خبر و دیدگاه

رابطه واشنگتن- اسلام آباد در اغما

obama_zardar1

فارین پالیسی در نگاهی به فراز و فرودهای دیروز و امروز این رابطه می نویسد: بیست و دومین روز از ماه سپتامبر بود که دریادار مایک مولن در جامه فرمانده کل نیروهای امریکایی شانه به شانه لئون پانه تا وزیر دفاع تازه نفس امریکا به کنگره رفت تا در خصوص چند و چون شبکه تروریستی حقانی که عملیات اخیر ضد امریکایی در کابل را ترتیب داده بودند، توضیحاتی بدهد.این دو مقام امریکایی در دیدار با هموطنان خود در کنگره تعارف را کنار زدند و تاکید کردند که شبکه حقانی بازوی سرویس اطلاعات پاکستان مشهور به آی اس آی است.

این بدگویی ها تنها به ظاهر بازی خلاصه نشد. در دیدارهای خصوصی مابین مقام های امریکایی و همچنین دیدارها میان واشنگتن نشین ها و اسلام آبادی ها هم بازار تهمت زنی ها گرم بود. در دیدار میان رئیس سازمان سیا دیوید پترائوس و رئیس آی اس آی شجاع پاشا و وزرای امور خارجه دو کشور باز هم همین اتهام ها از سوی امریکایی ها مطرح شد. واشنگتن عزم خود را جزم کرده تا با ابزارهای فشاری که در اختیار دارد به پاکستانی ها بفهماند که دیگر گروه های مورد حمایت آی اس آی نمی توانند سربازان خارجی را در پاکستان و یا در کشور همسایه افغانستان هدف قرار دهند. این میزان اعمال فشار امریکا بر متحد استراتژیکش در آسیای میانه بی سابقه است. کاخ سفید تاکنون اینگونه مستقیم اسلام آباد را برای مبارزه با گروه حقانی تحت فشار قرار نداده بود. برخی این فشارها را نوعی هشدار دهی مستقیم به پاکستانی ها می دانند که اگر خود مستقیما وارد میدان نشوید این ما هستیم که می توانیم در داخل خاک شما دست به عملیات های یکجانبه و بدون اطلاع شما بزنیم.

در نگاهی سطحی به نظر می رسد که این قبیل بیانیه ها به خودی خود واضح است و اندک نیازی به توضیح ندارد. اگر واشنگتن اسنادی در اختیار دارد که اثبات کننده ارتباط میان آی اس آی و گروه حقانی است دیگر راهی برای سربرگرداندن و بی توجهی به این امر وجود ندارد. بر همین اساس است که امریکایی ها برای ادامه کمک های مالی به دولت و ارتش پاکستان احساس دودلی می کنند.

فارین در ادامه می نویسد: حقیقت این است که شواهد در اختیار امریکا برای اثبات وجود ارتباط میان گروه حقانی و آی اس آی پاکستان بسیار اندک است. در جولای سال ۲۰۰۸ هم امریکایی ها پس از حمله به سفارت هند در کابل همین اتهام ها را مطرح کرده بودند. با اینهمه از آن زمان تاکنون بر میزان کمک های واشنگتن به دولت اسلام آباد نه تنها کم نشده که افزوده هم شده است. این سیاست نشان دهنده خوش بینی امریکایی ها به سیاست تشویق یا همان هویج در مقابل استراتژی تنبیه یا چماق است. در گذشته کاخ سفید نشین ها همواره بیم این را داشته اند که افزایش فشارها بر اسلام آباد می توان طناب نخ نمای ارتباط میان دو کشور را پاره کرده و در نتیجه امریکا را با دردسرهای بیشتری روبه رو کند. امریکایی ها همواره به این حقیقت اذعان داشتند که اصلی ترین مسیر برای تامین نیازهای سربازان امریکایی در افغانستان ، پاکستان است. امریکایی ها همواره بهای عملیات های ضد تروریستی را که در سایه با کمک ها پاکی ها انجام دادند می دانستند. همواره این امیدواری در میان امریکایی ها وجود داشت که با حمایت از رهبران نظامی و دولتی در پاکستان می توانند اندک اندک آنها را در مسیر خود قرار دهند.

نویسنده فارین دو دلیل را برای تغییر رویکرد امریکا در قبال پاکستان برمی شمارد و می نویسد: میزان نفوذ و تاثیرگذاری نظامی امریکا بر منطقه کاهش یافته است. امریکا تهدیدهایی می کند و هشدارهایی می دهد که نهایتا تاریخ مصرف آنها یک تا دو سال خواهد بود. میزان نفوذ نظامی ناتو در افغانستان هم به حداقل خود رسیده است. بنابراین اگر زمانی برای تحت فشار قرار دادن گروه حقانی باقی مانده باشد همین امروز است.

و اما دومین دلیل: امریکا امروز کمتر از هر زمان دیگری از تنش در رابطه با اسلام آباد احساس خطر می کند. راه های ارتباطی منتهی به افغانستان که از کشوری تروریست پرور و دارای تسلیحات هسته ای مانند پاکستان بگذرد چندان نباید مورد اطمینان امریکایی ها باشد. البته امریکایی ها باید مراقب مهار تبعات این دوری هم باشند چرا که قرار نیست در چشم بر هم زدنی تمام دستاوردها بر باد برود.

فارین در ادامه می نویسد: دلایل اندکی وجود دارد برای اثبات بهبود رابطه میان اسلام اباد و واشنگتن در آینده ای نزدیک. امریکایی ها از خود این سوال را می کنند که اگر راهی جز تنگ تر کردن عرصه بر پاکستانی ها باقی نمانده چرا اکنون که شرایط و دلایل مهیا است این کار را نکنند. البته واشنگتن نشین ها بر اساس سالهای متمادی تجربه عینی به این نتیجه گیری رسیده اند که تنها سخنرانی های کوبینده و بیانیه های تند و تیز نمی تواند ژنرال های پاکستانی را با فرماندهان امریکایی همراه کند. بر همین اساس است که نمایندگان کنگره در بیانیه ای تاکید می کنند که ادامه کمک ها به اسلام آباد در گرو نابودی گروه حقانی است.

البته پاکستانی ها هم کارت های خود را برای بازی دارند. ژنرال های ارتش می توانند امریکا را به اتهام زنی بدون برخورداری از مدارک مستدل کافی متهم کنند. علاوه بر این پاکستانی ها می توانند با بستن مسیر انتقال تجهیزات امریکایی به نیروهای مستقر در افغانستان میزان اهمیت این مسیر ترانزیت را به دوستان خود در واشنگتن و اروپا یادآوری کنند.

البته امریکایی ها می توانند در مسیر تلافی این حرکت پاکی ها برآیند. به عنوان نمونه می توانند مسیر انتقال تجهیزات به افغانستان را به روسیه و یا دیگر کشورهای هم مرز افغانستان منتقل کنند.

فارین پالیسی در نهایت می نویسد: گزینه های بسیاری برای تلافی جویی میان امریکا و پاکستان وجود دارد. اما اگر واشنگتن در هرکدام از این مسیرها قرار بگیرد باید پاسخگوی افکار عمومی در سرزمینی باشد که هنوز اصلی ترین متحد استراتژیک آنها در آسیای میانه است.

برگردان: سارا معصومی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا