خبر و دیدگاه

سیاست خارجی افغانستان امید ها و چالش ها

afghanistan_neighbours1

 

اینکه دولت افغانستا ن شیوه های گوناگون را در سیاست خارجی اش انتخاب مینماید قابل شگفت نیست. چون در کشور ما استقامت های کاری مسئولین تا هنوز همه جانبه  مشخص نیست وزیر، وکیل ، وشورای علماء والی ولسوال قومندان  هر کدام به نوبه خود پالیسی سیاسی دولت را تمثیل میکنند همان است که بجای مثمر بودن بحران آفرین است. سیاست خارجی کشور را زمانی دوکتور عبدالله عبدالله، مدتی دوکتور  رنگین دادفر  سپنتا و حالا  هم زلمی رسول بطور تناوبی به پیش می برد گاهی دیده شده  که هر کدام از سیاست مداران ما  در صدد نمایش هنر سیاسی خود میباشند اینکه این سیاست ها کاروان بی مهار افغانستان را بکدام سرحد میکشاند، تعامل غیر متناسب در راستای سیاست خارجی با جهان وهمسایه ها تعیین کنندۀ آن است.

در هفته های قبل دولت افغانستان مهماندار  احمدی نژاد رئیس جمهور ایران بود ، سخنان احمدی نژاد از طریق تریبیون قصر ریاست جمهوری که افغانستان را کشور اشغال شده خواند خشم مقامات کاخ سفید را بر انگیخت وروابط افغانستان وایالات متحدۀ آمریکا را تیره ساخت که طبیعتا  نتیجه همین سخنرانی های پر طمطراق احمدی نژاد وبعد حرف  های  رئیس جمهور کشور  که مانند رئیس جمهور ایران در سخنرانی پر شور 15 حمل قندهارادعای استقلال از اسارت خارجی هارا نمود واین گفتار  سیاسی روابط افغانستان را با جهان غرب بحرانی ساخت وحال دولت وحلقات مشخص با به تعویق انداختن جرگه مشورتی می خواهند  در پی تر میم روابط خویش با غرب در رأس امریکا اند. که سفر آقای کرزی را به امریکا امید وار کننده می دانند  اما روابط حسنه وقت با امریکا به دست خواهد آمد که دولت افغانستان  در مقابل ایران عکس العمل داشته باشد باید باور داشت.

اینبار نوبت غبار آلود ساختن فضای سیاسی با رقیب سیاسی آمریکا یعنی ایران است.این بحران ازانجا آغاز شد که یکی از نمایندگان پارلمان کشور طور مبالغه آمیز ادعای إعدام تعداد زیاد افغانهارا در کشور ایران نمود که اجساد ایشان به افغانستان انتقال داده شده در حالیکه داکتر سپنتا مشاور امنیتی وممثل سیاست خارجی دولت اارقام ذکر شده از طرف  نماینده پارلملن را اغراق آمیز خواند وگفت تنها شش نفر بجرم های مختلف اعدام شده اند،عدۀ دیگر بدون تحقیق درین زمینه غوغا بر پا کرده به نکوهش  جمهوری اسلامی ایران پر داختند.

اینکه این تعداد إعدام شده گان کی ها اند ودر کدام شهر های ایران وبکدام گناه إعدام شده اند معلوم نیست وتنها شعار همین این است که افغانها در خارج از کشور محبوس اند وبه حبس ابد وآعدام محکوم شده اند باید چنین نباشد.تازه معین صاحب   سیاسی وزارت خارجه افغانستان جناب فراهی بعد از باز گشت از ایران إعلام داشته که علاوه از إعدامها سه تن از افغانها در شهر قزوین ایران به آتش کشیده شده اند که درامه نهایت بزرگ با هنگامه های بحران خیز وتوفان آفرین همراست که میتواند روابط افغانستان وایران را خیلی صدمه زند. مشروط به اینکه حقیقت باشد  اینکه این هنگامه تا چه حد روابط افغانستلان وآمریکا را تر میم خواهد کرد به حدس وگمانهای به اولیائی امور مربوط است.اما به نظر من دولت افغانستان هر گز نباید  دوستی با یک کشور را بقمیت دشمنی با کشور دیگر بخرد.مقامات افغانستان در آستانه سفر رئیس جمهور افغانستان  به آمریکا تلاش می ورزند روابط افغانستان را با ایران تیره وازین طریق دل دوست کلان یا برادر بزرگ  را بدست آورند.واین سیاست سیاست بحران در برابر بحران از فورمول منفی ضرب منفی مساوی به مثبت است که در فور مول های ثابت ریاضی بکار می رود، اما سیاست باید قابلیت قبض وبسط وتأویل وتوجیح را داشته باشد وبازهم به این دولت وسیاستمداران عاقبت بخیر میگویم.

آیا افغانهای خارج از کشور معصوم اند؟: بعضی ها فکر میکنند دولت های خارج مدیون وقرضدار افغانها اند وافغانها باید از معصومیت ومصئونیت بر خوردار باشند حبس ومحاکمه یک افغان را در خارج از کشور بر نمی تابند در حالیکه  در داخل افغانستان علاوه ازینکه روزانه ده ها تن  کشته وزخمی میشوند عدۀ زیادی به اتهام دست داشتن در حملات انتهاری، قاچاق مواد مخدر وجرایم دیگر دستگیر میشوند که حبس های طولانی وحتی اعدام در انتظار شان است.چون  متهم بجرم اند کسی حق دفاع از ایشان را ندارد.حال افغانهای خارج از کشور هم که سند معصومیت شرعی ومصئونیت قضائی بین المللی ندارند که ما بمجرد محبوس شدن هنگامه بر پا کنیم. کاری را که ما حق داریم این است تا در بررسی دوسیه های جرمی شان شریک شده در جریان باشیم.طور کور کورانه دفاع از هم وطن کاری شایسته نیست.اگر هموطن ما جنایت های شر مناک را مر تکب شده باشند باید ما ایشان را معصوم خوانده از تحقیق مصئون پنداریم؟ نه خیر درین مسائل حوصله تحقیق وبر رسی درست بکار است.سیاست در شعار های بحران آفرین به نفع کسی نیست خصوصا به نفع افغانستان که میدان جنگ وبازی کشور های رقیب وذی نفع منطقه وجهان است..ما میتوانیم کشور های غربی از جمله آمریکارا به طریق دیگر راضی نگهداریم نه به قیمت دشمنی وتوطئه با همسایه ها… باید درین سیاست باز نگری شود.سیاست مثبت فعال وبیطرف اینگونه نیست که تمثیل می شود، باید بگونه ذیل باز نگری شود.

*  ضرورت توجه خاص  به نوسازی و توسعه کشور و تامین سطح قابل توجهی از رفاه مادی و معنوی برای عموم جامعه که این امر جز با اعمال یک سیاست خارجی همه جانبه و مبتنی بر اعتمادسازی دوستان بین المللی یک جا و  متقابل با همکاری مؤثر، امکان پذیر نیست؛

*  حفظ منافع ملی با سیاستهای منطقوی و فرا منطقوی بر محور ژئوپلیتیك جهانی  و در جهت تعمیق اهداف استراتژیك مشروع؛

*  حضور فعال و مؤثر در تعاملات بین‌المللی با هدف ایجاد تشکل‌های همکاری منطقه ای وبین‌المللی برای ممانعت از تثبیت نگرش‌های هژمونیک که دامن گیر ما است؛

* توجه به تبیین همه جانبه با اعمال ظرفیت‌های قانون اساسی در امور داخلی و خارجی كشور برای حل مسائل پیش رو در سیاست خارجی امری ضروری است. زیرا با توجه به جایگاه خاص قانون اساسی در تصمیمات و سیاستگذاری‌های بزرگ  ملی و بین‌المللی جمهوری اسلامی افغانستان  آن به  نگاه ژرف  به سیاست خارجی بر اساس اصول مهم آزادی (در داخل) و استقلال (در خارج) تعریف و تبیین شده است، آزادی و استقلال دو الزام ملی برای نهادینه شدن مردم سالاری در نظام افغانستان. است. لذا بر پایه شعارمحوری واصلی مردم که در آن حاکمیت مطلق به دست مردم باشد  نیاز سیاست داخلی و استقلال نیز پیش نیاز سیاست خارجی برای استمرار مردم سالاری در قالب جمهوری اسلامی افغانستان  است؛ بنابراین، از آنجایی که رفتار سیاست خارجی و جهت گیری‌های استراتژیکی کشورها بایستی بر اساس شرایط و واقعیات پیرامون با درک درست از تحولات بین‌المللی تبیین گردند، امروزه توجه جامع به تبیین متناسب و بکارگیری ظرفیتهای همه جانبه قانون اساسی کشور ما ، امری ضروری است.

سیاست اقرار و انکار دولت

دولت اسلامی افغانستان نسبت نداشتن استراتیژی ثابت در سیاست خارجی همیشه در حالت اقرار وانکار قرار دارد.مثلا امروز اعلان میکنند دولت استقلال ندارد فردایش انکار مثلا خارجی طور نمونه سه ایتالیائی در نا امنی کشور نقش دارند فردا انکار ورهای مظنونین. ویا اینکه أعضای کمیسیون سمع شکایت باید داخلی باشند فردا با یک فرمان بر خلاف قانون قبلی وبعدی دو خارجی وسه داخلی عضو کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی اند مثالهای متعدد ازین قبیل که کشور ومردم را متزلزل ساخته و یا تدویر جرگه مشورتی صلح در 12 ثور باید دایر می  شد  باز تا دیدار رئیس جمهور با مقامات آمریکائی به تعویق افتاد  به باور من  اگر امتیاز امریکا  خوب بود نیاز به تدویر جرگه نیست والا جرگه را دایر و آنچه که لازم بود با در نظر داشت شرایط  جهان را تهدید  یا ترغیب میکنیم. این سیاست ها بحران آفرین اند…سایتیکه اعتماد تمام جهان را از ما گرفته امروز در بعد سیاسی کس بالای ما اعتبار همه جانبه نمی نماید باید باور داشت که سیاست هنر زندهگی است، این هنر را کسانی نمایش داده می توانند که از این هنر بهره کافی داشته باشند.

 


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا