خانه » خبر و دیدگاه » نخل وفا‎

نخل وفا‎

.

گرنخلی وفا برندهد، چشمِ تری است   تا ریشه درآب هست، امیدی ثمری است

آن دل که پریشان شد، ازنالۀ بلبل           در دامنش آویز، که در وی خبری است

(عرفی)

 

درحدود 750 سال قبل، آب خیزی درشهرهامبورگ شد، که دراثرآن دریاچۀ به وجود آمد، بعدها

دست طبیعت با دست بشریکجا، هنرنمائی کرده به زیبائی ومقبولی این شهرافزود که

دریاچۀ السترنامیدندش، امروزاین دریاچه ازهن شتیت سرچشمه می گیرد منظرۀ زیبای دریاچه،

دیدن پرنده های قو، و گلرخان و قایق رانان دلربائی میکنند، وبسیاری کسانیکه میخواهند

خستگی طول روزرا فراموش کنند دَوری در دریاچه زده، ازهوای پاک آن جان تازه می کنند،

درلب دریاچۀ السترقهوه خانه ای است بنام الکس، که آنجا نوشیدن نوش آبۀ یا صرف پیاله

قهوه کیف دگری دارد.

روزی 25.4.2010 یکی ازروزهای دلکشی بهاربود، گلهای لاله با دل داغداروتن سرخ مانند

عروسان که تن شان ازراکت پرانی های دشمنان بشریت رنگ قرمزی داشت، با این هم

سرافرازی می کرد، می خواستم ازآرامش، شرشرآب وصرف پیاله قهوۀ آنجا لذت برم، که جوانی

آلمانی اجازه خواسته درمیزم مرا همراهی کرد، خواه ناخواه سرصحبت بازشد وزادگاهم را جویا،

همین که نام کابل جان راگرفتم، کابلی که ظهیرالدین بابردراولین هفتۀ اقامت خود گفت،

میخواهم این جادفن شوم که شد هوای دلکش کابل بود که چنین آرزویی کرد، جوان آلمانی گفت،

دو روز پیشترازشهرت آمدم، ازپیشه اش پرسیدم گفت، من محصلم، سوال کردم کدام رشته را می

خوانی؟ جواب داد سیاست، بعدِ صحبتی بامن خداحافظی کردوگفت فرداروانۀ افریقاهستم

باید صبح زود پروازکنم، من هم کنج کاوشدم گفتم به به چه محصلی هستی، که دنیارا

دورمیزنی، شاید هم ازجیب ما(مطلب ازپرداخت مالیه بود) لب خندی زد، گفتم خواهشی

دارم ومرا ازسردرگمی بکش، راست بگو پروگرام شما برای وطن ما چیست ما به کجا میرویم؟

بسیارسرد گفت برای 25 سال آینده همین ساز را برای تان کوک کرده ایم. پیاله قهوه برایم

ذهرشد.

به یاد رئیس ظبط احوالات فرانسه شدم که درکتاب خاطرات خود نوشته بود، این جنگ

هایی را که شما درعراق، افغانستان وافریقا می بینید، همه اش 5 الی 10 سال قبل برنامه

ریزی میشود، مثال داده بود، فرارشاه ایران وآمدن خمینی را که 7 سال پیش درپاریس ترتیب

یافت، نام برُده بعدا وزیرداخلۀ فرانسه شد، درمقابل جنگ عراق سخت مخالفت کرد، غربی ها

وبالخصوص جنایت وبربریت امریکا وجارج بش پدر را به باد انتقاد ونفرت گرفت، وازوظیفه

اش مستعفی شد، یک هفته بعد مرده اش را ازجنگلی درپاریس پیدا کردند، دراخبارشنیدم

انتحار کرده است.

 

رۀ هی پنهانی میخانه نداند همه کس جز    من وزاهد وشیخ و دوسه رسوای دگر

(حافظ)

 

 

پاسخ بدهید

ابراز نظر

Your email address will not be published.

ارسال

Copyright © Jawedan.com