خبر و دیدگاه

تحلیل مختصر بعد از شهادت استاد ربانی

ustad_rabbani11

از نگاه شخصی

استاد برهان الدین ربانی بعد از نیم قرن جهاد و مبارزه در راه اسلام و آزادی وطن بلاخره  با کسب افتخار شهادت به عالی ترین مقام دلخواه خود نایل گردید. قابل تذکر است که شهادت ایشان موجب محبوب بیشتر شان در اذهان عامه چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی گردیده است.

اما به یک تحلیل دیگر، وی قربانی اشتباه شد که خود اش با همکار شدن با حکومت مفسد و ضعیف کرزی در یک پروسه گنگ و غیر شفاف، تحت نام “شورای عالی صلح”، مرتکب آن شده بود.

اما با شهادت استاد برهان الدین ربانی مشکل کشور حل نگردیده بلکه پیچیدگی معذله ابعاد گسترده تر یافته و نبود استاد ربانی بیشتر احساس خواهد شد.

همچنان پروسه مشکوک  “شورای عالی صلح”  که همه را به بیراهه میکشانید، بیشتر از پیش مشکوک، ناکام و غیر عملی به نظر میرسد.

کسانیکه در راه مبارزه و نجات کشور، خود را شخصیت مستقل  و در مخالفت با مداخله و  نفوذ بیش از حد پاکستان میشمارند، همچنان در تهدید قرار داشته هدف حملات انتحاری و یا غیر انتحاری خواهند بود.

از نگاه سیاسی

افغانستان یکی از شخصیت های سیاسی مطرح، کهنه کار و موثر خود را از دست داد. بعد از شهادت استاد ربانی،  افغانستان برعلاوه چالش ها و تهدید های بزرگ که در پیش رو دارد، به یک نوع بی ثباتی و عدم توازن قومی، عدم توازن سیاسی  و اجتماعی مواجه گردیده است. عکس العمل شدید اللحن طرف داران استاد ربانی و اعضای جمعیت اسلامی، طی چند روز اخیر، نشان دهنده اهمیت و غیابت استاد شهید میباشد.

تا جاییکه دیده میشود، مردم به شکل بی سابقه در پایتخت و ولایات به شمول ولایات جنوبی و شرقی  پشتون نشین، در عزا داری و فاتحه خوانی استاد ربانی شهید، حضورگسترده داشته اند که این نشان دهنده محبوبیت استاد ربانی در میان کلته های کثیر مردم بوده و همچنان حساسیت و نفرت مردم را  در مقابل این عمل جنایتکارانه نشان دادند.  شخصیت که به طور نسبی جای و مقام استاد ربانی را در صحنه سیاسی کشور پرکرده بتواند هنوز وجود ندارد. این خلای بزرگ برای مدت طولانی احساس خواهد شد.

از نگاه قومی

بعد از شهادت فرمانده احمد شاه مسعود ده سال قبل و شهادت استاد برهان الدین ربانی چند روز قبل، قوم تاجیک دوتن از برازنده ترین و عالیمقام ترین شخصیت های تاریخی خود را از دست داده است.

قوم تاجیک  یتیم شده  و این خلای رهبریت معنوی و سیاسی را برای مدت های طولانی متحمل شده  ودر همه میز مذاکرات  و راه حل  سیاسی کشور از موقف ضعیف ترمطرح خواهد شد.

از نگاه تنظیمی

جمعیت اسلامی افغانستان به مثابه قوی ترین، موثر ترین و نسبتا مردمی ترین تنظیم جهادی که بیشترین زحمات و قربانی ها را در راه جهاد و مقاومت متقبل شده بود اینک در خلای و بحران رهبریت و تهدید فروپاشی قرار گرفته است. دوستان و پیروان فرمانده مسعود و استاد ربانی باید هرچه زودتر و جدی تر از پیش در راه احیای تنظیم جمعیت و یا بدیل آن دست به کارشده و اقدام فوری نمایند.

قسمیکه دیده میشود، طی اجتماعات مردمی در شهر مزارشریف، استاد عطامحمد نور، و در شهر هرات امیر اسمعیل خان  وعده یک سلسله ابتکارات سیاسی و تنظیمی را داده اند تا رهبری جمعیت را احیا نمایند. اما بعید به نظر میرسد که رهبری آینده، ولو هرکه باشد، بتواند آن تنظیم بزرگ  جمعیت را به آنهمه وسعت و بزرگی اش حفظ و رهبری نماید.

از نگاه دولتی

دولت و حکومت فعلی افغانستان که با عالم از مشکلات عدم مشروعیت، عدم اعتماد داخلی و خارجی و تهدیدات بزرگ دشمن آشتی ناپذیر مواجه است،  یک متحد و همکار خوب خود را از دست داد.

اقای کرزی و تیم همکاراش در قبال حادثه ترور استاد ربانی به دلایل آتی مجرم شناخته میشوند:

– اقای کرزی و اطرافیان اش دراین قتل مرموز دخیل و شریک استند.

– یا اینکه، حکومت نا مشروع و بی کفایت فعلی تحت قیادت کرزی آنقدر ضعیف و بیکاره است که امکان زیاد دارد در آینده نزدیک سرنوشت ملت و نظام نیم بند موجود را یا به کشتار گاه طالبان بسپارد و یا دست بسته به دشمن تسلیم نماید.

– عکس العمل گنگ واظهارات ضعیف کرزی بعد از شهادت استاد ربانی،  مانند موضع گیری های چند سال اخیر وی در قبال طالبان و پاکستان گویای این مدعا میباشد.

– همچنان نسپردن دوسیه تحقیق قتل استاد ربانی به سازمان ملل متحد، که میتواند یک دست آورد فوق االعاده خوب سیاسی و دیپلوماتیک به حکومت موجود باشد و هم یک فشار سیاسی بالای پاکستان گردد، خیلی ها سوال برانگیز است و ادعا فوق را تایید میکند.

از نگاه ملی

استاد برهان الدین ربانی از جولای ۱۹۹۲ الی ۲۰ دسامبر ۲۰۰۱ میلادی به حیث رئیس جمهور افغانستان شناخته شده  و نام شان درج تاریخ گردیده است.

– بعد از کشته شدن داکتر نجیب الله در ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶ میلادی و

– کشته شدن سردار محمد داود خان در ۲۷ اپریل ۱۹۷۸

 این سومین رئیس جمهورکشور است که طی سه دهه حوادث خونین با خشونت به قتل میرسد.

در قتل وحشیانه داکتر نجیب الله و در قتل استاد برهان الدین ربانی، خواهی نخواهی، پاکستان مستقیم دخیل بوده وشریک  جرم شناخته میشود. البته هدف و مرام نظامیان پاکستان این است که هویت و نخبه گان افغانستان را نابود سازند تا بتوانند حاکمیت خود را بالای این مرز بوم تحمیل نمایند.

بدبختی در این  است  که عده از هموطنان ما چه از جناح چپ و چه از جناح راست،  آگاهانه و یا نا آگاهانه  هنوز هم فریب خورده  در خدمت پاکستانی ها قرار دارند.

از نگاه بین المللی

با شهادت استاد برهان الدین ربانی،  سازمان ملل متحد و جامعه جهانی یکی از همکاران خوب افغانی وعنصر موثر را در افغانستان از دست داد. از خلال پیام ها و اظهارات متعدد رهبران جهان اظهار تاسف و تاثر عمیق به خوبی به مشاهده میرسد. در حالت کنونی، کسیکه بتواند از میان سیاستمداران موجود و یا از میان مجاهدین و نیروهای مقاومت ملی این خلا ی بزرگ را در سطح بین المللی پرکرده بتواند، دیده نمیشود.

اگرچه داکتر عبدالله چون یک مدت طولانی وزیر خارجه  بوده و در حلقات دیپلوماتیک به حیث نماینده مجاهدین شناخته میشود، از اعتبار نسبی در محافل بین المللی برخودار است اما به هیچ صورت این خلا بزرگ را، به خصوص در سطح کشور های اسلامی و  کشور های همسایه، پرکرده نمیتواند.

از نگاه منتطقه ی

به شهادت استاد ربانی ثبات و توازن سیاسی هم در کشور ما و هم در سطح منطقه برهم خورده است.

روابط شخصی و موقف سیاسی استاد ربانی به طور نسبی با همه همسایه ها و کشور های منطقه تا حدی زیاد خوب بود. اما بعد از شهادت استاد یک نوع بی ثباتی در توزان قوا به وجود آمده است که آن هم بیشتر به نفع نفوذ پاکستان و متحدین اش بوده و به ضرر کشورهای آسیای مرکزی، ایران، هندوستان، ترکیه، روسیه و….میباشد.

از نگاه زبانی

فارسی زبانان جهان اعم از افغانستان، تاجکستان، ایران و دیگر اجتماعات علمی زبان فارسی یک عالم و دانشمند و جامی شناس خوب و فوق العاده خود را از دست داده است.

عده کم و انگشت شمار از شخصیت های علمی و ادبی زبان فارسی استند که تا اندازه یی جای استاد برهان الدین ربانی را پرکرده بتوانند.





نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا