خبر و دیدگاه

از نسل کشتی هزاره های ما تا درخشش های علمی روز افزون شان

 

  نسل کشی هزاره ها بیشتر بوسیله امیر عبدالرحمان خان (۱۲۸۰-۱۲۵۹ خورشیدی/ ۱۸۸۰-۱۹۰۱ ترسایی) براه افتاد و تا آنجا جنایات ضد انسانی اش را گسترش داد که از هزاره های زحمتکش ومظلوم ما, کله منارها ساخت, واسکت برید, روغن داغ کرد, به توپ پراند وتا توانست برای نابودی آنها کمر نامردی اش را بست. به همین دلیل است که فاشیست های هزاره ستیز, بمانند خسن کاکر پرچمی که خودش از پرچمی بودنش داد میزد، حدود  ۴۰ سال پیش در دانشگاه کابل با خوشی میگفت  که عبدالرحمن خان یگانه پادشاه خوبی بود که تا توانست هزاره هارا به توپ پراند و نابود کرد, چنان به امیرعبدالرحمان خان, دلبسته و گرویده بود و اندرفضایل دروغین این امیر که در پیش مردم کابل به (ظالم) مشهور بود, کتابهای بلندبالا نوشت و همین ها که به خدا ایمان نداشته اند, به عبدالرحمن خان بحیث قبله آمال شان سجده میکردند.

  این هزاره ستیزی, آنگاهی بیشتر شدت گرفت که نادرغدار بوسیله عبدالخالق هزاره کشته شد (۱۷ عقرب ۱۳۱۲خورشیدی / ۸ نوامبر ۱۹۳۳ ترسایی) که به گفته بزرگان خانواده بنده, حتی یک مامای عبدالخالق راکه غریبکار موچی و گنگه وکر بود, بردند واعدام کردند. هزاره ستیزی وفارسی دشمنی, به وسیله امان الله خان ( ۱۹۱۹-۱۹۲۹ ترسایی)با انفاذ نظامنامه ناقلین یعنی آوردن پتان های هندوستان به شمال افغانستان/ خراسان, به واسواس محمودطرزی که شاید همدست با انگلیس بوده باشد, صدارت هاشم جلاد, شاه محمود مکار, سردارسرخ چپگرا و حکومت کمونیستی نورمحمدترهکی- حفیظ الله امین, دکترنجیب, دوره اول طالبان فرعون صفت (۱۹۹۶-۲۰۰۱ ترسایی), فرعون حامدکرزی مداری, فرعون اشرف غنی دزد خاین ادامه یافت و حالا که شبکه های استخباراتی به ویژه آی اس آی پاکستان این دشمن آسایش وآرامش مردم افغانستان/خراسان, دار وندار کشور را به طالبان چوچه های شیطان تسلیم کرده اند بازهم (همان آش است وهمان کاسه) و انتحار ی وانفجاری ونسل کشی هزاره های ما.

    درپشت بخاک وخون کشانیدن وقتل عام اعتراض راهپیمایان جنبش روشنایی (۲۷ ثور ۱۳۹۵ خورشیدی) که بیشتر اعتراض کنندگان را هزاره های ما تشکیل میدادند, دست دسیسه باز حامدکرزی, اشرف غنی وحنیف اتمر با دار ودسته شان قرار داشتند.

  طالبان این چوچه های شیطان, در دوره اول خونین شان, چه جنایات بشری نبود که در همه جا وبه ویژه در دایکندی انجام ندادند که حتی هزاره های ما را زنده پوست کردند وخانه وکاشانه وباغها ومواشی شانرا به آتش کشانیدند ودر شمالی هم, زمین سوخته وکوچ اجباری را برمردم تحمیل کردند.

  حالا هم در دوره خونین و شیطانی دوم شان (۱۵ آگست ۲۰۲۱ ترسایی – ادامه دارد), بازهم بزور تفنگ وبرچه وشکنجه و تیرباران وکوچ های اجباری وآوردن تروریست های خارجی, زندگی ونفس کشیدن رابر تاجیکها, اوزبیکها, تورکمن ها وبه ویژه بر هزاره های ما سخت تنگ ساخته اند وباثر ادعای دروغین کوچی های جاسوس پاکستانی, زمین ها وباغ ها وخانه های هزاره های ما را غضب میکنند  و به کوچی های پاکستانی میدهند و  نه تنها این بلکه باثر ادعای دروغین کوچی های پاکستانی, صدهاهزار جریمه نقدی را نیز برهزاره های ما بزور تفنگ, تحمیل کرده روان استند.

  اگر از حق نگذریم,  اکثر ساختمان های کابل جان ما, به دستان پر آبله هزاره های ما ساخته شده است وهمه کارهای شاقه وطاقت فرسا به دوش هزاره ها بوده است. بنده هیچگاهی ندیده ام که حتی غریب ترین هزاره ما دست به تگدی زده باشد بلکه با قناعت نفس وبردباری بسیاری, از آبله کف دست, برای خود وخانواده خود یک لقمه نان حلال پیدا میکنند و از دزدی وقاچاق وفریبکاری وکلاه برداری و مزدوری به شبکه های استخباراتی بمانند طالبان چوچه های شیطان, مبرا بوده اند.

  بنده, نظر به داده های DNA ,  به حیث یک آریایی وایرانی وآرین وخراسانی وکابلستانی وتاجیک تبار و پارسی زبان, با اینکه ازاین قید وبست ها وتعلقات جسته ام وبه دید عشق ومستی درپهنای جهانبینی رسیده ام که همه مردمان نیک وخوب را درهمه شهرهای کره زمین دوست دارم واز خود میدانم و به  آنجا ها به چکر میروم, به هزاره های عزیز ما ادای احترام میکنم و  هر دختر هزاره ما که در آزمون های ورودی دانشگاه کابل به درجه اول کامیاب شود, بمانند مهردخت شمسیه, تحفه یی از جانب بنده دریافت خواهد کرد.

  بنده دو تحفه را مدنظر گرفته ام, یکی همان که گفتم, ودیگری برای ختم قرآن کریم درکابل جان ما, به مناسبت سالگشت شهادت نابغه موسیقی خراسان زمین یعنی احمدظاهر اسطوره تکرارناشدنی ساز و آواز.

وچه خوش گفته است حکیم لسان الغیب حافظ شیرازی نابغه غزل سرای قندپارسی

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا