خبر و دیدگاه

جهان یک قطبی بطرف دو قطبی میرود

americanization

 

با فرو پاشی اتحاد شوروی سابق که در سال ۱۹۹۱ بوقوع پیوست تحولات بس عظیم و چشمگیر را نیز در قبال داشت که از اثر آن رویداد ژرف کشور های اروپای شرقی از یوغ اسارت امپراتوری سرخ رهایی یافت، کشور های آسیای مرکزی نائل به استقلال و آزادی گردید، پیمان وارسا با همه تشکیلات آن از هم پاشیده و با جنگ سرد نقطۀ پایان گذاشته شد جهان صفحه جدید را از حیات تاریخی خویش کشود و اتحاد شوروی سابق برای ابد از نقشه سیاسی جهان رخت بربست جهان دو قطبی با جهان یک قطبی تحت قیادت ایالات متحده امریکا عرض اندام نمود که در حقیقت بیلانس و توازن جهانی نیز طور بنیادی تغیر یافت اما باید اذعان نمود که این تغیر توازن مشکلات و پرابلم های جدید را در سطح جهانی در عرصه های مختلف نیز با همرا داشت که اکنون آن پرابلم ها را به وضاحت تام میتوان احساس نمود.

از آغاز قرن بیست و یکم میلادی به بعد یعنی در سال ۲۰۰۱ پدید منحوس و تباه کن القاعده و افراط گرایی مذهبی قد علم نموده که جهان را به خطر جدی و بالقواه مواجه ساخته اند که همین اکنون نیز بشریت متمدن و صلح پرور تحت سایه دود غلیظ آن در نگرانی های شدیدی به سر می برند و از مدت شش سال بدین سو جهان در فضای نا امن ناشی از حملات بی رحمانه آن کما فی السابق در حالت نهایت مضطرب و ترس آور قرار دارد.

وقوع حوادث یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ در واشنگتن و نیویارک ایالات متحده امریکا و چندسال بعد حملات انتحاری در شهر مادرید هسپانیا، حملات انتحاری در شهر لندن بریتانیا، حملات انتحاری در شرم الشیخ جمهوری عربی مصر و حملات انتحاری در شهر های مختلف عراق، افغانستان و پاکستان از نمونه های خشن و دلخراشا اند که میتوان نام برد. علاوه از مشکلات یاد شده موضوعات دیگری نیز وجود دارد که با میزان مشکلات و پرابلم های جهانی افزوده است که میتوان از برنامه های هستوی کوریای شمالی ، ایران و مسابقات تسهیلات هند و پاکستان یادآوری نمود. برخی از آگاهان سیاسی و تحلیل گران امور بعد از آغاز سده بیست و یکم میلادی عقیده بر آنست که در صورت تداوم جهان یک قطبی نه تنها اینکه برای حل واقیعی مشکلات عایده ناشی از آن فرصت های لازم دست نخواهند داد بلکه با حجم آن با گذشت زمان نیز افزوده خواهند گردید.

با پیروی از مفاهم قبول شده علمی باید گفت طوریکه زمان با سرعت معین خویش در حرکت دایمی اند هیچگاه توقف و سکون را نمی پذیرد همانطور پدیده های اجتماعی نیز همواره در تغیر و تکامل خویش بود و سکون را صرف در برخی از موارد خاص و استثنائی نسبی می پندارد ولی تغیر و تحول را یک امر حتمی و جزء لاینفک پدیده ها میدانند هر پدیده اجتماعی تکامل می نماید و سرانجام ذوال پذیر است همین گونه پدیده های اجتماعی طبق قوانین اضداد همواره در بطن خویش در تضاد و مجادله میباشد که سرانجام یک جانب ، جانب دیگر را نفی و خود علیه آن غلبه حاصل می نماید.

این روند فکری در پدیده ها نشان میدهد که جهان مملو از تضاد های گوناگون بوده که میتوان آن را تضاد های درونی و خارجی پدیده ها نامگذاری نمود با درک عمیق از مفاهم فوق الذکر میتوان نتیجه گیری نمود که نظام های موجود و مسلط و جوامع بشری جهان کنونی در تلاش اند تا موجودیت خویش را حفظ و استحکام بخشند همه نیرو ئیکه در برابر آن قرار دارد نیز سعی می ورزد تا جانب مقابل را نفی و بالای آن تسلط و برتری حاصل نماید ولی با وجود اینکه در جهان کنونی برای حفظ نظم جهانی موسسات بین المللی ایجاد و غرض پیشبرد امور آن قوانین متعدد نیز وضع گردیده است تا از نظم جهانی حراست بعمل آورند و هکذا به منظور حفظ و تحقق بیشتر آن میثاق های بین المللی و چند جانبه میان دول جهان نیز عقد گردیده است تا به منظور اهداف مطروحه شان به منصه اجرا و تطبیق قرار داده شود ولی با آن هم برخی از کشور ها غرض کسی برتری خویش بالای دیگران در تلاش بود و همواره در صدد کسب مواضیع بهتر جهت تامین بقای خویش میباشد.

با نظر داشت علل و فکتور های یاد شده فوق میتوان وضع کنونی جهان را از بعد سیاسی و نظامی آن مورد غور بررسی مجدد قرار داد تحلیل گران و محققین علوم سیاسی جهان را در آستانه تشکل انقطاب جدید سیاسی و نظامی می پندارد و در این رابطه پیشداوری می نماید که انقطاب جدید میان ایالات متحده امریکا و روسیه به میان خواهند آمد زیرا مانند جنگ سرد در قرن بیست میلادی ایالات متحده امریکا و فدراتیف روسیه از لحاظ طرز و تفکر ایدیولوژیک از دو ایدیال متضاد پیروی می نماید به گونه مثال ایالات متحده امریکا از اقتصاد بازار آزاد ملکیت خصوصی و مردم فدراتیف روسیه از اقتصاد تقریباً تحت کنترول دولت و مالکیت اجتماعی پیروی می نماید هرچند کادر رهبری فدراتیف روسیه در بسا موارد طرز اقتصاد را با مقتضیات عصر کنونی بازسازی نمود که چنین تغیرات باعث رشد اقتصادی قابل ملاحظه آن گردیده است از جانب دیگر فدراتیف روسیه در یک موقعیت خاص جیوپولتیک قرار داشته که منابع سرشار طبیعی و نیروی وافر بشری توام با پیشرفت های ساینس و تکنالوژی جدید با اهمیت آن افزوده است همچنان فدراتیف روسیه از لحاظ پهنائی ارضی در ردیف سوم و بعد از کانادا قرار داشته که طبق اعمار و احصائیه های اخیر آن جمهوری دارای مساحت زیاد و نفوس آن بیش از ۱۲۰ نفر میباشد در حالیکه ایالات متحده امریکا منحیث ابر قدرت جهانی و پیشرفت های چشمگیر اقتصادی و نظامی و توام با تکنالوژی نهایت پیشرفته از لحاظ پهنای اراضی در ردیف چهارم قرار داشته و طبق امار انتشار یافته اخیر دارای مساحت (۹۱۶۶۶۰۰) کیلومتر مربع و نفوس (۲۷۵۵۶۲۷۳) نفر میباشد.

از جانب دیگر مردم فدراتیف روسیه مانند ایلات متحده امریکا دارای سلاح هستوی و کسب عضویت دایمی در شورای امنیت سازمان ملل متحد و دارنده حق ویتو میباشد و علاوتاً موافقیت های قابل ملاحظه فدراتیف روسیه در عرصه های اقتصادی و نظامی ایالات متحده امریکا و سایر کشور های صنعتی جهان را در تعجب و حیرت قرار دادند که با دست یابی چنین معیار ها میتواند نقش اساسی و کلیدی را در سایر قضایای جهانی ایفا نماید . تحلیل کران اوضاع سیاسی همچنان براین باوراند فدراتیف روسیه با مشخصات خاص و استثنائی خویش یگانه کشوری است که در برابر ایالات متحد امریکا در آینده نزدیک ایستاده گی نموده و منحیث ابرقدرت جهانی خود را متبارز سازند از همین حالا میان ایالات متحده امریکا و فدراتیف روسیه در بسا موارد جنگ سرد آغاز گردیده است. یک راپور ارایه شده به کانگرس امریکا به صراحت گفته است که جمهوری فدراتیف روسیه بنابر پیشرفت های مسلسل در عرصه نظامی در آسیا و امتداد بحر الکاهل برای پایگاه های نظامی ایالات متحده امریکا خطر جدی تلقی می گردد. در راپور پنتاگون آمده است که نیروی هوائی و بحری جمهوری فدراتیف روسیه ازظرفیت های کافی و قابل ملاحظه برخوردار بوده. همچنان در راپور سالانه پنتاگون آمده است که جمهوری مردم روسیه برای تقویت امور دفاعی سالانه (۶۰۰) بلیون دالر را به مصرف می رسانند اما با وجود آن وزیرامورخارجه فدراتیف روسیه طی بیان خویش خاطر نشان ساخته است که نیرومندی نظامی فدراتیف روسیه برای کدام کشور دیگر مورد خطر نبوده بلکه همه اقدامات نظامی فدراتیف روسیه برای اهداف دفاعی مورد اجرا قرار داده می شود اما با آنهم ایالات متحده امریکا و حوزه آسیا پسفیک از پیشرفت های نظامی آن بیمناک می باشند.

مقامات ارشد سیاسی و نظامی جمهوری مردم روسیه اظهار می دارند که با اصل زیست باهمی و همکاری متقابل کشور ها و فادار بوده و با آن ارج می گذارند ولی بر خلاف برخی از تحلیل گران عقیده بر آنست که در آینده وقوع جنگ میان ایلات متحده امریکا و جمهوری مردم روسیه ممکن یک امر حتمی و ضروری پنداشته شود و نباید آنرا از تصور بدور نگهداشت زیرا بعد از جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی سابق ایالات متحده یگانه ابر قدرت جهانی بوده که به هیچ صورت پیشرفت های نظامی فدراتیف روسیه و سر بر افراشتن آنرا منحیث یک ابر قدرت دومی در سطح تحمل نمی نماید پیشرفت های نظامی فدراتیف روسیه را به مثابه تهدید برای صلح و ثبات منطقه و جهان می پندارد در حالیکه کشور فدراتیف روسیه همه عرصه های نظامی خویش ر تقویه و آراسته می سازد و بخصوص نیروی بحری خویش را به حد کافی انسجام داده است که باالمقابل ایالات متحده امریکا سیستم بحری خویش ر نیز مطابق ضرورت های عینی تجهیز و مستحکمتر ساخته است.

ایالات متحده امریکا پیشرفت های نظامی و اقتصادی جمهوری فدراتیف روسیه را خطر بزرگ برای اقتدار جهانی خویش تلقی نموده و از آن در هراس اند. جمهوری فدراتیف روسیه سعی و تلاش مزید به خرچ می دهد تا در عرصه تجارت و دپلوماسی اوضاع را تحت کنترول در آورده و بالای اهداف مطروحه خویش در زمینه فایق آیند اما نباید فراموش کرد که این کشمکش ها و رقابت ها میان ایالات متحده امریکا و فدراتیف روسیه مسلماً بالای کشور های حوزه جنوب شرق آسیا تاثیر وارد نموده و آنرا اثر پذیر خواهند ساخت ولی برخی از کشور های جنوب شرق آسیا را عقیده بر آنست که از دایره این مخاصمت ها دوری جسته و در میان این دو قوت نظامی و اقتصادی موقف بیطرفانه خویش را حفظ و تحقق بخشند. ایالات متحده امریکا مدعی اند که جمهوری فدراتیف روسیه طی یک برنامه وسیع و گسترده سیستم دفاعی خویش را با معیار های جدید استحکام بخشیده و هزینه هنگفت را با آن اختصاص داده است که در برابر کوچکترین حمله کشور مهاجم آماده یک جنگ تمام عیار می باشد و روی همین ملحوظ همین اکنون در تلاش اند تا ظرفیت های جنگی خویش را در عرصه نیروهای هوائی، بحری وزمینی ارتقا بخشیده و انسجام بیشتر و بهتر دهند. جمهوری فدراتیف روسیه با دستیابی با پیشرفت های اقتصادی و تخنیکی توانسته است تا طیارات جنگی نوع(سوخو جدید) را در برابر طیارات جنگی (F16) ایالات متحده امریکا تولید و بکار برد. همچنان در عرصه تقویه نیروی بحری خویش نیز توانسته است تا در برابر تحت البحری روسیه ایالات متحده امریکا تحت البحری(لیوبانک کلاس) مجهز ترین تحت البحری که دارای ظرفیت انتقال سلاح های زروی نیز می باشد تولید نماید. علاوتاً در صنعت تحت البحری های مجهز پیشی نموده و تحت البحری دیگری بنام (H.Q.9) که آن نیز دارای ظرفیت انتقال سلاح های زروی می باشد تولید نموده است.

جمهوری فدراتیف روسیه در برابر راکت های نوع (پترپات) ایالات متحده امریکا راکت های زمین به هوا را اختراع و ساختمان نموده است. که سر گلوله های پترپات را در هوا خنثی و فاقد تاثیرات درطی مسیر آن می نماید.

جمهوری فدراتیف روسیه همه تاسیسات نظامی خویش را بازسازی و پوتنشیال دفاعی خویش را از حیث کمی و کیفی بیش ارتقا بخشیده است که مانور های گسترده اخیر که با نیرو های نظامی روسیه مشترکاً انجام داد. الگوی روشن آن می توان پنداشت. هر چند تحت قیادت جمهوری مردم چین کدام اتحاد نظامی بطور رسمی اعلام نگردیده است ولی چنین تصور وجود دارد که سازمان همکاری منطقوی یشانگهای که کشور های روسیه، قزاقستان، ازبکستان، قرغزستان، تاجکستان و جمهوری مردم چین عضویت آنرا تشکیل می دهند با یک پیمان نظامی مبدل خواهند گردید و در صورت واقیعت آن احتمال قوی وجود دارد که پاکستان و منگولیا در آن نیز عضویت را حاصل و اهداف آنرا در جهات مختلف در سطح منطقوی وجهانی دنبال نمایند که البته چنین انکشافات جدید بالای جمهوری اسلامی افغانستان نیز بدون تاثیر نبوده بلکه تاثیر جدی و قابل ملاحظه را بالای آن خواهد داشت زیرا درصورتیکه مردم جمهوری فدراتیف روسیه در راس چنین یک اتحاد احتمالی قرار داشته باشد و پاکستان نیز به حیث عضو در آن شامل گردیده باشد مسلماً که تاثیر قابل ملاحظه را بالای جمهوری افغانستان خواهند داشت در حالیکه جمهوری فدراتیف روسیه از طرف شرق و پاکستان از جنوب و جنوب غرب با افغانستان متصل اند به هر حال همچو تصور هنوز یک فرضیه می باشد ولی تا سال های (۲۰۱۲) احتمال تحقق آن قویاً وجود دارد که البته تعبیر واقعی این پیشداوری ها بوقت و زمان نیاز داشته ولی از مقامات ذیصلاح و ذیربط جمهوری اسلامی افغانستان نیز توقوع برده می شو که چنین صف آرائی های جدید جهانی را با تعمق بیشتر تحت غور و برسی قرار داده و پیشبین همچو رویداد ها در سطح جهانی و منطقوی خواهند بود. جمهوری اسلامی افغانستان چنین قضایا را همواره تحت نظر داشته و عندالموقع با آن راه حل های منطقی و کار ساز را جستجو و با نظرداشت منافع ملی خویش در تحقق آن گام های استوار و هدف مندانه را خواهند برداشت.جای نهایت افسوس است که زمامداران افغانستان تحرکات موجود را در جهان و منطقه به چشم سر می بینند باگوش می شنوند که جهان در آبستن تقابل در حرکت است فدراتیف روسیه و دیگر کشور های منطقه مانند ایران و پاکستان در تلاش آن اند تا در افغانستان بخاطر سیاست گذاری های بعدی نهال شانی کنند و هر روز مصروف این کار اند اما با عدم درک از حقایق موجود مسئولین امور همان سیاست کهنه زنگزده دیروز را دنبال می کنند اگر ما نتوانیم یا نخواهیم در سیاست های منطقوی خود تجدید نظر کنیم بزودی افغانستان هم شامل زور آزمایی های بزرگتر منطقوی و فراه منطقوی خواهد شد خشونت های دیگر سر بلند خواهد کرد سیاست های اقتصادی و اجتماعی و امنیتی ما که خود پرابلم های زیاد دارند در رفع آن باید بکوشیم در غیر آن بین مقابله کننده گان که خود را ابر قدرت میدانند خورد و خمیر میشویم. این سیاست های را که در این روزها ما دنبال می کنیم و امریکا و کسان دیگر را بدون سنجش دشمن خطاب می نمایم این سیاست هر گز سیاست به درد بخور نبوده ناکام است اگر امروز اشتباه می نمایم خساره فردای آن سنگین تر از امروز است.

 


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا