خانه » خبر و دیدگاه » رمضان ماه پاک سازی خود شناسی – خدا شناسی

رمضان ماه پاک سازی خود شناسی – خدا شناسی

   

moskee-toren7

نویسنده: دکتور محمد شعیب مجددی

                         انسان موجودیست که خداوند از گِل خشک او را آفرید و از روح خود بر او دمید. سوره سجده   ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ ﴿۹﴾ باز درست اندام کردش  و دمید  در وی  روح خود را و پیدا  کرد برای شما گوشها و چشمها و دلها ، اندکی  شکر میکنید  (۹) سوره ص فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ﴿۷۲﴾ پس چون راست کنم اورا و بدمم در وی روح خود را    پس در افتید او را سجده کنان. (۷۲)

  مقصود از روح الهى در گِل انسان وهمچنان دشمنی شیطان با او در سوره الحجر بطور مشرح بیان شده است .  سوره الحجر  وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ﴿۲۶﴾ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ ﴿۲۷﴾ فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ﴿۲۹﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِکَهُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿۳۰﴾ إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى أَنْ یَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿۳۱﴾ قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا لَکَ أَلَّا تَکُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿۳۲﴾ قَالَ لَمْ أَکُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ﴿۳۳﴾  قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ ﴿۳۴﴾ وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَهَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ ﴿۳۵﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿۳۶﴾ قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ ﴿۳۷﴾ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿۳۸﴾  هر آئینه آفریدیم آدمی را از گِل خشک از قسم لای سیاه بوی گرفته (۲۶)و جان (جن) پیدا کردیمش پیش از این از آتش سوزان (۲۷)  پس چون راست کنمش  و بدمم در وی روح خود را  پس افتید پیش او سجده کنان. (۲۹)پس سجده کردند فرشتگان تمام ایشان همه یکجا  (۳۰) مگر ابلیس سر باز زد  ار آنکه باشد با سجده کنندگان  (۳۱) گفت خدا  ای ابلیس چیست ترا درین که نمی باشی با سجده کنندگان  (۳۲)گفت هرگز  نیستم که سجده کنم آدمی را که پیدا کرده ای  او را از گِل خشک از قسم  لای سیاه بوی گرفته    (۳۳) گفت  بیرون شو از بهشت  هر آئینه تو  رانده شده ای. (۳۴)و هر آئینه بر توست لعنت  تا روز قیامت. (۳۵)گفت ای  پروردگار مهلت ده مرا تا روزیکه بر انگیخته شوند مردمان   (۳۶) گفت هر آئینه  تو از مهلت داده شده گانی. (۳۷)تا روز آن  وقت مقرر (۳۸)
                              درین آیات چند موضوع بسیار مهم نهفته است که برای انسان یک خط مشی اساسی در زندگی میباشد  و ریشه های خود شناسی ، خدا شناسی، پاک سازی  و راه خداوند و راه شیطان در آن درج است . 
 اول : خداوند خالق و آدم را از گِل خشک آفرید و از روح خود در او دمید. بر تمام موجودات هدایت داد تا آنسان را سجدهء احترام کنند.  شروع خدا شناسی ، خود شناسی و رابطه مستحکم خداوند با انسان .
دوم:  شیطان از هدایت خداوند سرکشی نمود و تخم تفوق نژادی که از جنس آتش است و دشمنی با انسان که از گِل خشک است ؛ کاشت .  انسان در رویاروئی  با  دو راه مختلف،  پیروی هدایت خداوند و یا دنباله روی فریب ، مکر و حیله شیطان زندگی میکند.
     زندگی انسان سراسر درمقابله و کشمکش با شیطان گره خورده است .  خداوند از محبت برای انسان آزادی زندگی و استفادهء نعمت های بهشت را اعطا نمود. اما آنچنان که قدرت خداوند لا محدود میباشد برای انسان محدود ساخت و از استفاده و دسترسی به یک چیز در بهشت منع نمود . درس مهم از حلا ل و حرام . اما شیطان  دشمن همیشگی ، آدم را در بهشت  فریب داد و تشویق به استفاده از منع شده نمود . این نافرمانی دست انسان را گرفت و از بهشت به زمین آورد .
 باز هم لطف و محبت خداوند بر انسان است و او را  خلیفه خود در روی زمین ساخت .این مکان جدید یعنی زمین را در اختیار انسان قرار داد تا ازهمه نعمت های  آن استفاده نماید. سوره الاسرا   وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا ﴿۷۰﴾ و هر آئینه بزرگ ساختیم فرزندان آدم را و برداشتیم ایشان را در بیابان و در دریا و روزی دادیم ایشان را از  پاکیزه ها و فضل دادیم ایشان رابر بسیاری از آنچه افریده ایم  فضل دادنی   
      گفته آمد که قدرت انسان را محدود ساخت به این معنی که عقل ، فهم  ، دانش ،توانائی و تمام داشته های انسان جامع وکامل نبوده و امکان اشتباه و به باطل رهنمون شدن وفریب شیطان خوردن برایش آماده است ، شرایط که نا پاکی را ایجاد میکند و به راه های معقول برای پاک سازی ضرورت دارد . پس در هر زمان پیامبرانی  فرستاد تا با هدایات خداوند ، انسان را به حق رهنمائی و از باطل دور سازند. سوره آل عمران  لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۱۶۴﴾ واقعاً که خداوند (کریم) بر مؤ منان منت گذاشت و مرحمت فرمود آنگاه که رسولی از خود آنها در میان آنان بر انگیخت (پیغمبری که ) بر آنها آیات خداوند را میخواند و ایشانرا (از آلایش گناه) پاک میسازد و به آنها کتاب (قرآن ، احکام و معارف شرعی) و حکمت(سنت ، حقایق و معارف فکری)  بیاموزد و هر چند که پیش از آن در گمراهی آشکار بودند» (۱۶۴)
    فرزندان آدم در طول تاریخ زندگی در روی زمین تا امروز ، گاه گاهی  از هدایات خداوند فاصله گرفتند و به گمراهی و باطل قدم زدند . قابیل برادرش هابیل را کشت و هزاران داستان ضد انسانی کشتاز ، ظلم ، ستم ، تجاوز ، فساد ،  حق تلفی ، شکنجه  ، آزار و سر انجام حق را باطل و باطل را حق جلوه دادن در روی زمین حکم فرما گردید و ضعف و ناتوانی  پدیده بزرگ انسانیت و آدمیت را روز بروز تحدید میکند.
« از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرد
گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است»
    زمین در حقیقت مکتب بزرگ است تا انسان با هدایات خداوند که پیامبران آوردند ؛ رجعت به انسانیت و آدمیت نموده و آماده شود و یا اهلیت آن را پیدا نماید تا به اصل خود برگردد. سوره البقره   وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿١۵۵﴾ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ﴿١۵۶﴾ و مژده ده صابران را«۱۵۵»آنانکه  چون به مصیبتی دچار شوند  گویند ما برای خدائیم و تسلیم فرمان او و بدون شک به سوی او بر گردیم «۱۵۶» 
     حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی  رومی چه زیبا در نی نامه ، هژده بیت اول مثنوی شریف این درس و مکتب بزرگ را به زبان شعر بیان داشته است .
بشنواز نی چون حکایت می‌کند
از جدائی ها   شکایت   می‌کند
کز  نیستان  تا  مرا  ببریده ‌اند
در نفیرم  مرد  و زن  نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه ازفراق
تا  بگویم   شرح   درد  اشتیاق
هرکسی کودورماندازاصل خویش
باز جوید روزگار وصل  خویش
من به هر  جمعیتی  نالان   شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هرکسی از ظن خود شد یار  من
از درون من نجست  اسرار  من
سر من از نالهٔ  من   دور نیست
لیک چشم وگوش راآن نورنیست
تن زجان وجان زتن مستورنیست
لیک کس را دید جان دستورنیست
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد  نیست  باد
 
      با این مقدمه دروازه مکتب «پاک سازی خود شناسی – خدا شناسی» که خداوند به ما لطف نموده است ؛ باز میگردد . خداوند انسان راموجودی ساخته است که با اراده و بدون اراده در پاک سازی میباشد . بخشی از پاک سازی ها در قدرت نسبی انسان و بخشی خارج از آن است . بطور مثال خون پاک از یک دهلیز قلب پمپ و به تمام اعضای وجود میرسد . خون در روند این گردش غذا مورد ضرورت را به همه سلول های وجود میرساند . در برگشت نا پاکی ها را باخود برمیگرداند وخون پاک ، ناپاک میگردد . درین مرحله پاک سازی که انسان در آن نقش عملی ندارد؛ شش  با تنفس اگسیجن را داخل  وکاربندای اکساید را  بیرون وجود انسان میسازد این یک سیستم بسیار مرتب ومنظم است که به قدرت خداوند پاک سازی در وجود انسان جریان دارد. آنچه درین پاک سازی مهم مینماید جنبه های جسمی و روحی میباشد به این معنی که ناپاک شدن خون پاک را از نگاه فیزیکی در جریان گردش به سراسر وجود میدانیم وعلت اینکه خون پاک تبدیل به ناپاک میگردد ؛علم طب به وضاحت تشریج نموده است. در پهلوی آن نقش شیطان در ناپاک سازی خون پاک  مطابق هدایات ومتون عقدیتی ما مهر صحه خورده است . شیطان دشمن انسان که همیشه در تلاش است تا انسان را گمراه نماید به بخش خون پاک قلب داخل میگردد تا به تمام اعضای وجود رسیده و هریک را به سوی اعمال نامیمون رهنمون سازد . درین جریان با وجود زشتی های شیطان ، خون به شکل دیگری ناپاک میگردد . بطور نمونه وقتی عصبی میشوید خشم وقهر بر امور زندگی حکمفرما میگردد ؛ همانا نقش شیطان میباشد که در وجود انسان داخل شده است . شیطان از جنس آتش است که گرمی وسرخی دارد و انسان وقتی عصبی میشود رنگش سرخ و وجودش داغ میگردد .  برای دفع این حالت ناگوار تداوی آن نیز فیزکی و روحی امکان پذیر است . همه میدانند که آتش را معمولاً به دو وسیله آب و خاک خاموش میسازند . آتش شیطانی قهر و خشم را نیز در وجود با همین وسایل به شکل دیگری میتوان خاموش ساخت . امروز متخصصان روان شناسی برای تداوی و رفع خشم وقهر میگویند چند نفس عمیق بکشید نفس عمیق آکسیجن را که جزئی از آب میباشد به شش ها رسانیده وآرامش عصبی را ممکن میسازد و یا با آب دست وروی را شستن و یا غسل نمودن آرامش نسبی نصیب میگردد. چقدر ارتباط مستقیم با طهارت ، وضو وغسل به باور های عقیدتی ما دارد . هرگاه پنج مرتبه در روز وضو گرفته شود آنهم با آب سرد آتش خشم ، قهر ، هیجان و اضطراب فروکش مینماید . وسیله دیگر خاموش نمودن آتش ریختن خاک بر آن میباشد . وجود انسان در اصل از خاک ساخته شده و خاک حالت فروتنی و آرامش را دارد. شما میتوانید آن خشم وقهری که شیطان در وجود شما وسیله شده است با فروتنی، بردباری وبنده خاکی بودن آرام بسازید.  در باره سیستم تنفسی که ممد حیات ومفرح ذات است حضرت سعدی شیرازی در گلستان چه زیبا میگوید.
«منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب»
از دست و زبان که برآید
کزعهده شکرش به درآید
اِعملوا آلَ داودَ شکراً وَ قلیلٌ مِن عبادیَ الشکور
بنده همان به که زتقصیرخویش
عذر  به  درگاه   خدای   آورد
ورنه      سزاوار   خداوندیش
کس  نتواند  که  به  جای آورد
باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی خواران به خطای منکر نبرد.
ای کریمی که از خزانه غیب
گبروترسا وظیفه خور داری
دوستان را کجا کنی محروم
تو که با دشمنان  نظر داری
  .
       در پهلوی آن پاک سازی هایست که انسان در آن قدرت و توانمندی نسبی دارد . بطور نمونه پاک سازی بیرونی اعضای وجود که با آب و استفاده از صابون ،  شامپو و دیگر مواد پاک کننده وجود خود را از چرک و کثافات پاک میکنید . پاک سازی دیگر که مهم ترین میباشد همانا تزکیه نفس ، پاک سازی و یا مهار نمودن «خودی» میباشد که درین جریان با استفاده از هدایات خداوند انسان نقش موثر و سازنده دارد . نفس انسان دارای مراتب ، درجات و یا صفات متفاوت میباشد .
اول نفس اماره : که انسان را به پندار ، کردار و اعمال  بد امر میکند  .سوره یوسف  وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۵۳﴾ و به پاکی صفت نمیکنم  نفس خود را هرائینه نفس فرماینده است به بدی  مگر آن وقت که مهربانی کند پروردگار من  هرآئینه پروردگار من آمرزنده مهربان است (۵۳) این درجه ، حالت و صفت  نفس اماره میباشد یعنی نفس فرمان دهنده که در آن حالت هوا وهوس  جکم فرما و انسان غرق خواهشات حیوانی و شهوانی  میگردد .                                                                      
 دوم نفس لوامه : ‌ نفس ملامتگر یعنی قوه و نیروی که انسان را در مقابل اعمال بدش ملامت میکند که چرا این کار بد را انجام دادم و چرا آن کار خوب را انجام ندادم . در حقیقت نفس اماره  مورد ملامت و سرزنش قرار میدهد . این را همان «وجدان» گفته اند. در سوره القیامه  وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَهِ ﴿۲﴾ « و قسم میخورم به نفس ملامت کننده(۲)
  سوم نفس مطمئنه: بلند ترین همه حالات ، درجات و صفات نفس میباشد . سوره الفجر : یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ﴿۲۷﴾ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً ﴿۲۸﴾ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿۲۹﴾ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿۳۰   ای نفس آرام گیرنده (۲۷)باز گرد به سوی پروردگارخویش   توخشنودشده و از تو نیز خشنود گشته (۲۸) پس در آی بزمرهء بندگان خاص من (۲۹)و درآی به بهشت من  (۳۰)  نفس مطمئنه به حقیقت رسیده و از هر گونه دغدغه ، شک ، شبه ، دو دلی ، تردید ، ترس و جبن رهایی  و به آرامش و اطمینان  کامل دست یافته است.  در نتیجه نفس «اماره» در مرحله حیوانیت است و در درونش  وسوسه شیطانیت و  عملش شر و فساد میباشد درین مرحله انسانیت در پائین ترین مرحله ضعف یا مرگ قرار دارد و  به فکر خود و خود خواهی میباشد تا از هر طریق ممکن کسب مقام ، نام ومال نماید . نفس در حالت و صفت «لوامه»  خصوصیات انسانیت ، آدمیت و اشرف المخلوقاتی در آن زنده است و اعمال نفس اماره را ملامت میکند . در اخیر نفس «مطمئنه» که خشنودی دارین را نصیب انسان میگرداند .                                                                                                                         
     حالاکه مراحل ، صفات و یا درجات نفس  را دانستیم زمان پاک سازی فراهم میرسد تا نفس را از  «اماره» با «لوامه» ملامت کردن به درجه رفیع «مطمئنه» سوق دهیم.  نفس را استاد سید بهاءالدین مجروح در کتاب «اژدهای خودی » داستانی چه زیبا بیان داشته است که بجای تبصره بر آن مطالعه آن کتاب توصیه میگردد. حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی معتقد است که : « بشر یک گره اصلی دارد که اگر آنرا بگشاید به نیکبختی می رسد و آن گره خویشتن خویش است.» مولانا آلودگی ها را در وجود انسان درک وحس نموده در تلاش گوهر ناب انسان آن که خداوند از روح خود در وجود خاکیش دمید و با گوهر آنسانیت مقام سجده تکریم واحترام دیگر موجودات را برایش اعطا نمود ؛ میباشد .
دی شیخ با چراغ  همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم  و انسانم آرزوست
گفتند که  یافت  می نشود جسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
مولانا با دوری از نفرت و خودخواهی، چراغی سر راه برای فهم و درک پدیده های که انسان را از مقام رفیع  انسانیت به مقام اهریمنی نزول میدهد روشن میسازد و از خم یک کوچه ، دروازه هفت شهر محبت وعشق  عطار که همه زیبائی ها ونیکوئی ها را پرورش و شکوفا میسازد ؛ باز مینماید. چه زیبا سروده است .
از محبت تلخ ها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
ازمحبت دُردها صافی شود
وز محبت دَردها شافی شود
از محبت خارها گل می شود
وزمحبت سرکه ها مل می شود
از محبت دار تختی می شود
وز محبت بار بختی می شود
از محبت سجن گلشن می شود
بی محبت روضه گلخن می شود
از محبت نار نوری می شود
وز محبت دیو حوری می شود
از محبت سنگ روغن می شود
بی محبت موم آهن می شود
از محبت حزن شادی می شود
وز محبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود
وز محبت شیر موشی می شود
از محبت سُقم صحت می شود
وز محبت قهر رحمت می شود
از محبت مرده ، زنده می شود
وز محبت شاه بنده می شود
این محبت هم نتیجه دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست
 
پاک سازی نفس : ماه مبارک رمضان وسیله مهم در پاک سازی نفس میباشد . این ماه نزول قران شریف میباشد . همان هدایاتی که اکسیر و کیمیا برای تداوی نفس از اماره به مطمئنه میباشد .سوره البقره آیه ۱۸۵  شَهْرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ فِیهِ ٱلْقُرْءَانُ هُدًۭى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَٰتٍۢ مِّنَ ٱلْهُدَىٰ وَٱلْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ ٱلشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍۢ فَعِدَّهٌۭ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ ٱللَّهُ بِکُمُ ٱلْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ ٱلْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا۟ ٱلْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُوا۟ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ۱۸۵ «ماه رمضان ماهی که در آن قرآن فرو فرستاده شد راهنمای مردمان و دلایل روشن ازرهنمائی و امتیاز حق و باطل ، پس هر که از شما دریابد ماه رمضان را باید که آنرا روزه بگیرد  و هرکس که مریض یا در سفر باشد به شمار آن ایام از روز های دیگر روزه بگیرد، خداوند به شما اراده  آسانی دارد نه دشواری، و برای اینکه شمار ایام روزه را تکمیل کنید، و برای اینکه خداوند رابه عظمت یاد نمائید به آنکه شما را هدایت فرمود،وباشد که شما شکر گزار گردید .» 
     واضح ومبرهن است آنچه را زنگ میزند با مواد کیمیاوی پاک میکنند . قلب انسان ، نفس ویا خودی را نیز زنگ میزند .شیطان در آن راه پیدامیکند و به گمراهی رهنمون میسازد . این نوع  زنگ را میتوان با هدایات قرآن شریف پاک نمود . انسان وقتی از جاده انسانیت ، آدمیت و اشرف المخلوقاتی بیرون و با اعمال ، پندار و گفتار شیطانی دست به کشتار، ظلم ،ستم ،حق تلفی ،تجاوز به حقوق دیگران و فساد میزند در حقیقت از هدایات قرآن فاصله گرفته است . درین راستا مثالی از اینکه انسان چقدر بی تفاوت مخالف این آیات عمل میکند ؛ می آوریم . قرآن مجید انسان را از غیبت ، تهمت ، بدگمانی ،ترور شخصیت،  برتری قومی ، نژادی و منطقوی جداً منع مینماید و بعضی را مثل خوردن گوشت مرده برادر گفته است و اما این خصوصیات زشت و ناروا به نقل خوش خوری تبدیل شده است که در  دسترخوان انسان اشرف المخلوقات صرف میشود .  سوره الحجرات  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ ﴿۶﴾ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۱۰﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۱۱﴾ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ ﴿۱۲﴾ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ﴿۱۳) ای کسانی که ایمان آورده‏اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید، و از کرده خود پشیمان شوید. (۶)مؤ منان برادر یکدیگرند، بنابراین میان دو برادر خود صلح برقرار سازید، و تقوای الهی پیشه کنید تا مشمول رحمت او شوید. (۱۰)ای کسانی که ایمان آورده‏اید نباید گروهی ازمردان شما گروه دیگر را تمسخر کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نه زنانی از زنان دیگر شاید آنان بهتر از اینان باشند، و یکدیگر را مورد طعن و عیبجوئی قرار ندهید، و با القاب زشت و ناپسند یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی بعد از ایمان نام کفر بگذارید، و آنها که توبه نکنند ظالم و ستمگرند. (۱۱)ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است، و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید، و هیچیک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید، تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است. (۱۲)ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، ولی گرامیترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست، خداوند دانا و خبیر است. (۱۳)  اینها مثالهای به اصطلاح مشت نمونه خروار میباشد که در تمام امور زندگی قرآن شریف  هدایت و رهنمائی مینماید تا انسان از راه باطل  به راه حق رهنمون گردد  . آنگاه که پاک سازی خصوصاً در ماه رمضان روش زندگی  و سرمشقی برای یازده ماه دیگر سال گردید و انسان پلیدی ها ، زشتی ها و کردار ، پندار و گفتار غیر قرآنی را از وجود مادی و معنوی خود دور ساخت . این همان صیقل زدن نفس میباشد و از نفس اماره به نفس مطمئنه دروازه سعادت وخوشبختی و رضای خداوند را باز مینماید و با تفکر و هدایت گرفتن از قرآن شریف به دنیای خود شناسی رهنمون میگردد. که من کیستم ؟ هدف از وجودم چیست ؟ از کجا آمده ام ؟ دلیل بودنم درینجا چیست؟ و به کجا میروم ؟ همه را در خود شناسی و پاکی نفس  با کیمیای قرآن خصوصا در ماه نزول قرآن ماه رمضان باید آموخت و عملی نمود.
    انسان از کجا آمده است و به کجا میرود را در مقدمه و آیات  ۱۵۵ و ۱۵۶ سوره البقره بیان داشتیم . آنچه مهم و اساسی است که انسان در روی زمین به زندگی خود غور و بررسی نماید . انسان موجود خاکی که بهترین صفت آن فروتنی میباشد در تمام دوران حیات سعی و کوشش نماید تا انسانیت را در و جود خود تقویه و شکوفان نگهدارد.چه زیبا سرور کائنات حضرت محمد صلی الله علیه وسلم میفرمایند .۱-«  مسلمان حقیقی کسی است که مسلمانان از شر زبان و دستش ایمن باشند و مهاجر حقیقی کسی است که از آنچه خدا منع کرده بپرهیزد.»

۲- «هر کس به خداوند وآخرت ایمان دارد باید به همسایه خود ضرر نرساند  مهمان خود را احترام کند و وقتی سخن میگوید جز از حق  ، خیر و مصالح عامه چیزی نگوید و الا خموشی گزیند.

۱ دیدگاه

  1. Avatar

    مجددی صاحب!
    یک چیزیکه در عمل خودرا نشان داده نتواند و خودرا به ثبوت نرسانده باشد، درجمله لاف و پتاق آمده و غرض عوامفریبی مردم گفته میشود. شما گفته اید پاک سازی؟ لطفاً یکبار بتمام کشور های اسلامی نظر اندازید بدرستی دیده میتوانید همهً شان تا گلو در کثافت غرق میباشند. البته مسلمانان ساده و بیسواد و کم سوادی که در هر جامعه اسلامی اند بالا آنها حساب شده نمیتواند بخاطر اینکه آنها منحیث چوب سوخت و وسیله در دست حاکمان بوده و حاکمان بچشم گوسفند به آنها مینگرند و آنها رادر خدمت خود میگیرند. یعنی آنها هم در خدمت شیطان هستند. پس من سوال مکنم که لطفاً آن پاک سازی و فیض و برکتی که به روزه نسبت میدهید را در کجا نشان داده میتوانید؟ و چه وقت ازین فیض خیالی شما و در کجا عوام الناس بیچاره ومحتاج بهره خواهد برد؟

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com