خانه » خبر و دیدگاه » مرض “کابل بانک” ساری است

مرض “کابل بانک” ساری است

ahmadsayadi3

پیش از آنکه به اصل مطلب بپردازم می خواهم منحیث یک افغان و یک مسلمان به دولت مردان نا عاقبت اندیش بگویم زخم کابل بانک از زخم انتخابات پارلمانی خونین تر و کوشنده تر است اگر پانسمان درست و عاجل نشود حاکمیت را از پا خواهد انداخت بدون شک دراین روز ها افتضاح کابل بانک بجای رسیده که اگر نزد مقامات عالی رتبه که سر رشته نظام اقتصادی بخصوص پولی را عهده دار اند کو چکترین شرم و حیا وجود می داشت یک کپه زهر می خوردند تا به جهنم می رفتندحالا که سارنوالی محترم کمر بسته آقای شیر خان فرنود و خلیل الله فیروزی را رهسپار زندان کرده به باور من این دو نفر تنها ملامت نیستند سلامت های دیگری هستند که از این ها گنهکار تر و مجرم تر اند ملت شریف افغان می دانند که دزدان الیکترونیکی همین بانک ها وشر کت های خصوصی  اند که با اعلان قرعه کشی وقمار سرمایه و پول مردم را بدون سود بحساب خویش واریز نموده ازان در خارج از مرز های کشور بهره میگیرند اما خوش نصیبان کم بخت وکم چانس افغانستان به انتظار روزی نشسته اند تا  قرعه بنام شان رقم خورد واگر نشد نصیب وقسمت همان است که هست حالا بر می گردیم به عوامل ور شکسته گی کابل بانک.

عوامل ور شکستگی: اعلان افلاس ونا پدید شدن پول زاده دو عامل است اول عامل بیرونی : دوم عامل درونی: ویا داخلی . یکی از انگیزه های عامل بیرونی بد شدن اوضاع امنیتی کشور است که باعث محدود شدن فعالیت های این بانک تا سرقت دارائی آن گردیده است واین وضعیت باعث شده تا پالیسی میکر های این شبکه در مورد سر مایه گذاری خویش در افغانستان تجدید نظر نموده دوباره به عقب بر گردند.عامل دوم باز پرداخت قروض کمپنی های خارجی است.اگر پول سهمداران کابل بانک پول قمار نباشد و واقعا خساره مند شده باشند دلیل آن قرض های هنگفتی است که  باز پرداخت بر شانه شان سنگینی میکند.یقینا کمپنی های خارجی که در اقتصاد واستفاده پول مهارت کامل دارند از هر ساعت گردش پول سود میخواهند .واگر قرض در همان ساعت ودقیقه پرداخته نشود طبق قوانین که دارند آنرا ضریب دو تا ده میسازند من در روز های اول به احتمال قوی همین امر را باعث شکستن کمر این بانک خصوصی می دانستم اما حالا حقیقت دیگری را دانستم که مشکل ورشکستگی کابل بانک در جای دیگری نهفته است خریدن موتر های زری مصارف انتخابات دعوت ها و صد ها عملکرد های غیر قانونی مقامات عالی رتبه این کشور واما عامل داخلی: طوریکه معلوم میشود بیشترین خصلت اقتصادی این بانک وسائر أعضای این شبکه قمار وقرعه است که شما از طریق اعلانات تلویزیونی مشاهده مینمائید. همین روش  احتمال این را نیز تقویت می بخشد سهمداران کابل بانک که سابقه پولداری وتجارت بزرگ را نداشته اند شاید پول را از طریق قمار بدست آورده باشند و اینبار قمار را باخته اند واگر قمار نزده باشند  واز کمپنی ها هم قرضدار نباشد دلیل آن دزدی واختلاس پول توسط خودهیئت رهبری ومدیر عامل این بانک به تشویق و همکاری مقامات عالی رتبه دولت است که میشود آنرا عامل درونی خواند.این دزدان که از طرف هیچ کمپنی معتبر بیمه نیستند میخواهند به یک آعلان دست مردم را از گریبان خود کوتاه سازند.

اقتصاد قرض و قمار و یا اقتصاد بیمار: هموطنا ن ما میدانند که اقتصاد بانک ها ی خصوصی افغانستان یک اقتصاد قرض وقمار است نه  اقتصادی پویا وروبه رشد معیار، اقتصاد دانان ما هرچه از پالیسی واستراتیژی ودپلوم ودکتورا صحبت کنند سوال های زیر این واقعیت را ثابت میکند که اقتصاد افغانستان در سطح ملی وگسترۀ خصوصی بیمار وبی إعتبار است.مثلا سوال های ازین قبیل که * چرا دولتمردان افغانستان به واحد پولی افغانستان إعتبار نداشته محاسبات مالی شان همیشه بر دالر استوار است از بودجه واحد های دولتی شروع تا مصارف پروژه ها.* واینکه چرا اسعار خارجی بیشتر از افغانی در بازار های افغانستان در گردش است.* چرا خرید وفروش خانه، جایداد موتر وغیره در کابل پایتخت وسائر شهر ها به دالر وکالدار صورت میگیرد؟ واینکه چرا مردم افغانستان ذخائر پولی شان را دالر انتخاب میکنند نه افغانی.؟ این ها سوالهای است که بر موجودیت اقتصاد بیمار وبی إعتبار دلالت دارد.إعتبار پول افغانی در گروه موجودیت نیرو های خارجی وجامعه جهانی است. چناچه هر هفته بانک مرکزی اضافه از ده میلون دالر را به بازار ارضه می کند تا از ورشکسگی پول افغانی جلو گیری کند مردم می دانند که قیمت پول افغانی در مقابل دالر حقیقی نیست اگر امروز افغانستان را بخود افغانها واگذارند باز همان داستان  چاپ کردن پول های ناچل دهه نود تکرار میشود.اگر متخصصین اقتصاد دولت افغانستان از رشد اقتصاد ودر آمد سالانه افراد صحبت میکنند هر گز باور نکنید چون دولت از لحاظ حاکمیت در حدی نیست که از حال افراد ملت آگاه باشد ویا نفوس کشور را درست محاسبه کند، چون نمیداند اتباع حقیقی افغانستان کیها اند ودر کجا زندگی میکنند لقمه نان دارند یا ندارند.

مرض بی  اعتباری: همانطوریکه بانک های دیگر با تبعیت از کابل بانک وارد صحنه شدند به همین ترتیب با بی إعتبار شدن این بانگ إعتبار خودرا نیز از دست میدهند ، قبلاً عرض شد این مرض ساری است ومردم هم  بعد از تشویش های أخیر بخصوص بعد از فرار آقای عبدالقدیر فطرت به فکر کشیدن سر مایه های خود ازین بانک وسائر بانک های خصوصی بی پشتبانه هستند. مردم میدانند اگر  سهمداران بانک های خصوصی بی پشتبانه بخاطر بد شدن اوضاع امنیتی ومحدود شدن عرصه فعالیت دارائی های شان را بخارج از کشور انتقال دهند وخود شان نیز عازم ساحل های کشور های غربی مانند آقای فطرت شوند پول مردم را کدام مرجع خواهد پرداخت؟ در حالیکه پای هیچ بیمه معبتر در میان نیست.بناء بعد ازین مردم از واریز کردن پول  به حساب بانک های شخصی خود داری میورزند .اگر پول داخل بانک نشود دیگر این ویرانه آسیاب بیش نیست.

حمایت غیر قانونی دولت از کابل بانک: میگویند مربی داری مربا بخور!حکومت افغانستان وعده سپرده است تا کابل بانک را حمایت کند چنانچه جناب رئیس جمهور فرمود پشت کابل بانک را خالی نمیکند ووزیر مالیه هم به نوبت خود مشتر کین کابل بانک را اطمینان داد. اول بیمه دولت إعتبار ندارد ثانیا این سوال پیش میاید در کشوریکه نه قانون بیمه است ونه هم چنین موارد پیش بینی شده ونه هم قرار داد قبلی بین حکومت وکابل بانک وجود دارد پرداخت ده ها ویا صد ها ملیون دالر به یک بانک بد نام آن هم از سرمایه ملت از صلاحیت های کیست وبر بنیاد کدام مادۀ قانون صورت گرفته اگر جناب رئیس جمهور ویا وزیر مالیه با استفاده از صلاحیت های شخصی خویش پول را بحساب کابل بانک واریز کرده اند باز تشویش آن وجود دارد که این پول از دریچه دیگری از کشور بیرون شودیعنی اختلاس کلان زیر پردۀ دلسوزی وهمدردی با شرکت های خصوصی از مجرای غیر مستقیم که بازهم مایه نگرانیست.

پیامد های بیمۀ دافغانستان بانک: بیمه دافغانستان بانک بمنظور ایجاد سهولت جهت فرار آبرومندانه کابل بانک تا گر فتن جایداد ودفاتر آن در کل کشور است، کاریکه به طرفین فائده دارد.هموطنان ما شنیده اند که قبل از فرار خود آقای عبدالقدیر فطرت رئیس دافغانستان بانک از حمایت کامل وبعد از بیمه مشروط کابل بانک سخن بمیان آورد و گفت، کابل بانک را متناسب با ارزش جایدادش بیمه میکند،.این کار باعث آن میشود تا کابل بانک ازین پول قروض کمپنی های خارجی را پرداخته وبعد گلم خودرا یکباره از افغانستان جمع و مشتریان را بفرش سیاه بنشاند.. حالا این مرض ساری است،بانک های خصوصی دیگر چه بخواهند وچه نخواهند دیگر اعتبار خودرا دربین مردم از دست داده به کمبود نقدینگی مواجه میشوند.وقتی در بانک ها پول نباشد عاید وسود ی هم وجود ندارد وسر نوشت همه به سر نوشت کابل بانک گره میخورد.مردم افغانستان همانطوریکه در باز کردن حساب بانکی وواریز کردن سر مایه بخاطر قرعه وقسمت عجله کردند حالا بخاطر کشیدن پول های خویش نیز لحظه شماری میکنند و حق هم دارند.



دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

Copyright © Jawedan.com