خانه » خبر و دیدگاه » پرادوکس گفتار و کردار یک روشنفکر آرمانگرا در دربار سلطان فساد

پرادوکس گفتار و کردار یک روشنفکر آرمانگرا در دربار سلطان فساد

 

اخیرا جناب داکتر رنگین دادفر سپنتا از کتاب شان ” سیاست افغانستان؛ روایتی از درون” در کابل رونمایی کردند. در مورد اینکه داکتر سپنتا چگونه توانستند از یک روشنفکر آرمانگرای چپ و یگانه فارسی زبان برای شان در دربار تنگ خان قبیله جای پا پیداکردند و بحیث بازوی راست سلطان فساد تبدیل شدند، یک داستان طولانیست.
واقعیت اینست اگر بحیث روایت گران بیرونی که شاهد بازی های پیچیده قدرت در فرآیند پسا طالبان بوده ایم ، بخواهیم پیرامون کتاب ضخیم روایتی از درون نوشته داکتر سپنتا تبصره و یا نقد سازنده کنیم، شاید نیاز به نوشتن چند اثر تحلیلی دیگر باشد تا واقعیت های ناگفته و یا تحریف شده جناب سپنتا را بیان نماید. اما درینجا اهداف و پیام اصلی داکتر سپنتا را می توان بگونه فشرده در چند پراگراف بیان کرد:
۱) قهرمانان داستان ” سیاست افغانستان؛ روایتی از درون” صرف دو نفر اند: حامد کرزی بحیث “خان قبیله”، دست نشانده محبوب امریکا که اکنون بر علیه اربابش دست به نافرمانی زده است. و قهرمان دوم، داکتر سپنتا بحیث “ارسطوی افغانی” دربار سلطان فساد افغان که با نبوغ سیاسی و زحمات خستگی ناپذیر نقش پلی سیاسی میان ارگ کابل و کاخ سفید را بازی می کند.
۲) یکی از زمینه ها یکه داکتر سپنتا و کرزی را باهم گره زد، مخالفت با سیاست های مداخله گرانه پاکستان است. ولی دلایل و انگیزه های آنها از هم تفاوت دارد. چنانچه داکتر سپنتا خواهان قطع مداخلات پاکستان از طریق صدور تروریزم است، ولی خواستهای کرزی فرا تر از تروریزم تجزیه پاکستان تا پل اتک است. بگونه مثال کرزی از هر فرصت بین المللی استفاده می کند که امریکاییها را تحریک کند که جنگ را تحت نام سرکوب تروریزم به خاک پاکستان بکشند و در نتیجه کرزی صاحب خاک پاکستان تا پل اتک شود. اما امریکاییها و انگلیسها سخت به خواستهای کرزی مخالفت کردند ، به پاکستانی ها امتیازات بیشتر دادند تا افغانستان. بدین تر تیب کرزی را خشمگین ساختند.
۳) تقریبا بخش اعظم “روایتی از درون” را داستان مخالفت کرزی به امریکا و تیوری توطیه اختصاص یافته است. اما تلاش شده که سپنتا بحیث سیاست مدار خرد ورز و پراگماتیست نقش پل آشتی میان ارگ و کاخ سفید را بازی کند.
۴) هدف دیگر “روایتی از درون” اینست که به کرزی حتا بعد از پایان حکومت او هم بحیث شخص وفادار صفایی بدهد و حقانیت راه و موضعگیری های سیاسی شان را که زمانی کرزی درک نمی کرد و یا ذهنیت او توسط بد خواهان و رقیبان ایشان مغشوش شده بود، در سراسر کتاب بیان می کند. چنانچه او بار ها می گوید که اطرافیان کرزی را دلقکان و متملقان و بلی گویان پر نموده بودند که در ظاهر جرئت مخالفت به کرزی را نداشتند، ولی در خفا از پشت بروی خنجر میزدند. اما سپنتا یگانه سیاست مداری با جسارت ولی وفادار به کرزی بوده است که بر خلاف متملقان در برابر تصمامیم های نادرست کرزی تا مرز استعفا و جنگ لفظی ایستادگی کرده است.
۵) یکی از شگفت آور ترین بخش های “روایتی از درون” اینست که مولف تلاش کرده کرزی و برادرانش را که متهم به دست داشتن در فساد و قاچاق مواد مخدر، عضب دارایی های عامه و دولتی اند، توطیه غربی ها به منظور بد نام ساختن کرزی وانمود کرده است. اما نویسنده مسوولیت فساد و مافیای قدرت را بدوش دیگران و جامعه جهانی انداخته است.
۶) مولف اشرف غنی را مولود تقلبات گسترده و دست نشانده کرزی در انتخابات ۲۰۱۴ معرفی می کند، ولی کرزی را رییس جمهور منتخب می داند که توسط مردم از طریق آزاد و دموکراتیک انتخاب شد. هم چنان سپنتا داستان مخالفت امریکا به انتخاب کرزی بحیث رییس رییس جمهور در انتخابات ۲۰۰۹ را شرح می دهد، که کرزی برغم سنگ اندازی امریکایی ها بحیث رییس جمهور انتخاب شد.
۷) داکتر سپنتا بطورتلویحی بقدرت رساندن اشرف غنی فرد فاقد توانایی مدیریت سیاسی کشور را یک اشتباه بزرگ سیاسی کرزی می شمارد. این در حالی بود به گفته سپنتا کرزی بار ها اشرف غنی را یک جاسوس چند جانبه کشور های خارجی معرفی می کند.
واقعیت اینست که اشتراک داکتر سپنتا بحیث یک شهروند آگاه و سیاستمدار مثل هر شهروند دیگر افغانستان پس از طالبان در دولت افغانستان نه خیانت است ، نه جنایت و نه جای برای شرمندگی. دور از انصاف است که او را ازین زاویه مورد نکوهش قرار داد.
اما نقد بر سپنتا از زوایه دیگر خیلی موجه و ضروریست. این نقد را می توان در پرادوکس گفتار و کردار سپنتا به روشنی دید. واقعیت اینست که ایشان نسبت به هر روشنفکر و سیاست مدار افغانستان از یک طرف مدعی یک روشنفکر پاکدامن، باورمند به ارزشهای دموکراتیک، استاد سیاست، شاگرد مکتب فرانکفورت است و افتخار به گذشته چپ انقلابی خود می کنند، ولی از طرف دیگر حضور پر رنگ ایشان بحیث دست راست سلطان فساد و شاهد عینی جنایات، خیانت ها و از دست رفتن یک فرصت طلایی بعد سقوط طالبان هستند. ازینرو ایشان نمی توانند تناقض شخصیت، افکار و رفتار سیاسی شان را پنهان کنند. با آنکه سپنتا کارنامه فساد ندارد، ولی بحیث بازوی راست سلطان فساد یکی از خدمتگذاران مافیای قومی پس از طالبان بحساب می آیند.

دیدگاهتان را ثبت کنید

ابراز نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

ارسال

Copyright © Jawedan.com