خبر و دیدگاه

بازی بزرگ قدرت‌ها در خاورمیانه؛ از بن‌بست جنگ تا مهندسی بحران جهانی

 

بحران در خاورمیانه، با بن‌بست در جنگ و افزایش تعداد طرف‌های درگیر، به‌طور فزاینده‌ای ابعاد پیچیده‌تری به خود گرفته است. به نظر می‌رسد ایالات متحده با یک راهبرد چندلایه، در تلاش است این بحران را به یک رقابت نفس‌گیر بین‌المللی تبدیل کند؛ رقابتی که در آن، اروپایی‌ها و کشورهای عربی یا مستقیماً وارد درگیری شوند یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت، هزینه‌های بلندمدت این بن‌بست را متحمل گردند.

شکست مذاکرات که از ابتدا به دلیل عدم هم‌خوانی خواسته‌ها و شروط طرفین قابل پیش‌بینی بود همراه با طرح موضوع محاصره تنگه هرمز و این ادعا که آمریکا نیازی به این گذرگاه حیاتی ندارد، ماهیت بحران را از یک نگرانی صرفاً آمریکایی، به معضلی فراگیر برای اروپا و جهان عرب تبدیل کرده است.

در همین حال، راهبرد اصلی اروپایی‌ها، پرهیز از درگیری مستقیم، کاهش هزینه‌ها و جست‌وجوی گزینه‌های جایگزین برای مدیریت بحران است. زیرا در این بازی ژئوپولیتیک، متضرر اصلی نه آمریکا، نه روسیه و نه چین، بلکه اروپا و کشورهای عربی هستند؛ بازیگرانی که از نخستین ساعات آغاز جنگ، هزینه‌های آن را در بازار انرژی پرداخت کرده‌اند.

اکنون، با شکست مذاکرات، تهدیدهای آمریکا، موضع‌گیری‌های سیاسی اروپا در چارچوب ناتو و درگیری هم‌زمان در بحران اوکراین، یک آرایش پیچیده قدرت شکل گرفته است. روسیه با فروش نفت، مازاد درآمد خود را صرف تقویت توان نظامی می‌کند؛ در حالی که کشورهای عربی به‌ویژه عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی پس از کاهش ذخایر پدافند هوایی و ناکامی‌های امنیتی، به‌دنبال سامانه‌های جایگزین از کره جنوبی، ژاپن و حتی پهپادهای اوکراینی رفته‌اند و در برابر تهدید پهپادهای ارزان‌قیمت غافلگیر شده‌اند.

در چنین شرایطی، آمریکا تلاش خواهد کرد تا هزینه‌های این وضعیت را به متحدان منطقه‌ای خود منتقل کند. درگیرسازی بلندمدت کشورهای عربی در این نزاع ژئوپولیتیک، عملاً میدان را برای آمریکا، روسیه و چین بازتر می‌کند تا از این بحران سود ببرند، در حالی که هزینه اصلی بر دوش اروپا، جهان عرب و قدرت‌های منطقه‌ای مستقل خواهد بود.

در همین چارچوب، گزارش‌هایی مبنی بر احتمال انتقال سامانه‌های جدید پدافند هوایی از سوی چین به ایران، نشان‌دهنده تلاش قدرت‌های بزرگ برای ایجاد نوعی توازن مدیریت‌شده در بحران است. هدف اصلی این قدرت‌ها، نه پایان بحران، بلکه مدیریت آن در سطحی قابل کنترل و بهره‌برداری مالی و راهبردی از آن است.

از این منظر، می‌توان گفت روسیه و آمریکا علیرغم رقابت ظاهری در نوعی تفاهم نانوشته برای مهار چین و اتحادیه اروپا قرار دارند تا مانع شکل‌گیری یک نظم کاملاً چندقطبی شوند. اظهارات اخیر دونالد ترامپ نیز در همین راستا قابل تحلیل است؛ جایی که او از عملکرد اعضای ناتو ابراز ناامیدی کرده و هشدار داده که ادامه حمایت مالی آمریکا از این ائتلاف مورد بازنگری قرار خواهد گرفت.

در صورت تشدید بحران در خاورمیانه و بسته‌شدن یا محاصره تنگه هرمز، نخستین برنده این وضعیت روسیه خواهد بود؛ کشوری که می‌تواند با تسلط بر بازار انرژی، سود هنگفتی به‌دست آورد. در گام بعد، این وضعیت به روسیه امکان می‌دهد با تمرکز جهانی بر ایران، فشار نظامی و سیاسی خود بر اوکراین را افزایش داده و به اهداف راهبردی خود نزدیک‌تر شود.

از سوی دیگر، چین نیز در حال بهره‌برداری از فرصت‌های ژئوپولیتیک است. تحرکات این کشور در تنگه تایوان و تلاش برای تغییر موازنه در این منطقه، نشان می‌دهد که پکن به‌دنبال تثبیت موقعیت خود در شرق آسیاست. تصرف احتمالی تایوان، علاوه بر دسترسی به صنعت حیاتی تراشه ها، می‌تواند مزیت راهبردی بزرگی در حوزه فناوری‌های نظامی و غیرنظامی برای چین ایجاد کند.

همچنین، این اقدام می‌تواند به تقویت پیوندهای چین با بازیگرانی مانند ویتنام و کره شمالی منجر شده و فشار ناشی از ائتلاف‌های آمریکا با ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و هند را کاهش دهد هرچند این فشار به‌طور کامل از بین نخواهد رفت. چرا که همچنان بخش عمده‌ای از واردات انرژی و صادرات کالاهای چین از مسیرهایی عبور می‌کند که تحت نفوذ آمریکا و متحدانش قرار دارند، به‌ویژه تنگه مالاکا که نقش کلیدی در این معادله دارد. در نتیجه، تلاش آمریکا برای مهار چین از طریق همکاری با هند، بخشی از یک راهبرد کلان برای حفظ توازن قدرت در این منطقه است.

در جمع‌بندی، بحران خاورمیانه را نمی‌توان صرفاً یک درگیری منطقه‌ای دانست، بلکه این بحران به صحنه‌ای برای رقابت و هم‌زمان همکاری پنهان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است؛ جایی که هر بازیگر تلاش می‌کند جایگاه خود را در نظم نوین جهانی تثبیت کند. این بحران، بیش از آنکه به‌دنبال حل‌وفصل باشد، به‌نظر می‌رسد به‌عنوان ابزاری برای بازتعریف قدرت در نظام بین‌الملل در حال استفاده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا