خبر و دیدگاه

ناقض شعارهای داده شده خود نباشیم

wahdate_meli_karzai

 

شعار ” ازبیک، بلوچ، هزاره، پشتون و تاجیک فرقی نداره همه افغان هستیم، برابر و برادر است” را در ویبسایتها، روزنامه ها، رادیوها و تلویزیونها میبینیم و میشنویم. واقعا شعار بسیار زیبای و انسان دوستانه ای است. براستی چرا چنین شعار وحدت بخشی هیچ اثری ندارد؟ البته بسیاری از ما مردم افغانستان عادت داریم همه خرابکاری های خود را به گردن دشمنان خارجی می اندازیم و خیال خود را آسوده و میکنیم. اما واقعا چنین است؟

ما شرقی ها خیلی آدمهای شعاری هستیم اما در صحنه عمل به شعار داده شده کم می آوریم. در این شعارها اهدافی را مطرح و برجسته میکنیم. معمولا این اهداف انسانی و ملی هستند و متاسفانه گاهی وقتها غیر ملی و یا حتی ضد وحدت ملی میباشد. وقتی خود ما ناقض شعارهای داده شده خود میشویم تبیعطا به اهداف مورد نظر خود نمی رسیم. نتنها نمیرسیم بلکه از اهداف دور میشویم. مثالی خدمت شما عرض میکنم. آدمی که شنا یا آشنا یاد نداشته باشد هرچه بیشتر در آب دست پا زند بیشتر و زود تردر آب غرق میشود.

کسانی که اهلیت ندارند وحدت ملی را تقویت کنند مثل همان آدمی هستند که شنا یاد ندارد. اینها با اعمال متضاد خود وحدت ملی را نابود میکنند. افغانستان کشوری است که قرنها حاکمانش بیشتر بفکر خفه کردن رقبای قدرت و عیاشی بودند تا به فکر آبادانی کشور باشند. به همین خاطر افغانستان کشور فقیر و پسمانده بوده و هست. ۳۰ سال جنگ هم هرچه داشت نابود کرد. حالا کشوری داریم پس مانده و فقیر با مردم آواره چی در داخل کشور و چی بیرون کشور. شقاق و نفاق قومی و زبانی بیداد میکند.

چیزی که در این میان جلب توجه میکند شعار های میان تهی برای وحدت ملی است که هرروز برای مردم سر داده میشود. میان تهی از این جهت میگویم که خود کسانی که چنین شعارهای دهان پرکنی میدهند اما به آن عمل نمی کنند. وقتی به شعارهای داده شده عمل نمیشود تبعاً بی ارزش و میان تهی میشود.فقر زدای، مبارزه با فساد اداری،  بازسازی و آبادانی،  عدالت اجتماعی،  امنیت و آسایش ، مبارزه با جرم و جنایت و صدها شعار دیگر که هر روز سرداده میشود اما کوچکترین انگیزه و باورمندی به اوضاع برای مردم ایجاد نمی کند. کسانی که شعار میدهند اما خود به آن عمل نمی کنند در واقع خود را رسوا میکنند.

بعنوان نمونه یکی از این شعار ها که سوی حلقات قومی برای همدلی بیشتر بین اقوام داده میشود شعار ” ازبک ،  بلوچ،  هزاره،  پشتون و تاجیک فرقی نداره همه افغان هستیم،  برابر و برادر” است. این شعار را در ویبسایتها،  روزنامه ها،  رادیوها و تلویزیونها میبینیم و میشنویم. واقعا شعار بسیار زیبای و انسان دوستانه ای است. براستی چرا چنین شعار وحدت بخشی هیچ اثری ندارد؟ البته بسیاری از ما مردم افغانستان عادت داریم همه خرابکاری های خود را به گردن دشمنان خارجی می اندازیم و خیال خود را آسوده و میکنیم. اما واقعا چنین است؟ چرا یک بار به کارنامه خود نگاهی نمیکنیم؟ بیاییم یک بار برای خدا،  انسانیت و وطن نگاهی به کردار خود بکنیم. آیا واقعا رفتار ما مطابق با شعارهای ما است؟

یکی از همین گروه ها که شعار ” ازبک ،  بلوچ،  هزاره،  پشتون و تاجیک فرقی نداره همه افغان هستیم،  برابر و برادر” سر میدهند در عین حال پافشاری میکنند که ما قوم اکثریت! هستیم. ما به اینکه آیا این قوم یا زبان اکثریت هست یا نیست کاری نداریم.

سخن این است چرا چنین ادعای جنجال برانگیزی مطرح میشود؟

و روی چی اهدافی مطرح میشود؟

چرا اینقدر بر آن اصرار میکنند؟

در اینجا نیات ناپاک خود را خود همین گروه بخوبی آشکار میکنند. جای هیچ شک و شبهه باقی نمی ماند که این افراد با اکثریت گفتن بدنبال امتیازات فوق العاده قومی و زبانی را برای خود میباشند.

آیا این خواست آقایان نقض کنند شعار داده شده خود شان نمی باشد؟

وقتی شما شعار برابری و برادری سر میدهید پس چرا با اکثریت گفتن خود بدنبال امتیازات فوق العاده قومی و زبانی برای خود هستید؟ در یک جامعه که همه از حقوق مساوی برخوردار هستند وخود شما هم به آن اذعان دارید اقلیت و اکثریت معنا ندارد. مگر اینکه بپذیرید اعلام کنیدهمه مردم افغانستان در برابر قانون یکسان نیستند در آن صورت “اقلیت و اکثریت” شما معنا پیدا میکند.

اگر شما فکر میکنید با چنین تضاد در گفتار و کردار به نتیجه دلخواه خود میرسید باید بعرض شما برسانم در اشتباه هستید. چون سالها است ما این شعار های ناهمگون و متضاد را میشنویم اما کوچک ترین اثری بر روح ،  روان و کردار مردم مشاهده نکردیم. سند این سخن من شقاق و نفاق قومی و زبانی موجود است که هرروز بر شدت آن افزوده میشود.

جالب اینجا است اگر کسی فقط بگوید نه برادر شما اکثریت نیستید. فورا سیل دشنامها و اتهامات آغاز میشود. بسیار زیاد اتفاق افتاده کسی را که کوچکترین شناختی از او نداشته اند فورا برایش یک زندگی نامه دروغی و سیاه مینویسند که یک سرش نوکری و وطن فروشی برای هند،  روسیه و پاکستان است و سر دیگرش جاسوسی و وطن فروشی برای ایران،  عربستان،  چین و امریکا است. انگار که طرف مقابل شان خطی از قرآن شریف را انکار کرده باشد،  حتی در عین بی سوادی و بیخبری از دین بجای مفتی صاحبها نشسته حکم کفر صادر میکنند. جالب است بعضی از همین آقایان مفتی صاحبان بی صلاحیت اما ضد دین تا دیروز عضو حکومت کمونیستی افغانستان بودند بر انقلاب جهانی کمونیستی تاُکید و جان فشانی میکردند.

بعضی دیگر از همین آقایان که افراد را بر خلاف آموزه های دین مقدس اسلام بدون هیچ شناختی اتهام باران میکند اما خود رامسلمان متقی هم میدانند. همین اتهامات سرتاپا دروغ را به برادر مسلمان و هم وطن خود با اعذوبلا و بسم الله رحمن الرحیم شروع میکنند. ما مردم افغانستان تا یاد نگیریم به اعتقادات یکی دیگر احترام بگذاریم هرگز به وحدت نمی رسیم.

خشگین شدن این برادران نشان میدهد که لقمه بزرگی بناحق برای خود در نظر گرفته اند. حال که فکر میکنند در حال از دست دادن آن هستند با خشم و قضب دشنام میدهند و اتهام میبندند. در اینجا است که متوجه میشویم چرا ما مردم افغانستان در جلب اعتماد یک دیگر شکست خورده ایم و میخوریم. پس بهتر خواهد بود برای جلب اعتماد یک دیگر به همان شعار های داده شده خودمان وفادار بمانیم و عمل کنیم.

در نخستین گام از زیاده خواهی و امتیازات فوق العاده دست برداریم تا به همان شعار داده شده خودمان نزدیک شویم. این ممکن نیست مگر اینکه واقعا بپذیریم “اکثریت و اقلیت” در کار نیست همه با هم برادر و برادر هستیم. خوشبختانه “برابری و برادری” را همه قبول دارند. پس باید قبول کنیم همان برادری که ما حقوق برابر او را پذیرفتیم وظیفه داریم قومیت، زبان ، مذهب و هویت او را هم احترام کنیم. این به این معنا است که در جامعه پر تنش افغانستان که اقوام و ملیتهای مختلف در آن بودباش دارند ما حق نداریم فرهنگ، زبان، قومیت و مذهب خود بر دیگران تحمیل کنیم. اگر چنین نکنیم ما هم مثل دشمنان افغانستان بر این آتش پترول ریخته ایم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا