خبر و دیدگاه

در انتخابات افغانستان، «استفاده از اسلام» یا «استفاده از نام اسلام»؟

mojadeddi

استفاده از اسلام به معنای استفاده از ارشادات قرآنی و احادیث پیامبر بزگوار اسلام برای هدایت بشر (توحید، رسالت، راهنمایی عقیدتی، فردی، فامیلی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی)، امری است که برخواسته از درون و حقیقت اسلام .

این جمله کوتاه خلاصه و فشرده اسلام است. ولی وقتی بحث از «استفادهء سوء از نام اسلام» به میان می آید، هر کس می تواند از این اصطلاح به نفع خود استدلال کند و جانب مقابل را متهم به استفاده جویی از نام اسلام کند. یعنی همان حقیقت پنهان شدن در وراء شعار های اسلامی و وسیله قرار دادن اسلام برای رسیدن به اهداف فردی و شخصی.

عکس این قضیه هم ممکن است. در بسیاری از کشور های اسلامی این اصطلاح بر کسانی برچسپ زده می شود که؛ در پی بر گردانیدن  مجد و عظمت از دست رفتهء اسلام و مسلمین هستند و از مال، جان و تن خود در این راه مایه می گذارند. این روش آخری را بیشتر افراد، ادارات و حلقات دست نشانده از جانب استعمار صلیبی و صهیونی در شان کسانی بکار می برند که؛ برای استقلال، آزادی و برگرداندن مجد و عظمت از دسته رفته مسلمانان از طریق اسلام و رهنمود های اسلامی مبارزه می کنند! یعنی مبارزهء سیاسی اسلامی!

در یک حدیث از پیامبر صلی الله علیه و سلم، استفاده از نام اسلام و دوری از عمل اسلامی، پیشگویی شده است.

پیامبر گرامی اسلام فرموده اند: « عنقریب روزی فرا می رسد که از اسلام چیزی باقی نمی ماند مگر نام آن، از قرآن چیزی باقی نمی ماند مگر رسم آن، دانشمندان ـ علمای دین ـ امت اسلامی در روی کرهء زمین شریر ترین اشخاص مردم می باشند، فتنه از آنها بر می خیزد و به آنها باز می گردد…» روایت از امام ترمذی.

این حدیث واضحا می رساند که، در این عصر بسیاری ها هستند که از اسلام به عنوان یک وسیله کار می گیرند و عمل اسلامی از مردم، حکام و سردمداران مسلمان رخت بسته است. یا به عبارت ساده، تنها نام آن را می برند و شعار آن را می دهند و بس. یا اینکه به هویت و نام اسلامی کفایت می کنند. شخصی می گوید؛ الحمدلله پدر و مادر من مسلمان هستند، به قرآن ایمان دارم! به اسلام احترام دارم! اسلام دین مردم افغانستان است و از این قبیل مقولات در ظاهر صحیح ولی در حقیقت غلط..!

اصطلاح «استفاده از اسلام» سابقهء بسیار دیرینه و تاریخی دارد. در گذشته های دور، این اصطلاح را برای کسانی استعمال می کردند که؛ در دربار شاهان (غالبا جبار) و دیکتاتور برای بدست آوردن صله های دنیوی از اسلام استفاده می کردند. اعمال حکام جابر را مدلل به دلائل اسلامی می ساختند و برای خطا های ایشان از در و دیوار فتوا جستجو می کردند. عوض اینکه اعمال ایشان را به اسلام بسنجند، قرآن و حدیث را برای توجیه اعمال ایشان تأویل میکردند. این عمل زشت هنوز هم معمول است.

اقبال لاهوری این شیوهء نادرست را بسیار ادیبانه به تصویر کشیده است:

زمن بر صوفی و مـــلا سلامـی      که پیغام خــــــدا گفتـند ما را

ولی تأویل شان در حیرت افگند      خدا و جبرئیل و مصطفی را

این عمل تا حدی رسید که؛ بعضی از ملا های درباری احکام فرضی و قطعی اسلام را از بعضی حکام ساقط کردند و گفتند: «چون پادشاه به عدالت مصروف است. ـ یک روز عدالت هم بهتر از شصت سال عبادت است ـ پس پادشاه می تواند، روزه نگیرد، نماز جماعت نخواند، به حج نرود… علوم اسلامی را نیاموزد … و از این قبیل مزخرفات. متأسفانه آن هم از آدرس دین.

به روایات مؤثق تاریخی و قریب به قرن خود ما، یکی از شاهان افغانستان علاوه از چهار زن شرعی چند صد زن را به عنوان کنیزان از نورستان حالی و کافرستان آنزمان به دربار خویش آورده بود و تعداد این زنان به سه صد و شصت تن می رسیدند؛ یعنی هر یک زن برای یک روز سال تهیه شده بود. تصاویر این شاه با تعداد زنانش در محافل درج اسناد تاریخی می باشد.

اما در قرن نوزدهم و بیستم میلادی، این حربه از جانب استعمار بر عکس آن بکار برده شد و اصطلاح «استفاده از نام اسلام» به کسانی زده شد که؛ برای اقامهء نظام اسلامی و خلافت اسلامی مبارزه می کردند و خواستند مجد و عظمت از دست رفتهء اسلام و مسلمین را از راه درست و در شکل اصلی و سیاسی آن بر گردانند. یعنی قوانین اسلامی، حاکمیت اسلامی و حاکمیت مسلمان بر مردم مسلمان.

تا حال بیشتر از صدها هزار نفر دانشمند، متخصص و مبارز در این راه قربانی گشته اند. نظام های استبدادی به کمک، مشوره و همدستی استعمار غربی «امپریالیزم» و شرقی «سوسیالیزم» صدها هزار دانشمند از فرزندان اصیل اسلام را به خاک و خون کشیدند، زندانی ساختند، شکنجه کردند، اعدام نمودند و یا هم به تبعید سوق دادند. و هنوز هم دارند چنین می کنند.

این اصطلاح چنان از بوق های استعمار تبلیغ شد که در یک دورهء صد ساله بسیاری از عوام النّاس آن را برتافتند و جانب حکام ظالم را گرفتند. زندان های اکثر کشورهای اسلامی در طول تقریبا یک قرن همه ساله از فرزندان مسلمان پر می گردد و خالی میشود. این برچسپ ظالمانه تحت نام «استفاده سیاسی از اسلام» بر مخلص ترین پاسداران اسلام زده می شود. استعمار از این اصطلاح بیشترین سود را برده است.

وقتی سید قطب شهید را به پایه دار می بردند، یکی از ملا های درباری مصر طبق معمول در محل حاضر شد، تا به او کلمهء شهادت را تلقین کند. در آخرین لحظات زندگی  و در پاسخ این ملای درباری چه جملهء جاودان و ماندگاری را گفته است: «ما بخاطر لاإله إلاالله اعدام می شویم و شما با لاإله الاّالله نان می خورید!» ـ نحن نعدم من اجل لاإله الاِّالله و انتم تأکلون الخبز بلاإله إلاالله ـ

اما در گیر و دارهای انتخاباتی افغانستان به معنای واقعی کلمه «از نام اسلام سوء استفاده» میشود و کسانی شعار اسلام، حاکمیت اسلامی، حاکمیت قرآن، حاکمیت عدل الهی، اقتصاد اسلامی، امنیت اسلامی، قانون اسلامی و… سر می دهند که؛ اگر از ابتدائی ترین مسایل اسلام که همان نماز، روزه، زکات، حج و… است از ایشان پرسیده شود، از آن چیزی نمی دانند.

الاّ ما شاء الله، اکثر این بی چاره ها از ابتدایی ترین دانش محروم اند، چه رسد به سواد و دانش اسلامی، دانستن قرآن، حدیث، فقه، قانون اسلامی، سیاست اسلامی و یا دانش معاصر و…

این جانب از میان 41 یک کاندید ریاست جمهوری بسیار کسانی را می شناسم که ابتدای ترین سواد و دانش را برای معلم بودن در یک مکتب ابتدایی ندارند. این سخنی به گزاف نیست!

از بسیاری های ایشان اگر پرسیده شود که؛ موضوع قرآن کریم چیست و قرآن از چه چیز ها و علومی بحث می کند؟ به یقین که مفهوم خود این سوال را نمی دانند، چه رسد به پاسخ علمی آن. پس معنای واقعی اصطلاح «استفاده از نام اسلام» همین است که بعضی از این کاندیدان پیشه کرده اند.

کسانی شعار اسلام، حکومت اسلامی و نظامی اسلامی را سر می دهند که؛ در روزهای کوتاه «یعنی روز های زمستان» بیشتر از هزار مرتبه دروغ می گویند. آنهم دروغ های که خود جناب می داند که، مخاطب صد در صد به دروغ بودن سخن او یقین دارد و حقیقت آن را می داند. این یک حقیقت تلخ است و می توان آن را یک فاجعهء اجتماعی خواند. بی چاره ها تا حال متوجه نشده اند که قرآن کریم در باره دروغ گویان می گوید: «هر آیینه خداوند دوست ندارد دروغگویان را».

از جمله این خیل بی سوادان بعضی از ایشان خود را محقق چند علم معرفی می کنند، حال اینکه اگر یک شاگرد مکتب ابتدایی به سخنان ایشان متوجه شود و دقت کند، پی می برد که؛ از هر حرف جنابعالی یا جنابان عالی جهل فواره می کند. اگر صحنه های اکثر گفتگو های انتخاباتی در رسانه های تصویری را جهلستان بنامیم، هیچ مبالغه ای نکرده ایم.

جملات که اکثر این جنابان استعمال می کنند در کمترین تحلیل، نا بخردانه، غیر علمی، غیر عقلانی و حتی خالی از ادبیات عامیانه است. مثلا؛ کسی که تا صنف نهم مکتب رفته باشد، همه کسانی که او را می شناسند، بدانند که این شخص در زندگی به عنوان محصل وارد صحنه پوهنتون نشده است و…! ولی همین شخص از طریق یک کانال بین المللی خود را محقق، دانشمند، متخصص و… معرفی کند. از همه بد تر خود را اسلام شناس و مسلمان مکتبی بنمایاند، یا هم خود را متخصص اقتصاد اسلامی بداند، یا هم تخصص روانشناسی اطفال را مدعی باشد و… همین است معنای واقعی استفاده سوء از نام اسلام.

مگر این اشخاص فکر نمی کنند که، انسان های هستند که ایشان را می شناسند و این سخنان شان را می شنوند و می بینند؟

یکی استفاده از اسلام است که، بدون شک استفاده از اسلام به عنوان یک راهنمایی هدایت می باشد و ما در اول به آن اشاره نمودیم و آنهم که در صورت برخورداری از فهم علمی و واقعی اسلامی میسر است. چون علما گفته اند: دعوتگر بدون علم مثال کوری است که بدست چراغ دارد.

یکی هم استفاده از نام اسلام است. و این استفاده از نام اسلام در افغانستان امروزی بیشتر برای شعار دادن و فریب دادن مردم، استفاده از احساسات اسلامی مردم و برای به قدرت رسیدن بعضی از کاندیدان است.

اینجاست که ما یک بدبختی دیگر را بر سایر بدبختی های تاریخی، اجتماعی و سیاسی خود می افزاییم، و این انتخابات دارد این بدبختی را که همان «استفاده از نام اسلام» است، در جامعه نکبت زدهء ما نهادینه می کند و شاید برای مدت های طولانی این یک شیوهء نادرست ولی معمول در جامعه ما باقی بماند، خدا رحم کند.

 


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا