Jannah Theme License is not validated, Go to the theme options page to validate the license, You need a single license for each domain name.
خبر و دیدگاه

نشست مسکو: تلاش برای مصالحه در افغانستان تا مدیریت منطقه‌ای طالبان

هشتمین نشست «فرمت مسکو» درباره افغانستان امروز دوشنبه ۱۳ میزان در مسکو آغاز شد. نشستی که نمایندگان و مقامات ارشد روسیه، ایران، چین، هند، پاکستان، قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان، اوزبیکستان و هیأت طالبان در آن حضور دارند. امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، نیز برای شرکت در این نشست به مسکو رفته است. یکی از موضوعات مهم این نشست، تنش میان طالبان و پاکستان است. روسیه اعلام کرده که حاضر است از ظرفیت فرمت مسکو برای کمک به رسیدن کابل و اسلام‌آباد به یک «سازش معقول» استفاده کند.

آیا فرمت مسکو امروز چه نقشی در مسئله افغانستان دارد و تا چه اندازه با مأموریت اولیه آن تفاوت کرده است؟

فرمت مسکو از سال ۲۰۱۷ آغاز به کار کرد و در آغاز، هدف آن کمک به روند صلح و مصالحه ملی افغانستان و ایجاد یک چارچوب منطقه‌ای برای گفت‌وگو درباره جنگ افغانستان بود. در آن دوره، طالبان هنوز قدرت را در کابل در اختیار نداشتند و روسیه از ضرورت مشارکت طالبان در روند سیاسی سخن می‌گفت. اما حالا مهم ترین غایب این نشست مخالفان سیاسی، جامعه مدنی و زنان افغانستان است.

طالبان از سال ۲۰۲۱ کنترل کامل کشور را در دست دارند و روسیه نیز در جولای ۲۰۲۵ حکومت این گروه را رسماً به رسمیت شناخت. بنابراین مسکو دیگر صرفاً با یک طرف مسلحِ خارج از ساختار قدرت مذاکره نمی‌کند؛ بلکه با حکومتی تعامل می‌کند که خود آن را به رسمیت شناخته است.

از «وادار کردن طالبان» تا «مدیریت طالبان»:

این تحول، معنای نشست مسکو را تغییر داده است.

در سال‌های نخست، یکی از مطالبات اصلی کشورهای شرکت‌کننده ایجاد یک حکومت فراگیر و مشارکت سیاسی گروه‌های مختلف افغانستان بود. حتی در سال ۲۰۲۳، مقام روسی مسئول پرونده افغانستان تصریح کرده بود که موضوع تشکیل حکومت «فراگیر قومی و سیاسی» در دستور کار نشست قرار دارد و پیشرفتی در این زمینه مشاهده نشده است.

اما تجربه چند سال گذشته نشان داده است که طالبان حاضر نشده‌اند ساختار قدرت خود را بر اساس خواست مردم افغانستان و کشورهای منطقه بازطراحی کنند.

کشورهای منطقه نیز به این نتیجه رسیده‌اند که تعامل با ساختار موجود در کابل برای امنیت، تجارت، مرزها، مهاجرت و مبارزه با گروه‌های مسلح ضروری است.

در نتیجه، سیاست منطقه‌ای و نشست فارمت مسکو به‌تدریج از «تغییر رفتار طالبان از طریق فشار» به «مدیریت واقعیت طالبان از طریق تعامل» جاگزین شده است.

روسیه در این میان حتی یک گام جلوتر رفته و با به‌رسمیت‌شناختن طالبان، عملاً نشان داده است که «واقعیت قدرت در کابل» را بر ملاحظات مربوط منافع مردم افغانستان، به نوع نظام سیاسی و مردم سالاری ترجیح می‌دهد.

سیاست روسیه نیز این تحول را نتیجه محاسبات امنیتی و ژئوپولیتیکی مسکو، را دنبال می کند از جمله نگرانی درباره داعش خراسان  است و تلاش برای حفظ نفوذ در آسیای مرکزی.

غیبت مخالفان طالبان؛ ضعف ساختاری فرمت مسکو:

یکی از پرسش‌های جدی درباره نشست مسکو این است که چگونه درباره آینده سیاسی افغانستان می‌توان تصمیم یا توصیه‌ای جدی مطرح کرد، که نمایندگان مخالف طالبان در میز گفت‌وگو حضور ندارند؟

البته باید توجه داشت که فرمت مسکو اساساً یک نشست منطقه‌ای میان دولت‌هاست و نه یک کنفرانس بین‌الافغانستانی. بنابراین غیبت مخالفان طالبان از نظر ساختار رسمی این نشست الزاماً یک تخلف از دستور کار آن نیست. اما از نظر سیاسی، این مسئله یک محدودیت جدی ایجاد می‌کند، اگر کشورهای منطقه درباره «حکومت فراگیر»، «مشارکت سیاسی» یا «مصالحه ملی» صحبت کنند، ولی بخش‌های مهمی از جامعه سیاسی افغانستان در میز حضور نداشته باشند، این خواسته‌ها بیشتر در سطح توصیه‌های دیپلماتیک باقی می‌ماند تا یک روند واقعی مصالحه ملی.

در واقع مسکو درباره افغانستان بدون حضور همه طرف‌های افغانستان گفت‌وگو می‌کند. این می‌تواند برای مدیریت بحران امنیتی و منطقه‌ای مفید باشد، اما ظرفیت آن برای حل مسئله سیاسی داخلی افغانستان محدود می‌ماند.

آیا روسیه واقعاً به دنبال حکومت فراگیر است؟

در اینجا باید میان دو سطح عملکرد تفاوت گذاشت.

۱- در سطح اعلامی، روسیه و دیگر کشورهای شرکت‌کننده همچنان می‌توانند از تشکیل حکومت فراگیر، مبارزه با تروریسم، ثبات افغانستان و رعایت تعهدات بین‌المللی سخن بگویند. برای نمونه، بیانیه مشترک نشست ۲۰۲۴ بر مبارزه با گروه‌های تروریستی و انجام اقدامات قابل مشاهده و راستی‌آزمایی از سوی مقامات طالبان تأکید کرده بود. دربیانیه، کشورهای شرکت‌کننده همچنین با استقرار زیرساخت‌های نظامی کشورهای ثالث یعنی«غرب» در افغانستان و کشورهای همسایه مخالفت کردند.

۲- در سطح عملی، اولویت‌های روسیه و بسیاری از کشورهای منطقه با اولویت‌های غرب یکسان نیست.

برای مسکو، تهران، پکن و کشورهای آسیای مرکزی، مسائلی مانند جلوگیری از گسترش داعش خراسان، جلوگیری از بی‌ثباتی مرزی، کنترل قاچاق مواد مخدر، مهاجرت، تجارت و جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به پایگاه تهدید علیه کشورهای همسایه، اهمیت بالا دارد. به همین دلیل، مسئله ساختار سیاسی داخلی افغانستان در بسیاری موارد اهمیت درجه دوم قرار می‌گیرد.

همین تفاوت میان اولویت‌های امنیتی همسایگان و تمرکز غرب بر مسائل حقوق بشری و سیاسی را برجسته کرده‌اند.

احتمال دارد «حکومت فراگیر» برای بسیاری از کشورهای منطقه همچنان یک هدف مطلوب دیپلماتیکباشد، اما نه شرطی که حاضر باشند به خاطر تحقق آن رابطه خود با کابل را متوقف کنند.

روسیه و مسئله حضور غرب:

عامل مهم دیگر، رقابت ژئوپولیتیکی است.

فرمت مسکو از ابتدا یک ابتکار منطقه‌ای بود که تلاش می‌کرد کشورهای پیرامون افغانستان را در یک چارچوب مستقل از حضور نظامی امریکا و ناتو گردهم آورد. امروز این ویژگی برای روسیه اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در بیانیه‌های نشست‌های مسکو، مخالفت با استقرار زیرساخت‌های نظامی کشورهای ثالث «غرب» در افغانستان و کشورهای همسایه صریحاً مطرح شده است. بنابراین می‌توان گفت که فرمت مسکو سازوکار درباره «مسئله افغانستان» است و نیز تلاش روسیه برای تعریف معماری امنیتی منطقه بدون نقش مسلط قدرت‌های فرامنطقه‌ای است.

واقعیت دیگر این است که همه کشورهای حاضر در نشست دقیقاً با اهداف ژئوپولیتیکی روسیه هم‌نظر باشند، چین، هند، ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی هرکدام محاسبات خاص خود را دارند. نقطه مشترک آنان بیشتر در این است که هیچ‌کدام نمی‌خواهند بی‌ثباتی افغانستان مستقیماً به امنیت خودشان منتقل شود.

پاکستان؛ آزمون جدید برای فرمت مسکو:

تنش افغانستان و پاکستان برای نشست هشتم اهمیت ویژه دارد. مسکو اعلام کرده است که آماده است از فرمت مسکو برای نزدیک‌کردن دیدگاه‌های کابل و اسلام‌آباد استفاده موثر کند. این موضوع برای روسیه یک فرصت است تا نشان دهد فرمت مسکو فقط محل صدور بیانیه نیست، بلکه می‌تواند به یک ابزار میانجی‌گری منطقه‌ای تبدیل شود.

این موضوع یک دشواری اساسی نیز دارد: روسیه اکنون رسماً طالبان را به رسمیت شناخته است. بنابراین اگر بخواهد میان طالبان و پاکستان میانجی‌گری کند، باید هم‌زمان نشان دهد که نزدیکی سیاسی به کابل به معنای پذیرفتن تمام مواضع طالبان نیست.

موفقیت یا عدم موفقیت این تلاش می‌تواند بر اعتبار آینده فرمت مسکو تأثیر بگذارد.

نشست هشتم احتمالاً چه چیزی را در پی خواهد داشت؟

به جای انتظار داشتن یک تصمیم بزرگ درباره آینده سیاسی افغانستان، شاید بهتر باشد نشست هشتم را در سه سطح ارزیابی کنیم:

۱-سطح امنیتی: آیا کشورهای منطقه می‌توانند طالبان را به اقدامات مؤثرتر علیه داعش خراسان و سایر گروه‌های مسلح وادار یا تشویق کنند؟

۲- سطح منطقه‌ای: آیا مسکو می‌تواند در کاهش تنش افغانستان و پاکستان نقش عملی ایفا کند؟

۳- سطح سیاسی: آیا بار دیگر بر تشکیل حکومت فراگیر و مشارکت سیاسی تأکید خواهد شد، بدون اینکه سازوکاری برای اجرای آن ارائه شود؟

اگر نتیجه نشست عمدتاً تکرار توصیه‌های قبلی درباره حکومت فراگیر باشد، بدون آنکه طالبان تعهد مشخص داشته باشند، نشان خواهد داد که شکاف میان خواست کشورهای منطقه و برداشت طالبان از حاکمیتهمچنان پابرجاست.

اگر نشست به سمت همکاری امنیتی، میانجی‌گری میان کابل و اسلام‌آباد، توسعه تجارت و اتصال منطقه‌ای حرکت کند، می‌توان آن را نشانه تقویت رویکرد «تعامل با واقعیت موجود» دانست.

در نتیجه، فرمت مسکو امروز بیش از آنکه یک پروژه برای تغییر ساختار قدرت در افغانستان باشد، به سازوکاری برای مدیریت افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان تبدیل شده است.

روسیه با به‌رسمیت‌شناختن طالبان این تحول را بیش از سایر کشورهای منطقه آشکار کرده است. اما این به معنای آن نیست که مسکو یا سایر کشورهای منطقه تمام سیاست‌های طالبان را تأیید می‌کنند. انها در موضوعاتی مانند تروریسم، امنیت مرزی، مواد مخدر، روابط طالبان با همسایگان و تا حدی ساختار سیاسی افغانستان همچنان خواست‌هایی از کابل دارند؛ اما ابزار فشار و میزان اولویتی که برای تحقق این خواسته‌ها قائل‌اند، با رویکرد کشورهای غربی متفاوت است.

از همین‌رو، پارادوکس اصلی نشست مسکو این است: کشورهای منطقه می‌خواهند طالبان را به رفتار قابل پیش‌بینی‌تر وادار کنند، اما هم‌زمان نمی‌خواهند با فشار بیش از حد، حکومتی را که اکنون شریک امنیتی و اقتصادی خود می‌دانند، بی‌ثبات کنند.

و طالبان نیز تاکنون نشان داده‌اند که حاضرند با همسایگان همکاری کنند، اما این همکاری را الزاماً به معنای پذیرش بازتعریف ساختار قدرت داخلی خود نمی‌دانند.

اگر نشست هشتم بار دیگر بر «حکومت فراگیر» تأکید کند، چه سازوکار عملی برای تحقق آن پیشنهاد شد و چه هزینه‌ای برای نپذیرفتن آن وجود دارد؟

فرمت مسکو بیش از آنکه مسیر رسیدن به یک توافق سیاسی جامع در افغانستان باشد، به بستری برای هماهنگی کشورهای منطقه، مدیریت رفتار طالبان و تثبیت نقش روسیه در معماری امنیتی پیرامون افغانستان است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا