خبر و دیدگاه

نگاهی تحلیلی به تاریخ سیاسی اسلام

از فصل چهاردهم – امپراتوری عثمانی(1922-1307عیسوی)
ویژگیهای مدیریتی و روش رهبری سلاطین عثمانی
الف – رسم برادر کُشی
امیران و شاهان عثمانی برغم آنکه بنیاد شهرت و اقتدارخود را بر غزا و جهاد غرض انتشار اسلام و جنگ با نامسلمانان گذاشتند، اما در جهت تحکیم قدرت و گسترش حوزۀ حاکمیت خود از ریختن خون مسلمانان و حتا قتل برادارن خود دریغ نکردند. رسم برادر کُشی را در سلطنت عثمانی نخست سلطان بایزیداول در1389 میلادی مروج ساخت. او برادران خود را به قتل رساند تا برادر مدعی سلطنت نداشته باشد. پس از او نواسه اش سلطان مراد دوم با برادر و کاکایش جنگید و آنها را بعد از اسارت گردن زد. سلطان محمد دوم سلطان فاتح پایتخت امپراتوری روم شرقی که در دنیای اسلام پرآوازه و محبوب شد، سلطنت را با قتل برادر کوچکش آغاز کرد. او سپس قتل برادران شاه را توسط شاه بنام برادران باغی به بهانۀ استقرار نظم و آرامش وارد قانون نامۀ دولتی ساخت. سلطان سلیم یاوز در نخستین سال سلطنتش(1512میلادی) برادر زاده هایش و یکسال بعد برادرانش احمد و کورکوت را به قتل رساند. او در ششمین سال سلطنت لقب خلیفۀ مسلمانان را بر خود نهاد.
هر چند در سده های بعدی رسم برادر کُشی میان شاهان عثمانی متروک شد و جانشینی پسران بزرگ در تخت سلطنت رواج یافت، اما جای آنرا منازعۀ خونین قدرت میان پسران سلطان گرفت.
ب – دولت دنیوی یا دینی؟
دولت عثمانی برغم هویتِ به ظاهر ملهم از مشروعیت دینی در واقع یک دولت دنیوی نیمه سکولار بود. شیخ الاسلام که ارشد ترین مقام مذهبی در خلافت اسلامی عثمانی ها قرار داشت زیردست شاهان عثمانی و در خدمت آنها بود. سلاطین عثمانی سیاست خارجی خود را در بسا موارد نه در همسویی با شریعت اسلامی بل در انطباق با منافع خود تدوین و تنظیم می کردند.
سلاطین عثمانی جنگ های مداوم خود را با مسیحیان اروپایی به خصوص در حوزۀ بالکان جهاد و غزا در راه انتشار اسلام می خواندند، اما پس از تسخیر قلمرو مسیحیان و تابعیت شان فشاری بر آنها در جهت پذیرش اسلام اِعمال نمی کردند. مسلم بود که مسلمان شدن جوامع مسیحی دولت عثمانی را از دسترسی به جزیه و خراج محروم می ساخت.
سلاطین عثمانی درسده های اخیر امپراتوری شان که اروپا در مسیر تحولات سیاسی واجتماعی قرار گرفت، روش خود را در رهبری دولت و جامعه متحول کردند. شماری از شاهان عثمانی دست به اصلاحاتی زدند که بیشتر نافرجام باقی ماند.
ج – زنبارگی و مطلق العنانی
سلاطین عثمانی از لحاظ رفتار و سجایا در مسند سلطنت برغم تشابهات زیاد، تفاوت های زیادی هم داشتند. برخی تندخو، مستبد و خون ریز، شماری عادل، با عاطفه، نرم خوی و اهل مدارا و عده ای خوشگذران و فاسد بودند. هرچند خوشگذارنی و لذت از زنان و کنیزان حرمسرا را شاید بسیاری از سلاطین عثمانی داشتند. زنان حرم سراهای سلطان از سرزمین های مختلف دنیا بودند:
از زنان چشم آبی و موطلایی اروپا تا چشم تنگ های چینی و مغولی و تا زیبا رویان فارس، خراسان و خوبان فرارودی، شاماتی و مراکشی. در درون حرام سراها غلامان و خواجگان بسیاری از طبقه ذکور به خدمت گرفته می شد که حتا قبل از ورود به کاخ های سلاطین قوای مردانگی شانرا مضمحل میکردند.
لشکر و جنگ در سلطنت عثمانی
قلمرو بیزانس و سایر اروپائیان در بیرون از حوزۀ حکومت عثمانی دارالحرب(مکان جنگ)بود. دارالحرب پیوسته مورد هجوم جنگجویان عثمانی قرار می گرفت که غازی خوانده می شدند. برای ساکنان دارالحرب که مغلوب غازیان می شدند تنها دو گزینه وجود داشت:
یک، پذیرش اسلام؛
دو، تابعیت از دولت عثمانی
متابعت از دولت عثمانی آنها را به عنوان ذمی خراجگذار این دولت می ساخت. تأدیۀ خراج متضمن استقلال دینی واجتماعی آنان بود. بسیاری از سلاطین عثمانی به حفظ هویت نظامی گری خود اولویت می دادند. نیروهای خود را به دقت انتخاب می کردند و روحیۀ پیکارجویانۀ آنها را با انگیزۀ دینی پیوسته تقویت می کردند.
لشکرعثمانی که در آغاز به جنگجویان قبایل خودشان محدود می شد، با توسعۀ فتوحات و ایجاد ادارۀ متمرکز به لشکر منظم و مطیع متشکل از غلامان سلطان مبدل شد. غلامان سلطان که به تدریج به محور قدرت تبدیل شدند از اسیران مسیحی و یا از میان جوامع مسیحی دولت عثمانی انتخاب می گردیدند و مسلمان می شدند.
امیران و حاکمان عثمانی مؤظف به پرداخت مالیات و اعزام غلامان بدربار سلطان بودند. این غلامان متشکل از اسیران جنگی، بردگان خریداری شده و همچنان اطفال ذکور خانواده های مسیحی قلمرو دولت عثمانی بود. آنها در مدارس خاص دربار سلطان تعلیمات اسلامی و نظامی می دیدند، روش خدمتگذاری و وفاداری به سلطان می آموختند و به عنوان غلامان سلطان یا قاپی قُلی ها وارد لشکر و دربار می شدند. نیروی غلامان چشم و گوش سلطان در گسترش اقتدار او در مرکز و ولایات بودند. وفادارترین شان به افسری می رسیدند. این ها قدرت سران قبایل را که تهدید برای سلطان شمرده می شد، از میان می بردند. فرماندهان شان جای فرماندهان محلی را که بیشتر سران قبایل بودند، می گرفت.
اداره
درحالی که سلطان در قلمرو عثمانی فرمانروای مطلق بود، کشور به ولایات یا سنجاق ها تقسیم می شد و امیران ولایات را سلطان تعیین می کرد. صدر اعظم نیز منتصب سلطان بود که در پایتخت عثمانی ریاست نشست دیوانها(جلسات دیوان همایونی)را به حیث نمایندۀ سلطان بدوش داشت. در قرن شانزدهم که دولت عثمانی به امپراتوری مقتدر مبدل شد، دیوانها هم توسعه یافتند.
صدراعظم های عثمانی معمولاً به خانواده های اشراف و مقتدر قبایلی تعلق داشتند که در دوره های ضعف سلطنت، شاهان عثمانی نمی توانستند به آسانی آنها را عزل و نصب کنند.
پس از تصرف قسطنطنیه سلطان محمدفاتح که به عنوان مقتدر ترین سلطان عثمانی تبارز کرد، به عزل صدراعظم اشرافی خود پرداخت. پس از آن به استثنای محمد قره مانی، شاهان عثمانی صدراعظم ها را از میان غلامان خویش برگزیدند. محمدفاتح بیشتر از تمام سلاطین عثمانی ادارۀ متمرکز و سلطنت مطلقه ایجاد کرد. او حاکمیت فردی خود را گسترش داد و بسیاری از مناصب ملکی و نظامی را در دولت به غلامان خاص دربار خود سپرد. هر چند امور قضایی به علمای دینی تعلق داشت، اما تنفیذ احکام در اختیار فرماندهان و حاکمان دولتی بود.
نکتۀ مهمی که در اداره و مدیریت دولت عثمانی برخلاف بسیاری دولت های اسلامی ماقبل و معاصر آنها در برخی مناطق وجود داشت، تدوین قوانین دولتی در کنار احکام شرعی بود. این ذهنیت ترویج یافت که شاه حق دارد بدون حضور و دخالت فقها و علمای دینی قوانین دولتی وضع کند. برخی شاهان عثمانی با استفاده از این حق، قانون نامه هایی را در فرامین سلطنتی صادر کرد. محمدفاتح سه قانون نامه را در مورد: وظایف و تعهدات اتباع دولت، مشخصات و وظایف دولت و دولتمداران و نظام اقتصادی چون مسایل املاک، مالیات، تجارت و غیره صادر کرد.
سیاست خارجی
دولت عثمانی و سلاطین این دولت در مقاطع مختلف سلطنت به رغم نظامی گری و جنگ، با دیپلوماسی و گفتگو در برابر دنیا ظاهر می شدند. در فرصت های لازم با دشمنان خود به مذاکره می پرداختند و به کشورهای مختلف نمایندگان خود را اعزام می کردند. از رقابت و خصومت آنها در جهت تأمین اهداف خود بهره می گرفتند. گاهی با دشمنِ ضعیف در جهت تضعیف دشمن مقتدر پیمان اتحاد می بستند.
ازدواج شاهان و شاهزادگان عثمانی با دختران اشراف و شهزادگان اروپایی یکی از عملکردهای عثمانیان بود که میتوان آنرا در بحث سیاست خارجی آنها گنجانید. حتی اورخان غازی از سلاطین نخست عثمانی، لوتوس(نیلوفر)دختر امیر یونانی یار حصار را به زنی گرفت که سلطان مراد عثمانی از همین زن زاده شد.
جامعه
سرزمین های که در قلمرو دولت عثمانی قرار داشت از زوایای مختلف اجتماعی و فرهنگی متنوع، متفاوت و نا متجانس بود. ریشه های اتنیکی حاکمان عثمانی به قبایل ترک و ترکمن آسیای میانه برمیگشت، امادر قلمرو حکومت آنها قبایل، اقوام ومليت هاي مختلف زندگی می کردند. از لحاظ دینی و مذهبی نیز قلمرو حکومت آنها یکپارچگی نداشت. پیروان مذاهب مختلف مسلمانان و پیروان ادیان مسیحی و یهودی در حدود دولت آنها می زیستند.
جامعۀ دوران عثمانی ها همچون سایر دوره های پیش از آنها، جامعۀ طبقاتی بود. عثمانی ها حاکم بودند و مردم رعیت.
برغم آنکه رعیای مسلمان و غیر مسلمان در دولت عثمانی آخرین طبقۀ اجتماعی را از لحاظ مراتب می ساخت، اما تفاوت هایی در میان رعیت مسلمان و غیر مسلمان و جود داشت. مسلمانها در امور ملکی و نظامی دولت استخدام می شدند، در حالی که غیر مسلمانها از این امتیاز محروم بودند. سلطنت عثمانی در دوره های اخیر به اتباع اروپای غربی در قلمرو خود امتیازات ویژه ای را بخشید که کاپیتلاسیون خوانده می شود. به موجب این امتیازات تاجران اروپای غربی از پرداخت مالیات مختلف معاف بودند.
فرهنگ و دانش
امپراتوری و خلافت عثمانی نتوانست تمدن اسلامی را در عرصۀ انکشاف علوم انسانی و طبیعی متحول کند. عثمانی ها هیچگونه مراکز توسعه و گسترش علوم انسانی و طبیعی را که در زمان خلافت هارون و پسرش مامون عباسی با ایجاد دارالترجمه ها شکل گرفت بوجود نیاوردند.
اقتدار دولت عثمانی در قرن 15 و 16میلادی به عنوان نیروی مسلط آسیا-اروپا در خشکی و بحر ناشی از پیشرفت آنها در عرصه های مختلف اقتصادی، نظامی و سیاسی بود. اما به توسعه و گسترش دانش علوم طبیعی و انسانی بمثابۀ یک تمدن عظیمی که اقتدار و برتری آنها را تضمین کند، اعتنایی نکردند. هر چند سلاطین عثمانی پس از انقلاب فرانسه گام هایی را در تأثیر پذیری از این انقلاب بر داشتند تا دولت را حد اقل در عرصۀ نظامی به سبک اروپا متحول کنند که نشد.
توجه و پیشرفت عثمانی ها در حوزۀ هنر معماری قابل ملاحظه بود. از معماری های دوران عثمانی میتوان به اعمار مساجد، مدارس و کاخ های سلطنتی و دولتی اشاره کرد. بخصوص آنها با ایجاد مساجد و کاخ های با شکوه، پیشرفت این هنر را به اوج خود رساندند. عثمانی ها در واقع اسلام دوستی و غزای خود را در راه اسلام با اعمار مساجد باشکوه در سراسر قلمرو خویش به ویژه در استانبول به نمایش گذاشتند. مساجد دوره های عثمانی در شهر استانبول و ادرنه از زیبا ترین آثار معماری اسلامی محسوب می شود. سلطان محمد فاتح سبک رومی و اسلامی را در ساخت مساجد تلفیق کرد. شهر قسطنطنیه یااسلامبول پایتخت دولت عثمانی (1923-1453) به شهرهزار مسجدی شهرت یافت. مسجد آبی یا مسجد سلطان احمد که در بین سالهای 1609 و1619 عیسوی ساخته شد از شهکار معماری دورۀ عثمانی بود.
عثمانی ها به تدریج به خصوص پس از سلطنت محمد فاتح، زبان ترکی را زبان رسمی و ادبی ساختند. هر چند در سلطنت مذکور زبان فارسی همچنان زبان رسمی و دولتی امپراتوری باقی ماند. گفته می شود که سلطان محمد فاتح وقتی به پایتخت امپراتوری روم شرقی دست یافت و داخل کاخ امپرتوری در شهر کنستنتین / قسطنطنیه شد این شعر فارسی را زمزمه میکرد:
بوم نوبت میزند بر طارم افراسیاب
پرده داری میکند در قصر قیصر عنکبوت
درآغازسلطنت عثمانیان نامه های شاهان عثمانی به فارسی بود و برخی از سلاطین عثمانی چون سلطان سلیم و سلطان سلیمان به فارسی شعر می سرودند. کتاب هایی در مورد تاریخ و لغت به فارسی چاپ شد. پس از گسترش امپراتوری عثمانی زبان فارسی از رونق افتاد. پس از سقوط عثمانی و تشکیل جمهوری ترکیه نه تنها زبان فارسی از قلمرو باقی ماندۀ عثمانی(ترکیه)برچیده شد بلکه برای زدودن اثرات زبان فارسی از زبان ترکی برنامه ریزی صورت گرفت.
ممکن است تصویر ‏نوشتار‏ باشد

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا