خبر و دیدگاه

جنگ داعش و طالبان؛ اصل قضیه از چه قرار است؟

 

به تازگی داعش در مجله صدای خراسان، طالبان را تهدید کرده و گفته است که این گروه ( طالبان) روز های سختی را در پیش خواهند داشت. اگر چه مخاصمت میان ایدیولوژی طالبانی و داعش اصلی، چیزی تازه نیست، اما از اینکه داعش خراسان که نام جالبی نیز است که بالای داعش خودساخته در افغانستان گذاشته اند، صورت قضیه را متفاوت نشان داده و حاکی از فاز جدیدی از بازی های استخباراتی است.

تصور عام بر این است که داعش، بیرون آمده از بطن طالبان بخصوص شبکه حقانی است. طالبان بخصوص شبکه حقانی، بانی اصلی داعش در افغانستان است. شبکه حقانی با کمک مستقیم تسلیحاتی و مشوره های جنگی، یک بخش فعال ریزرفی را در اختیار داعش قرار داده است. این کار ناشی از ماموریت اصلی این شبکه در فعال سازی و گسترش داعش و هم در جهت رقابت های درونی با سایر گروه های طالبان است.

اما اصل قضیه گونه ی دیگر است که به دور تازه ی از جنگ لفظی که زمینه ساز سناریو های جدید در جغرافیای افغانستان است رقم زده است. به اساس اطلاعات موجود، این حمله و متعاقب آن، هشدار های داعش در واقع واکنشی از جانب داعش خودساخته خراسان در برابر حملات طالبان است که منجر به کشته شدن مولوی خیبر خراسانی و حاجی وکیل خالص مسئول قضایی داعش شده و این حمله در روستا های دانگام و نورگل نورستان در اصل مقر فرماندهی داعش صورت گرفته است. قبلا اطلاعاتی منتشر شده که گویا شهاب المهاجر رهبر داعش در افغانستان کشته شده است که صحت ندارد و وی قبل از ختم جلسه ساحه را ترک کرده بود بنا کشته شدن وی، واقعیت ندارد. حملات انجام شده بالای مواضع داعش  در اصل به اساس توافق قبلی میان طالبان و ارتش پاکستان، توسط هواپیماهای پاکستانی در همکاری نزدیک با اداره استخبارات طالبان صورت گرفته است. که در نتیجه آن ۶ نفر از اعضای داعش کشته شده است، اما کشته شدن رهبر داعش خود خوانده در این حمله، در اصل تبلیغات طالبان است تا قضیه داعش را ختم شده نشان دهند.

همچنان اطلاعات می رساند که داعش خودخوانده که از حمایت شبکه حقانی برخورد دار است و قدرت عملیاتی را دوباره یافته است با تغییر تاکتیک جنگی، در تلاش به چالش کشیدن سایر گروه های رقیب شبکه حقانی است. داعش با تحریک طالبان پاکستان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی ارتباط نزدیک تامین کرده است. حتی رهبر ایغور ها که اکه عبدالرحمن نام دارد، با داعش ارتباط نزدیک دارد و از آنها حمایت می کند. افراد ایغوری در خدمت اهداف داعش خود خوانده قرار گرفته است و از تجارب آنها در جنگ علیه بخشی از طالبان و بلدیت با اراضی، استفاده اعظمی صورت می گیرد. همچنان تجهیزات دست داشته آنها، در خدمت اعضای داعش جدید قرار گرفته است. شبکه حقانی از تمام ماجرا با خبر است و زمینه را برای قدرت یابی داعش مساعد می سازد تا داعش خودخوانده خراسان، سایر رقبای این شبکه را به چالش بکشد.

اخیرا نیز یک مدرسه دینی بنام مدرسه علوم دینی شیخ امان الله پیشاوری، تمام طلبه های خود را به افغانستا فرستاده است تا در خدمت داعش باشند و در جبهات آن تنظیم گردند. این گسیل هزاران طلبه جوان، آماده انتحاری، زنگ خطر برای آینده امنیت منطقه است. قرار اطلاعات، داعش تصمیم گرفته است تا بعداز این به اهداف ملکی حمله نکرده و سران طالبان را که مخالف حقانی هستند و مخالف پروژه داعش قلمداد می شوند، هدف قرار دهد. این نشان میدهد که داعش آماد گی حمله بالای بخشی از طالبان مخالف شبکه حقانی و برنامه داعش سازی شمال افغانستان را در سال پیش رو به گونه کامل گرفته و قبلا تمام نیاز های آن توسط شبکه حقانی، تامین شده است.

داعش اخیرا با انتشار اخبار، مجلات، رسانه های تصویری و چاپی در یک جنگ روانی منظم با طالبان قرار گرفته است. اصل پایگاه اصلی و مقر فرماندهی داعش معلوم نیست، ولی قرار ظاهر داعش به نقطه خاصی جهت اجرای عملیات رسانده می شود. هسته های انتحاری شبکه حقانی مانند قوت های ریزرف در خدمت داعش قرار دارند و برای اهداف مشترک شبکه حقانی و داعش، کار مشترک صورت می گیرد.

نتایج:

  1. هنوز صورت واقعی داعش، مشخص نیست. آیا داعشی وجود دارد؟ و اگر دارد از کجا آمده دوباره سازماندهی شده و چطور در هر نقطه افغانستان، عملیات انجام میدهد. در تحت نظام دیکتاتوری مذهبی طالبان که هیچکس را مجال نفس کشیدن نیست، چگونه داعش قادر به اجرای حملات تروریستی است و آن را موفقانه انجام می دهد؟ بنا هنوز در مورد داعش قضاوت کردن، امکان پذیر نیست و ولی آنچه مسلم است حمایت پنهان از داعش است که قادر شده دوباره خود را سازماندهی کند و قدرت عملیاتی اش را دوباره یابد؛
  2. به این اساس داعش برخاسته از رقابت های داخلی طالبان است و اهداف فرامرزی طالبان را جدا از طالبان دنبال می کند. گروه های تروریستی خارجی باید چتری پیدا کنند و برای انجام فاز جدیدی از تروریسم منطقه ای، سازماندهی مجدد گردند. این کار را طالبان بنا بر وضعیت موجود نمی توانند انجام دهند. بنا داعش نام خوبی برای انجام این مرحله از بازی است. داعش توان آن را خواهد داشت تا تمام گروه های تروریستی را در یک سازماندهی مجدد، بسیج کرده و تحرکات تروریستی را در سطح افغانستان و منطقه، از سر گیرد؛
  3. حتی نام داعش خراسان، خیلی جالب است. چون منشا داعش گروه های عرب باید باشد که با نام خراسان و فارس ها مشکل تاریخی دارند. اما داعش خراسان ظهور می کند و در منطقه قدرت نمایی میکند، خیلی ها عجیب است. داعش فعلا در خاورمیانه مضمحل شده است و توانایی اکمال شاخه های خود در افغانستان را ندارد. بنا آنچه که از نام داعش صورت می گیرد، با استفاده از ظرفیت طالبان است با تغییر رنگ بیرق سفید به سیاه. اما بلاخره، داعش روی صحنه خواهد آمد؛
  4. شش ماه آینده، ماه های خشونت بار برای قدرت نمایی داعش پیش بینی می شود. قرار قراین، داعش خراسان باید بدیلی برای طالبان در منطقه باشد، تا بازی موش و پشک به صورت دقیق پیش برده شود. از اینکه داعش اعلان کرده است که روز های بدی در انتظار طالبان است، معنایش عملیاتی ساختن این فاز از قدرت یابی داعش در زیر زنخ طالبان است. این کار باعث می شود تا گروه های تروریستی خارجی، زیر چتر داعش، ظرفیت بزرگ تروریستی را در منطقه شکل دهند و امنیت آسیای مرکزی و مناطق مرزی با چین و هم مرز غربی افغانستان با ایران را مورد تهدید جدی امنیتی قرار دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا