خبر و دیدگاه

‘جناب امرالله صالح باید کنار میرفت، که رفت’

amrullah_salehthinking

 

بعد از استعفاء دو مقام ارشد امنیتی در افغانستان، یک هیولا و سروصدای بلندی در رسانهای گروهی و همچنان در مجالس سیاسی و اجتماعی برپا شد. صاحب نظران و شخصیت های سیاسی به سطح ملی و بین المللی  در مورد استعفای امرالله صالح و حنیف اتمر موضعگیری و برداشتهای مخصوص  خود را داشته اند – اینک صاحب این قلم، برداشت خود را در رابطه به موضوع به عنوان یک شهروند این کشور مختصراً بیان می نمایم.

همهء مردم افغانستان بر این امر اتفاق نظر دارند که  جناب امرالله صالح موفقـترین عضو کابیه کرزی بود و حضور او علی رغم مخالفت دستگاهای استخباراتی کشور همسایه (پاکستان) و همچنان حلقات مغرض داخلی  برای شش سال به طول انجامید که در طی این مدت، رابطه کاری فی مابین کرزی وامرالله صالح در نوسان و فراز و نشبی قرار داشت تا انجا که دو سال قبل برای اولین بار امرالله صالح نیز تصمیم کناره گیری را نمود و استعفاء نامه خود را برای رئیس دولت پیشکش کرد ولی رئیس دولت صلاحیت منظوری استعفاء صالح را بدون موافقت متحدین غربی اش به خصوص امریکا، نداشت.

 بعد از گسترش نا امنی سرتاسری (بحران مدیریت شده) در کشور  به  اثر پالیسی های غیر شفاف حکومت افغانستان و متحدین غربی اش و عدم تفویض صلاحیت و استقلال عمل برای نهاد های امنیتی به ويژه ریاست عمومی امنیت ملی، مقامات غربی به خصوص سران دولت امریکا بادرنظرداشت اوضاع حاکم در افغانستان ومنطقه در مفاهمه و مذاکره با کرزی و تیم  اش ، موضوع مصالحه،  مرحله جدید در پروژه غرب در افغانستان را روی دست گرفتند تا به اهداف پلند پایه خود دست یابند.

 در پروژه غرب در افغانستان تا زمانیکه  مبارزه علیه  تروریزم (طالبان) مطرح بود، حضور جناب امرالله صالح در یکی از مهمترین نهاد امنیتی علی رغم مخالفت های داخلی و منطقه ای، اجتناب ناپذیر بود ولی با فرا رسیدن مرحله تازه پروژه غرب  که شامل مصالحه با مخالفین و تروریستان می شود ، امر الله صالح، مبارز سرسخت علیه ترویریزم، دو گزینه بیش نداشت.

1) پذیرش پالیسی جدید و اطاعت بی چون و چرا و تطبیق اوامر رئیس جمهور آنکه اخیراً خیلی قاطع و جدی شده است و زیرکانه در میدان سیاست علی رغم سنجش منافع ملی و سرنوشت افغانستان، به دیکته اجانب به خوبی تمثیل می نماید  و یا (2 کنارگیری کردن و استعفاء دادن.

با توجه به اهداف، مرام، اندیشه و خط مشی جناب امرالله صالح کسیکه روحیهء آشتی ناپذیر با دشمنان سرسخت افغانستان دارد،  گزینه اولی را نپذیرفت و کنارگیری را با قامت راست ترجیج داد.

 به دنبال کنار رفتن این دو مقام (جناب امرالله صالح و حنیف اتمر)، مقامات غربی واکنشهای گوناگون نشان دادند و آنچه قابل اشاره است، واکنش فرمانده ناتو و وزیر دفاع امریکا می باشد.

 جنرال مکرستال گفت ” به تصمیم رئیس دولت افغانستان احترام داریم و امیداریم که ایشان افراد کارآمدتر را  به عوض مقامات مستفعی بگمارند.”  این جمله جداً قابل تأمل است.

 شیوه بازی در افغانستان  تغیر کرده است – امرالله صالح با خط مشی و روحیه آزاد منشی، همیشه شعارهای قطعی علیه دشمنان افغانستان سر داده اند و در مقام عمل هم علی رغم مخالفتها، مقاومت نشان دادند و خوب عمل نمودند ولی بعد از آنکه  بحث مصالحه توسط رئیس دولت مطرح گردید، باید شرایط برای رسیدن به نتایج مطلوب نیز مهیا میشد.  در کارامد بودن امرالله هیچ گونه شک و تردیدی  نیست ولی آنچه از اظهارات مکرستال استنباط میشود جز این نیست که “ما فرد کارآمد تر ضرورت داریم تا در امر مهار کردن بحران مدیریت شده، حسب میل ما عمل نماید – آنچه را امرالله صالح ابداً انجام نمیدهد و باید کنار میرفت که رفت”.

 وزیر دفاع امریکا همچنان خون سردانه موضوع را یک موضوع داخلی قلم داد نمود و خیلی سطحی گذشت.

 خلاصه سخن اینکه، امر الله صالح همیش نسبت به اوضاع جاری در افغانستان معترض بوده اند و موضعگیری شان همیش معقول و قابل تقدیر بوده است ولی به نسبت شفت یا گذار مرحله ای پروژه  امریکا در افغانستان به همکاری و دیکته کرزی و تیمش، حضور امرالله صالح در کابینه، نه تنها تطبیق پلان تازه و غیر منصفانه را به کندی مواجه می ساخت  بلکه یک چالش بلقوه در راستای اهداف بعدی مطرح بود.

 حنیف اتمر بنابر رابطه تنگا تنگ خود با دستگاهای استخباراتی انگلیسی کنار زده شد. آنچه برای اتمر باید رنج دهنده باشد اینکه او با وجود مدافع بودن از پالیسی های  کرزی توسط شخص کرزی کنار زده شد ولی امرالله صالح به خاطر آرمانها و اهداف بلند پایه در کل به نفع مردم افغانستان و آینده کشور در  حالت قرار داده شد که جز استعفاء، گزینه بیش نداشت.

 کرزی به دیکته اجانب از جمله امریکا و پاکستان و همچنان حلقالت مغرض داخلی، توانست   ” یک تیر دو فاختک” را عملاً  تمثیل نماید.

 در آخر میخواهم تذکر دهم که کنار رفتن امرالله صالح از کابینه فعلی از لحاظ اهداف و آرمانهای والای ایکه او برای افغانستان و آینده افغانستان در ذهن داشته است برای مردم آگاه و خبره افغانستان نهایت سخت میگذرد اما ماهیتاً آنچه پاک و مطهر است در فاسد و باطل نمی گنجد – این امر در شأن جناب صالح صادق است.

 

___

در همین زمینه:

جزئیات استعفای امرالله صالح از زبان خودش

امرالله صالح، قربانی قاتلان بی باک حقیقت

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا