خانه » خبر و دیدگاه » استاد نگارگر: ” از چشم کور ملا محمد آخوند نور خدا می بارد”

استاد نگارگر: ” از چشم کور ملا محمد آخوند نور خدا می بارد”

از مرگ گریزی نیست و به سراغ هر کدام ما در هر جای که در دنیا باشیم روزی می آید. بلاخره مرگ به سراغ استاد نگار گر ۸۲ ساله نیز آمد.
انسان موجودی پیچیده، هنرمند و بازی گری عجیبی است. یک روز در نقش فرشته ظاهر میشود و روز دیگر در نقش شیطان. استاد نگارگر در هر دو نقش خیلی موفق بودند. در روز مرگ شان هم فرشته دوستان و همه شیطان دوستان هر دو گریستند و مرگ او را یک ضایعه بزرگ نامیدند.
استاد نگارگر وقتی لباس انسانیت بیدل و مولانای بزرگ را به تن می کردند، غرق در عشق خدا و خلق او میشدند. سخنان شرین، عامیانه و درویشانه ایشان مخاطبان را از خود بی خود می کرد.
اما خدا ناخواسته اگر ایشان لباس شوونیسم قومی و عمامه ملا عمر و طالبان خون آشام را به تن می کردند، به هیچ کسی رحم نمی کردند.
چنانچه در سالهای ۹۰ که نسل کشی و تباهی افغانستان و ویرانی مجسمه های بی بدیل بودای بامیان تحت مدیریت نصرالله بابر پاکستانی جریان داشت، هزاران روشنفکر چپ و راست به دلایل تباری در داخل و خارج کشور از جنایات طالبان با چشم سفیدی دفاع می کردند، همچنانکه امروز می کنند.
استاد نگار گر با یک تعداد همفکران شان خود را نزد ملا عمر به قندهار رساندند. چنانچه استاد نگارگر با افتخار می گفت: ” به مجردی که ملا محمد عمر آخوند را در آغوش گرفتم، اول چشم کور او را بوسیدم،از چشم کور او نور خدا می بارد.”
وقتی از استاد می پرسیدند که طالبان لشکر پاکستانی است و افغانستان به صوبه پنجم این کشور تبدیل شده است، چگونه شما ازین گروه حمایت می کنید. استاد جواب جالبی داشتند:” پاکستان یک کشور” دالخور” است. به باور استاد، “دالخوران بی غیرت” نمی توانند کشور “قابلی پلو خوران با غیرت” را اشغال کنند. استاد نگار گر که هنوز در قید حیات بودند همان “دالخوران بی غیرت” با همان چوچه های جاهل ملاعمر که از چشم کور او به گفته استاد ” نور خدا منی بارد!” دوباره سر زمین “قابلی پلوخوران با غیرت” را اشغال کردند و بیرق ” لوی پاکستان” را تا دریای آمو برافراشتند.
جالب این بود دسته چهار نفری، که با استاد نگارگر از بریتانیا به دیدار ملا عمر به قندهار رفته بودند ، از ملا عمر تقاضا کردند که بحیث سفیر و دیپلومات در سفارت افغانستان در لندن که در دست نیروهای مخالف طالبان قرار داشت، مقرر شوند. اما ملا عمر برای شان گفته بود که” برادران! جهان از جمله بریتانیا امارت ما را برسمیت نمی شناسد، چگونه می توانم شما را مقرر کنم؟” ولی در نهایت ملا عمر از جمله رفقای شان جنرال صافی را بحیث نماینده سیار امارت اول طالبان در اروپا مقرر کرد. نبی مصداق، کاروانی و استاد نگارگر دست خالی به لندن برگشتند و در یک کنفرانس مطبوعاتی از افتخار ملاقات شان با ملا عمر در شهر لندن تجلیل کردند.
من اولین بار با افکار شوینستی استاد نگارگر در یک کنفرانس علمی که به ابتکار محترم شاپور امینی بنام” افغان اکادمی” در سال ۲۰۰۰ در لندن برگزار شده بود، آشنا شدم. مهمان و سخنران اصلی این کنفرانس داکتر چنگیز پهلوان، از کشور ایران بود. استاد نگار گر نه مهمان این کنفرانس بود و نه هم کسی از وی به کنفرانس دعوت نموده بود. ایشان ناگهان با جمعی از تندروان قبیلوی مقیم بریتانیا از شهر برمنگهم انگلستان خود را به کنفرانس رسانده تا کنفرانس را سبوتاژ، مهمان برنامه را تحقیر و جنگ قومی میان حضار براه به اندازند. چنانچه بعد از صحبت چنگیز پهلوان، استاد نگارگر به سر ستیژ رفتند در کنار مهمان اصلی برنامه نشستند و شروع کردند با خوانش اشعار بی ربط و جملات پر از تعصب و توهین آمیز. در بخشی از صحبت شان استاد نگارگر خطاب به چنگیز پهلوان گفتند:” ایران دشمن افغانستان است. شما ایرانی ها سید جمال الدین افغانی را از ایران اخراج کردید و در امور افغانستان مداخله می کنید”. منظورشان از مداخله حمایت از جبهه مخالف طالبان در زمان امارت اول طالبان بود.
در جای دیگر گفتند:” سلیمان لایق و من که پشتون هستیم هم به زبان فارسی صحبت می کنیم و هم شعر می سرایم، ولی فارسی زبانان شما در افغانستان پشتو حرف نمی زنند.”
کسانیکه با استاد نگارگر از نزدیک آشنایی دارند، می دانند که استاد شخص حلیم بود، ولی در عین حال به اصطلاح عوام” تُرت گوی” بودند، وقتی عصبی می شدند از کنترول خارج میشدند.
چنانچه تاز و تاخت ایشان شدت گرفت:” این تاجیکان از کدام فرهنگ والا و تمدن خراسانی در سر زمین افغان حرف می زنند؟ شما از کدام حوزه تمدنی مشترک میان ایران با سرزمین افغان حرف میزنید؟”
منظور استاد نگارگر از حوزه تمدنی مشترک واکنش به صحبت چنگیز پهلوان بود که حرف از مشترکات فرهنگی و تاریخی میان ایران و افغانستان در بستر حوزه تمدنی می زد. به باور استاد نگار گر سر زمین افغان یعنی سرزمین پشتون ها، بیشتر با پاکستان” دالخور” و “لر و بر” کوه های سلیمان مشترکات فرهنگی دارد و با ایران هیچ مشترکات فرهنگی ندارد به جز از همسایگی.
چنگیز پهلوان که بیش از یک ساعت سخنان تحقیر آمیز و پر از تعصب او را بحیث یک مهمان خارجی گوش می داد، سر انجام با تواضع و زبان نرم برای جناب نگارگر گفت: ” استاد گرامی! وقتی دولت وقت ایران سید جمالدین افغان را بقول شما از ایران اخراج کرد، تقصیر نسل من چیست؟ و یا هموطنان فارسی زبان شما وقتی زبان پشتو حرف نمی زنند، این به من چه ربط دارد؟”
چنگیز پهلوان در برابر انکار استاد نگارگر و درک بدوی وی از حوزه تمدنی و مشترکان فرهنگی وارد بحث نشد. خیلی شگفت زده شده بود از منطق و فرهنگ و اخلاق به اصطلاح دانشمند افغانستان.
بد بختانه هر قدر حضار از استاد نگار گر خواهش کردند جای این حرفها نیست، لطفا قطع کنید. استاد نه احترام به مهمان خارجی گذاشت و نه به تقاضای حضار جواب مثبت دادند. و از طرفی دیگر گروه تندرو همدست ایشان پافشاری داشتند که این بهترین فرصت تصفیه حساب است، و از استاد نگارگر خواستند که به صحبت های خود ادامه بدهد.
بلاخره محفل به هرج و مرج و تنش قومی میان حضار تبدیل شد. نزدیک بود جنگ و خونریزی آغاز شود و پای پولیس لندن کشیده شود. اما با خواندن دعای خیر توسط مرحوم امانیار، نماینده گلبدین حکمتیار در لندن محفل پایان یافت.
بعد از سقوط امارت اول طالبان در ۲۰۰۱ بسیاری طالب طلبان در لباس دموکرات، تکنوکرات و مولانا شناس و بیدل شناس وارد بازی جدید شدند. در ۲ دهه گذشته مقالات استاد نگارگر معمولا در سایت جرمن آنلاین ، تریبون معروف شوینیست ها به نشر می رسید. ولی در زمان امارت دوم طالبان صحبت های استاد نگارگر با بعضی رسانه ها سر شار از نصیحت و معرفی راه راست به طالبان بخصوص در مورد کار و تحصیلات دختران بود. این دیدگاه ایشان با تفاوت دیدگاه طالب دوستی ایشان بیست سال قبل یک گام مثبت بود. شاید استاد نگارگر به این نتیجه رسیده بودند، که از جهالت طالبان ظلمت می بارد نه نور خدا.
امیدوارم جناب شاپور امینی، برگزار کننده کنفرانس روزی نوار صحبت استاد نگارگر در آن مجلس پر تشنج را نشر کند.
خداوند از سر تقصیرات مرحوم استاد نگارگر بگذرد!
+++++
ممکن است تصویر ‏۱ نفر‏ باشد

۱ دیدگاه

  1. Avatar

    شما فاشسیت های محترم غیر از فاش گویی دیگر چیزی یاد نداری> در مطلب شما فقط فقط بدگویی و فاش گویی است و مملو از عقده و تعصب> شما اقلیت های سکولر و بدین الله رب العزت هدایت کنه> ای کاش همت حمید خراسانی را میداشتی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com