خبر و دیدگاه

نامه سر گشاده عنوانی استاد برهان الدین ربانی

rabbani_karzai_sayaf

 

جناب استاد ربانی!

اینجانب از مدتی تقریبآ ۳۰ سال به اینسو صرف بخاطر فارسی زبان بودن،تاجیک بودن و مسلمان بودنم شما را با تمام کمی ها و کاستی هایتان بدون اینکه از شما کدام توقعی داشته باشم و یا حد اقل شما مرا بشناسید ویا من با شما کدام رابطه سیاسی داشته باشم با تمام انرژی ام شما را سپورت و از شما در تمام محافل سیاسی داخلی و بین المللی دفاع نموده ام.

در این سی سال و اندی با وجود ناتوانی ها ،ضعف ها و کمبودیهای چشم گیری که دارید با صد نیرنگ و فریب خود را به صفت رهبر تاجیک ها مطرح و بالای مردم تحمیل نمودید و حق انتخاب ویا چانس برای تبارز احدی قایل نشدیدتا خدا نا خواسته جاگزین شما شود و مردم هم مانند من کدام چاره دیگر نداشت بجز از اینکه چشم و دهان را بسته و شما را قبول نمایند.

متاسفانه در این اواخر نتنها من بلکه تمام ملت تاجیک از سازش ها ،معامله گریها و خودخواهی هایتان به فغان امده اند و دیگر درخود حوصله و تحمل بیدادگریهای تانرا ندارند آخر به لحاض خدا دست از سر مردم بردار و مردم را مانند خود الت دست کرزی و امثالهم قرار نده ، دیگر بس کن استاد ملت پرغرور تاجیک را از این بیشتر ذلیل و بدبخت نساز ،به خاطر خدا بگزار مردم سرنوشت خود را خود شان تعین کنند بگذار مردم راه خود را در این مرحله اساس و سرنوشت ساز تاریخ که متاسفانه تاجیک ها با مرگ و زندگی بخاطر اشتباهات ، خود خواهی ها ، معامله گریهای وخود کامگیهای شما و فهیم و قانونی دست و پنجه نرم میکنند سر نوشت و آینده خود را بدست خود تعین نمایند.

 جناب استاد!

این را خودت و همگان میدانند که ملت پرغرور و بافرهنگ تاجیک هفت هزار سال تاریخ دارد ، هفت هزار سال افتخار دارد ، هفت هزارسال مدنیت دارند هفت هزار سال باانسانیت پیوند دارند ،هفت هزار سال ذلالت را قبول نکرده اند و در هفت هزار سال تاریخ خود نوکری کسی را ننموده اند و قربانی داده اند و افتخار آفرینده اند که آخرین مثال آن مجاهدت ، مقاومت ،شهامت ،غرور ،مردانگی آمر صاحب قهرمان ،مسعود عزیز بود که جان مبارک خود را فدای میهن و مردم خود کرد و برای یک لحظه نوکری کسی را نپزیرفت و با هیچ کس سازش نکرد و در حقیقت درسهای اجاد و نیکان خود را برای نسل موجود و آینده تکرار کرد تا نباشد که خدا ناخواسته واژه های شهامت ، مقاومت ،آزادگی ، ازاداندیشی و تسلیم ناپزیری از از تاریخ ملت تاجیک در اثر سازش و معامله گریهای انسانهای مانند جناب شما ، فهیم و قانونی به یغما برود.

جناب استا د سوالی دارم از شما البته در محضرخدا وند و وجدان تان صادقانه جواب میخواهم که :آیا خجالت نکشیدید که بخاطر مقر ری پسر تان صلاح الدین بحیث سفیر و مقرری داماد تان و دست کشیدن کرزی برسر خودتان بازبا کرزی معامله ننکین کردید و بر سر خون یک ملت پا مانده به اصطلاح رییس جرگه صلح شدید؟

ایا هیچ فکر کردید که صلح با کی؟ صلح با نوکرهای پاکستان؟ صلح با جاسوسان و فروخته شده گان ،صلح با قاتلین ملت ،صلح باکسانیکه خودت را بار ها کفته اند که قومت از افغانستان نیست ، صلح با کسانیکه در یک روز هزارها انسان را در مزار،بامیان ،هرات ،میمنه و غیره جاه های دیگر صرف بخاطراینکه زبان انها را نمدانستند سر به نیست کردند؟، صلح با کسانیکه فرهنگ زمین سوزی را زنده کرده و زمین ها و باغ های شمالی را سوختاند؟صلح باوحشیانیکه شمالی را خالی از زنده جان ساخته و قباله تصاحب ان منطقه را از طرف ای اس ای در بدل هزار ها زن و دختر که در سفارت شوری نگهداری میشد بدست اوردند؟صلح با کسانیکه با فرهنگ ، زبان ،تاریخ و مردمت دشمنی علنی و انکار ناپزیر دارند ؟صلح با تروریزم ؟با نوکر های عرب های وحشی وپاکستانی های دالخور که با صد نیرنگ و حیله که طاقت و شهامت روبرویی را با سردار مقاومت مسعود بزرگ را نداشته روبا صفت با فریب چند خاین آنرا از عقب خنجرزدند، صلح باکی؟ باکسانیکه زنان را در محضر عام شلاق و قمچین میزدند و مردان اختیار ریش خود را نداشت؟

استاد ربانی شما که خود را رهبر تاجیک ها میتراشید ایا برای یگبار در تصمیم گیریهای تان مراجعه به آری تاجیک ها نموده اید ؟،به یقین که شما از مراجعه به مردم در هراسید.

در همین دوران جهاد، مقاومت و فعلآ با وجود اینکه از برکت خون پاک ملت تاجیک صاحب سرمایه و ثروت عظیم شده اید به اندازه که هرگاه پول هایتانرا در دریای آمو اندازید ازپول تان بند برق ساخته میشود وجدانآ برای مردیکه از برکت آنها در رگ های وجود شما خون جازیست چه کرده اید ؟ کدام بند برق ساخته اید؟کدام شفاخانه ساخته اید؟کدام مکتب و یا فابریکه ساخته اید ؟ حتی شهامت داشتن یک دستگاه تلویزین را که در واقع زبان ملت است و در همچو شرایطی بخاطر سمت و سو دهی و روشن سازی ذهنیت مردم ارزش آب حیات دارد ندارید ، پس موجودیت شما بجز ضرر و بد نامی برای مردم چه بوده؟ حتی شما شهامت موجودیت جبهه تغیر و امید را ندارید که در حقیقت یک مرجع ضد دارو و دسته کرزی است و چندین بار در اثر معامله شما باکرزی توسط شما و فهیم تخریب و هنوز هم در صدد از بین بردن ان هستید.

استاد ربانی من ایمان دارم که خودت خوب میدانی که نه کرزی و نه طالبان شما را به اندازه یک توت هم ارزش نمیدهد ،شما را صرف بخاطر تخریب و ازبین بردن تاجیکها دیگر کاری ندارند ،شما را همیشه استفاده کرده اند .مگر بخاطر داری که در جنگ های کابل که گلبدین روزانه هزار ها راکت بکابل فیر میکرد و هزار ها نفر جان شرین خود را از دست میداد شما در پغمان با سیاف و گلبدین شوروا مخوردید همان گلبدینیکه از دستش چوچه گریز بودی و اگرزور آمرصاحب نمیبود خدا داند که بالای تو چه کار ها میکرد.

 استاد آیا هیچ فکر کردیی که صلح با دشمنان قوم، زبان و فرهنک ما حتی حقانیت دوره مقاومت مردم غیور ما را زیر سوال میبرد گرچه خودت در ان دوره به اصطلاح غار موش میپالیدی و فامیلت رابا نور چشمی ها به شمول سفیر صاحب صلاح الدین به لندن فرستاده بودی اما مردم جان میداد ،مردم قربانی میداد و مردم بود که با نوکران پاکستان ،با مذدوران و کاسه لیسان ای اس ای میچنگید و هماسه می آفریدند .البته که از برکت همان خون پاک مردم امروز شما به افتخار در پهلوی کرزی نشته به قاتلین ملت امتیاز میدهید زهی افتخار!

 استاد!

اگر اندکی در وجود مبارکت شما غیرت باقی مانده است ! اگر میخواهی در واپسین لحظات زندگی ات اندکی آرامش خاطر کنی پس هرچه ذود تر فقط دوکار کن :

اولآ هرچه زود تر این طوق لعنت رییس جرگه صلح را از گردنت دور کن و مخلفتت را اعلان کن.

دوم به لحاض خدا خود را از صحنه سیاسی دور بساز و از سر مردم دست بر دار شو بگذار مردم راه خود را خود شان پیدا نمایند در دول کرزی رقصیدن سودی ندارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا