خبر و دیدگاه

رویداد هفت ثور؛ انقلاب یا جنایت؟

haft_sawer

تاریخ بشری مملو از حوادث و رویدادهای گوناگون است که وقوع رویدادهای مهم روند زندگی ملتها را به سوی سعادت و نیک بختی و یا هم سیه روزی و بدبختی سوق میدهد. روز هاییکه در ان رویدادهای نیکی به وقوع پیوسته اند بمثابۀ روزهای خجسته توسط ملتها تجلیل میشوند. ولی روزهای که در ان وقایع رخ داده باشد که زندگی را به سوی تاریکی و سیه روزی سوق داده، بمثابۀ روزهای سیاه ثبت دفتر تاریخ بشر میشوند.

هفت ثور سال ۱۳۵۷خورشیدی نیز در تاریخ معاصر افغانستان از جمله روزهای طراز دوم به حساب میرود. هفت ثور مصادف است با روزیکه جمهوری افغانستان توسط عناصر شوم احزاب خلق و پرچم به سقوط روبرو شد و رئیس جمهور وقت افغانستان سردار محمد داود خان همراه با فامیلش توسط این انسان نماهای خون اشام و وطنفروش به شهادت رسید. کودتاری مزبور توسط کودتا چیان بنام انقلاب کبیر ثور مسمی گردید.

کودتاچیان علت اصلی کودتا را مبارزه علیه به اصطلاح ایشان فئودالیزم و کاپتالیزم تلقی کردند و ادعا میکردند که هدف مبارزۀ ایشان دفاع از کارگر و طبقۀ پرولتاریا جامعه میباشد. در حالیکه افغانستان کدام کشور صنعتی نبود تا حق کارگ غصب شود. ایشان کودتای شانرا حتی از انقلاب اکتوبر سال ۱۹۱۷م اتحاد جماهیر شوروی نیز بزرگتر تلقی میکردند که به اصطلاح ایشان انقلاب مودل جدید یا انقلاب شکوهمند و برگشت ناپذیر هفت ثور.

کمونستان افغان (خلق و پرچم) اصلاً پیرو هیچ نوع ایدیالوژی خاص سیاسی نبودند، هرچند ایشان ادعا میکردند که کودتای شان، انقلاب بی نظیر ثور توسط طبقۀ کارگر به راه انداخته شده بود، طوریکه قبلاً یاد اوری شد که افغانستان کشوری صنعتی نبود تا حق کارگر غصب شود و ایشان دست به قیام بزنند. با وجود اینکه ایشان خویش را پیروان راستین! ایدیالوژی وارداتی مارکسیزم و لننیزم می پنداشتند ولی در حقیقت جز منافع حزبی شان به هیچ فکر سیاسی پای بند نبودند. ایشان فکر میکردند که با سردادن شعارهای کارگرو ضد امپریالیسم افغانها را بازی خواهند داد، ولی بعدها حقیقت طوری شد که به اصطلاح انقلاب برگشت ناپذیر ثور، حتی توسط همان طبقۀ غریب و کارگر جامعۀ افغانی شکست پذیر شد.

از نخستین روزهای کودتای ثور معلوم و هویدا بود که این کودتا پایدار نمی ماند، زیرا آغاز این کودتا توسط چند نظامی خود فروخته با خونریزی شده بود. تعداد زیادی از هموطنان ما در همان روز نخست این کودتای خونخوار جانهای شیرین شانرا از دست دادند. با پیروزی کودتا، سلسلۀ دستگیری و کشتن مردم افغانستان آغاز شد. کمونستان جنایتکار به بهانه های ضدانقلاب، مرتجع، عناصر امپریالیزم، فئودال، اشرار و … همه روزه جوخه جوخه مردم این دیار را تا کام مرگ می کشاندن.

چرا کودتای هفت ثور به وقوع پیوست؟

در مورد علت اصلی کودتای هفت ثور دیدگاههای مختلف وجود دارد.جانب کمونستان کودتا را یک حرکت خودجوش و مستقل تلقی میکنند.اما حقیقت طوری است که تعدادی زیادی از مؤرخین وسیاسیون واقعبین وطن ما به این باور اند که علت اصلی وقوع کودتای هفت ثور واکنش تند سردار محمد داوود خان در برابر رهبر وقت شوروی بریژنیف بود.

گزارش مذاکرات داوود خان با بریژنیف در اثار متخلف تاریخی بطوری مفصل ذکر شده. در جریان مذاکرات اظهارات بریژنیف از دید داود خان، مداخله در امور داخلی افغانستان تلقی شد وفوراً واکنش شدیدی نشان داد و خاطر نشان ساخت که افغانها غریب و گرسنه زندگی کرده میتوانند ولی حاضر نیستند آزادی شان را از دست بدهند.به تاریخ مراجه شود.

و از جانب دیگر اخیراً سردار محمد داودد خان سفرهای متعددی به کشورهای منطقه و خلیج انجام داد که همۀ این کشورها آنزمان به سوی بلوک غرب (امریکا) تمایل داشتند، به گفتۀ بعضی ها در اواخر محمد داوود از کشالۀ دوامدار اختلاف روی خط دیورند با پاکستان نیز خسته شود بود ومیخواست تا با پاکستان و کشورهای خلیج روابطش را نورمال سازد واز این طریق ممکن بود مساعدتهای هنگفت مالی و نظامی را از ایالات متحدۀ امریکا بدست بیاورد.
اکثریت مطلق تحلیلگران و مؤرخین افغان به این باور اند که علت عمدۀ کودتای هفت ثور تمایل داوودخان بسوی کشورهای مخالف شوروی بود، ولی واکنش تند محمد داوود در برابر بریژنیف زمان وقوع همچو کودتا را نزدیکتر ساخت، به این ترتیب میتوان دست داشتن شوروی را در کودتای ننگین هفت ثور مشخص ساخت.

کودتای هفت ثور و واکنش افغانها

سنگ بنیاد کودتای هفت ثور از همان آغاز با کشتار و خونریزی بنا نهاده شد. با به قدرت رسیدن کمونستها، صدور فرمانهای مختلف در مورد زمینداران و سرمایه داران و حتی در مورد عروسی، بدون در نظر داشت دین، فرهنگ و عنعنات افغانی آغاز شد. هر روز فرمان جدیدی صادر میگردید  که به هیچ وجه با دین و فرهنگ افغانی همخوانی نداشت.

توقیف و کشتار مردم به بهانه های مختلف اغاز شد. مردم بی گنان و مظلوم را به بهانه های ضد انقلاب، اشرار، عقبگرا، مرتجع، خائن به وطن، فئودل، ضد انقلاب، عناصر امپریالیزم و غیره… را نخست توقیف و بعداً بدون کدام محاکمه با انواع مختلف ظلم و ستم زندگی شان را به پایان میرسانیدند. دیگر حکومت خون و اتش بود. جز قتل و توقیف چیزی دیگری به چشم نمی رسید.

در مورد کشتارها عبدالحمید مبارز نویسندۀ معروف افغان مینویسد:”در کابل شایع شده بود که روزی گروهی از سرشناسان ولایات غربی کشور به دیدن تره کی امده بودند، طبق شایعه تره کی که ۲۴ساعت بی حال بود به یاور خود هدایت داد که “تیر شان کو” . یاور مذکور فکر کرد که تیر شان کو معنی اعدام را دارد وآن گروپ را برای اعدام به زندان پلچرخی فرستاد. فردای انروز تره کی کمی به هوش امده بود به یاور هدایت داد تا آن گروپ را بیاورد تا ایشان را ملاقات کند، یاور گفت طبق هدایت شما اعدام شدند تره کی دیگر حرفی نزد و پریشانی نکرد تا یک خلقی ناراض نشود”.(۱)

کوتاه سخن اینکه کمونستان بالای هیچ کسی رحم نکردند، حتی اخرین نخست وزیر دورۀ شاهی، محمد موسی شفیق که تا آنزمان در کابل بود نیز به شهادت رسید. زمانیکه مردم افغانستان دیدن که افراد سرشناس جامعه کشته میشوند، با دین، فرهنگ و عنعنات ایشان توهین صورت میگیرد، ناگزیر با سلاحهای نا چیز دست داشتۀ شان رهسپار سنگرها شدند، و آغاز به مقاومت علیه ان نظام مستبد، بی دین و خود کامه کردند.

زمانیکه حفیظ الله امین استادش (تره کی) را خفه کرد وجانشینش شد، دامنۀ مقاومت گسترش چشمگیری یافته بود، مجاهدین تا نزدیکی پایتخت کشور رسیده بودند. دیگر همۀ ملت درک کرده بود که جز مبارزۀ مسلحانه راه دیگری وجود ندارد، همزمان با مقاومت کشتار و بمباران وحشیانۀ رژیم نیز جریان داشت، ولی ان کشتارها و بمبارانها بیشتر از پیش مجاهدین را راسختر و مصممتر میساخت.

تا ان دم مجاهدین افغان فقط با سلاحهای ناچیز دست داشتۀ شان مبارزه مینمودند تا اینکه بتاریخ شش جدی سال ۱۳۵۸خورشیدی ارتش اتحاد جماهیر شوروی بالای افغانستان تجاوز نمود و مقاومت ملی، شکل یک مقاومت بین المللی را به خود اختیار کرد. زیرا تجاوز نظامی اتحاد شوروی تهدیدهای را به کشورهای منطقه نیز متوجه ساخت. این امر همۀ کشورهای منطقه را ودار ساخت تا با مجاهدین همکاری نمایند ورنه، کشورهای خود شان بر اساس سیاست توسع طلبانۀ شوروی مورد حمله قرار خواهند گرفت، پس جز کمک و همکاری با مجاهدین بدیلی دیگری برای حفظ منافع ان کشورها وجود نداشت.

سرانجام مقاومت تیت و پراگنده با سلاحهای عقب مانده، ولی با عزم راسخ و تصمیم اهنین باعث شد که طلسم شکست ناپذیری اتحاد شوروی پیشین را به شکست مواجه ساخت و جهان را از شر شوروی و کابوس جنگ سرد نجات بخشید.

 

____

۱. تحلیل واقعات سیاسی افغانستان، ۱۹۱۹-۱۹۹۶م، عبدالحمید مبارز.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا