خانه » خبر و دیدگاه » افغانستان، سر زمین حقارت ها

افغانستان، سر زمین حقارت ها

اخیرا یکی از حقارت زدگان فراری بابا با ساعت ۲۷ هزار دالری و لباس فاخر امریکایی با مظلوم نمایی علت شکست “ملت سازی ” در افغانستان را” احساس حقارت” یک گروه انحصار طلب در حکومت امریکایی بخاطر غضب قدرت توسط جنگسالاران اقوام دیگر معرفی نمود.
تمامیت خواهان شکست خورده با دروغ های شاخدار اقلیت و اکثریت می خواهند افکار جهانی را حتا بعد از سقوط رژیم مافیایی شان گمراه سازند و بار ملامتی و خیانت و فساد خود را به گردن دیگران به اندازند.
واقعیت اینست که دلایل اصلی سقوط خونین دولت ها در سده های اخیر ناشی از انحصار قدرت طلبی است. این باری اول نیست که نه تنها دولت، بلکه تمام هست بود این کشور فرو می پاشد که بیشتر ناشی ازجنگ قدرت میان قبیلوی است. بگونه مثال جنگ طالبان با اشرف غنی تحت حمایت امریکا جنگ میان قبیلوی بود که با فرار غنی جایش را طالبان گرفتند.
بحث دوم: ” احساس حقارت” یعنی چه؟
با حقارت گـــــــــــــر ببارد بر سرت باران دُر
آسمان را گو برو، بارندگی در کـــــــــار نیست
لاهوتی، شاعر آزادمنش و عدالت طلب زمانی این شعر را در وصف انسانهای آزاده، متمدن و با وقار سروده بود و فقید احمد ظاهر با حنجره طلایی خود آنرا آهنگ حماسی ساخت و سالهاست که در گوش مردم آزاده افغانستان طنین انداز است.
با تاسف از زمانیکه گروه های بدوی تازه به دوران رسیده بر سر زمین مقدس و متمدن خراسان حاکم شدند، دیگر نه باران خوشبختی بارید و نه خورشید توانست از میان ابر های سیاه بربریت بر این سر سرزمین مصیبت زده بتابد.
بیش از دو سده است که باران حقارت، جهالت، وحشت، جهالت و اسارت بر سر این سرزمین آفت زده می بارد. انواع حقارت های قومی، زبانی، فرهنگی، هویتی، مذهبی، جنسیتی، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی بی داد نموده است.
افزون بر آن بطور بلاوقفه لشکر کشی های استعمارگران شرق و غرب و تروریزم بین المللی در این سرزمین برای بقدرت رساندن دست پروردگان شان پایانی ندارد.
بحث سوم:
به نظر می رسد که بسیاری ها معنای حقارت، محرومیت، غرور و افتخار را درست نمی دانند و شاید اختلال در حواس پنجگانه داشته باشند.
در نتیجه مغز شان با خرد و عقلانیت در سده بیستم و یکم در تقابل قرار دارد. چنانچه وقتی اشرف غنی با لاف و پتاق به عنوان متفکر دوم جهان، با شعار “دولت ساز” در زیر قدرت و ثروت آمریکایی از راه تقلبات وارد قدرت شد، بسیاری ها باور کرده بودند که او ناجی افغانستان خواهد شد. ولی بجای “جمهوریت سازی”، “امارت سازی” کرد و بجای: “ملت سازی”، ” طالب سازی” کرد، بجای” باز سازی”، “فساد سازی” کرد و بلاخره کشور را دست بسته به تروریستان تسلیم نموده و خود با دار و دسته اش فرار کرد.
پرسش من ازین تمامیت خواهان فاسد فراری اینست، که با تسلیم کردن مردم با وقار افغانستان به یک گروه وحشی و بی وقار، زیر یوغ پاکستان و تروریزم بین المللی چه احساس دارید: احساس غرور می کنید، احساس شرم می کنید، احساس حقارت می کنید و یا احساس مرگ می کنید؟
ممکن است تصویر ‏‏‏۲‏ نفر‏ و ‏نوشتار‏‏ باشد

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com