خبر و دیدگاه

زن درمراسم تعزیه

 

جنازه کلمۀ عربی است که به کسر جیم به بمعنی مرده وبه فتح جیم به معنای تختی که مرده را به وسیله آن برمیدارند یا عکس آن باشد یا بالکسر تخت با مرده وهر که اورا مشایعت کند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)  ودر تعریف طبی وحقوقی ، جنازه به جسد مرده انسان اطلاق گردیده است .

نماز جنازه فرض کفائى است.  فرض کفایی بدین معنی که ادای جنازه در مرحله  اول برهمه مسلمانان واجب است اما اگر شخص یا اشخاصی از مسلمانان آن را به جا آورند از ذمت دیگران ساقط می‌ گردد.
سنت است که، هنگام خواندن نماز جنازه ، امام برای مرد در قسمت سر و برای زن در وسط جنازه ایستاده شود.

همچنان سنت است که امام در پیش روی مقتدی ها ایستاده شود ، ولی اگر محل جنازه ضیق وکوچک باشد ، مقتدیان میتوانند در کنار امام هم ایستاده شوند.

هدف نمازه جنازه:

هدف نمازه جنازه خاص بخاطر دعا برای میت بر پا میگردد. در حدیثی از ابو هریره
( رضی الله عنه ) روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: « إذا صلیتم علی المیت فا خلصوا له الدعا ء » ( ابو داود ، کتاب الجنائز ، باب الدعا للمیت شماره : ۳۱۹۹ )

( زمانی که بر میت نماز برپا داشتید  ( یعنی دعا کردید ) خالصانه برایش دعا کنید .)
مسلمانان نه تنها  برا ی میت صرف دعا بعمل آرند بلکه وجیبه شرعی مسلمانان است که میت را به نام نیک یاد نمایند وبر شخصیت ومتدین بودن آن  شهادت فرماید:
در حدیثی که از امیر المؤمنین عمر (رض) روایت گردیده آمده است : «أَیمَا مُسْلِمٍ شَهِدَ لَهُ أَرْبَعَهٌ بِخَیرٍ، أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّهَ». فَقُلْنَا وَثَلاثَهٌ؟ قَالَ: «وَثَلاثَهٌ». فَقُلْنَا: وَاثْنَانِ؟ قَالَ: «وَاثْنَانِ». ثُمَّ لَمْ نَسْأَلْهُ عَنِ الْوَاحِدِ». (صحیح البخاری(ج۲ ص ۹۷ حدیث شماره : ۱۳۶۸) (خداوند هر میت مسلمانی را که چهار نفر به خوب بودنش  شهادت دهند ، وارد بهشت خواهد کرد. عمر(رض) می‌گوید: پرسیدیم: اگر سه نفر شهادت دهند، چطور است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «اگر سه نفر شهادت  دهند نیز چنین خواهد بود». دوباره پرسیدیم: اگر دو نفرشهادت دهند؟ آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر دو نفر شهادت نیز چنین می‌شود». درباره شهادت دادن یک نفر ، سوال نکردیم».

قیام شروط نماز جنازه:

شروط نماز جنازه عبارت است از:

۱– مسلمان بودن مُرده .  

۲ – پاک بودن مُرده که قبل از دادن غسل، نماز جنازه مُرده صحت ندارد.

( شهید البته از این حکم مستثنى است.).

۳- پیش روى امام قرار داشتن مُرده . اگر مُرده پشت سر بود نماز جنازه آن در ست نیست.

۴- حاضر بودن مُرده است .

۵- قرار داشتن مُرده بر زمین ، اگرمُرده بالاى شانه هاى مردم ویا بالاى چیز دیگر بار بود نماز آن درست نیست واما شرطه  که تعلق به نماز گزار دارد، همان شرط هاى نماز اند از قبیل نیت، طهارت، ستر عورت وغیره.

یادداشت شرعی:

برای ادای نماز جنازه حاضر بودن میت لازم است، ولی اگر احیانآ، مرده  بدون نماز جنازه دفن شده باشد، در این صورت تا سپری شدن وقت محدودی بر روی قبرش نیز می توان نماز جنازه را اداء نمود. زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم این عمل را انجام داده ‌اند .(امام بخاری و امام مسلم (رحمهما الله) آورده‌اند که: مردی درگذشت (و او را دفن کردند) رسول الله  صلی الله علیه وسلم فرمود: «فدلونی على قبره، فأتى قبره فصلى علیه». (قبر او را به من نشا دهید، سپس به نزد قبر رفت و بر آن مرد نماز خواند)‌.و بیشتر از یک ماه دیگر جایز نمی‌باشد بدین علت که در حدیث یا اثرى نیامده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از یک ماه از دفن میت بر وى نماز جنازه خوانده باشد. ( صحیح البخاری جلد ۲ صفحه ۸۹ شماره حدیث :۱۳۳۷ )

ترتیب نماز جنازه :

قبل از همه باید گفت که : نمازجنازه رکوع ، سجده و تشهد ندارد و تنها، چهار تکبیر با تکبیر تحریمه و چند ذکر و دعاست.

طوریکه در فوق هم تذکر دادیم امام در برابر سینه مرده ایستاده میشود و نمازگزاران صفوف را برابر میکنند، بهتر است صفها سه، پنچ ویا هفت باشد یعنى طاق باشد. اگر از هفت تجاوز کرد ضرورت به جفت ویا طاق بودن صف ها نیست .

امام به جهر ومقتدى ها به خفیه تکبیرتحریمه « الله اکبر » میگویند دستها را تا شانه ها ویا نرمى گوشها بلند میکنند ودست ها را طور ی که در نماز بسته میکردند آنرا بسته کنند وامام ومقتدى «سبحانک اللهم » را تا اخیر میخواند، بعداً امام به جهر ومقتدى  به آهسته گى تکبیر میگویند در حالیکه دستهارا بلند نمیکنند درود شریف را میخوانند ، بعد از آن امام به جهر ومقتدى  به آهسته گى تکبیرمیگویند که براى مرد بالغ و زن بالغ این دعا را میخوانند: « عن أبی هریره، قال: کان رسول الله صلى الله علیه وسلم إذا صلى على الجنازه، قال: ” اللهم اغفر لحینا ومیتنا، وشاهدنا وغائبنا، وصغیرنا وکبیرنا، وذکرنا وأنثانا، اللهم من أحییته منا فأحیه على الإسلام، ومن توفیته منا فتوفه على الإیمان »

( مسند احمد جلد ۳ صفحه ۳۳۴ ) شماره حدیث ۱۰۲۴ )

(بار خدایا زنده ومرده  مارا وحاضر وغائب مارا وکوچک مارا ومرد وزن مار بیامرز. با ر خدایا هر که را زنده نموده اى از ما پس زنده نگهدار اورا بر اسلام وهر که را ازما میرانده اى پس او را بر ایمان بمیران.)

واگر مرده طفل صغیر باشد این دعا خوانده  میشود:

« اللهم اجعله لنا فرطٱ واجعله لنا اجرٱ وذخر ا واجعله لنا شافعٱ ومشفعٱ » ( بار خدا او را براى ما توشه آخرت بگردان توشه از پیش فرستاده شده واورا براى ما اجر وذخیره گردان ، اورا براى ما شفیع ومقبول الشفاعه بگردان . )

عن الثوری، عن یونس، عن الحسن، أنه کان إذا صلى على الطفل قال: «اللهم اجعله لنا فرطا، واجعله لنا أجرا»( مصنف عبدالرزاق  (ج ۳ ص ۵۲۹) شماره حدیث: (۶۵۸۸)

واگر مرده دختر صغیره باشد این دعا خوانده میشود:

« اللهم اجعلها لنا فرطٱ واجعلها لنا اجرٱ وذخرٱ واجعلها لنا شافعه ومشفعه »

بعد از آن امام به جهر ومقتدیان به آهسته گى تکبیر میگویند ومرده را چهار نفرى توسط چار پائى بر میدارند ودر راه در حالی که سرش طرف پیش باشد کمى تیز تر طرف قبر میبرند. لازم است مردم عقب جنازه بروند .

مرده را بدون ضرورت به حیوان بارکردن ویا اورا دو نفر برداشتن مکروه است وطریقه برداشتن طفل شیر خوار یا کمى بزرگتر از آن به این طور بوده که یک نفر،  آنرا بر میدارد که سرش بطرف دست راست حمل کننده و بردارنده باشد.

تعزیه وهمدردی:
تعزیه لغت عربی بوده و ازلحاظ لغوی به معنای اظهار همدردی، سوگواری و تسلیت به ورثه و دوستان متوفی  است. به عبارهء دیگر تعزیت، عزاداری کردن تسلیت دادن برای بازماندگان متوفا وگفتن تسلیت به ایشان .

تعزیت برای تسکین آلام و دردهای فرد مصیبت دیده و فرونشاندن ترس و هراس فرد و آرام ساختن اندوه و بی قراری وی می باشد.

پیامبر صلى الله علیه و سلم می فرماید: « عن عبد الله، قال: قال رسول الله صلى الله علیه وسلم: «من عزى مصابا فله مثل أجره» » یعنی: «آنکه مصیبت دیده ای را تعزیت گوید پاداشی به اندازه ی او برای اوست.» ( ترمذی وابن ماجه).

اصطلاح تعزیه درافغانستان بنام « مراسم فاتحه خوانی ویا فاتحه» معروف میباشد که البته توام با گفتن فاتحه مردانه وزنانه تقسیم میشود».
همانظوریکه گفتیم تعزیت وتسلیت گفتن پس از کفن و دفن میت به همه ای اعضای خانواده میت خواه بزرگ باشند ویا کوچک عمل مستحب است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند:  « هر مسلمانی که به هنگام مصیبتی به برادر مسلمان خود تسلیت بگوید، روز قیامت خداوند لباس کرامت را بر تن او می‌پوشاند».( اخرجه ابن ماجه )
یادداشت ضروری:

لازم به یادآوری است که به روایت زاد المعاد جلد ۱ صفحه ۵۰۸ ، ترتیب مراسم برای تعزیه و جمع شدن خانوادهء میت و سایر دوستان میت برای مراسم تعزیه ، تسلیت ویا به اصطلاح مراسم فاتحه ، و قرائت قرآن عظیم الشان، آنهم توسط چند نفر قاری ودر ظرف یک یا دو ساعت، بدعت بوده و هیچ اصلی دردین مقدس اسلام ندارد.» ( برای معلوماتی  مزید در این بابت مراجعه شود : زاد المعاد جلد ۱ صفحه ۵۰۸ ).

آداب تعزیت:

تعزیت و همدردی دارای آداب خاصی خود بوده ، که بر هر مسلمان لازم آنرا رعایت بدارد:

مشارکت:
به محض اینکه شخص از مرگ کسی از نزدیکان، همسایگان یا دوستانش خویش اطلاع حاصل نماید ، بر او واجب است که به دیدار خانواده ودوستان و آشنا یان متوفی برای تعزیت گفتن و شرکت نمودن در تشییع جنازه در صورتیکه ممکن باشد خود را برساند . تا مطابق عمل پیامبر صلى الله علیه و سلم عمل نماید که فرموده است:« حق المسلم على المسلم خمس: رد السلام، وعیاده المریض، واتباع الجنائز، وإجابه الدعوه، وتشمیت العاطس»  یعنی: «حق مسلمان بر مسلمان پنج چیز است: جواب سلام، عیادت مریض، رفتن بدنبال جنازه، قبول کردن دعوت، دعا برای عطسه زننده.» (متفق علیه )
تعزیت بعد از سپری شدن سه روز:

اگر احیانآ شخص بنابر مصروفیت ها ویا سایر مشکلات، نتواند در اولین  ساعات خود

را برای اشتراک در نماز جنازه وتسلیت گفتن برای بازماندگان متوفی  برساند، کوشش بعمل ارد، درصورتیکه امکان داشته باشد در مدت سه روز این کار را انجام دهد، و بهتر است شخصاً به نزد فرد ویا خانوادهء مصیبت دیده رفته وازنزدیک عرض تسلیت تقدیم بدارد.

همچنان در صورت بعد مسافه ویا سایر مشکلات ، میتون تسلیت نامه خویش را توسط ، تیلفون ، ویا سایر وسایل ارتباطی به بازماندگان متوفی برساند.

تهیه غذا:
مستحب است که نزدیکان و دوستان فرد برای خانواده ی متوفی غذا تهیه بدارند، چرا که مشغول گشتن آنان به مصیبتی که دچار شده اند آن ها را از فراهم نمودن غذا برای مهمانان وکسانی که برای اشتراک فاتحه ومراسم تدفین آمده اند، بازمی دارد.

در روایتی آمده است زمانی که : حضرت جعفر بن ابی طالب ( رضی الله عنه) به شهادت رسید ، و پیامبر صلى الله علیه و سلم از شهادت موضوف  اطلاع حاصل کرد ، به منزل جعفر تشریف برد و فرزندانش خردسالش را گرد آورد و آنان را بوسید.

اسماء همسر جعفر بن ابی طالب پرسید: یا رسول الله، آیا خبری از جعفر به شما رسیده است؟ فرمود: بلی . امروز کشته شد. اسماء شروع به گریستن نمود و پیامبر صلى الله علیه و سلم او را آرام ساخت و به منزل خویش بازگشت و فرمود:

« اصنعوا لآل جعفر طعامًا، فإنه قد جاءهم ما یشغلهم» یعنی: «برای خانواده ی جعفر غذا تهیه دارید، که برایشان حادثه ای پیش آمده که مشغولشان ساخته است.» ( ترمذی )
یادداشت:
اگراحیاناانسان برای دیداری کوتاه و گفتن تعزیت به منزل خانوادهء مصیبت دیده برود، مشکلی وممانعتی در دین اسلام وجود ندارد.

ولی کوشش بعمل ارد که از صحبت های بیهوده ، وبحث های بی مورد که از موضوع واداب محفل خارج باشد ،باید جدآ اجتناب صورت گیرد ، در همچو مجالس باید صحبت ها در باره صبر ، تسلیت، شکیبایی و مطالب مانند آن منحصر گردد.

الفاظ تسلیت وتعزیه :

الفاظی که باید به شخصی ویا خانوادهء شخص غم دیده و سوگوار گفته شود عبارت است از: « البقاء لله» یعنی: «تنها خداست که می ماند.»

ویا :«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ – اللَّهُمَّ أْجُرْنِى فِى مُصِیبَتِى وَأَخْلِفْ لِى خَیرًا مِنْهَا». (ما از آنِ خدائیم و به سوی او بازمی گردیم.‏ پروردگارا! در برابر این مصیبت، ‌به من اجر بده و بهتر از آن را نصیبم فرما).( مسلم)

ویا « إن للَّه مَا أَخَذ، ولهُ مَا أعْطَى ، وکُلُّ شَیءٍ عِنْدَهُ بأجَلٍ مُسمَّى ، فلتصْبِر ولتحْتسبْ»
یعنی: «آنچه را خداوند گرفت از آن خودش بود و آنچه داده است مال خود اوست. مسلماً هرچیزی نزد او دارای تقدیری است، لذا باید صبر کرد و امید به ثواب داشت».
( بخاری و مسلم(
یا این دعا را بخواند:
« أعظَمَ اللهُ أجرَک، و أحسنً عَزَاءَکَ و غَفًرَ لِمَیتِکَ « خداوند پاداش تان را زیاد نماید و عزایت را نیکو بگرداند و مرده ات را مورد مغفرت قرار دهد».

ودر کشور ما معمول که برای شخصی ویا خانواده ای که برایشان فاتحه داده میشود گفته شود :
پروردگارشما را دیگر از غم نگاه کند ، این غم ،غم اخیر شما باشد ، اولاد وخانوادهء شما را الله تعالی زنده داشته باشد ، متوفی را پروردگار غریق رحمت سازد ، قبرشان را الله روضه جنت ساخته ،جنت برین نصیبش گردد ، ما خودرا در این غم شریک میدانیم ، برای شما واعضای خانوادهء شما صبر جمیل تمنا داریم.

الفاظ جوابیه دعاء:
فرد مصیبت دیده باید درمقابل آمین گفته و به فرد تعزیه کننده می گوید: « آجرک الله» یعنی: «الله برای این عملت پاداشت دهد.» از ابراز تسلیت شما سپاسگزار هستیم ، وخداند شما ر اهم از غم نگاه کند ، وغیره …

زن در مراسم تعزیه :
حکم شرعی برای زنان در اشتراک در مراسم تعزیه  همین است که : زنان در صورتی که زینت خود را اشکار نسازند و رفتارهای خلاف شرع؛ مانند چاک نمودن پیراهن، خراشیدن وسیلی زدن در روی وسر، ناله و زاری با صدای بلند، از آنان دیده نشود، می توانند در مراسم تعزیه اشتراک نماید.

بلاتأخیر قابل گفتن  میدانیم که در صورتیکه اعمال مشابه از مرد ها هم سر بزند، این اعمال تخلف شرعی پنداشته میشوند و مردانهم باید از این حرکت ها خودرانگاه دارند .

خواهران ومادران محترم نباید فراموش کنند:
که تمام این کارها باعث خشم پروردگار گردیده، و سبب آزارمیت در قبرش خواهد شد.
در حدیثی که ابن عمر وحدیثی که از صحابی جلیل القدر المغیره وسایر محدثین روایت گردیده واین احادیثی در صحیح مسلم وصحیح بخاری نیز تذکر یافته ، آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است :
« إن المیت یعذب بما یناح علیه » ودر روایت امام بخاری آمده :«ببکاء أهله علیه»
« والمراد بالبکاء النیاحه وهی رفع الصوت»
ولی ناگفته نماند که صرف گریستن  وریختن اشک که برای انسان در حالات یک حادثه غم انگیز واز جمله فقدان عزیزان ودوستان رُخ میدهد، شامل این حکم نمی گردد ولی حکم  حدیث در منع، همانا بلند کردن آواز وچیغ زدن واویلا جورکردن در وقت گریه وابراز تاثرات برمرده است که در زبان عربی به آن «نیاحه »میگویند.  رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمان را از نیاحه منع نموده است، ولی صرف ریختن اشک از چشم ممانعتی ندارد وشامل حکم این حدیث نمی باشد.
دین مقدس اسلام مسلمانان  را به صبر واستقامت در مصیبت دعوت نموده ولی جاری شدن اشک از چشم شامل این هدایت رسول  الله صلی الله علیه وسلم نیست، همانطوریکه اشک پیامبر اسلام در وفات فرزند اش ابراهیم از چشم مبارک شان جاری شد.

طوریکه گفته آمدیم: گریه عادی ـ بدون شیون، زاری و داد و فریاد ـ برای میت کراهت ندارد؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم به هنگام فوت فرزندش ابراهیم در حالیکه به شدت میگریست واشک از چشمان مبارکش جارى بود گفت:

« اى ابراهیم ! اگر این مردن تو امر حق و وعدهء راستین خداوند تعالى ومقدر نمى بود که آخر ما به اول ما ملحق میشوند هر آئینه بیشتر از این بر تو غمگین واندوهگین میشدم » وبعد از اندک سکوت فرمود :«العین تدمع والقلب یحزن ولا نقول إلا ما یرضی الرب، وإنا بفراقک یا إبراهیم لمحزونون »( چشم اشک میرزد وقلب غمگین میشود ، وما جز آنکه خدا را خشنود ساز یم چیزى نمیگویم و ما اى ابراهیم ! بر تو شدیدٱ غمگین هستیم ».

زن وتشیع جنازه:

همانطوری که در فوق خدمت خوانندگان محترم بیان گردید ،در مورد اشتراک زنان در مراسم تعزیت وبخصوص اشتراک زنان در نماز جنازه هیچگونه مانع شرعی، دیده نمیشود، وحتی در دین اسلام بیان گردیده ، در صورتی که زنان در مراسم جنازه حاضر باشند، میتوانند نماز جناز ه را با مراعات آداب معین که البته در آخر صف بعد از مردها ایستاده  شده، بجا آرند.
در حکم فقهی موضوع اشتراک زنان در نماز جنازه آمده است : جائز است که زنان مانند مردان نماز جنازه را بخوانند چه به صورت انفرادی باشد ویا هم  به شکل جماعت.
حضرت عمر ( رض ) انتظار کشید تا مادر عبدالله نماز جنازه عتبه را خواند و بی بی عایشه امر کرد تا جنازه سعد بن ابی وقاص را بیآورند تا بر وی نماز جنازه بخواند.

امام النووی (رح) میفرماید:
لازم است برای زنان در نماز جنازه جماعت ترتیب شود، نماز جنازه را به جماعت بجا آرند مثلی که در نماز های دیگر به جماعت می خوانند و همین نظریه الحسن بن صالح و سفیان ثوری و امام احمد و امامان مذهب حنفی می باشد.
در کتاب مشهور فقهی بنام ( الفتاوی النسائیه ) (فتوا ها برای زنان ) آمده است :

زنان مانند مردان اگر در نماز جنازه حاضر شوند ، باید نماز جنازه بخوانند و ثوابی که مردان از نماز جنازه میگیرند، زنان نیز همان ثواب را بدست میاورند .

مؤرخان میگویند که مردان و زنان جنازه رسول الله صلی الله علیه وسلم را خواندند. اگر جنازه حاضر شد باید که زنان با مردان نماز آنرا بخوانند.
خوانندهء محترم!
 نماز جنازه طوریکه در فوق هم یاد آور شدیم، دعای مغفرت برای میت مسلمان می باشد که برای مرد وهم بری زن مسلمان مشروع است البته به این تفاوت که برای  مردها فرض کفائی است.

رسول الله صلى الله علیه وسلم در حدیث صحیح متفق علیه فرموده است که مسلمان که نمازه جنازه را اداء کند و در وقت ادای این نماز حضور یابد به اندازه یک کوه ثواب کمائی میکند ومسلمان که بعد از ادای نماز همراهی جنازه را می کند تا به دفن شدن در مقبره ثواب واجر به اندازه دو کوه را بدست میاورد: «من شهد الجنازه حتى یصلى علیها فله قیراط، ومن شهدها حتى تدفن فله قیراطان، قیل: یا رسول الله وما القیراطان؟ قال: مثل الجبلین العظیمین».
ولی برخی از فقها با استدلال های فهمی خویش که از شرعیت اسلام  دارند، طی فتوای نگاشته اند که: متابعت جنازه ورفتن به مقبره وهمراهی کردن میت تا قبرستان خاص برای مردان است در شرع اختصاص داده شده نه برای  زنان ، وبرای زنان وخانمها همراهی کردن جنازه تا به مقبره وحضور یافتن بخاطر دفن آن لازم نیست بلکه مکروه است . واستلال خویش را به فحوای این حدیث مبارکه مستدل می نماید:«عَنْ أُمِّ عَطِیهَ ل قَالَتْ: نُهِینَا عَنِ اتِّبَاعِ الْجَنَائِزِ، وَلَمْ یعْزَمْ عَلَینَا». (بخاری حدیث شماره : ۱۲۷۸)

(ام عطیه می فرماید : ما زنان از اشتراک در تشیع جنازه ، نهی  شدیم ، ولی این منع ، به مفهوم منع قطعی نبود. )

از لفظ « و لَم یُعزَم عَلَینا» چنین استنباط میشود که در حدیثی متذکره کلمه حرام نیامده است و تنها از «نهی» سخن به میان آمده است که معنی (بازداشتن) را دارد نه حرام بودن را. زیرا کلمه حرام در شریعت مبارک اسلام معنی بسیار شدید دارد.
وازجانب دیگر« نُهینا» به صیغۀ مجهول است یعنی که فاعل آن معلوم نیست که این نهی را شاید رسول الله صلی الله علیه وسلم نموده باشد ویا هم صحابه رسول الله ، به هر ترتیب از فحوی حدیث طوری معلوم میشود که این نهی از جانب رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست .
اما در این هیچ ای شک نیست که :

در زمان دورۀ جاهلیت یعنی قبل از اسلام ، زنان کفار در ایام عزاداری به سر و روی خود میزدند ؛ بر سر و موی خود خاک می زدند؛ پیراهن خود را پاره میکردند؛ چیغ میزدند و نوحه سر میدادند. با آمدن دین مقدس  اسلام این عادات یکجا با سایراعمال خرافاتی از جمله دورۀ جاهلیت پنداشته شد وانرا ممنوع وحرام اعلام نمود.
رسول الله صلی االه علیه وسلم فرمود که آنانیکه این اعمال را انجام میدهند از جملۀ اوشان نیست یعنی از امت اسلام نیستند. در احادیث ریاض الصالحین میخوانیم که نوحه کردن بر مرده از خصال و صفات کفار است(ریاض الصالحین حدیث شماره ۱۶۶۷ از امام زکریا یحیی بن شرف نووی دمشقی).
یکی از جمله دلایل که  زنان را اجازه نه میدهند تا در جنازه اشتراک کنند ، اساساً این نیست که اشتراک شان در جنازه نهی  شده است ، بلکه عامل اش این است که زنان از احساسات کار میگیرند و همین اعمال  نا روا را متأسفانه انجام میدهند که این  بی‌خبری شان ناشی از بی اطلاعی از اصول شرعیت دین مقدس اسلام است ورنه هیچ  زن مسلمان آگاهانه مرتکب همچو اعمال نمیشود.
در ضمن باید یاداور شد که برخی از فقهای ما  کلمۀ «نهی» که در حدیث آمده است آنرا به «حرام» تبدیل کرده‌اند.که این فهم شان قریب به صواب نمی باشد .

ولی با آنهم طوریکه گفتیم تعدادی از فقها وحتی برخی از صحابه وتابعین اشتراک زنان را  در مراسم تعزیه مکروه دانسته اند ، مطابق برخی از روایات میتوان از عبد الله بن مسعود، عبد الله ابن عمر، أبو امامه، عائشه، مسروق، نخعی، اوزاعی، اسحاق.. نام برد
این تعداد از علما می فرمایند که :
در حدیث صحیح ثابت شده است که رسول الله صلى الله علیه وسلم روزی مجموعه از خانمها را دید که به انتظار جنازه نشسته بودند ، به نیت اینکه جنازه را همراهی کنند رسول الله صلى الله علیه آنها را از این کار منع نمود وبرای شان گفت که برگردید با گناه وبدون اجر وثواب:
« وروی أن النبی صلى الله علیه وسلم خرج فإذا نسوه جلوس قال: «ما یجلسکن؟» قلن: ننتظر الجنازه قال: «هل تغسلن؟» قلن: لا. قال: «هل تحملن؟» قلن: لا. قال:«هل تدلین فیمن یدلی؟» قلن: لا. قال:«فارجعن مأزورات غیر مأجورات».

سوگواری شرعی زنان:

هر زمانی که یکی از اقارب نزدیک خانوادهء زن به طور مثال  برادر، عمه، مادر، کاکا و… فوت نماید ، میتواند تا مدت سه روز از آرایش، استعمال بوی معطر، کشیدن سرمه بر چشم، استعمال حنا و استفاده از زینت‌آلات و لباس‌های رنگارنگ خودداری نماید.
ولی هرگاه شوهر زن فوت کند، واجب است برای مدت چهار ماه وده ر وز سوگواری نماید .
در حدیثی که از ام عطیه روایت گردیده آمده  است : « کنا ننهی أن نحد علی میت فوق ثلاث، إلا علی زوجه أربعه أشهر و عشرا، ولانکتحل، ولانطیب، و لانلبس ثوبا مصبوغا إلا ثوب عصب، و قد رخص لنا عند الطهر إذا اغتسلت إحدانا من محیضها فی نبذه من کست أظفار، و کنا ننهی عن اتباع الجنائز»( متفق علیه. )
«ما نهی می‌شدیم از اینکه برای مرده‌هایمان بیش از سه روز سوگواری کنیم؛ مگر برای فوت شوهر که چهار ماه و ده روز سوگورای می‌کردیم، از سرمه و بوی خوش استفاده نمی‌کردیم ولباس رنگارنگ نمی‌پوشیدیم مگر لباس یمنی، و وقتیکه از حیض پاک می ‌شدیم و غسل می‌کردیم به ما اجازه داده می‌شد که تکه‌ای بخور (ماده‌ای خوشبو) بکار ببریم (تا بوی بد اثر خون را از بین ببرد) و از تشییع جنازه نیز نهی می‌شدیم».
از ام سلمه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : « المتوفی عنها لاتلبس المعصفر من الثیاب، ولاالممشق من الحی، ولاتختضب، ولاتکتحل» (صحیح ابوداود ۲۲۸۷ ) «زنی که شوهرش فوت کرده است باید از پوشیدن لباسهای زرد و سرخ و استفاده از جواهرآلات و حناء و سرمه خودداری کند».
همچنان در حدیثی که از أُمِّ حَبِیبَهَ  ، زَوْجِ پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت گردیده آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده : «لا یحِلُّ لامْرَأَهٍ تُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ تُحِدُّ عَلَى مَیتٍ فَوْقَ ثَلاثٍ، إِلاَّ عَلَى زَوْجٍ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا». (بخارى: ۱۲۸۱) (ام حبیبه زوجه  گرامی پیامبرصلی الله علیه وسلم ، می‌گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم  شنیدم که می‌فرمود: «هر زن مؤمنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، مجاز نیست بیش از سه روز، برای کسی سوگوار باشد مگر برای شوهرش، که در آنصورت، می‌تواند چهار ماه و ده روز، به سوگ بنشیند»».

طوری که گفتیم ، زنی که شوهرش فوت کرده است، مدت چهارماه و ده روز سوگواری را در منزل همسری می‌گذارند، اما خانمی که طلاق رجعی داده شده لازم نیست که آن مدت را به عزا بنشیند، اگرچه برخی از علما آن را برای آن خانم نیز مستحب می‌دانند.
زنی که شوهرش فوت کرده است ، در مدت چهارماه و ده روز عزاداری، برای کار ها ومشاغل  ضروری روزانه می‌تواند از خانه خویش خارج شود، اما حتماً باید شب‌ها به منزل خود بازگردد.همچنان که گفته شد سوگواری برزنی که شوهرش فوت کرده واجب است .
در مذهب امام ابو حنیفه آنرا بر زنان مطلقه که در طلاق بائنه صغری و کبری باشند، واجب میشمارد .ولی اکثریت فقها آن را مستحب می‌دانند و زنانی که از طریق طلاق «رجعی یا بائن» طلاق داده شده‌اند از نظر امام ابو حنیفه نه شب و نه روز را نباید از منزل خارج شوند، اما پیروان مذهب شافعی می‌گویند تنها در صورتی زن در حال گذر انیدن عده می‌تواند منزل را ترک کند که ضرورتی وجود داشته باشد.

یادداشت فقهی:
زن سوگوار و در حال عدّه برای شوهر، از استعمال آلات زینت‌، استعمال بوی خوش، حنا، لباس‌های رنگارنگ و بیرون رفتن غیرضروری مانند: شهادت در محکمه یا معالجه مریضان ، رفتن به دیدار اقوام، رفتن به هدیره وقبرستان ، خودداری کند.

اعمال حرام ونامشروع در مراسم تعزیه :

در حین وفات عزیزان وبه خصو ص در حین مراسم تشییع جنازه ومراسم تسلیت وتعزیه برخی از اعمال خود اگاه ویا ناخود اگاه از انسان سر میزند که جدآ حرام ونامشروع می باشد وانسان گنهکار هم میگردد.  یکی از این اعمال طوریکه یاداور شدیم:

چیغ واویلا برجنازه است:
چیغ زدن واویلا وبه اصطلاح نوحه خوانی برجنازه ، عبارت از : بلند کردن  صدا به آه و ناله، پاره کردن لباس، سیلی زدن به سر و روی، کندن موی سر، خراشیدن  وخون کردن سر وصورت، وخاک انداختن بر سر و روی ، به خاطر زاری گریان واویلا بر میت، این  فریاد ها و واویلا سردادن و امثال این گفتارها و کردارها که از انسان سر داده میشود، بمعنی نشان‌ دادن  اعتراض و عدم صبر و تحمل نسبت به قضا و قدر الهی می‌باشد. همهء این اعمال ویا عمل از فهم شرع دین مبین اسلام حرام، گناه کبیره و ګناه بزرگی  بوده ورسول الله صلی الله علیه وسلم از آن بطور جدی ممانعت بعمل اورده است :وحتی فرموده است که همچو اشخاص از جمله امت من نمی باشد ، طوریکه میفرماید:« لیس منا من لطم الخدود، وشق الجیوب، ودعا بدعوی الجاهلیه». «  کسیکه روی خویش به سیلی میزند ، ویخن خود را پاره میکند ،  و ناله و فریاد جاهلیت را سر دهد، از امت من نیست».
همچنین در کتاب صحیحین آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم ‏ فرمودند:
«بریء من الصالقه والحالقه والشاقه». «این سه گروه از من جدا هستند، یک کسی که درهنگام مصیبت صدایش را بلند می‌کند، دوم کسی را که موی سرش را به خاطر مصیبت می‌ کند  و سوم کسی که در هنگام مصیبت لباسش را پاره می‌کند».
ودرصحیح مسلم آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم: «لعن النائحه والمستمعه». (زنان نوحه‌گر و همچنین آن زنانی را که از شنیدن نوحه‌سرایی احساس شگفتی می‌کنند، نفرین فرموده است).

پس ای خواهر مسلمان!
بر شما واجب است تا به پیروی از حکم پیامبر صلی الله علیه وسلم  از این عمل حرام دروقت مصیبت خود داری نمایم .
در مقابل ای خواهر مؤمن  بر شما واجب است که در هنگام مصیبت صبر نمایی و به الله  پناه بریم؛ تا مصیبت و عزای تو برایت تبدیل به بخشش گناهانت شود و همچنین موجب ازدیاد نیکی‌هایتان گردد.
پروردگار با عظمت ما با زیبای زاید الوصف میفرماید :« وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَهٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ * أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »(سوره البقره: ۱۵۵ـ ۱۵۷).
«قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و نقص  در مالها و نفس ها و میوه‏ها، امتحان می‌‏کنیم; و بشارت ده به استقامت‏کنندگان! آنها که هر گاه مصیبتی به ایشان می‌‏ رسد، می‌‏گویند: «ما از آن خدائیم; و به سوی او باز می‌‏گردیم!» اینها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده; و آنها هستند هدایت‏یافتگان!».
واقعآ چه زیبا است صبر در وقت مصیبت که انسان  آنرا پیشه خود سازد .
ولی در این هیچ جای شک نیست و چنانچه گفته آمدیم که:  گریه کردن بدون چیغ واویلا و بدون انجام کارهای حرام و بدون  انجام کارهای خلاف شرع اسلامی، جایز است. و انسان نباید از قضا و قدر الهی خشمگین، ویا در صورت این خشم و غضب هم منکردین شده و صحبت های غیر شرعی برقلب وبرزبان خویش جاری سازد .
خواننده محترم  ! گریه کردن نوعی رحم و رقت قلب نسبت به میت است و چیزی است که نمی‌توان از آن در چنین مواقعی جلوگیری کرد، به همین دلیل مباح است و گاهی اوقات هم مستحب می‌شود. (برای معلومات مزید در این بابت مراجعه شود به :کتاب تنبیهات علی أحکام تختص بالمؤمنات، شیخ دکتر صالح بن فوزان )
پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید :
۱- «أَرْبَعٌ فِی أُمَّتِی مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِیَّهِ لاَ یَتْرُکُونَهُنَّ الْفَخْرُ فِی الأَحْسَابِ وَالطَّعْنُ فِی الأَنْسَابِ وَالاْسْتِسْقَاءُ بِالنُّجُومِ وَالنِّیَاحَهُ وَقَالَ النَّائِحَهُ إِذَا لَمْ تَتُبْ قَبْلَ مَوْتِهَا تُقَامُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَعَلَیْهَا سِرْبَالٌ مِنْ قَطِرَانٍ وَدِرْعٌ مِنْ جَرَبٍ».( چهار خصلت در امت من وجود دارد که آن‌ها را ترک نمی‌کنند در حالی که آن‌ها ازخصلت‌های جاهلیت‌اند:
۱- افتخار بر حسب و نسب خویش
۲- طعنه زدن بر نسب دیگران
۳- طلب باران از ستارگان
۴- نوحه خواندن .
و در این مورد فرمود:  نوحه خوان اگر توبه نکند، روز قیامت در حالی حشر می‌شود که پیراهن وتنبان  از قیر بر تن او خواهد بود.
۲-«اثْنَتَانِ فِی النَّاسِ هُمَا بِهِمْ کُفْرٌ الطَّعْنُ فِی النَّسَبِ وَالنِّیَاحَهُ عَلَى الْمَیِّتِ». (دو خصلت درمیان مردم است که موجب کفراند:  طعنه زدن بر نسب دیگران و نوحه خواندن بر میت).
۳– هنگامی که ابراهیم؛ فرزند رسول الله صلی الله علیه وسلم  فوت کرد، اسامه بن زید جیغ میزد . رسول الله علیه وسلم فرمود:  این کار شیوه من و دستور من نیست، فریاد کشیدن کار درستی نیست. البته دل غمگین می‌شود، چشم اشک می‌ریزد، ولی کاری که موجب خشم و غضب پروردگار گردد انجام نگیرد.
۴-ام عطیه می‌گوید:
 رسول الله صلی الله علیه وسلم  هنگام بیعت، از ما تعهد گرفت که نوحه نخوانیم. بجز پنج نفر از ما  (بیعت کنندگان) کسی دیگر به این عهد، وفا نکرد. آن پنج نفر عبارتند از:  ام سلیم، ام العلاء، دختر ابی سبره، و همسر معاذ
۵-انس بن مالک می‌گوید:
 «أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ لَمَّا طُعِنَ عَوَّلَتْ عَلَیْهِ حَفْصَهُ فَقَالَ یَا حَفْصَهُ أَمَا سَمِعْتِ رَسُولَ اللَّهِ یَقُولُ الْمُعَوَّلُ عَلَیْهِ یُعَذَّبُ وَعَوَّلَ عَلَیْهِ صُهَیْبٌ  (یقول:  و اأخاه، و اصاحباه)فَقَالَ عُمَرُ یَا صُهَیْبُ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ الْمُعَوَّلَ عَلَیْهِ یُعَذَّبُ».
محدثین   در روایتی مینویسند :
«إِنَّ الْمَیِّتَ لَیُعَذَّبُ بِبُکَاءِ أَهْلِهِ عَلَیْهِ و فی أخری بما نِیح عَلَیه».( میگویند زمانیکه امیر المومنین حضرت  عمر بن خطاب (رض) در داخل مسجد با نیزه زهری  ابو لولو زخمی گردید. حفصه؛ دختر عمر؛ چیغ زد وگریان میگرد ، حضرت عمر بن خطاب فرمود:
 ای حفصه! نشنیده ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرموده است:  هر کسی که برایش واویلا کنند و نوحه بخوانند گرفتار عذاب خواهد شد.
روایان میگویند در حالیکه از جسد امیر المومنین حضرت عمر فارق خون در جریان  بود : صُهیب ابن سنان بن مالک، ملقب به ابویحیی یکی از صحابی جلیل القدر وتیر اندازان معروف اسلام است ، نوحه  سر داده بود ، وبا اواز بلند می‌گفت:  وای برادرم! وای رفیقم! فرمود:  ای صهیب! خبر نداری کسی که برایش، واویلا کنند و نوحه بخوانند دچار عذاب خواهد شد؟
حتی در تعداد کثیری از روایات  آمده است که بعضی از گریه‌های اطرافیان، باعث عذاب میت می‌گردد.
۶-«الْمَیِّتُ یُعَذَّبُ فِی قَبْرِهِ بِمَا نِیحَ عَلَیْهِ». (همانا میت، بخاطر گریه اطرافیانش، عذاب داده می‌شود.
در روایتی دیگر آمده است که:  میت بخاطر نوحه‌ای ، چیغ ووایلا  که برایش می‌ خوانند در قبر عذاب خواهد دید).
۷- «مَنْ نِیحَ عَلَیْهِ یُعَذَّبُ بِمَا نِیحَ عَلَیْهِ». (برای هر کس که نوحه بخوانند، روز قیامت عذاب داده می‌شود).
حکم احادیثی فوق ممنوعیت نوحه خوانی وچیغ های که همرا با شیون است ، میباشد .
ولی گریه کردن واشک ریختن نورمال در مصیبت هدف نمی باشد .
طوریکه  در حدیث عمر ( رض ) نیز به این مطلب اشاره شده بود که، فرمود:  «ببعض بکاء أهله» یعنی میت، بخاطر بعضی از گریه‌های اطرافیان مستحق عذاب می‌گردد.  (نه همه گریه‌ها). ظاهر احادیث فوق، مشکل به نظر می‌رسد. زیرا با بعضی از اصول و قواعد ثابت شریعت تعارض دارد و چنانکه خداوند می‌فرماید:﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾ ( الأنعام:  ۱۵۴).هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد.
علماء در پاسخ اشکال فوق، هشت نظریه مختلف ارائه کرده‌اند. که صحیح‌ترین آن‌ها، دو نظریه زیر است:
۱-  نظر جمهور بر این است که این عذاب شامل حال میتی می‌شودکه در زمان حیات خویش، وصیت به نوحه خوانی کرده باشد و یا اطرافیان خود را از این کار، منع نکرده باشد با توجه به اینکه می‌دانسته که مردم بر حسب عادت، چنین اعمالی انجام می‌دهند.
به همین خاطر عبدالله بن مبارک فرمود:  اگر کسی در زمان حیات، از نوحه خوانی منع کند، ولی بعد از وفاتش چنین کنند گناهکار نمی‌شود. و نزد این گروه، عذاب در اینجا بمعنی عقاب و پاداش است.
۲- یعنی میت با شنیدن گریه اطرافیانش، اندوهگین و ناراحت می‌شود و دلش به حال آن‌ها می‌سوزد. و این حالت در حیات برزخی اتفاق می‌افتد نه روز قیامت. و این، مذهب ابن جریر طبری و تعدادی دیگر است.
آن‌ها می‌گویند:
 منظور این نیست که خداوند با گریه اطرافیان، میت را کیفر می‌دهد. زیرا عذاب، عام‌تر از عقاب است. چنانچه در حدیث آمده است که «السفر قطعه من العذاب» یعنی سفر پاره‌ای از عذاب است. و این عذاب در واقع مجازاتی بر گناه نیست، ‌بلکه تحمل نوعی سختی و دشواری است.
۸- نعمان بن بشیر می‌گوید:  
«أُغْمِیَ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَوَاحَهَ فَجَعَلَتْ أُخْتُهُ عَمْرَهُ تَبْکِی وَا جَبَلاَهْ وَا کَذَا وَا کَذَا تُعَدِّدُ عَلَیْهِ فَقَالَ حِینَ أَفَاقَ مَا قُلْتِ شَیْئًا إِلاَّ قِیلَ لِی آنْتَ کَذَلِکَ؟! فَلَمَّا مَاتَ لَمْ تَبْکِ عَلَیْهِ».
ترجمه:  عبدالله بن رواحه بیهوش شد، خواهرش؛عمره؛ شروع به گریه  (نوحه خواندن) کرد می‌گفت:  ای کوه من! ای فلان من! وقتی برادرش به هوش آمد، گفت:  هر چه شما می‌گفتید، ‌ (فرشتگان) به من می‌گفتند:  تو چنین هستی! تو چنان هستی! راوی می‌گوید:  وقتی عبدالله فوت کرد، خواهرش برایش گریه نکرد.
کندن موها :
ابو برده فرزند ابوموسی می‌گوید:  
«وَجِعَ أَبُو مُوسَى وَجَعًا شَدِیدًا فَغُشِیَ عَلَیْهِ وَرَأْسُهُ فِی حَجْرِ امْرَأَهٍ مِنْ أَهْلِهِ فَلَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یَرُدَّ عَلَیْهَا شَیْئًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَنَا بَرِیءٌ مِمَّنْ بَرِئَ مِنْهُ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ بَرِئَ مِنْ الصَّالِقَهِ وَالْحَالِقَهِ وَالشَّاقَّهِ».(  ابوموسی بشدت مریض  و دچار بیهوشی گردیدو سرش روی زانوی یکی از زنان خانواده‌اش نهاده بود. زنی از اهل بیتش با داد و فریاد، شروع به گریه کرد. ابوموسی نتوانست مانع او شود. وقتی به هوش آمد، فرمود:  من از کسی که رسول الله r از وی اظهار بیزاری نموده، بیزارم. همانا رسول الله r از زنی که هنگام مصیبت با صدای بلند، گریه کند یا موهای خود را بکند و یا گریبان چاک نماید، اظهار بیزاری نموده است.
محدثین می نویسند که :«عَنْ أَبِی مُوسَى  : أَنَّهُ وَجِعَ وَجَعًا شَدِیدًا، فَغُشِی عَلَیهِ، وَرَأْسُهُ فِی حَجْرِ امْرَأَهٍ مِنْ أَهْلِهِ فبکت، فَلَمْ یسْتَطِعْ أَنْ یرُدَّ عَلَیهَا شَیئًا، فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ: أَنَا بَرِیءٌ مِمَّنْ بَرِئَ مِنْهُ رَسُولُ اللَّهِ   إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ بَرِئَ مِنَ الصَّالِقَهِ وَالْحَالِقَهِ وَالشَّاقَّهِ». (بخارى: ۱۲۹۶)

(از ابوموسی  روایت است که اومریض  شد. و از شدت مریضی ، بیهوش گشت در حالی که سرش، روی زانوی همسرش، قرار داشت و همسرش با صدای بلند، گریه می‌کرد. ابوموسی نتوانست مانع گریه اوشود ، اما هنگامیکه به هوش آمد، گفت: من بیزارم از کسانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم  از آنها، اظهار بیزاری کرده است».

همچنان در حدیثی دیگری که آنر بی بی عایشه روایت فرموده آمده است :« لَمَّا جَاءَ النَّبِی   قَتْلُ ابْنِ حَارِثهَ وَجَعْفَرٍ وَابْنِ رَوَاحَهَ، جَلَسَ یعْرَفُ فِیهِ الْحُزْنُ، وَأَنَا أَنْظُرُ مِنْ صَائِرِ الْبَابِ ـ شَقِّ الْبَابِ ـ فَأَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ: إِنَّ نِسَاءَ جَعْفَرٍ، وَذَکَرَ بُکَاءَهُنَّ، فَأَمَرَهُ أَنْ ینْهَاهُنَّ، فَذَهَبَ، ثمَّ أَتَاهُ الثانِیهَ، فَأَخْبَرَهُ: أنَّهُنَّ لَمْ یطِعْنَهُ، فَقَالَ: «انْهَهُنَّ». فَأَتَاهُ الثالِثهَ، قَالَ: وَاللَّهِ لَقَدْ غَلَبْنَنَا یا رَسُولَ اللَّهِ، فَزَعَمَتْ أَنَّهُ قَالَ: «فَاحْث فِی أَفْوَاهِهِنَّ التُّرَابَ». (بخارى:۱۲۹۹)

«عایشه (رض) می‌فرماید: هنگامی که خبر شهادت زید بن حارثه، جعفر بن ابی طالب وعبدالله بن رواحه به رسول الله صلی الله علیه وسلم  رسید، ایشان (در مسجد) نشست و آثار غم و اندوه، از چهره‌اش، نمایان بود. عایشه می‌گوید: من از شکاف در، نگاه می‌کردم. شخصی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم  آمد و از گریه و فقان زنهای خانه جعفر ، خبر داد. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او امر کرد تا آنها را از گریستن، باز دارد. آن شخص، رفت. اما دیری نگذشت که دوباره آمد و گفت: آنان به حرف من گوش نمی‌کنند. رسول الله  بار دیگر، فرمود: «آنان را منع کن». آن شخص رفت و بار سوم برگشت و گفت: ای رسول خدا! آنان بر ما غلبه کردند. رسول الله فرمود: «در دهنانشان خاک بریز»». (یعنی به هر صورت که شده است آنان را از این کار، باز دار. فتح الباری).

همچنان در حدیثی از ام سلمه رضی الله عنها روایت شده که گفته است: ازپیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: « هر مؤمنی که دچار مصیبتی بشود و بگوید: ما از آن خداوندیم وبه سوی اوباز خواهیم گشت،خداوندا برای تحمل این مصیبت مرا در حمایت خویش قرار بده و بهتر از آن را برایم جبران کن. خداوند برای آن مصیبت اجر و پاداش (زیادی را) نصیبش می‌گرداند و بهتر از آن را برای او جبران می‌کند».( مسلم )
پرت وپریشان کردن موها:
یکی از زنان که با رسول الله صلی الله علیه وسلم  بیعت کرده بود، می‌گوید:  
«کَانَ فِیمَا أَخَذَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ فِی الْمَعْرُوفِ الَّذِی أَخَذَ عَلَیْنَا أَنْ لاَ نَعْصِیَهُ فِیهِ أَنْ لاَ نَخْمُشَ وَجْهًا وَلاَ نَدْعُوَ وَیْلاً وَلاَ نَشُقَّ جَیْبًا وَأَنْ لاَ نَنْشُرَ شَعَرًا».( از جمله مواردی که رسول الله صلی الله علیه وسلم  از ما بیعت گرفت، این بود که در انجام کارهای خیر، از وی نافرمانی نکنیم، ‌گریه و واویلا سر ندهیم، صورت خود را زخمی نکنیم، گریبان چاک ندهیم و موهای خود را نیز پراکنده نسازیم.
همچنا ن بعضی از مردان، بخاطر مرگ نزدیکان و خویشاوندان خود، برای نشان دادن تاثرات خود وبعنوان اینکه به اصطلاح عزا دار هستم ، برای مدتی ریش خود را نمی تراشد وبعد ازمدت کوتاهی، ‌شروع به تراشیدن ریش می‌کنند، این کار نیز همانند پریشان ساختن مو است که از نظر شرع  بدعت می‌باشد.

و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:هر بدعت موجب گمراهی، وهر گمراهی موجب رفتن به دوزخ است.

حمل جنازه از وظایف مردان است:
شرع اسلامی وظیفه حمل جنازه میت را بر دوش مردان گذاشته وزنان را از آن معاف کردانیده  است : در حدیثی که از ابو سعید خدری روایت گردید ه ، آمده است :
«عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِی  : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: «إِذَا وُضِعَتِ الْجِنَازَهُ، وَاحْتَمَلَهَا الرِّجَالُ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ، فَإِنْ کَانَتْ صَالِحَهً قَالَتْ: قَدِّمُونِی، وَإِنْ کَانَتْ غَیرَ صَالِحَهٍ قَالَتْ: یا وَیلَهَا أَینَ یذْهَبُونَ بِهَا، یسْمَعُ صَوْتَهَا کُلُّ شَیءٍ إِلاَّ الإِنْسَانَ، وَلَوْ سَمِعَهُ صَعِقَ ». (بخارى: ۱۳۱۴)

(ابوسعید خدری (رض) می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم  فرمود: «هنگامی که جنازه آماده می‌شود و مردان آنرا بر روی شانه‌هایشان می‌گذارند، اگر شخص نیکی باشد، می‌گوید: مرا زودتر ببرید. اگر شخص ناصالحی باشد، به فغان و ناله در می‌آید و می‌گوید: وای بر من، مرا کجا میبرید؟ این آه و فغانش را بجز انسان، هر چیز دیگر می‌شنود. و اگر انسانها آن را بشنوند، بیهوش می‌افتند» .  

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا