‌داد وبا پسرش خالد نخستین کسانی بودند که پیامبر را مسخره می‌کردند .۱۹

امیه بن خلف در تمسخر کردن پیامبر تا سخت‌ترین شکنجه‌ها برای برده‌های مسلمان شده دست بالایی داشت . امیه همیشه توطئه قتل پیامبر در شورای پیشنهادی که توسط ابوجهل طرح می‌شد تأیید می‌کرد و از تعقیب کنندگان تا غار ثور بود و اطعام دهنده‌ ی لشکر بدر برای نابودی مسلمانان بود .۲۰ 

ابوجهل و ولید بن مغیره و امیه و عتبه پدر زن ابوسفیان و شیبه برادرش و دیگر سران سرشناس در انکار و تکذیب پیامبر و طراحان اصلی قتل او ، جزو کشته شدگان جنگ بدر بودند که اجسادشان در چاه بدر دفن کردند و پیامبر در لب چاه خطاب به آنها می‌گوید : پیامبرتان را تکذیب کردید ، آزار دادید و از دیارش بیرون انداختید و برای جنگ با او به میدان آمدید در حالیکه اگر در آخرین لحظه هم ایمان می‌آوردید جزو رستگاران می‌شدید اما این کار را نکردید پس عاقبت خود را بنگرید ۲۱ .

با این وضعیت ابوجهل و ابن مغیره و امیه‌ها در شعار نابودی و بیزاری خداوند قرار نگرفتند و پیامبر هم آنان را نفرین نکرد و در عوض تا آخر در تلاش به دعوت آنها بود .

و بلاخره عکرمه پسر ابوجهل و خالد بن ولید هر دو قبل از هجرت همواره داوطلب در قتل پیامبر بودند و هر دو شکنجه‌گر تا تعقیب مسلمانان مهاجر به حبشه ، اولین یورش کنندگان بر بستر خواب پیامبر که علی را در جایگاه یافتند ، هر دو نفر عامل شکست مسلمانان و قتل هفتاد تن از آنها در اُحُد بودند رول آنها در دیگر جنگها بر علیه مسلمانان تا حدی بود که به تیغ بُرّان ضد مسلمانان شهرت داشتند اما در آخر ایمان آوردند و به صف مسلمانان پیوستند که تمام کردارهای گذشته نادیده گرفته شد و کمک مالی شدند و حتی برای آسایش خاطر عکرمه از القاب ابوجهل پرهیز گردید ! ۲۲ .

  با توجه به ادله‌ی تاریخی بازگشت به دین اسلام در هر مرحله‌ ای قابل قبول بوده است حتی بعد از جنگ و ناکامی و شکست در تلاش برای نابودی اسلام . اما این امرفقط شامل ابولهب نمی‌شد!

عباس بن عبدالمطلب ، عموی پیامبر و هم بازی او هم به پیامبر ایمان نداشت اما از پیامبر گاه گاهی حمایت می‌کرد ، در بدر با پیامبر می‌جنگد و اسیر می‌شود ، بلافاصله پیامبر سفارش می‌کند که به او آسیبی نرسد هر چند حذیفه بن عتبه می‌گوید اگر می‌دیدمش قطعاّ او را می‌کشتم . با فدیه هم آزاد می‌شود . که محبت پیامبر در ازای خدمت او در مکه بود اما خدمات عباس هم به اندازه‌ی خدمات ابولهب به پیامبر نبود . در تاریخ می‌بینیم زمانی که ابولهب به ریاست بنی هاشم هم رسید حمایت خود را از رسول خدا اعلام کرد و گفت ای پسر برادر ، همان گونه که در زمان ابوطالب عمل کردی ، بکوش . به لات سوگند که از تو حمایت می‌کنم و در مقابل ابن غیطله که به رسول خدا ص اهانت کرده بود ، ایستاد . ۲۳ 

واقعیت ماجرا از آنجا شروع شد که از ریاست ابولهب بر بنی‌ هاشم مدت زیادی نگذشته بود که جامعه‌ی مکه شاهد نفوذ مسلمانان و تأثیر پیامبر بر زندگی روزمره مردم آهنگ ریاستی و بزرگ سالاری که سالها ابولهب خود را برای آن ساخته بود داشت از بین می‌رفت . او دو دختر نوجوان و پیامبر را به عنوان عروس‌های خود در خانه داشت که فکر کرد می‌توانند عامل بازدارنده‌ی پیامبر باشد که ضمن بیزاری از اسلام ، تلاش خود را بر شکنجه‌ی رقیه و اُم کلثومِ – قربانی شده‌گان رسوم و عُرف عرب – معطوف می‌کند و در این شکنجه‌ها زنش آتش بیار معرکه می‌گردد . این شکنجه‌ها در حدی بوده که تعادل روانی دختران پیامبر را به هم می‌ریزد و پسران هم در آزار و اذیت همسرانشان سکوت اختیار می‌کنند و یا موافق بوده‌اند _ بنا به روایتی پیامبر از پسران ابولهب خواسته که دختران او را طلاق دهند _ اما پسران ابولهب بعد از دیر زمانی دختران را به پیامبر برمی‌گردانند پیامبر آنها  را نفرین می‌کند ۲۳ . پیامبری که قاصدان جانش را و قاتل حمزه را نه تنها نفرین نکرد ، برعکس بخشید .  خداوند با صفات بخشندگی شعار نابودی و مرگ در قالب آیه بر ابولهب نازل می‌کند .

هنگامی که دو دختر در خانه‌ی پدر خود قرار گرفته‌اند هیچ مسلمانی حاضر به وصلت با آنها نیست زیرا آنها تعادل روانی نداشتند ، بعد از مدتی عثمان پسر عفان برای کم کردن مصیبت وارده به رقیه و خانواده‌ی پیامبر با رقیه – که احتمالا ۱۷ سال سن داشت ازدواج می‌کند و در سال پنجم بعثت او را برای مدتی به حبشه می‌برد اما رقیه همواره از نگرانی رنج می‌برد و دچار سقط جنین هم می‌شود تا در سال دوم هجری با بدنی ضعیف در بستر بیماری قرار می‌گیرد و زمانی که مسلمانان عزم جنگ بدر می‌کنند عثمان به امر پیامبر به مراقبت از او در جنگ بدر شرکت نمی‌کند و روز واقعه‌ی بدر رقیه در سن ۲۵ سالگی از دنیا می‌رود ، زمانی زید بن حارثه بشارت فتح را به مدینه آورد ، رقیه را دفن می‌کردند که فاطمه مدت‌ها بر قبر او می‌گریست و پیامبر اشک او را با دامن خود خشک می‌کرد و در حق ناحقی به دخترش دعا کرد و از خُدا می‌خواهد که پسر ابولهب را طعمه‌ی درندگان وحشی کند که عتبه در کاروان شام در منطقه زرقاء میان یاران خود توسط یک گرگ وحشی کشته می‌شود ۲۴.  ابولهب هم یک روز بعد از واقعه بدر به یک بیماری گرفتار می‌شود که همه‌ی خانواده‌اش از او دوری می‌جویند و یک هفته بعد می‌میرد ۲۵. 

 با اینکه ام کلثوم نزدیک ده سال – تقریباً از سن ۱۵ تا ۲۵ سالگی– در خانه‌ی پدری بود و مسلمانان هم مشتاق به خویشی با پیامبر بودند ولی هیچگاه از ام کلثوم خواستگاری نکردند زیرا مشکلات روحی دختر قربانی شده‌ی عُرف را می‌شناختند. اما بر عکس از فاطمه خواستگاری کردند . باز بعد از مرگ رقیه دوباره عثمان داوطلب می‌شود که مرهمی بر درد آن خانواده بگذارد که با ام کلثوم ازدواج می‌کند و اُم کلثوم بدون فرزند در شعبان سال نُهُم قمری از دنیا رفت و زمانی پیامبر روی قبرش رفت خیلی حزین گریه کرد و با بیان تمثیل‌ گونه به مردی اجازه داد روی قبرش بیاید که آزاری به زن نرسانده باشد و حتی عثمان هم نرفت و دقیقا مانند تعبیر موسی ع که به قومش می‌گوید طلاق جز در راستای سنگدلی مردان نیست . و مسیح عذاب مردان در راستای ظلم به زنان را ، سنگ آسیاب بر گردن مرد انداختن و در اقیانوس غرق کردن می‌داند .

 رسالت پیامبران ابراهیمی در ذات یکسان و یکتا پرستی است اما بنا به مقتضیات زمان در عملکرد با هم تفاوت دارند ، پیامبر اسلام ص مانند مسیح شفا نمی‌دهد و یا مُرده را زنده نمی‌کند و باید در حسرت حمزه شهید بماند و شرط ایمان آوردن قاتلش را دور بودن از جلو چشمش باشد و موسی برای زنده کردن یک مقتول نیاز به کشتن گوساله‌ای دارد . بقره ۶۷ تا ۷۲ 

دیگر قربانی عُرف عرب،  زینب است اگرچه مورد آزار و اذیت شوهرش ابوالعاص بن ربیع قرار نگرفت ، اما ابوالعاص در جنگ بدر بر ضد مسلمانان شرکت کرد و جزو هفتاد اسیر جنگی بود و زینب برای آزادی شوهرش گردنبند هدیه‌یِ مادرش را بعنوان فدیه فرستاد و وقتی پیامبر چشمش به گردنبند خدیجه می‌افتد که در زمان عروسی زینب به او هدیه داده‌بود گریان و متأثر می‌شود ، ابوالعاص را به شرطی آزاد می‌کند که زینب را در زندگی‌اش آزاد بگذارد و گردنبند را هم به او برمی‌گرداند و او به تعهد خود عمل می‌کند گرچه زینب در مکه برای مدتی می‌ماند و پیامبر هم به نیکی از ابوالعاص یاد می‌کند ۲۶ . چند سال بعد زینب به مدینه می‌آید و ابوالعاص به بازرگانی خود می‌پردازد تا در سال هفتم هجری در یک جبهه روبروی زید بن حارثه وارد جنگ با مسلمانان می‌شود ، در جنگ شکست می‌خورد و خود را به مدینه می‌رساند و در خانه‌ی زینب مخفی می‌شود که پیامبر بخاطر تعهدش به زینب ، او را می‌بخشد و کاروان را به او برمی‌گردانند و او کاروان را به صاحبانش در مکه تحویل داده و به مدینه می‌آید و در کنار همسرش زینب می‌ماند و زینب در سال هشتم هجری – در سن تقریبآ ۳۲ سالگی – فوت می‌کند .۲۷

تاریخ نویسان سعی بر پوشاندن واقعه رقیه و ام کلثوم کرده‌اند و خیلی گذرا از آن رد می‌شوند . برایشان سخت است که بپذیرند عُرف عرب ظالمانه بوده و پیامبر قبل از بعثت آن را تبعیت کرده است ، قرآن خطاب به پیامبر می‌گوید : وَوَجَدَكَ ضَآلًّا فَهَدَىٰ ووقتی تُرا پیدا کردیم گمراه بودی پس هدایتت دادیم ضحی ۷. بعد از بعثت وقتی که سران طایفه همچون ابوبکر و عمر و عبدالرحمان و… از فاطمه خواستگاری کردند فقط یک جواب شنیدند آنهم اشاره به فرمان خدا مبنی بر آزادی بخشیده شده به فاطمه در انتخاب همسر خود بود نه رسم و عُرف عرب .۲۸

متأسفانه تاریخ نویسان عرب اخبار دقیقی از سن فاطمه را نداده‌اند و عمداً آن را تحریف نموده‌اند تا همان عُرف ظالمانه عرب به عنوان اصل دینی پذیرفته شود – اگرچه قرآن در میان عرب‌ها نازل شد اما صراحتاً اعراب را حق کُش‌ترین ملت‌ها معرفی می‌کند اَلأَعَرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا توبه ٩٧ – اگرچه تولد فاطمه س پنج سال قبل از بعثت است و در سال سوم هجری در سن ۲۱ سالگی به خواست و انتخاب خودش ازدواج کرد . اما مورخان شیعه تولد اورا پنج سال بعد از بعثت ذکر کرده اند . دقیقاً سن خدیجه – مادر فاطمه – در پنجم بعثت ۶۰ سال بوده است که امکان حامله شدنش با معجزه امکان پذیر است و فاطمه را هم آخرین فرزند او نبوده است!  در قرآن به تولد اسحاق از مادری پیر با ۱۷ بار نام آوردن در دوازده سوره به عنوان معجزه اشاره شده است به معجزه‌ی تولد یحیی ، که او هم از مادری پیر در چند آیه ذکر گشته است اما به تولد فاطمه به عنوان معجزه از مادری پیر اشاره‌ای نداریم !  مورخين عرب در درج تاریخ تولد دقیق مردان متفق القول هستند اما متأسفانه برای دختران چندین سند متفاوت را می‌توان دید.

پس با نگاهی به آیات سوره مسد یا تَبَّت ، تا حدودی حساسیت شعار نابودی خداوند و نفرین پیامبرش بر این خانواده‌ی هاشمی که در اوایل همکار و عزیز بودند و در آخر هم هیچ تدارک خاصی ضد اسلام نداشتند و حتی در جنگ بدر هم شرکت نکردند ، می‌توان فهمید .

 بسم‌الله الرحمن الرحیم جزو آیات سوره نیست ، تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾ از هم پاشده باد دستان ابی لهب و نابود باد خودش هم ( چون با دستانش دختران را شکنجه کرد و نابودی خودش هم بخاطر افکارش بود که به خودش حق می‌داد ).

مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ﴿۲﴾  برایش سودی نداشت سرمایه اش و جایگاه اجتماعیش ( زن ستیزی و حقیر نگریستن به زن مانع بهره بردن از ثروت و سامان می‌شود و مقام و پایگاه اجتماعی او را از بین می‌برد ).

سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿۳﴾ بزودی در آتشی در آید که اصل زبانه‌‌ی ملتهب است ( آتش معیار عذاب است اما بدترین عذاب برای افراد شکنجه‌گر بر زنان است ).

وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿۴﴾  و زنش تسریع کننده است – نه باز دارنده – ( زنش اختیار دارد که خود را شریک جنایت شوهرش نکند اما او بر وجه بردگی برای شوهر آزار و اذیت‌ها را بیشتر می‌کند در حالیکه زن باید آزاد اندیش باشد نه خدمتگذار افکار خشن شوهر ).
فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ﴿۵﴾   بر گردنش طنابی از لیف خرماست ( استعاره لیف خرما به معنی زنجیر وار است برای نمونه بدین معنی که با شکنجه اراده‌ی زن خُرد سال درهم می‌ریزد بعد از نظر روانی صدمه می‌بیند بعد خود او و طفلی که از او پیدا می‌شود متأثر می‌شود و این نسل اندر نسل بر زندگی خانواده‌ها تأثیر دارد و دِین همه بر گردن آن زن همکار در شکنجه است ).

و این شُعار خداوند و نفرین پیامبرش بر ابولهب ها است. که امروزه زن ستیزی را به عنوان ارزش اجتماعی خود در فرهنگ مرد سالاری پذیرفته‌اند .

امام علی در نهج‌البلاغه در تفاوت خود با معاویه به این عبارت اشاره می‌کند که ‘ منا خَیّر النساء و منهم حمالة الحطب ‘  در بین ما زنان اختیار خویش را دارند و آزادند اما حاکمیت آنها زن آزار دهنده را ساخته‌اند به عبارت دیگر با دادن تبعیت اجباری به زن ، او را در آتش بردگی قرار داده‌اند ، بدین معنی که در آزادی و آزاد بودن زن ، ارزش‌های اجتماعی رشد می‌کنند . اگرچه در تضاد بودن با خدا و حتی  نافرمانی او بعد از ایمان آوردن قابل جبران و مستحق بخشش است اما ضایع کردن حق زن و کودک   نابخشودنی است و هم نفرت انگیز ، زیرا جبرانی برای آن نیست . واژه‌ی ابی لهب کنیه یا لقب است بدان معنی که هرکس می‌تواند با آن اوصاف ابی لهب وهمسر او حمالة الحطب باشد. واقعیت روشن آن است که با نبودن عدالت انسانیت سقوط می‌کند .

هر روزه شاهد ازدواج های زیر سن ۷ تا ۱۱ سال هستیم ، ازدواج در سنین پایین عاملی برای خشونت‌های متداوم است . دقیقا قربانی شدن عُرف عرب پیش از اسلام . تا حال درقانون اساسی افغانستان سن کودک مشخص نیست !. 

 

t.khodanazar@yahoo.com 

منابع و مأخذ 

۱.سوره تبت یا مسد ششمین سوره مکی

۲.صحیح بخاری ج۶ ص ۱۲۵ ، البدایه و النهایه ابن اثیر ج۲ ص ۲۷۳ ؛ المصنف الصنعانی ج۷ ص۴۷۷ ؛ تاریخ الخمیس ، حسن الدیاربکری ج۱ ص۲۲۲

۳.تاریخ الخمیس ، حسن الدیاربکری ج۱ ص۲۲۲

۴.اسد الغابه ابن اثیر ، الاصابه ابن حجر عسقلانی

۵. قاموس الرجال شوشتری ج۱۳ ص ۲۳۰ و ص ۲۳۹

۶. الطبقات ابن سعد ج۳ ص۱۰ ؛ انساب الاشراق ، البلاذری ج۴ ص۲۸۹

۷. الطبقات ابن سعد ج۱ ص۷۸ ؛ الاصابه ، ابن حجر العسقلانی ج۸ ص ۶۰ 

۸. انساب الاشراق ، البلاذری ج۱ ص۹۶ ؛ الاستيعاب ابن عبدالبر ج۱ ص ۲۸ ؛ اسد الغایه ، ابن اثیر ج۱ ص۲۱

۹. انساب الاشراق ج۱ ص ۱۲۰

۱۰. ابن کثیر ، طبر.سی  

۱۱. سیره ابن هشام ج۱ ص ۲۰۲ ؛ تاریخ یعقوبی ج۲ ص۳۲

۱۲. کُلینی،  اصول الکافی ج۸ ص۲۷۷

۱۳ . ابن هشام،  سیره نبوة ، دارالمعرفه ج۱ ص۲۱۷

۱۴. ابن سعد ، الطبقات الکبری ، دار صادر ، ج ۱ ص ۲۱۰ ؛ بلاذری،  انساب الاشراق ج۱ ص۱۲۱

۱۵. واقدی ، المغازی ج۳ ص ۸۷۴ ؛ بلاذری ، انساب الاشراق ج ۱ ص ۴۷۸

۱۶. ابن اثیر ، اسعد الغابة ج۶ ص۲۹۳ ؛ ابو نعيم اصفهانی معرفة الصحابه ج۶ ص۳۴۶۰

۱۷.. بلاذری انساب الاشراق ج۱ ص۲۹۲و ص ۲۳۱ ؛ ابن سعد، الطبقات الکبری دارصادر ج۴ ص۷۲

۱۸. سیره ابن هشام ج۱ ص ۳۲۰ ؛ تاریخ یعقوبی ج۱ ص ۲۸ ؛ واقدی المغازی ج۱ ص۳۳ تا ۳۸

۱۹. تفسیرکبیر رازی ج۳۲ ص۳۰۱ ، الکامل ابن اثیر ج۲ ص ۷۱ 

۲۰. مسند حنبل ج۱ ص۴۱۷ ؛ سیره ابن هشام ج۲ ص۲۸۴ ؛ تاریخ یعقوبی ج۲ ص۴۵

۲۱. احیای علوم غزالی ج۴ ص۴۲۳ ؛ کنزل العمال ج۱ ص ۳۷۷

۲۲. اسدالغایه ج۴ ص۷۰ ؛ قاموس الرجال ج۷ ص۲۳۵ ؛ شرح ابن الحديد ج۶ ص۲۳ ؛ سفينة البحار ج۶ ص ۳۳۳.

۲۳. الطبقات ج ۱ ص ۱۶۴ ؛ البدایه و النهایه ج۳ ص ۱۰۷ و ۱۰۸

۲۴. دلائل النبوة بیهقی ج۱ ص ۹۷ ؛ 

۲۵. ابن سعد،  الطبقات الکبری دارصادر ج۴ ص۷۲،  البلاذری انساب الاشراق ج۱ ص۲۹۲

۲۶. سيرة ابن هشام ج۱ ص ۶۵۲و۶۵۳ و۶۵۹ ؛ ابن حجر العسقلانی الاصابه ج۴ ص۱۲۲ 

۲۷. واقدی المغازی ج۲ ص ۵۵۴ ؛ ابن سعد الطبقات الکبری ج۸ ص ۲۷

 ۲۸. ابن سعد الطبقات ج۸ ص ۱۱ ؛ صواعق المحروقه ص ۱۶۲ ؛ انساب الاشراق ص۴۰۲

 

نوشته های مشابه

‫4 دیدگاه ها

  1. با سلام و احترام خدمت آقای کمالی بزرگوار
    چرا فقط دختران پیامبر مورد خطاب خداست ؟ هرگاه رسالت الهی در مکانی شروع به اعلان کرده است افراد نزدیک به آن رسول مورد خطاب خداوند قرار گرفته است مانند خواهر و مادر موسی ، مریم و خدیجه و غیره .
    اشاره‌ی شما در معنای تضاد آیات : بله بدون در نظر گرفتن ریتم نزول آیات ، تضاد زیادی در بین آیات را می‌توان دید .
    اعراب مسلمان همواره تلاش کرده‌اند امورات را با بینش و رای خود پیش ببرند که قرآن هم به حق‌کشی و نفاق ملت عرب اشاره قاطع می‌کند . عرب مسلمان چنان سیره‌ی زندگی پیامبر را مخدوش کرده‌اند که هیچ مسلمانی نمی تواند برهان منطقی در مورد زوج‌های پیامبر ارائه کند .- تمام ادله‌ی آنها مضحک است – . قبل از اسلام زنان تاجر بودند و حتی خداوند خدیجه را منتی بر پیامبر خطاب می‌کند – ووجدک عائلا فاغنی- ۸ ضحی – اما مسلمانان به زنان حق تجارت را ندادند و نمی‌دهند ! . با اینکه عمر بن خطاب نزدیک ۲۱ سال در محضر پیامبر بود و حساسیت او را در مورد کسب علم از غیر مسلمان دیده بود – فدیه آزادی اسیران جنگ بدر و یا توصیه کسب علم در چین و … – در زمان فتح امپراتوری ایران، دستور داد که تمام مطالب علمی آنها سوزانده شود ! . در فتح امپراتوری روم هم چنین شد .
    کنیز و حقوقش : هاجر کنیز سارا همسر ابراهیم ع بود که او را به عقد شوهرش در آورد چون سارا خودش نازا بود . هنگامی که ابراهیم هاجر و کودکش اسماعیل را در دامن صحرای مکه رها کرد و خودش با سارا به اورفا – کردستان ترکیه – بازگشت . هاجر برای رفع تشنگی نوزادش هفت بار بین صفا و مروه دوید . هم اکنون آن هفت بار دویدن جزو شعائر الهی است یعنی مسلمانان در مناسک حج اقتدا به یک کنیز می‌کنند به عبارت دیگر یک کنیز رهبر معنوی مسلمانان است . با این اوصاف مقام کنیز مشخص است اما اعراب مسلمان چگونه این پدیده را توجیه کرده است ؟ …
    مجموعه نوشته‌های تحت عنوان ” مجاهدین افغانستان کافرند ” در چند قسمت به تحریر در می‌آورم که سعی می‌کنم با گنجاندن حقوق انسان و نقد مجاهدین در افغانستان، پاسخ در خور در کتب پیامبران ابراهیمی را ارائه دهم .

  2. با سلام خدمت آقا صادق بزرگوار

    تنها به ۱۴۰۰ سال قبل برنگشه‌ام بلکه با گذر از انجیل و تورات به صحف ابراهیم پرداخته و تقریبا به ۶ هزار سال قبل برگشته‌ام. و ابراهیم وار به مسائل می‌پردازم زیرا ابراهیم پیامبری بود که خدا را پیدا کرد اما خدا، موسی و عیسی و محمد را پیدا کرد ، جز همان است که هر سه دین اظهار کرده‌اند که حنیف و تابع ابراهیم اند‌. و او به تنهایی ملت است .

    هدفم فقط نمایان ساختن ریشه است و برداشت یا قضاوت با دیگران خواهد بود . این داستان نیست بلکه واقعیت است و تمام منابع‌ و کتاب‌ها را ذکر کرده‌ام که می‌توانید بررسی کنید .

    آقایانی همچون سروش ، نراقی و مانی و غیره که اشاره نمودید ، البته آنانی که تالیفاتی دارند را مطالعه کرده‌ام . بعنوان مثال کتاب‌ها و انتقادهای جالب سید احمد کسروی را خوانده‌ام و مروری بر نوشته‌های شریعتی و بازرگان و سروش و … را داشته‌ام و با دقیقت از آنها برداشت‌ کرده‌ام .

    محصول دیدگاه‌های شریعتی همان جمهوری اسلامی ایران بود بر شریعتی نقد داشته‌ام از جمله خیانت او به امام حسین بود زیرا ایشان معتقدند که در عاشورا در ماه حرام از جنگ ، قیام صورت گرفته است در حالی که او واقف به تاریخ و وصیت آن حضرت بود و او ابوذر را رهبر خود می‌دانست که خودش می‌داند ابوذر از رآی امام علی خارج شد ( مشتاق در هرج و مرج شد ) و مانند سلمان نکرد – حدیث مشهور : آنچه که سلمان می‌داند اگر ابوذر واقف می‌شد بی‌شک منکر خدا می‌شد – . یعنی شریعتی اسلام را شمشیر از رو بسته معرفی کرد.

    عبدالکریم سروش در بطن جمهوری اسلامی ، همان افکار شریعتی را داراست که ایران اسلامی – محصول افکارش – را مکان امنی نیافت و به آمریکا پناه برد . که امروزه هم با الگو گیری از افکار رایج در جهان ، اسلام را توصیف می‌کند .   و آقای خمینی را ” پرچمدار عزت مسلمین ” می‌خواند !

    اما همه‌ی آنها زمانی در مقابل استدلال‌های مهندس مهدی بازرگان ساکت و بی ادله بودند که نمونه‌ای از آن را می‌آورم ؛ مهدی بازرگان در کتاب ” آیا اسلام یک خطر جهانی است ؟ ” می‌گوید به  آقای خمینی گفتم که ما می‌توانیم با منطق و ادله‌ی روشن جواب کتاب سلمان رشدی را بدهیم که بیشتر فکاهی‌ وار نوشته شده است . چون اگر هر فتوایی بر ضد او بدهید جدا از اینکه اسلام را بی‌منطق می‌شناسانید بلکه این دین را دین ترور و تروریسم‌ معرفی می‌کنید و هیچ محصول معنوی از فتوا حاصل نمی‌شود جز نام شما پر آوازه می‌شود پس این همان شکست در جهاد اکبر برای جنابعالی خواهد بود زیرا اسلام قربانی نام شما خواهد شد ” . ما و شما امروز نه تنها نتیجه‌ی آن فتوا را دیدیم ، شاهد بلند شدن نام خمینی هم بودیم البته به قیمت شناخته شدن اسلام به دین ترور و معرفی پیامبر رحمت به پیامبر خشونت و … . امروز به جز مذهب‌های متفاوت فرقی بین طالب و داعش و جمهوری اسلامی و … نیست . در بطن آنها یک نوع عملکرد می‌‌توان دید  . ارزش‌ها نامشخص … !

    در حقیقت با تحقیقاتم ریشه را در مقابل دیدگان مردم قرار می‌دهم و لعابی بر ساقه‌های فاسد آن نمی‌زنم .

  3. سلام و احترام به محترمه خدانظر!
    ولا من حیران ماندم که خداوند چرا اینقدر بالای ابی لهب قهر شده در حالیکه در نوشته شما امده است که ابی لهب از حضرت محمد در مقابل رقیبان دفاع نموده است. و ابی لهب برادر ابوطالب عم حضرت محمد بوده است. از نوشته شما اینطور معلوم میشود: از آنجائیکه ابی لهب و خانمش با دحتران حضرت محمد که عروسان شان بوده است رفتار زشت و نا شایسته داشته است، مورد غضب خدا قرار گرفته است. و اینرا شما به حساب دفاع از حق زنان شمرده اید. سوال اینجاست که در مورد زنان و دختران دیگر چه؟ آیا خداوند تنها دفاع از دختران محمد ص را وظیفه خود میدانست؟ این در حالی است که در سوره نساء خداوند مرد را چار زن اجازه فرموده است. شما منحیث زن مشکل امباغ داری و چند زنی را در افغانستان و دور و بر خود بدرستی دیده اید. در این آیت داشتن عدالت را شرط گذاشته است. ولی بعدا در آیه دیگر خداوند گفته است که واضح است هرچه شما حریص به برقراری عدالت باشید، امکان ندارد. پس شما اینطور نکنید که یک خانم را کاملا از نظر اندازید. باید حد اقل گاهی به خانم که شمارا خوش تان زیاد نمی آید غمخواری و رسیدگی نمائید. شما متوجه تناقض این دو آیه میشوید؟ سوال ایجاد میشود که خداوند مگر در اول نمیدانست و یا یادش رفته بود که در آیه بعد گفت عدالت ممکن نیست. در قرآن مجید زن کنیز بحیث انسان شناخته نشده است. فقط به فاتحان گفته است که کنیزان حقی ندارند و شما هر طور و هر رنگی که دل تان بخواهد از آنها استفاده نمائید. شما اگر با چشم باز و با خرد اندیشی این مسایل را نظر اندازی بخوبی خواهی دانست که چه تناقضات و پریشانی هائی وجود دارد.
    مرا ببخشید ازینکه اگر گستاخی کرده باشم. اما مجبور بودم که سوالات ذهنم را با شما در میان گذارم.

  4. محترمه طاهره!
    بعد از عرض سلام از زحمت و استعداد شما استقبال می کنم. اما حیف است که شما این استعداد خودرا در قصه های بیش از هزار سال قبل که به هیچ وجه بدرستی آن نمیتوان باور داشت، به مصرف میرسانید. شما خود میدانید که قرآن شریف بعد از بیست سال از فوت محمد ص نوشته شد و حدیث نزدیک به دوصد سال بعد از مرگ محمد ص نوشته شد. در دنیای امروز که هم خط و چاپ و ماشین و کمپیوتر وغیره وجود دارد. قصه هارا نمیتوان باور کرد و در زندگی روز مره شما چقدر دروغ و ریا و فریب کاری را می بینید،غنی رئیس جمهور ما چقدر دروغ گفته است. طرفداران او که شریک دسترخوان او هستند هرگز از دروغهای او نمیگویند. به این حساب شما که قصه های 1300 سال قبل را مینویسید کجا میتوان به آن باور داشت. بنظر من بهتر است این استعداد درخشان خودرا در کاری مصرف کنید که بزندگی مردم تغیر و پویائی بیاورد. مثلاشما میتوانید به سخنان عبدالکریم سروش که در یو تیوپ فراوان وجود دارد. بنویسید در مورد تیوری قرآن رویای محمد ص بنویسید. همین قسم داکتر نراقی هم یک مسلمان واقعبین میباشد. نویسنده گان و دانشمندان دیگر را میتوانید در رادیو مانی گوش دهید مصل سلیمان امیری،مانی، یغمائی و و دیگران و همچنان ویدیوهای آقای مشیری و غیره را بشنوید و تحقیق نمائید و مردم غرق در خرافات افغانستان را نجات دهید . شما فکر کنید که اگر طالب مسلمان را درست بشناسد و مسلمانی را بداند آیا حاضر خواهد شود که که هموطن مسلمان خودرا بکشد و وطن آبائی خودرا خراب نماید. خودت از حال ابتر و بیچارگی مردمان مصیبت دیده افغانستان خوب میدانی. چیز هائی که نوشته کرده همه سبب بوجود آوردن طالب و حزب تحریر و غیره نا مسلمانانی شده که اسلام و شریعت را چون بیل و کدال برای خرابی افغانستان بکار میبرند. چیزی از نظرات فیلسوفان جدید نوشته کن که به درد مردم افغانستان بخورد حد اقل روی سخنان دکتور عبدالکریم سروش که یگانه فیلسوف مسلمان فارسی زبان می باشد، توجه و نظرت شانرا انعکاس بدهید تا مردم روشن شوند و خودرا ازین فلاکت طالب و داعش و حزب تحریر و دیگر گروهای ترورستی نجات دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا