خانه » خبر و دیدگاه » آیا پاکستان، بازی را در افغانستانِ تحت کنترل طالبان باخته است؟

آیا پاکستان، بازی را در افغانستانِ تحت کنترل طالبان باخته است؟

 

به تازگی منصور احمد خان، سفیر سابق پاکستان برای افغانستان، لب به گلایه گشوده و اظهار داشته است که منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی پاکستان  در افغانستان تحت تسلط طالبان، مجال تحقق نداشته است. این اظهارات ارشدترین مقام سابق دیپلماتیک پاکستان که آشنایی با وضعیت و جو موجود در افغانستان دارد، نشان می دهد که نه تنها نگرانی های پاکستان در افغانستان از درک خطرات احتمالی به امنیت ملی و منافع اقتصادی پاکستان رفع نشده، بل سیر صعودی نیز داشته است. 

وی از منافع بلند مدت پاکستان در افغانستان تلویحا نام برده و به جزئیات آن اشاره نکرده است. اما فهم متعارف از منافع بلند مدت اقتصادی، سیاسی و امنیتی پاکستان در افغانستان چه بوده میتوانند؟ در ضمن، آنچه که منصور احمد خان به عنوان توقعات یاد می کند، چه عناصری را در ترکیب دارد و چگونه می توان از آن ها تصویر واضحی ارائه کرد؟

در این نوشته تلاش میکنم، منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی پاکستان و پروژه های متوقعه از جانب حکومت و سازمان استخبارات نظامی این کشور را در افغانستان، روشن سازم. ممکن است این موضوع برای بسیاری هایک موضوع روشن، واضح و بدون تردید باشد که پاکستان با تعقیب عمق استراتژیک سیاسی، نظامی و اقتصادی، توقعاتی نیز از این عمق داشته است. مثلا در بعد نظامی، ترس پاکستان از هرگونه حمله احتمالی هند است که ممکن مانند جنگ ۱۹۷۱، منجر به اضمحلال بخشی از قوای هوایی پاکستان شود. پاکستان با درک این اشتباه راهبردی که اگر عقب جبهه از قبل سنجیده شده می شد، می توانست، قوای هوایی خود را کنار بکشد و از حمله هند مصئون بماند. اما چنین برآوردی در راهبرد جنگی پاکستان، مدنظر داشت گرفته نشده بود. چون طراحان راهبردی نظامی پاکستان، تا آن زمان از آسیب پذیری جغرافیایی پاکستان در برابر هند، غافل بودند. پاکستان از لحاظ جغرافیایی به صورت افقی در برابر حملات نظامی و توپخانه یی هند قرار دارد و هر نقطه خاک می تواند هدف خوبی برای هند باشد. به این ملحوظ، پاکستان در نظر دارد تا با حمایت از یک دولت تندرو و افراط گرا در کابل، این عمق نظامی و راهبردی را در جنگ های آینده مدنظرداشته باشد. زیرا اگر چنین فرصتی در اختیار پاکستان قرار گیرد، این کشور توانایی آن را خواهد داشت که در صورت حمله، بخشی از نیروهای خود، بخصوص قوای هوایی را عقب بکشد و در خاک افغانستان جابجا کند. این کار دو فایده برای پاکستان دارد: اول قوای هوایی پاکستان از گزند حملات هوایی و توپخانه یی هند مصئون می ماند و دوم با این کار هند را در یک موقعیت دشوار قرار خواهد داد. چون هند نمی تواند به خاک افغانستان حمله کند و همزمان با دو کشور، اعلان جنگ نماید. 

در بعد سیاسی، یک دولت طرفدار اسلام آباد در کابل، یکی از مولفه های اساسی عمق استراتژیک پاکستان بوده است. این طرح به هدف ایجاد و استقرار یک نظام طرفدار و گوش به فرمان پاکستان در کابل است که می تواند پاکستان را از محاصره سیاسی دو رقیب تاریخی اش( هند و افغانستان)، بیرون بکشد.

در بعد اقتصادی، پاکستان نه تنها با استقرار یک نظام سیاسی طرفدار اسلام آباد حمایت می کند که دلایل نظامی و سیاسی آن، قبلا تذکر یافت، بل افغانستان برای پاکستان نه تنها یک بازار خوب اقتصادی و یک مارکیت خوب تجارتی است، بل می تواند یک راهی به سوی بازار های آسیای میانه باشد و دسترسی پاکستان از طریق افغانستان را به آن تسهیل بخشد. به همین ترتیب، پاکستان سنجیده است که انرژی آسیای مرکزی می تواند مشکلات انرژی این کشور را حل نماید. به همین خاطر است که یکی از اهداف اقتصادی پاکستان که همانا رسیدن به بازار های اقتصادی و دسترسی به انرژی ارزان آسیای مرکزی است، مجال تحقق نیافته است. در واقع شکوه اصلی سفیر سابق پاکستان از این سه محور است که پاکستان نتوانسته در تحقق ایده آل آن، موفق عمل کند. اگر خوب دقت کنیم، منصور احمد خان، سفیر سابق پاکستان در افغانستان، می‌گوید که وضعیت افغانستان مطابق «توقعات و منافع اقتصادی بلندمدت» اسلام آباد شکل نگرفته است. به همین لحاظ وی به عنوان یک فرد آشنا با وضعیت موجود، به پاکستان پیشنهاد می دهد تا این کشور، در راه اندازی پروژه‌های اقتصادی با مشارکت کشورهای منطقه در افغانستان پیشقدم شود.

سفیر پیشین پاکستان نوشت: “نه وضعیت افغانستان و نه روابط دوجانبه آن طور که امید می‌رفت، نتیجه نداده است. وضعیت مطابق انتظارات ما و منافع جئو-اقتصادی بلندمدت پاکستان پیش نمی‌رود”.

او باور دارد که در حال حاضر، اسلام آباد به افغانستان از منظر «تروریزم» و مساله تحریک طالبان پاکستان می‌بیند. او از حکومت پاکستان خواست که به منافع اقتصادی خود در افغانستان اهمیت بدهد. این نشان میدهد که پاکستان همانند چین هم پیوند راهبردی خود آموخته است که اقتصاد را بر سیاست و جنگ ترجیح دهد. در حالیکه در بیش از چهل سال گذشته، اقتصاد پاکستان یک اقتصادی میلیتاریستی بوده و جهاد و جنگ در افغانستان، منبع تمویل آن؛ اما این پیشنهاد سفیر پیشین این کشور به  پاکستان، نشان از ارجحیت اقتصاد بر جنگ و سیاست دارد. مسئله دیگر، هراس و نگرانی پاکستان از حضور گسترده هند در افغانستان است. این کشور در حالیکه در بررسی راهبرد جنگی و نظامی خود، یک نوسان را تجربه می کند، در عین حال بر ناتوانی های خود در پیشبرد عمق استراتژیک نظامی و جنگی، واقف است. او راه عملی تحقق چنین پیشنهاد را در همگرایی پاکستان با کشور های منطقه  می داند. یعنی به نحوی تلاش دارد تنها پاکستان را درگیر مسئله افغانستان نسازد و اجماع کشور های منطقه را به نفع پاکستان به وجود بیاورد. این در حالی است که هیچ یک از دولت‌های منطقه از جمله پاکستان، دولت طالبان را به رسمیت نشناخته‌اند. به نظر می رسد رژیم طالبان کماکان در بحران عدم مشروعیت سیاسی، برای ماه آینده به سر ببرد. حتی پاکستان دوست و حامی نزدیک طالبان، به علت سنجش های قبلی و سیاست های دور اندیشانه اش، از به رسمیت شناختن طالبان الی شکل گیری یک اجماع بزرگ در سطح منطقه و جهان، امتناع کرده و سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفته است. 

پاکستان و نظامیان آن از ضعف این کشور در پیشبرد سیاست های نرم و نفوذ نرم فرهنگی، به خوبی آگاه اند. به همین منظور از ذهنیت شکل گرفته تاریخی مردم افغانستان در برابر این کشور، گریزی ندارد. حتی سفیر سابق پاکستان در مقاله اش بر این ذهنیت منفی مردم افغانستان در برابر پاکستان و ارتش آن، اشاره کرده است و اظهار نگرانی کرده است که تداوم این وضعیت میدان را برای کشور های دیگر که احتمالا هدف وی هند باشد، باز می کند. 

در بیش از یک ونیم سال گذشته، طالبان با وجود تسلط بر اکثریت جغرافیای افغانستان، نتوانسته در مهار مقاومت، دفع و قناعت نیروهای طالبان پاکستانی مبنی بر عدم حمله بر ارتش و تاسیسات دولتی پاکستان، ایجاد راه ترانزیتی از پاکستان به آسیای مرکزی و برعکس آن، ایجاد مشروعیت یک نظام مورد قبول همه مردم افغانستان، بهبود در وضعیت اقتصادی و  جلوگیری از نقض گسترده حقوق بشری، موفق عمل کند  تا رضایت این کشور حاصل شود. حال با چنین موضع گیری پاکستان در قبال افغانستان تحت کنترول طالبان، معلوم میشود که پاکستان مجبور شده بالای اهداف استراتیژیک اش در افغانستان، تجدید نظر کند. این تجدید نظر ممکن است به علت فشار های اقتصادی، سیاسی و نظامی بر دولت پاکستان و انتقاد گسترده کشور های مسلمان و غیر مسلمان بر بی توجهی پاکستان مبنی بر قناعت طالبان برای کنار گذاشتن این سیاست و هم تغییر احتمالی سیاست های امریکا و جهان در برابر طالبان، بوده باشد. پاکستان به خوبی درک می کند که به تنهایی قادر به حمل بار سنگین حکومتداری در افغانستان نیست و در این عرصه به یک اجماع بزرگ منطقه ای و جهانی نیاز است.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com