خبر و دیدگاه

مصالحۀ ملی و تداوم جنگ؛ دو راهبُرد متضاد

karzaivskarzai

پس از فروپاشی نظام طالبان در سال 2001م، نیروهای خارجی به این باور بودند که گویا طالبان از میان برداشته شدند و قادر نخواهند بود که دوباره دست به قیام بزنند. باوجود مخالفت سازمان ملل متحد و اکثریت همپیمانان امریکا، ایالات متحدۀ امریکا به تاریخ 2003م دست به حمله بر عراق زد، حمله بر عراق با وجود هیچ کدام دلیل موثق نشان داد که امریکاییها در افغانستان خودرا پیروز احساس میکنند.

در نشست بُن در مورد افغانستان باز هم امریکا چند تن از سران افغان را گرد هم جمع کرد و از طالبان و حزب اسلامی که هردوی اینها زمانی گروههای عمده و تاثیر گذار در روند سیاسی افغانستان تلقی میشدند دعوت بعمل نیامد. ولی سالها پس از نشست بُن الخضرابراهیمی نمایندۀ وقت سازمان ملل متحد برای افغانستان و تحلیلگران افغان، عدم اشتراک طالبان را در بُن یک اشتباه بزرگ تلقی کردند.

زمانیکه امریکاییها بطور کامل بالای افغانستان مسلط شدند تا سالهای 2004-2005م که وضعیت نسبتاً ارام بود، هیچ کدام، نه حکومت حامدکرزی و نه هم بیگانگان دم از مصالحه و مذاکره میزدند، ولی با ایزدیاد و بازخیزی مخالفین حکومت کرزی و بدتر شدن امنیت بطور روز افزون و همچنان بالارفتن تلفات نیروهای بیرونی، از تمامی تربیونها صدای مذاکرات، گفتگو و مصالحه به گوش میرسید. اینبار نیز این فراخوانی به مذاکرات، مخلصانه نه، بلکه با شرایطی که مفهوم گفتگو و مصالحه را زیر پرسش قرار میدهد. همواره سخنگویان حکومت کرزی و گاهگاه شخص حامد کرزی به مخالفین دعوت میدهند، ولی به این شرط که سلاحهای شانرا بر زمین بگذارند، قانون اساسی ساختۀ دست کرزی را بپذیرند. اگر همۀ مخالفین چنین کنند پس هیچ نیازی به مصالحه احساس نمیشود. نه تنها اینکه حکومت شرط میگذارد، بلکه میان طالبان تقسیم بندی میکند که به اصطلاح طالبان میانه رو و…

دور دوم ریاست جمهوری حامد کرزی و روند مصالحه

پیروزی حامدکرزی در دوم انتخابات ریاست جمهوری برخلاف انتخابات دور نخست ریاست جمهوری آسان به نظر نمیرسید. در انتخابات جنجال برانگیز 29اسد سال 1388 خورشیدی حامد کرزی از یکسو با رقباء نیرومند مواجه بود و از جانب دیگر از پشتبانی خارجی که مهمترین ارگان انتخابی بشمار میرود نیز بسان دور نخست انتخابات ریاست جمهوری برخوردار نبود.

انتخابات 29اسد از روزهای اول تا اخر مملو از جنجال و مشکلات بود. نخست درمورد تعیین زمان انتخابات مشکلات وجود داشت، بعداً در انتخابات تقلب گسترده صورت گرفت که تمامی اینها اعلان نتایج انتخابات را برای ماهها به تعویق انداخت. خلاصه اینکه سرانحام حامد کرزی توسط کمیسیون مستقل! انتخابات -که مطابق قانون اساسی صلاحیت کمیسیون نبود- برای پنج سال اینده بمثابۀ رئیس جمهور انتصاب گردید.

یکی از وعده های عمدۀ حامد کرزی، هنگام مبارزات انتخاباتی سرعت بخشیدن روند مصالحۀ ملی بود. هرچند هیچ یک از نامزدها با مصالحه با مخالفین مخالفت نمیکرد، ولی هواداران کرزی این ایدیال را بیشتر از دیگران تهویه میکردند و همواره تعهد مینمودند که پس از انتخابات و پیروزی مجدد کرزی لویه جرگه را فرا میخواهند که به گفتۀ ایشان در نتیجۀ ان به صلح و آشتی ملی دست خواهند یافت.

کنفرانس لندن و گفتگو با مخالفین

با انتصاب دوبارۀ حامد کرزی به پُست ریاست جمهوری توسط کمیسیون مستقل! انتخابات، گوردن براون نخست وزیر بریتانیه خواهان یک کنفرانس بین المللی در مورد افغانستان در لندن شد.

حکومت رئیس جمهور کرزی ماهها قبل برای نشست لندن آغاز به تبلیغات وسیع کرده بود. آنزمان که اخذ رای اعتماد کابینۀ جدید نیز به یک معما مبدل گشته بود، مقامات حکومتی به ولسی جرگه گوشزد میکردند که باید پروسۀ رای اعتماد را هر چه زودتر به پایان برسانند تا در نشست لندن، دست اوردی! داشته باشند.

سرانجام کنفرانس لندن به تاریخ 28جنوری سال 2010م با اشتراک نمایندگان بیشتر از هفتاد کشور جهان بشمول سرمنشی سازمان ملل متحد، بانکی مون برگزار گردید. تأکید بیشتر مقامات افغان روی حمایت بین المللی از روند مصالحه با مخالفین و مساعدتهای مالی بود.

اهمیت نشست لندن از روز نخست آشکار بود. جمهوری اسلامی ایران همسایۀ عمدۀ که نقش مهمی در روند سیاسی افغانستان بازی میکند از شرکت در نشست لندن ابا ورزید. بدون شک ایران اهمیت ان نشست را تا حدی کاهش داد.

در کنفرانس لندن تمامی کشورها ظاهراً از مصالحه با مخالفین پشتبانی خویش را اعلام نمودند. رئیس جمهور کرزی هنگام سخنرانی در این کنفرانس از پادشاه عربستان سعودی خواهان همکاری در این زمینه شد، که طبق معمول از جانب مقامات سعودی کدام پاسخی امیدوارکنندۀ دریافت نکرد. مقامات حکومت کرزی پشتبانی بدست اوردۀ بین المللی را در صدر دست اوردهایش قرار داد.

پس از بازگشت از لندن حامدکرزی با چند عضو کابینۀ جدیدش عازم عربستان سعودی شد تا در استقرار صلح در افغانستان با مقامات سعودی صحبت نماید. هرچند به گفتۀ رسانه های خبری، سعودی از کرزی استقبال داغ نمود ولی طوری به نظر رسید که درمورد نقش سعودی در مصالحه کدام دست اوردی وجود نداشت.

این خود شگفت اور است، که چرا رئیس جمهور کرزی در مصالحه با مخالفین از سعودی همکاری میخواهد؟ در حالیکه سعودی نیز یکی از مهره های متحد کلیدی امریکا در جنگ به اصطلاح علیه دهشت افگنی بشمار میرود. اگر مخالفین با حکومت کرزی بخاطر همسویی با امریکا جنگ میکنند؛ پس باید با حکومت سعودی نیز عین موقف را در پیش گیرند واز جانب دیگر اگر به پیشینۀ روابط افغانستان و سعودی نظر افگنیم، در طول تاریخ حکومت سعودی-نه مردم سعودی- در افغانستان کدام کاری مثبتی انجام نداده، جز دنبال کردن منافع و اهداف خویش در منطقه، و همواره به افغانستان از عینک کشورهای دیگری نگاه کرده، چگونه میتوان از سعودی توقع کرد تا در افغانستان کدام نقش مثبت را ایفا کند.

پس از نشست لندن؟

برگزاری کنفرانس لندن از جانب اکثریت تحلیلگران اوضاع سیاسی افغانستان فقط اعادۀ حیثیت و پرستیژ حامدکرزی و نخست وزیر بریتانیه، گوردن براون تلقی شد. این دو رهبر در کشورهای شان به ناکاری شناخته شده بودند، به این ترتیب از برگزاری کنفرانس لندن هردوی ایشان سود بردند.

حامدکرزی پس از بازگشت از کنفرانس لندن، راهی عربستان سعودی شد تا در زمینۀ استقرار صلح و آشتی با مخالفین از پادشاه عربستان سعودی ملک عبدالله بن عبدالعزیز مساعدت طلب نماید، ولی کشورِ سعودی همواره در امور افغانستان هیچ دلچسپی از خود نشان نداد و طوری به نظر رسید که رئیس جمهور از سعودی با دستان خالی به وطن برگشت.

پس از نشست لندن حکومت کرزی به تلاشهای صلح و گفتگو سرعت بیشتر بخشید، حتی بعضی اوقات از ارتباط با سران طالبان نیز خبر میداد، ولی بدون تفصیل بیشتر. کرزی همواره از کشورهای غربی و اروپایی سپاسگزاری میکردکه از تلاشهای گفتگو با مخالفین پشتبانی میکنند.

از نشست لندن چند هفتۀ نگذشته بود که فرماندهان نظامی ایالات متحدۀ امریکا از راه اندازی عملیات وسیع به نام “مشترک” در ولسوالی مرجۀ ولایت هلمند خبر دادند. این عملیات بیشتر جنبۀ تبلیغاتی داشت تا عملیاتی. زیرا هفته ها قبل از آغاز عملیات، تبلیغات مطبوعات جریان داشت و بعداً قبل از آغاز عملیات به نیروهای مستقر طالبان در منطقه هشدار دادند که این همه جنبۀ تبلیغاتی جنگ مرجه را بارزتر جلوه میدهند.

عملیات در مرجه همزمان با سروصداهای صلح آغاز شد. با توجه به تبلیغات غربیها و جنگ مرجه بمراتب شدیدتر از ان بود که ایشان پیشگویی کرده بودند.
به هر صورت چه عملیات مرجه موفق بود یا نه، ولی روند مصالحۀ را که حکومت کابل از ان حرف میزد کاملاً زیر پرسش قرار داد. مهمتر اینکه راه اندازی عملیات مرجه همۀ امیدها وامالِ را که حکومت کرزی به ان می اندیشید نقش بر آب ساخت.

از عملیات مرجه چندی نگذشته بود که وزیر دفاع امریکا رابرت گیتس در یک سفر غیر مترقبه به افغانستان رسید و پس از دیدار با حامد کرزی در سخنرانی به نیروهای امریکایی در کندهار از آغاز عملیات شدید خبر داد و به نیروهایش گوشزد کرد تا آمادۀ عملیات نو باشند.

همۀ این تحرکات در حالی اجرا میشوند که حکومت کرزی از برگزاری جرگۀ مشورتی در ماه ثور سال جاری حرف میزند. با در نظر داشت نتایج غیر مثمر کنفرانس لندن ایا میتوان از جرگۀ مشورتی به اصطلاح صلح که در کابل با اشتراک بزرگان افغان برگزار میشود، انتظار داشت؟

طوریکه حامد کرزی در اظهارات عصبانی اش به روز پنجشنبه در دفتر کمیسیون انتخابات اذعان داشت که بیرونیها در امور داخلی افغانستان مداخله میکنند و رازهای تکان دهندۀ را فاش ساخت، درست چنین است. حکومت آقای کرزی جز بازیچۀ امریکا چیزی بیشتر نیست. از یکسو حامد کرزی دم از مصالحه و گفتگو میزند واز جانب دیگر خارجیها بدون توجه به دست کم مشورۀحکومت کرزی،آغاز به عملیات مکینند، در چنین شرایط سردرگم چه امیدی به صلح میتوان داشت؟

وادار ساختن به صلح

چندی قبل وزیر دفاع ایالات متحدۀ امریکا رابرت گیتس اظهارات مضحکی داشت که، اکنون زمان مناسب برای مصالحه نیست و نباید با سران طالبان گفتگو شود، فقط با طالبان عادی گفتگو باید ادامه یابد. وی به این باور است که نخست باید طالبان کوبیده شوند تا ضعیف گردند، بعد از ان به مصالحه فراخوانده شوند، تا حکومت کرزی دست بالا داشته باشد!

مایک مولن، لوی در ستیز نیروهای مسلح امریکا، نیز  تقریباً نظر مشابه دارد وی نیز به کوبیدن بیشتر و شدیدتر طالبان، پافشاری میکند تا تضعیف شوند و به گفتگو حاضر شوند.

با توجه به حضور نُه سالۀ نیروهای ناتو در افغانستان که روز تا روز دامنۀ جنگ و بی امنیتی گسترده تر میشود و اخیراً حتی خط مقدم جبهه به دروازه های ارگ ریاست جمهوری رسیده و همچنان تلفات نیروهای امریکایی و بریتانیوی در مقایسه به سه ماه نخست سال گذشته دو چند ان شده، ولی هنوز هم فرماندهان امریکایی به پافشاری جاهلانۀ شان روی تداوم جنگ ادامه میدهند. و منتظر ضعف مخالفین و دست بالای حکومت حامد کرزی هستند.
عدم صحت این اندیشه که گویا مخالفین با اعمال فشار به صلح خواهند پیوست سالها قبل به اثبات رسیده است. اکنون روز تاروز دامنۀ عملیات مخالفین گسترده تر میشود، ایا ایشان (مخالفین) در چنین وضعی که دست بالا دارند به گفتگو تسلیم خواهند شد؟ هرگز نه. در شرایطی که کنشهای حکومت کرزی و دوستان! بیرونی اش باهم 180 درجه فاصله دارد، امید به صلح و مذاکره جز خوشبینی غیر عقلانی چیزی بیش نخواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا