تضاد اسلام سیاسی و دموکراسی
نا آمیزی اسلام سیاسی با دموکراسی
Political Islam vs. Democracy
طرح چالش
اسلام سیاسی (Political Islam / Islamism) بهعنوان یک ایدیالوژی که خواهان سازماندهی دولت و جامعه بر مبنای تفسیر خاصی از شریعت اسلامی است، در دهههای اخیر به یکی از موضوعات محوری گزارش های رسانه یی و علوم سیاسی تبدیل شده است. از سوی دیگر، دموکراسی (Democracy) بر اصول حاکمیت مردم، قانونگرایی و آزادیهای مدنی استوار است که در این جا اسلام سیاسی (Political Islam)، دموکراسی (Democracy)، شریعت (Sharia), حاکمیت مردم (Popular Sovereignty)و حکومت دینی (Theocracy)مورد بررسی قرارگرفته, به تضادهای مفهومی، ساختاری و کارکردی میان اسلام سیاسی و دموکراسی پرداخته شده نشان داده می شود که چرا در بسیاری از موارد، اسلام سیاسی با ارزشها و نهادهای دموکراتیک در تضاد و ناهمگونی قرار میگیرد و باهم جوش نمی خورند.
واکاوی
پس از پایان جنگ سرد، به ویژه در نیم صده اخیربا انقلاب اسلامی در ایران و افزایش تندروان اسلامی همچون القاعده در کشورهای عربی, طالبان در خوراسان/افغانستان و چند تای دیگر در شمال افریقا, توجه گزارشگران رسانه ها و پژوهشگران علوم سیاسی را به نقش دین در سیاست افزایش داده است. اسلام سیاسی بهعنوان جنبشی که دین را از حوزه فردی به عرصه قدرت سیاسی منتقل میکند، در کشورهای اسلامی و حتی در سیاست جهانی تأثیرگزار بوده است. پرسش اساسی این پژوهش آن است که آیا اسلام سیاسی میتواند با دموکراسی همزیستی داشته باشد یا درکل با آن در تضاد است؟
تعریف دین (Definition of Religion)
دین (Religion) مجموعهای از باورها، مناسک، ارزشها و نهادهاست که به امر قدسی (Sacred) مربوط میشود و رفتار فردی و اجتماعی انسان را هدایت میکند. در علوم اجتماعی، دین اغلب بهعنوان یک نهاد فرهنگی و اجتماعی تعریف میشود.
اصطلاحات انگلیسی مرتبط:
- Religion – دین
- Sacred – امر مقدس
- Religious Authority – صلاحیت دینی
- Clergy – روحانیت
در اسلام سنتی و اصلی، دین بیشتر نقش اخلاقی و معنوی داشته وباید داشته باشد، اما در اسلام سیاسی، دین به یک ایدیالوژی حکومتی و اشغال قدرت دولتی به ترفندهای مسالمت آمیز ویاهم به زور, تبدیل شده است.
تعریف دموکراسی (Definition of Democracy)
دموکراسی (Democracy) نظامی سیاسی است که در آن قدرت از مردم سرچشمه میگیرد و از طریق انتخابات آزاد، آزادی بیان و رسانه ها, تفکیک قوا و حاکمیت قانون اعمال میشود.
اصطلاحات کلیدی انگلیسی:
- Democracy – دموکراسی
- Popular Sovereignty – حاکمیت مردم
- Rule of Law – حاکمیت قانون
- Separation of Powers – تفکیک قوا
- Civil Liberties – آزادیهای مدنی
دموکراسی بر اصل برابری شهروندان بدون توجه به دین، زبان, جنسیت یا قومیت تأکید دارد.
مفهوم اسلام سیاسی (Concept of Political Islam)
اسلام سیاسی (Political Islam / Islamism) جریان فکری–سیاسی است که باورمند است:
- اسلام یک نظام جامع حکومتی است
- شریعت باید منبع اصلی قانونگذاری باشد
- حاکمیت نهایی از آنِ خداست نه از مردم (Divine Sovereignty)
اصطلاحات مرتبط:
- Political Islam / Islamism – اسلام سیاسی
- Sharia Law – شریعت اسلامی
- Divine Sovereignty – حاکمیت الهی
- Islamic State – دولت اسلامی
محورهای اصلی تضاد اسلام سیاسی با دموکراسی
- تضاد در منبع حاکمیت
- دموکراسی: حاکمیت مردم (Popular Sovereignty)
- اسلام سیاسی: حاکمیت خدا (Sovereignty of God)
این دو منبع مشروعیت، از نظر نظری با یکدیگر ناسازگارند ونا آمیزش.
- قانونگزاری در برابر شریعت
در دموکراسی، قوانین توسط پارلمان منتخب مردم وضع میشود، اما در اسلام سیاسی:
- شریعت ثابت و غیرقابل تغییر تلقی میشود
- اجتهاد محدود به فقهاست نه شهروندان
این امر اصل قانونگزاری دموکراتیک را ملغی وبیخی کمرنگ میسازد.
- حقوق بشر و آزادیهای فردی
اسلام سیاسی بیشتر با مفاهیم زیر نمی آمیزد ویاهم کاملا ناسازگار است:
- Freedom of Religion – آزادی دین
- Gender Equality – برابری جنسیتی
- Freedom of Expression – آزادی بیان
در بسیاری از حکومتهای مبتنی بر اسلام سیاسی، این حقوق با استفاده ابزاری از دین, محدود میشوند.
- مسئله تکثرگرایی(Pluralism)
دموکراسی نیازمند تکثرگرایی سیاسی و فکری است، در حالی که اسلام سیاسی:
- حقیقت واحد دینی را مبنای حکومت قرار میدهد
- مخالفان را گاه «ضد دین» یا «مرتد» معرفی میکندوحتی ملا غیبت رهبر طالبان مخالفان را قابل مجازات مرگ می داند.
دیدگاههای موافق سازگاری (Counterarguments)
برخی نظریهپردازان از مفهوم Islamic Democracy دفاع میکنند و معتقدند:
- شورا (Shura) میتواند معادل دموکراسی باشد
- اجتهاد مدرن میتواند با حقوق بشر سازگار شود
با این حال، تجربه عملی در کشورهای مختلف نشان میدهد که این سازگاری بیشتر در نظریه پردازی و در تاق بلند باقی مانده است و هیچگاهی در میدان پیاده نشده است.
راهکار
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اسلام سیاسی، بهدلیل تأکید بر حاکمیت الهی، شریعت ثابت و مرجعیت دینی، در تعارض ساختاری ودیدگاهی با دموکراسی قرار دارد. دموکراسی مستلزم تغییرپذیری قانون، حاکمیت مردم و آزادیهای مدنی است؛ عناصری که در اغلب اشکال اسلام سیاسی محدود یا نفی میشوند. بنابراین، همزیستی پایدار میان اسلام سیاسی و دموکراسی بدون سکولاریزاسیون سیاست بسیار دشوار یا اصلا ناممکن به نظر میرسد وهیچ با هم جوش نمی خورند و بهتر هرکدام راه خودش را در پیش بگیرد وآنهایی که چنین دیدگاهی را به میدان می کشند, یا از مفاهیم میدانی دین آگاهی درست ندارند ویاهم به مزایای دموکراسی چندان آشنایی ندارد ویاهم از هر دو و از بافتن آسمان و زمین, معجون مرکبی پیشکش می کنند که راه به ترکستان است.
به سوی بهروزی



