خبر و دیدگاه

چرا انکار هویت تباری تاجیکان، یک ادعای غیرعلمی است؟

تاجیکان در افغانستان نه «صرفاً یک هویت فرهنگی»، بلکه یک تبار تاریخی، اجتماعی با زبان، حافظهٔ جمعی، جغرافیا و پیوستگی تمدنی مشخص‌اند.
در افغانستان، جامعه‌ای چندقومی با پیشینه‌ای کهن وجود دارد؛ چهار قوم بزرگ و اقوام متعدد دیگر که هر یک زبان، حافظهٔ تاریخی و ساختار اجتماعی خود را دارند. در این میان، گاه ادعای غیر علمی و مغرضانه مطرح می‌شود مبنی بر این‌که «تاجیکان قوم یا تبار نیستند، بلکه صرفاً یک هویت فرهنگی؛تمدنی‌اند» و زبان فارسی تنها عامل پیوند آنان است. این ادعا، از منظر علمی، تاریخی و انسان‌شناختی، نادرست و تقلیل‌گرایانه است.
نخست باید روشن ساخت که در علوم اجتماعی و انسان‌شناسی، «قوم» یا «تبار» الزاماً به معنای قبیله‌محوری، کوچ‌نشینی یا ساختار عشیره‌ای نیست. بسیاری از اقوام شناخته‌شدهٔ جهان، از جمله آلمانی‌ها، فرانسوی‌ها، ایرانیان و مصریان؛ ساختار قبیله‌ای فعال ندارند، اما بی‌تردید تبار، قوم و هویت تاریخی محسوب می‌شوند. بنابراین، شهرنشینی یا نداشتن ساختار قبیله‌ای، نه تنها نفی‌کنندهٔ تبار نیست، بلکه در بسیاری موارد نشانهٔ تحول تاریخی و تمدنی یک قوم است.
تاجیکان در افغانستان دارای عناصر بنیادین یک تبار مشخص‌اند:
۱) زبان مشترک (فارسی دری) که نه صرفاً ابزار ارتباط، بلکه حامل حافظهٔ تاریخی، اسطوره‌ها، ادبیات و نظام مفهومی آنان است؛
۲) پیوستگی تاریخی در جغرافیای معین، از بلخ و بدخشان تا هرات، کابل، پنجشیر و تخار؛
۳) حافظهٔ جمعی مشترک، شامل روایت‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی؛
۴) نقش مستمر در تولید تمدن، دولت‌سازی، دانش، ادبیات و فرهنگ منطقه.
ادعای این‌که تاجیکان «فقط» یک هویت فرهنگی‌اند، در واقع تلاشی برای تهی‌کردن یک گروه تاریخی از حق تبار، تاریخ و نمایندگی سیاسی است. این نوع روایت‌ها اغلب در بستر رقابت‌های قدرت شکل می‌گیرند و هدف آن‌ها نه روشن‌سازی علمی، بلکه بازتعریف سلسله‌مراتبی اقوام به سود یک روایت مسلط است. در حالی که زبان فارسی، هرچند زبان میان‌قومی و تمدنی در افغانستان بوده و هست، اما این ویژگی، هویت قومی تاجیکان را نفی نمی‌کند؛ همان‌گونه که زبان عربیِ میان‌قومی، هویت قومی عرب‌ها را از میان نبرده است.
افزون بر این، اگر تاجیکان صرفاً «هویت فرهنگی» تلقی شوند، آنگاه باید پرسید: کدام قوم در افغانستان فاقد بُعد فرهنگی و تمدنی است؟ فرهنگ و تمدن، نفی‌کنندهٔ تبار نیستند، بلکه نتیجهٔ پویایی تاریخی آن‌اند. تقلیل تاجیکان به یک «برچسب فرهنگی»، در واقع انکار یک تبار تاریخی است که قرن‌ها در شکل‌گیری زبان، دولت، شهر، علم و هنر این سرزمین نقش محوری داشته است.
در نتیجه، از منظر علمی و منطقی، تاجیکان یک تبار تاریخی؛اجتماعی‌اند که به‌دلیل شهرنشینی، نقش تمدنی و زبان فراگیرشان، از ساختار قبیله‌ای فاصله گرفته‌اند؛ نه این‌که اساساً فاقد تبار باشند. انکار این واقعیت، نه تحلیل علمی، بلکه روایت ایدئولوژیک و سیاسی از هویت است که با داده‌های تاریخی، زبان‌شناختی و انسان‌شناختی سازگار نیست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا